دانلود پایان نامه

فراگیر با افراد بهنجار
مقایسه طرحواره ناسازگار اولیه نقص/ شرم در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی و اضطراب فراگیر با افراد بهنجار
مقایسه طرحواره شکست در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی و اضطراب فراگیر و افراد بهنجار
مقایسه طرحواره وابستگی/ بی کفایتی در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی و اضطراب فراگیر و افراد بهنجار
مقایسه طرحواره آسیب پذیری نسبت به زیان و بیماری در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی و اضطراب فراگیر و افراد بهنجار

مقایسه طرحواره خود تحول نیافته/گرفتاردر بیماران مبتلا به افسردگی اساسی و اضطراب فراگیر و افراد بهنجار
مقایسه طرحواره استحقاق/بزرگ منشی در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی و اضطراب فراگیر و افراد بهنجار
مقایسه طرحواره خویشتن داری/ خود انضباطی ناکافی در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی و اضطراب فراگیر و افراد بهنجار
مقایسه طرحواره اطاعت در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی و اضطراب فراگیر و افراد بهنجار
مقایسه طرحواره از از خود گذشتگی در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی و اضطراب فراگیر با افراد بهنجار
مقایسه طرحواره بازداری هیجانی در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی و اضطراب فراگیر و افراد بهنجار
مقایسه طرحواره معیارهای سختگیرانه/ عیب جویی افراطی در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی و اضطراب فراگیر و افراد بهنجار
تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها
طرحواره های ناسازگار اولیه: الگوهای پایداری هستند که در طول زمان گسترش می یابند و در عملکرد بهنجار اختلال ایجاد می کنند. با توجه به نظر یانگ هنگامی که نیازهای اساسی برآورده نشوند طرحواره های ناسازگار اولیه رشد خواهند کرد و منجر به شکل گیری آسیب روانی می شوند (یانگ و همکاران، 1993). مقیاس طرحواره های ناسازگار اولیه از نوع فاصله ای می باشد .
منظور از طرحواره های ناسازگار اولیه در این پژوهش میزان نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه طرحواره های یانگ بدست می آورد.
اختلال شخصیت خودشیفته: الگوی فراگیر بزرگ منشی، نیاز به تحسین و فقدان همدلی است که با نشانه هایی چون اعتقاد به بی همتایی، انتظارت غیرمنطقی از دیگران، خیالپردازی های مربوط به قدرت و غیره شخص می شود (انجمن رونپزشکی آمریکا، 2000). مقیاس الگوی شخصیت خودشیفته از نوع فاصله ای میباشد .
منظور از الگوی شخصیتی خودشیفته نمره ای است که فرد در پرسشنامه شخصیت خودشیفته (NI) بدست می آورد.
اختلال اضطراب فراگیر: اضطراب و نگرانی شدید در مورد چندین رویکرد یا فعالیت که در اکثر روزها و به مدت 6 ماه اتفاق می افتد و با نشانه هایی چون تنش عضلانی، تحریک پذیری، بی قراری و غیره همراه است (سادوک و سادوک، 2003).
منظور از اضطراب فراگیر در این پژوهش براساس تشخیص روانپزشکی و براساس ملاکهای تشخیصی DSM-IV-TR می باشد.
اختلال افسردگی اساسی: نشانگانی است که تحت تاثیر خلق افسرده است و براساس بیان لفظی و غیرلفظی عواطف غمگین، اضطراب و یا حالات برانگیختگی نشانه داده می شود (آپلا ، 2006).

منظور از افسردگی اساسی در این پژوهش براساس تشخیص روانپزشکی و براساس ملاکهای تشخیصی DSM-IV-TR می باشد.

مقدمه
در این فصل ابتدا به بررسی اختلال افسردگی و اضطراب فراگیر خواهیم پرداخت. سپس به توصیف متغیرهای وابسته مورد استفاده در این پ‍ژوهش یعنی طرحواره های ناسازگار اولیه و شخصیت خودشیفته میپردازیم.

افسردگی
افرادی که خلق پایین دارند (افسردگی) با کاهش انرژی و علاقه، احساس گناه، اشکال در تمرکز، بیاشتهایی و افکار مرگ و خودکشی مشخص میشوند (سایر علایم و نشانه ها عبارتاند از تغییر در سطح فعالیت، تواناییهای شناختی، تکلم و اعمال نباتی- ایمنی مانند خواب، اشتها، فعالیتهای جنسی و سایر ریتمهای بیولوژیک). این اختلالات معمولاً همیشه منجر به اختلال در عملکرد شغلی، روابط اجتماعی و بین فردی میگردند (سادوک و سادوک، 2003 ترجمه پورافکاری، 1385).

تاریخچه افسردگی
مردم موارد افسردگی را از زمانهای قدیم ثبت کردهاند. توصیفهایی از آنچه امروزه اختلالات خلقی میخوانیم در بسیاری از منابع طبی قدیم وجود دارد. داستان عهد عتیق شاه سائول و داستان خودکشی آژاکس درایلیاد هومر، هر دو یک سندرم افسردگی را توصیف کردهاند. حدود 400 سال قبل از میلاد، بقراط اصطلاح مانی ملانکولی را برای توصیف اختلالات روانی به کار برد. در حدود سال 30 میلادی، سلسوس پزشک رومی در کتابش، ملانکولی را ناشی از صفرای سیاه معرفی نمود (از ریشه یونانی Melan (سیاه) و Chole (صفرا). همچنین آرتیوس پزشک یونانی در ابتدای قرن اول میلادی دریافت که مانی و افسردگی که بعضی اوقات در یک فرد رخ میدهند به نظر می رسد که از یک اختلال واحد ریشه میگیرند. در اوایل قرن نوزدهم فلیپ پینل (1801)، گزارش جالبی از افسردگی به رشته تحریر در آورد که نام امپراطور و پادشاه فرانسه در آن منعکس گردیده بود. همچنین افسردگی از طریق ارائه بعضی از قربانیان مشهورتر به طور آشکار توصیف شده است. آبراهام لینکن در یکی از حمله های عودکننده افسردگی چنین نوشت اگر آنچه من احساس میکنم به طور مساویبین تمام انسانهای دنیا توزیع میشد، هیچ چهره شادی روی زمین وجود نداشت. چرچیل نیز درباره جدالهایش با آنچه وی “سگهای دیوانه افسردگی” نامیده، صحبت کرده است (آزاد، 1384).
اگرچه قرنهاست این اختلالات توسط محققان مختلف، مورد توجه دقیق و امعان نظر واقع شده، ولی هنوز این افراطهای ناتوان کننده خلقی به صورت یک راز باقیمانده است (آزاد، 1384).
اختلال افسردگی اساسی
در دوره افسردگی منحنی خلق نسبت به دوره مانی، به سمت پایین افت میکند. اگر چه در بعضی موارد، یک ضایعه روانشناختی شدید ممکن است فرد را در خلال یک شب، دچار افسردگی سازد ولی ظهور افسردگی شدید همواره تدریجی است و طی دوره چند هفته یا چند ماه به وقوع میپیوندد. دوره حمله افسردگی نوعاً طولانی تر از حمله مانی است و پس از پایان مانی، بتدریج و به آهستگی ظاهر میشود. شخصی که وارد دوره افسردگی میشود مانند حمله مانی احساس میکند که تغییرات عمیقی در اکثر جنبههای عملکردی وی رخ داده است و آن نه فقط در خلق، بلکه درانگیزه، تفکر و کنشهای بدنی و حرکتی وی آشکار است (آزاد، 1384).
ویژگیهای حمله افسردگی اساسی عبارت اند از:
1- خلق افسرده: تقریباً همه افراد افسرده، درجاتی از غمگینی شدید یا ناشادی را که دامنه آن از یک مالیخولیای (اندوهگینی) متوسط تا ناامیدی شدید درنوسان است گزارش کردهاند. این نوع غمزدگی، ممکن است توسط فرد به صورت ناامیدی شدید، تنهایی یا دلگیری ساده توصیف شود. کسانی که افسردگی ملایم یا متوسط دارند ممکن است همواره گریه کنند. ولی افرادی که به افسردگی شدید دچارند، اغلب اظهار میدارند که دوست دارند گریه کنند ولی نمیتوانند. افراد مبتلا به افسردگی عمیق، غالباً اوضاع و احوال خود را برگشتناپذیر پنداشته و معتقدند که نه خود میتوانند کمکی به خویش بنمایند و نه دیگران قادرند کمکی به آنها بکنند. این نوع طرز تفکر، به عنوان سندرم ناامیدی – بی پناهی نام گرفته است (آزاد، 1384).
2- نبود علاقه یا لذت نسبت به فعالیتهای عادی زندگی: مهمترین ویژگی معمولی حمله افسردگی اساسی علاوه بر خلق افسرده، کاهش انگیزه است. وجود یکی از این دو ویژگی یعنی خلق افسرده یا فقدان انگیزه، برای تشخیص افسردگی اساسی لازم است. به نظر میرسد که در شخص افسرده کلیه فعالیتهای که صورت میگیرد از قبیل کار، مواظبت از فرزندان، صحبت کردن با دوستان و تماشای فیلم و غیره بی ارزش بوده و تمایلات جنسی آنان دستخوش کاهش شدید میشود. بیماران مبتلا به افسردگی اساسی ممکن است این تجربه را داشته باشند که دچار فلج شدگی کامل اراده شدهاند و به طور کلی در به حرکت در آوردن اعضای خود برای انجام هر کاری عاجز و ناتوانند (آزاد، 1384).
3- اختلال در اشتها: اکثر افراد افسرده، اشتهای کمی داشته و وزنشان کاهش مییابد. هر چند بعضی از آنان به ویژه کسانی که قبلا رژیم غذایی داشته اند از طریق خوردن زیاد و افزایش وزن خود، واکنش نشان میدهند (آزاد، 1384).
4- آشفتگی خواب: یکی از ویژگیهای مهم افراد افسرده، بیخوابی شدید است. آنها خیلی زود از خواب بیدار شده و قادر به ادامه خواب نیستند. اما ممکن است بعضی از آنان، در آغاز نیز برای خوابیدن دچار اشکال و نارحتی باشند یا آنکه در طول شب، مکرراً از خواب بیدار شوند. در بعضی از موارد ممکن است خواب هم مانند اشتها، افزایش یافته و حالت افرا طی به خود بگیرد به نحوی که شخص بیش از 16- 15 ساعت بخوابد و هنوز احساس کند که خسته است و نیاز به خواب دارد.
5- کندی یا برانگیختگی روانی- حرکتی: معمولاً افسردگی را میتوان سریعاً از طریق رفتارهای حرکتی و بدنی شخص تشخیص داد. در متداولترین الگوی این اختلال که افسردگی کند شده نام گرفته است به نظر میرسد که بیمار بسیار مغلوب خستگی شدید شده و فعالیت ارادی کمی از خود نشان میدهد.
بدن آنها جمع و در هم بر هم شده و حرکات آنان آهسته و کند و در کمترین حد است. صحبتهای آنان آهسته و بیدوام و معمولاپیش از جواب دادن همراه با توقف است. ممکن است در موارد شدید، این حالت به بهت ، گیجی و بیحرفی مبدل شود. در بعضی موارد نیز امکان دارد که نشانه های مرضی به صورتی متفاوت با آنچه ذکر شد، آشکار گردد. این حالت، افسردگی برانگیخته شده نام گرفته و نشانه های آن عبارت است از: بی قراری و فعالیت بی وقفه مانند فشار دادن و مالیدن دستها به یکدیگر، راه رفتن بی هدف، پرتنشی و ناآرامی، نالیدن و گله کردن دائمی.
6- نبود انرژی: معمولاً در افراد افسرده، سطح انرژی به طور برجسته ای کاهش یافته و فرد بدون انجام هیچ کاری همواره احساس خستگی و فرسودگی میکند.
7- احساس گناه: افراد افسرده نه تنها نسبت به زندگی بلکه نسبت به خودشان نیز بی علاقهاند و اغلب کمبودها و نارسائیهای در زمینه هوش، جذابیتهای بدنی، سلامتی و مهارتهای اجتماعی، به خود نسبت میدهند. آنان شکایت بسیار درباره از دست دادن عشق و محبت، اشیاء مادی، پول و حیثیت دارند که ممکن است ناشی از احساس بیکفایتی و ناشایستگی باشد. احساس بیارزشی اغلب با احساس گناه عمیق همراه است. فرد افسرده شکستهای گذشته و حال را بزرگ مینماید و به نظر میرسد که محیط اطراف را برای شاهد ادعای خود مورد بررسی قرار داده و هر گونه نقص و نارسایی را به خود نسبت میدهد.
8- مشکلات تفکر: در افراد افسرده جریانهای ذهنی نیز مانند جریانهای بدنی معمولاً کاهش مییابد و آنها غالباً مشکلاتی در تفکر، تمرکز و یادآوری دارند.
9- افکار بازگشت ناپذیر درباره مرگ و خودکشی: بسیاری از افراد افسرده، افکار عود کننده درباره مرگ و خودکشی دارند. آنان اغلب حالات هیجانی خود را چنین ابراز میدارند که بهتر است بمیرند و بسیاری از آنان، اقدام به خود کشی میکنند.
ویراست چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی نیز ملاک هایی را برای تشخیص اختلال افسردگی مطرح کرده که تقریباً شبیه علایم و نشانه های بالا میباشند و این ملاکها در جدول زیر آمده است:

مطلب مرتبط :   پایان نامه رشته روانشناسی : توانایی مدیریت

جدول 2-1 : ملاک های تشخیصی دوره افسردگی اساسی براساس DSM-IV-TR
A: پنج تا یا بیشتر از علایم زیر از یک دوره دو هفتهای وجود داشته و نشان دهنده تغییر در سطح عملکرد قبلی میباشند. حداقل یکی از علایم یا به صورت(1) خلق افسرده و یا (2) از دست دادن علاقه و احساس لذت.
توجه: علایمی که به وضوح نشانی از یک اختلال طبی عمومی هستند یا هذیانها و توهمات ناهماهنگ با خلق را به حساب نیاورید.
1- خلق افسرده اکثر مواقع روز یا با گزارش ذهنی(مثل احساس غمگینی و پوچی) یا مشاهدات دیگران(مثلا غمگین و اشکبار بودن). توجه: درکودکان و نوجوانان ممکن است به صورت خلق تحریک پذیر باشد.
2- کاهش قابل ملاحظه علاقه یا احساس لذت نسبت به تمام یا تقریباً تمام فعالیتها در قسمت عمده روز و تقریباً هر روز (به طوریکه شرح ذهنی بیمار یا مشاهدات دیگران نشان می دهد).
3- کاهش قابل ملاحظه وزن بدن بدون پرهیز یا رژیم غذایی یا افزایش وزن (مثلا بیش از 5 در صد وزن بدن در یک ماه) یا کاهش و یا افزایش اشتها تقریباً هر روز.
توجه: در کودکان عدم بالا رفتن مورد انتظار وزن بدن را در نظر بگیرید.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

مطلب مرتبط :   پایان نامه رشته روانشناسی با موضوع: تعامل اجتماعی

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

4- بدخوابی یا بی خوابی تقریباً هر روز.
5- تحریک یا کندی روانی حرکتی تقریباً هر روز، قابل مشاهده برای دیگران (فقط مربوط به احساسهای ذهنی بیقراری یا کندی نمیگردد).
6- خستگی یا فقدان انرژی تقریباً هر روز.
7- احساس بیارزشی یا گناه بیجا (که ممکن است هذیانی باشد) تقریباً هر روز (فقط شامل خود ملامتگری و احساس گناه درمورد بیمار بودن نمیگردد).
8- کاهش توانایی تفکر، تمرکز و بلاتصمیمی تقریباً هر روز (به شرح ذهنی بیمار یا مشاهدات دیگران).
9- افکار تکرارشونده مرگ (نه به صورت ترس از مرگ).
افکار انتحاری تکراری بدون نقشه خاص، یا اقدام به خودکشی یا طرح خاصی برای خودکشی.
B- علایم، شامل ملاکهای یک دوره مخطط نمیگردند.
C- علایم، ناراحتی قابل ملاحظه بالینی یا تخریب در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه های مهم به وجود میآورد.
D- علایم ناشی از تاثیر فیزیولوژیک مستقیم یک ماده (داروی نسخه شده یا مورد سوء مصرف) یا یک اختلال طبی عمومی (مثل کمکاری تیروئید) نمیباشد.
E- داغدیدگی توضیح بهتری برای علایم ارائه نمیکند. یعنی پس از فقدان فردی محبوب، علایم پیش از دو ماه دوام مییابد و با تخریب عملکردی بارز، اشتغال ذهنی بیمار گونه یا بی ارزشی، تفکر انتحاری، علایم یسیکوتیک یا کندی روانی حرکتی همراه میشود.
شیوع اختلال افسردگی اساسی
افرادی که دستخوش یک یا چند حمله افسردگی اساسی بدون وجود دوره های مانی میشوند، تحت عنوان افسردگی اساسی نام برده شدهاند. این اختلال عموماً با مسائل عمده بهداشتی همراه است. میزان شیوع این اختلال در ایالت متحده امریکا در حدود 1 تا 2 درصد برای مردان و 3 الی 6/4 درصد برای زنان گزارش شده است (میر و دیگران، 1984؛ به نقل از آزاد، 1384). خطر این اختلال در طول زندگی یعنی درصد کسانی که در بعضی از مراحل زندگی خود افسردگی اساسی را تجربه نمودهاند، درمردان 8-2 درصد و در زنان 26-20 گزارش شده است (بوید و وسیمن ، 1981؛ به نقل آزاد، 1384). در بین کسانی که در بیمارستانهای روانی بستری میشوند بیشترین فراوانی، مربوط به اسکیزوفرنی و پس از آن افسردگی است. اما در مراکز بالینی خارج از بیمارستان، بیماران افسرده بیشترین درصد را شامل میشوند به نحوی که تخیمن زده شده است یک سوم کل بیماران روانی را تشکیل دهند (وودروف و دیگران، 1975؛ به نقل از آزاد، 1384). برآوردهای جدید حاکی از آنست که 16 درصد جمعیت، حداقل یک دوره افسردگی را در نقطهای از زندگی شان تجربه خواهند کرد (کسلر و همکاران، 2003). به علاوه افرادی که یک دوره افسردگی اساسی را تجربه میکنند درخطر بالایی برای دوره های افسردگی بعدی قرار میگیرند و با هر دوره، خطر دورهای بعدی به طور معنیداری افزایش مییاید (مولر و همکاران، 1999).
جنس: مطالعات بین المللی بدون ارتباط با کشور تحت مطالعه، افسردگی یک قطبی را در زنها دو برابر شایعتر از مردان نشان داده است. فرض شده است که علل این تفاوت ممکن است مربوط به تفاوتهای هورمونی، اثرات زایمان و عوامل استرس زای روانی- اجتماعی متفاوت برای زن و مرد و مدلهای رفتاری درماندگی آموخته شده باشد (سادوک و سادک، 2003 ترجمه پورافکاری، 1385).
سن: سن متوسط شروع اختلال افسردگی حدود 40 سالگی است. در تقریباً 50 درصد بیماران، سن شروع بین 50-20 سالگی میباشد. اختلال ممکن است در کودکی یا سالمندی هم شروع شود هر چند ندرتاً چنین است. ولی بعضی از داده های همه گیر شناختی جدیدحاکی از آن است که میزان بروز این اختلال، احتمالاً در افراد زیر 20 سال درحال افزایش است (سادوک و سادوک، 2003؛ ترجمه پورافکاری، 1385).
وضعیت تاهل: افسردگی یک قطبی در افرادی که فاق