ه دینی داشته‌اند ولی خود در اثر بی تدبیری در فتنه‌ها به گمراهی کشیده شده‌اند و در اثر این اعتماد و با نگاه به عملکرد ضعیف آنان در آینده نزدیک در ایمانشان رخنه و خلل ایجاد می‌گردد. امام علی (علیه السلام) این اثر فتنه را این‌گونه بیان می‌کنند:<br/” title=”br”>br />«وَ تَثْلِمُ مَنَارَ الدِّینِ وَ تَنْقُضُ عَقْدَ الْیَقِینِ».
«در نشان دین رخنه افکند، و یقین استوار را بشکند».
«منظور از منار الدّین نشانه‏هاى دین، علما و دانشمندان مى‏باشد و ممکن است مراد قوانین و اصول کلّى دین بوده باشد و شکست آن، کشتار علما و ویران ساختن پایه‏هاى دین و عمل نکردن به احکام آن است، و عقد الیقین عبارت است از اعتقاد راسخى که انسان را به مرتبه علم الیقین یا عین الیقین برساند، و این همان اعتقادى است که مطلوب شریعت، و موجب رسیدن به جوار قرب خداوند است، و نقض این عقد، ترک عمل به مقتضاى آن و دگرگون ساختن آن است».
4.7.5. از بین رفتن پیوندهای خویشاوندی
درگیری‌ها و نا آرامی‌های اجتماعی همواره محل صف آرایی طرف‌های متخاصم در جامعه بوده است. و چه بسا در این تقابلات و مناقشات, بسیاری از خویشان و نزدیکان در مقابل هم قرار گرفته و در اثر آن روابط خویشاوندی گسسته و نابود می‌شود. از این رو می‌توان یکی دیگر از آثار ناگوار بروز فتنه در جامعه را, از هم گسیختگی پیوندهای خویشاوندی دانست. امام علی (علیه السلام) نیز در آثار فتنه‌ها به این موضوع اشاره کرده و می‌فرمایند:
«تُقْطَعُ فِیهَا الْأَرْحَامُ وَ یُفَارَقُ عَلَیْهَا الْإِسْلَامُ».
«پیوند خویشاوندى در آن، بریده باشد وـ مردمـ از اسلام جدا گردیده».
4.7.6. پراکندگی نظرها در جامعه
پراکندگی آراء و نظرها و چند دستگی‌های اعتقادی که در هر جامعه‌ای به چشم می‌خورد، همواره نشان از بروز فتنه‌های اجتماعی می‌دهد. چرا که یکی از اثرات شبهه ناک بودن امور جامعه، پراکندگی نظرات بین صاحبان اندیشه و مردم عوام است که در این میان بر امر واحدی متفق نمی‌شوند و هر گروه و دسته نظرات و آراء خود را که ممکن است بهره‌ای از حقیقت داشته باشد را نظر برتر دانسته و دیگران را ملزم به تبعیت از آن می‌دانند. امام علی (علیه السلام) نیز این اثر فتنه را این‌گونه بیان نموده‌اند:
«وَ تَخْتَلِفُ الْأَهْوَاءُ عِنْدَ هُجُومِهَا وَ تَلْتَبِسُ الْآرَاءُ عِنْدَ نُجُومِهَا».
«به هنگام هجوم آن، هوا و هوس‌ها گونه گون بود و بسیار و به وقت پدیدشدن آن، رأى درست به نادرست آمیخته گردد ـ و شناختن آن دشوار».
4.7.7. آثار فتنه‌های دوران جاهلیت
امام علی (علیه السلام) در میان یکی از خطبه‌های خود پس از بازگشت از جنگ صفین, به تشریح وضعیت دوران جاهلیت و شرایط مردمان پیش از بعثت نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) اشاره فرموده‌اند. و چنان وضعیت آنها را دقیق و عینی گزارش می‌دهند که برای هر شخصی آن دوران را محسوس نموده که گویی به چشم خود مشاهده می‌کند. امیر المؤمنین (علیه السلام) در خصوص فتنه‌ها و آثار اجتماعی آنها در دوران جاهلیت می‌فرمایند:
«وَ النَّاسُ فِی فِتَنٍ انْجَذَمَ فِیهَا حَبْلُ الدِّینِ وَ تَزَعْزَعَتْ سَوَارِی الْیَقِینِ وَ اخْتَلَفَ النَّجْرُ وَ تَشَتَّتَ الْأَمْرُ وَ ضَاقَ الْمَخْرَجُ وَ عَمِیَ الْمَصْدَرُ فَالْهُدَى خَامِلٌ وَ الْعَمَى شَامِلٌ عُصِیَ الرَّحْمَنُ وَ نُصِرَ الشَّیْطَانُ وَ خُذِلَ الْإِیمَانُ فَانْهَارَتْ دَعَائِمُهُ وَ تَنَکَّرَتْ مَعَالِمُهُ وَ دَرَسَتْ سُبُلُهُ وَ عَفَتْ شُرُکُهُ أَطَاعُوا الشَّیْطَانَ فَسَلَکُوا مَسَالِکَهُ وَ وَرَدُوا مَنَاهِلَهُ بِهِمْ سَارَتْ أَعْلَامُهُ وَ قَامَ لِوَاؤُهُ فِی فِتَنٍ دَاسَتْهُمْ بِأَخْفَافِهَا وَ وَطِئَتْهُمْ بِأَظْلَافِهَا وَ قَامَتْ عَلَى سَنَابِکِهَا فَهُمْ فِیهَا تَائِهُونَ حَائِرُونَ جَاهِلُونَ مَفْتُونُونَ فِی خَیْرِ دَارٍ وَ شَرِّ جِیرَانٍ نَوْمُهُمْ سُهُودٌ وَ کُحْلُهُمْ دُمُوعٌ بِأَرْضٍ عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُکْرَمٌ».
«و این هنگامى بود که مردم به بلاها گرفتار بودند، و رشته دین بریده و کشتى‏هاى یقین ناپایدار. پندار با حقیقت به هم آمیخته، همه کارها در هم ریخته. برونشو کار دشوار، در آمدنگاهش ناپایدار، چراغ هدایت بى‏نور، دیده حقیقت بینى کور، همگى به خدا نافرمان، فرمانبر و یاور شیطان، از ایمان روگردان. پایه‏هاى دین ویران، شریعت بى‏نام و نشان، راه‌هایش پوشیده و نا آبادان. دیو را فرمان بردند، و به راه او رفتند و چون گله که به آبشخور رود پى او گرفتند. ـ تخم دوستى‏اش در دل کاشتند ـ و بیرق او را برافراشتند حالى که فتنه چون شترى مست آنان را به پى مى‏سپرد، و بر دست و پا ایستاده، از پایشان در مى‏آورد، و آنان دچار موج فتنه سرگردان بودند، درمانده و نادان، فریفته مکر شیطان. در خانه امن کردگار با ساکنانى تبه‏کار و بدکردار، خوابشان شب بیدارى، سرمه دیده‏شان اشک جارى، در سرزمینى عالم آن دم از گفت بسته، و جاهل به عزّت در صدر نشسته».
در این عبارات امام علی (علیه السلام) فتنه‏هاى عصر جاهلیّت را همچون حیوان وحشى تشبیه نموده که با سم خود صاحبش را لگدمال نموده بر روی دو پای خود ایستاده تا هر حرکتى را که در برابر خود ببیند در زیر پاى خود له کند.
«تعبیر به «سنابک» که به معنى سر سم حیوانات تک سم است اشاره لطیفى به این حقیقت است که فتنه هرگز شکست نخورده بلکه با قدرت تمام، سایه شوم خود را بر مردم افکنده بود (زیرا این گونه حیوانات هنگامى بر سر سم مى‏ایستند که کاملا آماده نشان دادن عکس العملهاى خشن از خود باشند).
به این ترتیب اوضاع در آن زمان به قدرى خراب و پیچیده بود که امیدى براى نجات نمى‏رفت.
درست به همین دلیل امام (علیه السلام) در آخرین جمله‏هاى خود چنین نتیجه‏گیرى مى‏فرماید: «آنها در میان فتنه‏ها گم گشته و سرگردان و نادان و فریب خورده بودند».
«جملاتی که در این فراز امام علی (علیه السلام) بیان می‌کنند مبالغه در ضعف دین و رونق و رواج راه‌های شیطان و مراحلی است که شیطان مردم را به انجام کارهای زشت و گناه دعوت می‌کند. در این جملات اشاره به پیشوایان شیطانی شده که دعوت به باطل می‌کنند و مردم نیز از آنها پیروی می‌کنند و یا افکار و اندیشه‌های باطلی که شیطان در ذهن مردم می‌آراید و مورد پذیرش آنها می‌شود. در این هنگام مردم به تبعیت از او می‌پردازند, همان طور که در جنگ‌ها مردم به دنبال پرچم‌ها و بیرق‌ها می‌روند».
«آرى این بود سرگذشت عرب جاهلى ـ و همین است ویژگیهاى اصلى جاهلیت‌هاى قرون و اعصار که در اشکال مختلف و محتواى واحد ظاهر مى‏شود ـ و از همین جاست که به عظمت و بزرگى کار پیامبر اسلام و قرآن مجید مى‏توان پى برد و چه خوب مى‏گوید یکى از فرزانگان غرب به نام «توماس کارل» که مى‏گوید: «خداوند عرب را به وسیله اسلام از تاریکی‌ها به سوى روشنایی‌ها هدایت فرمود، از ملّت خموش و راکدى که نه صدایى از آن مى‏آمد و نه حرکتى محسوس بود، ملّتى به وجود آورد که از گمنامى به سوى شهرت، از سستى به سوى بیدارى، از پستى به سوى فراز و از عجز و ناتوانى به سوى نیرومندى سوق داده شد. نورشان از چهار سوى جهان مى‏تابید از اعلان اسلام، یک قرن بیشتر نگذشته بود که مسلمانان یک پا در هندوستان و پاى دیگر در اندلس نهادند و بالاخره در همین مدّت کوتاه، اسلام بر نصف دنیا نورافشانى مى‏کرد».
4.7.8. آثار فتنه‌های دوران اسلامی
4.7.8.1. آثار فتنه‌های بنی امیه
یکی از سیاه‌ترین دوران حکومت اسلامی‌، خلافت امویان بر جامعه اسلامی بوده است.
«بنى امیّه طایفه اى از قریش هستند که به «امیّه بن عبد شمس بن عبد مناف» منسوبند و دوران حکومت آنها از «معاویه بن ابوسفیان» در سال 41 هجرى آغاز و به «مروان حمار» یا مروان دوم، که چهاردهمین آنان است در سال 132 هجرى ختم مى شود».
هر چند دوران خلافت امویان طولانی نبود، اما آثار مخرب آن بر پیکر جامعه اسلامی تا سالهای بعد ادامه یافت و صفحات سیاهی را برای جامعه اسلامی از خود به جای گذاشت. «در آن دوران قتل‌ها و غارت‌ها، وقوع واقعه جانسوز کربلا و شهادت امام حسین (علیه السلام) و یارانشان، هتک حرمت و سوزاندن و تخریب کعبه و دشنام دادن به امیر المؤمنین علی (علیه السلام) از جمله گرفتاری‌ها و مشکلاتی بود که بنی امیه بر پیکر جامعه اسلامی وارد نمود و فتنه‌های عظیمی که در آن دوران بر مردم تحمیل نمود، اثرات بسیار مخربی بر مردم داشت».
امام علی (علیه السلام) در فرازی از نهج البلاغه به پیش بینی و تشریح این فتنه عظیم پرداخته و با ژرف اندیشی و آینده نگری بصیرانه خود به معرفی این فتنه پرداخته و آثار آن را این‌گونه توصیف می‌کنند.
«أَلَا وَ إِنَّ أَخْوَفَ الْفِتَنِ عِنْدِی عَلَیْکُمْ فِتْنَهُبَنِی أُمَیَّهَ فَإِنَّهَا فِتْنَهٌ عَمْیَاءُ مُظْلِمَهٌ عَمَّتْ خُطَّتُهَا وَ خُصَّتْ بَلِیَّتُهَا وَ أَصَابَ الْبَلَاءُ مَنْ أَبْصَرَ فِیهَا وَ أَخْطَأَ الْبَلَاءُ مَنْ عَمِیَ عَنْهَا وَ ایْمُ اللَّهِ لَتَجِدُنَّ بَنِی أُمَیَّهَ لَکُمْ أَرْبَابَ سَوْءٍ بَعْدِی کَالنَّابِ الضَّرُوسِ تَعْذِمُ بِفِیهَا وَ تَخْبِطُ بِیَدِهَا وَ تَزْبِنُ بِرِجْلِهَا وَ تَمْنَعُ دَرَّهَا لَا یَزَالُونَ بِکُمْ حَتَّى لَا یَتْرُکُوا مِنْکُمْ إِلَّا نَافِعاً لَهُمْ أَوْ غَیْرَ ضَائِرٍ بِهِمْ وَ لَا یَزَالُ بَلَاؤُهُمْ عَنْکُمْ حَتَّى لَا یَکُونَ انْتِصَارُ أَحَدِکُمْ مِنْهُمْ إِلَّا کَانْتِصَارِ الْعَبْدِ مِنْ رَبِّهِ وَ الصَّاحِبِ مِنْ مُسْتَصْحِبِهِ تَرِدُ عَلَیْکُمْ فِتْنَتُهُمْ شَوْهَاءَ مَخْشِیَّهً وَ قِطَعاً جَاهِلِیَّهً لَیْسَ فِیهَا مَنَارُ هُدًى وَ لَا عَلَمٌ یُرَى».
«همانا، ترسناکترین فتنه‏ها، در دیده من، فتنه فرزندان امیّه است، که فتنه‏اى است سر در گم و تار. حکومت آن بر همگان، و آزارش دامنگیر خاص از مردم دیندار. آن که فتنه را نیک بیند و بشناسد، آزار آن بدو رسد. و آن که آن را نبیند از بلاى آن رهد. به خدا سوگند پس از من فرزندان امیّه را، براى خود اربابان بدى خواهید یافت: چون ماده شتر کلانسال بدخوى که به دست به زمین کوبد و به پا لگد زند و به دهان گاز گیرد، و دوشیدن شیرش را نپذیرد. پیوسته با شما چنین کنند، تا از شما کسى را به جاى نگذارند، جز آنکه به آنان سودى رساند، یا زیانى به ایشان باز نگرداند. و بلاى آنان چندان ماند که یارى خواستن شما از ایشان، چون یارى خواستن بنده باشد از خداوندگارى که او را پرورده، یا همراهى آنکه همراهى او را پذیرفته. بلاى آنان بر سرتان آید، با چهره‏اى زشت و ترس‏آور، و ظلمتى با تاریکى عصر جاهلیت برابر. نه نور هدایتى در آن آشکار، و نه نشانى در آن پدیدار».
آثار خونبار فتنه‌های بنی امیه در کلام امام علی (علیه السلام) را می‌توان با توجه به فرمایش ایشان به شرح زیر اشاره نمود.
4.7.8.1.1. فتنه‌ای سر در گم و تار
همان طور که در معنا فتنه نیز گذشت، ابهام و سردرگمی در شرایط فتنه دامنگیر اجتماع می‌شود که یکی از آثار هول انگیز فتنه‌های بنی امیه نیز سرگردانی مردم و روشن نبودن شرایط اتفاقات آن دوره و در نتیجه ناتوانی مردم از درک صحیح حقیقت بوده است.
4.7.8.1.2. حکومت فراگیر و گرفتاری برای خواص
حکومت بنی امیه بر همه مردم سایه می‌افکند و همه در اثر این ظلم در سختی و فشار قرار می‌گیرند ولی برای افراد خاص که در آن فتنه‌ها بینا بوده و بتوانند خوب فتنه‌ها را شناخته و با آن مقابله کنند، این فشار‌ها و بلایا بسیار سخت تر و کوبنده تر خواهد بود.
«بدیهى است آثار شوم فتنه سرانجام دامان همه اجتماع را خواهد گرفت و تعبیر به “عَمَّتْ خُطَّتُهَا” ممکن است اشاره به همین معنا باشد؛ ولى لبه تیز آن، متوجّه آگاهان مجاهد و مبارز است ولى ناآگاهان و آگاهان بى مسئولیّت و بى درد، از بلاهاى خاص در امان مى‌مانند».
4.7.8.1.3. از بین رفتن مردم
پیشگویی دیگر امام علی (علیه السلام) در خصوص فتنه‌های بنی امیه به بی رحمی و خوی وحشی بنی امیه اشاره داشته و تصریح می‌فرمایند که آنها چنان این وضع اسفبار و هول انگیز را ادامه می‌دهند تا جایی که کسی از مردم باقی نمانده باشد که در مقابل منافع آنها قرار گیرد یا حداقل ضرری برای آنها نداشته باشد. هر مخالفی را از سر راه خود به هر شیوه‌ای بر می‌دارند و برای آنها که حرف حقی داشته باشند حق حیات و زندگی قائل نمی‌شدند و تا انجا پیش رفتند که بزرگ ترین ننگ تاریخ را برای برقرار ماندن حکومت خود پذیرفتند و فریاد حق طلبانه فرزند رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را با شمشیر پاسخ داده و جنایت شرم آور کربلا را رقم زدند.
در اینجا حضرت خصوصیات حکام بنی امیه را در تشبیه زیبایی به شتر چموشی تمثیل می‌کنند که با بدخویی صاحب خود را گاز می‌گیرد و بر سر او می‌کوبد و با پا او را به عقب می‌راند و اجازه دوشیدن شیرش را به صاحبش نمی‌دهد.
«چه تشبیه جالبى! انسان انتظار دارد از شیر شترش استفاده کند و بر او سوار شود و به مقصد برسد; همان گونه انسان انتظار دارد حکومت به او کمک کند و مشکلاتش را حل نماید و در مسیر پیشرفت‌هاى فردى و اجتماعى یار و یاورش باشد; ولى حکّام ظالم، بى رحم و بى منطق ـ که جز به منافع زودگذر خود و اشباع هوس‌هاى خویش نمى اندیشند ـ نه تنها مشکلى را از جامعه حل نمى کنند، بلکه مردم را گرفتار سخت ترین مشکلات ساخته، از هر سو ضربه تازه اى بر آنان وارد مى سازند».
4.7.8.1.4.

مطلب مرتبط :   ، حقوق، آلمان، -، زنان، آزادی