الِاتِّبَاعُ لِرُسُلِهِ وَ التَّصْدِیقُ بِکُتُبِهِ وَ الْخُشُوعُ لِوَجْهِهِ وَ الِاسْتِکَانَهُ لِأَمْرِهِ وَ الِاسْتِسْلَامُ لِطَاعَتِهِ أُمُوراً لَهُ خَاصَّهً لَا تَشُوبُهَا مِنْ غَیْرِهَا شَائِبَهٌ وَ کُلَّمَا کَانَتِ الْبَلْوَى وَ الِاخْتِبَارُ أَعْظَمَ کَانَتِ الْمَثُوبَهُ وَ الْجَزَاءُ أَجْزَلَ».<br />«و اگر خداى سبحان اراده مى‏فرمود آن هنگام که پیامبران خود را مبعوث نمود، تا براى آنان گنجهاى زر را بگشاید، و کانهاى طلاى ناب را آشکار نماید، و باغستانها، و درختستانها، و ددگان زمین، و پرندگان آسمان را بر آن جمله بیفزاید، چنین مى‏کرد
و اگر کرده بود نه پاداش مانده بود، و نه امتحان، و نه اخبار ـ آسمان و آمدن پیامبران ـ و نه پذیرندگان دعوت مزد آزمودگان را سزاوار بودند، و نه مؤمنان از پاداش نیکوکاران برخوردار، و نه اسمها معنیهاى خود را نمودار،
لیکن خداى سبحان فرستادگان خود را در اراده‏شان نیرومند گرداند، و در آنچه دیده‏ها از ظاهر آنان مى‏بیند خوار نمایاند با قناعتى که دل و چشم‌ها را از بى نیازى پر دارد، و درویشیى که دیده‏ها و گوش‌ها را پر بیازارد،
و اگر پیامبران را نیرویى بود که با آن به ستیز نتوان برخاست، و عزّتى که از آن نتوان کاست، و پادشاهى که مردمان گردن به سوى آن کشند، و آرزومندان رخت بر اشتران بسته روى به سوى آن نهند، بر مردمان آسان‌تر بود که از قدرت آنان عبرت پذیرند، و راه گردنکشى پیش نگیرند، لیکن در چنین حال ایمانشان یا از بیم جان بود و یا امید ـ به دست آوردن نان و چنان ایمان و کار نیکو، خالص نمى‏نمود ـ بلکه نیم از ترس و نیمى به رغبت بود.
امّا خداى سبحان خواست تا از پیامبران او را فرمانبردار بودن، و کتاب‌هاى او را باور نمودن، و به درگاه او فروتنى کردن و فرمان او را به خوارى گردن نهادن، و پیشانى طاعت به درگاه او سودن، کارهایى باشد خاصّ او ـ که از دل خیزد ـ و چیزى با آن نیامیزد، و هرچه سختى و آزمایش سترگ، پاداش و مکافات بزرگ».
امام علی (علیه السلام) در این عبارات یکی از دلایل همراه نبودن امکانات مادی با پیامبران و یا بهره گیری ایشان از اجبار و زور برای دعوت دیگران را، رابطه بین امتحان و اختبار الهی و پاداش و جزا دانسته و در اختیار داشتن گنجهای دنیوی توسط انبیای الهی را منافی امتحان گروندگان به آنان می‌دانند. چرا که ممکن است به خاطر این امکانات مادی و یا ترس از بیم جان و از دست دادن موقعیت خود، دعوت وی را پذیرفته باشند و دیگر پاداش و جزا معنی نخواهد داشت و مومن و فاسق مفهوم خود را پیدا نمی‌کند. و از طرفی هر چه این سختی‌ها بیشتر باشد پاداش و جزای آن در پیشگاه خداوند بالاتر و ارزشمند تر خواهد بود.
«در این صورت نامها و عناوین اشخاص با معنایش تطبیق نخواهد داشت، از باب مثال اگر به کسى مؤمن گویند حقیقت ایمان بر وى صدق نمى‏کند زیرا تنها با زبان ایمان آورده و از روى ترس یا هواى نفسانى است نه از روى اخلاص و قلب پاک و همچنین است عنوان زاهد و مسلمان، بلکه عنوان پیامبر و نبى و رسول نیز چنین است به دلیل این که در این حال چنان که گفته شد حقیقت نبوت و رسالت از آن شخص قطع شده است».
همچنین حضرت علی (علیه السلام) در جایی دیگر علت قرار گرفتن حرم الهی را در مکانی سخت و خشک و ی آب و علف، امتحان الهی دانسته و سختی‌های آن را در جهت پاداش این امتحان بیان می‌کنند و می‌فرمایند:
«وَ لَوْ أَرَادَ سُبْحَانَهُ أَنْ یَضَعَ بَیْتَهُ الْحَرَامَ وَ مَشَاعِرَهُ الْعِظَامَ بَیْنَ جَنَّاتٍ وَ أَنْهَارٍ وَ سَهْلٍ وَ قَرَارٍ جَمِّ الْأَشْجَارِ دَانِی الثِّمَارِ مُلْتَفِّ الْبُنَى مُتَّصِلِ الْقُرَى بَیْنَ بُرَّهٍ سَمْرَاءَ وَ رَوْضَهٍ خَضْرَاءَ وَ أَرْیَافٍ مُحْدِقَهٍ وَ عِرَاصٍ مُغْدِقَهٍ وَ زُرُوعٍ نَاضِرَهٍ وَ طُرُقٍ عَامِرَهٍ لَکَانَ قَدْ صَغَّرَ قَدْرَ الْجَزَاءِ عَلَى حَسَبِ ضَعْفِ الْبَلَاءِ وَ لَوْ کَانَ الْإِسَاسُ الْمَحْمُولُ عَلَیْهَا وَ الْأَحْجَارُ الْمَرْفُوعُ بِهَا بَیْنَ زُمُرُّدَهٍ خَضْرَاءَ وَ یَاقُوتَهٍ حَمْرَاءَ وَ نُورٍ وَ ضِیَاءٍ لَخَفَّفَ ذَلِکَ مُصَارَعَهَ الشَّکِّ فِی الصُّدُورِ وَ لَوَضَعَ مُجَاهَدَهَ إِبْلِیسَ عَنِ الْقُلُوبِ وَ لَنَفَى مُعْتَلِجَ الرَّیْبِ مِنَ النَّاسِ
وَ لَکِنَّ اللَّهَ یَخْتَبِرُ عِبَادَهُ بِأَنْوَاعِ الشَّدَائِدِ وَ یَتَعَبَّدُهُمْ بِأَنْوَاعِ‏ الْمَجَاهِدِ وَ یَبْتَلِیهِمْ بِضُرُوبِ الْمَکَارِهِ إِخْرَاجاً لِلتَّکَبُّرِ مِنْ قُلُوبِهِمْ وَ إِسْکَاناً لِلتَّذَلُّلِ فِی نُفُوسِهِمْ وَ لِیَجْعَلَ ذَلِکَ أَبْوَاباً فُتُحاً إِلَى فَضْلِهِ وَ أَسْبَاباً ذُلُلًا لِعَفْوِهِ».
«و اگر خداى سبحان مى‏خواست خانه با حرمت و عبادتگاه با عظمت خود را میان باغستانها نهد و جویبار، و در زمین نرم و هموار، و درختستانهاى از هم ناگسسته، و میوه‏ها در دسترس و عمارت‌ها درهم و دهستان‌ها به یکدیگر پیوسته، میان گندمزارهاى نیکو و باغ‌هاى سرسبز تازه‏رو و زمین‌هاى پرگیاه گرداگرد او، و بقعه‏هاى پر باران و باغستان‌هاى خرم، و راه‌هاى آبادان، پاداش کم بود و آزمایش ناچیز هم، و اگر بنیادى که پایه آن بناست، و سنگ‌هایى که خانه بدانها برپاست، از زمرّد سبز بود و یاقوت سرخ فام، و با روشنى و درخشش، ‏کوشش شیطان را از دل‌ها دور مى‏کرد، و شک و تردید از مردمان بر مى‏خواست.
لیکن خدا بندگانش را به گونه گون سختی‌ها مى‏آزماید، و با مجاهدت‌ها به بندگى‏شان وادار مى‏نماید، و به ناخوشایندها آزمایششان مى‏کند تا خود پسندى را از دل‌هاشان بزداید، و خوارى و فروتنى را در جان‌هاشان جایگزین فرماید، و آن را درهایى سازد گشاده به بخشش او، و وسیلتهایى آماده براى آمرزش او».
4.7. آثار فتنه‌ها
همواره در طول زمان‌ها آمیختگی و اختلاط حق و باطل باعث بروز فتنه‌های بزرگ و کوچک اجتماعی و درگیریهای زیادی بین افراد یک جامعه شده است. همان طور که در معنای فتنه نیز گذشت در هنگام ایجاد فتنه افراد بسیار زیادی در جامعه گرفتار آن می‌شوند و به دلیل غبار آلود بودن فضا، تشخیص مسیر حق و باطل دشوار می‌گردد. با این تعریف می‌توان آثار فتنه‌ها را نیز آثاری اجتماعی و عمومی دانست. به این معنا که وقتی فتنه‌ای جامعه‌ای را در بر می‌گیرد, آثار مخرب آن نیز بسیاری از مردم جامعه را شامل می‌شود و اثرات آن به صورت فراگیر به همگان سرایت می‌کند و مانند آتشی که وقتی زبانه می‌گیرد تمام آنچه را که در مسیر خود دارد نابود می‌کند، این آثار نیز در تمام جامعه عمومیت پیدا کرده و حتی گریبان کسانی راکه تنها نظاره گر بوده‌اند, خواهد گرفت. در این مبحث ابتدا به برخی از آثار بلایا در کلام امام علی (علیه السلام) اشاره نموده و در ادامه با توجه به تقسیم بندی که در گفتار انواع فتنه گذشت, در اینجا نیز آثار فتنه‌ها را در دوران جاهلیت و در دوران اسلامی با عنایت به فرمایشات امیر المؤمنین (علیه السلام) بررسی می‌کنیم.
4.7.1. هلاکت دین و دنیا
با مقدمه‌ای که در خصوص آثار فتنه نیز گذشت، می‌توان یکی از مهمترین آثار به وجود آمده از شرایط فتنه را هلاکت دین و دنیا دانست. کسانی که به شبهات و فتنه‌ها آزموده می‌شوند به جهت فضای آمیختگی حق و باطل باید دارای درک بالا بوده تا بتوانند از این آزمون سربلند بیرون بیایند ولی اکثر کسانی که گرفتار فتنه‌ها می‌گردند، قدرت و توان عبور از تیرگی‌های آن را نداشته و بر اثر عدم درک صحیح اتفاقات جاری، تصمیمات نادرستی می‌گیرند که موجب هلاکت دین و دنیای خود و یا دیگران می‌شوند.
امیر المؤمنین (علیه السلام) نیز در بیان این اثر فتنه هشدار داده و می‌فرمایند:
«فَاحْذَرِ الشُّبْهَهَ وَ اشْتِمَالَهَا عَلَى لُبْسَتِهَا فَإِنَّ الْفِتْنَهَ طَالَمَا أَغْدَفَتْ جَلَابِیبَهَا وَ أَغْشَتِ الْأَبْصَارَ ظُلْمَتُهَا».
از شبهت بپرهیز و از آمیختگى آن به حق و باطل ـ نیز ـ‌، که روزگارانى است فتنه پرده بر خود افکنده و تیرگیهاى آن دیده‏ها را پوشانده.
4.7.2. تردید و گمراهی در جامعه
یکی از مهمترین آثار فتنه‌های اجتماعی که می‌توان آن را از جمله مهمترین اهداف فتنه جویان نیز دانست، ایجاد تردید و دودلی و غفلت و گمراهی در فضای جامعه است که به تبع همان عدم درک صحیح از شرایط امتحان و آزمون پدید می‌آید و حتی مردانی که پیش از این سلامت مانده بودند را دچار تردید و گمراهی نموده و از جاده هدایت خارج می‌نماید و امتحان سختی را برای یکایک افراد جامعه به خصوص خواص رقم می‌زند. چنان که امام علی (علیه السلام) نیز در این زمینه می‌فرمایند:
«فَتَزِیغُ قُلُوبٌ بَعْدَ اسْتِقَامَهٍ وَ تَضِلُّ رِجَالٌ بَعْدَ سَلَامَهٍ».
«در آن فتنه دلها پس از پایدارى دو دلى پذیرند، و مردانى که سلامت مانده بودند، گمراهى پیش گیرند».
4.7.3. از بین رفتن جان و خرد مردم
فضایی که در هر جامعه بعد از بروز فتنه‌ها ایجاد می‌شود غالباً مملو از تلاطم و آشفتگی و درگیری‌های انسانی است. در فضای غبار آلود فتنه‌ها, هر دسته و گروهی با فریاد زدن قسمتی از حقیقت و پوشاندن دیگر حقایق, سعی در بهره برداری بیشتر دارد و در این آشفته بازار حتی از ریختن خون مخالفان خود نیز برای رسیدن به اهداف خود ابایی ندارد و به تبع آنها طرفداران فریب خورده نیز ضمن ایجاد ناامنی برای مردم و گروه‌های رقیب, دست به خونریزی و جنایت می‌زنند. امام علی (علیه السلام) اثر فتنه‌ها را این گونه بیان می‌کنند:
«ثُمَّ یَأْتِی بَعْدَ ذَلِکَ طَالِعُ الْفِتْنَهِ الرَّجُوفِ وَ الْقَاصِمَهِ الزَّحُوفِ… مَنْ أَشْرَفَ لَهَا قَصَمَتْهُ وَ مَنْ سَعَى فِیهَا حَطَمَتْهُ… یَضِیعُ فِی غُبَارِهَا الْوُحْدَانُ وَ یَهْلِکُ فِی طَرِیقِهَا الرُّکْبَانُ تَرِدُ بِمُرِّ الْقَضَاءِ وَ تَحْلُبُ عَبِیطَ الدِّمَاءِ».
«پس فتنه سر برآرد. سخت لرزاننده. درهم کوبنده، و خزان خزان رونده … تکروان از غبار آن فتنه تباه گردند، و سواران ـ قدرت ـ درونش به هلاکت رسند. کسى را که بدان نزدیک شود، بشکند و دو تا کند، وکسى را که در آن بکوشد، خرد سازد و از هم جدا کند. … با قضاى ناگوار در آید، خون دوشد و خون پالاید.»
«عبارت «یَضِیعُ فِی غُبَارِهَا الْوُحْدَانُ وَ یَهْلِکُ فِی طَرِیقِهَا الرُّکْبَانُ» کنایه از عظمت این فتنه و گستردگى این حادثه است، و به این معناست که هیچ کس تاب مقاومت در برابر آن را ندارد، و سواره و پیاده از آن رهایى نخواهند یافت، واژۀ غبار براى حرکت جزیى فتنه‏گران استعاره شده و در این جا بدین معناست که اگر عدّه اندکى از مردم در صدد دفع آن برآیند در غبار این فتنه نابود خواهند شد، چه رسد به این که بتوانند با انبوه آنها در آویزند.
منظور از رکبان (سواران) جمع کثیرى از مردم است که بر اثر این آشوب، و در نتیجه مقابله با آن هلاک خواهند شد، … در هر حال رکبان کنایه از جماعتى است که داراى نیرو و قدرت باشند، و هنگامى که اینها در برابر فشار این فتنه و امواج آن نابود شوند، حال کسانى که فاقد نیرو و جمعیّت مى‏باشند روشن است، مراد از “مرّ القضاء” یا مقدّرات تلخ، کشتار و اسارت و مانند اینهاست، و این که پیدایش حوادث که ظاهرا زمانى زیان‏آور و گاهى سودمندند، بنا بر قضاى الهى و تقدیرات آسمانى است آشکار مى‏باشد.
صفت حلب (دوشیدن) را براى این حادثه به مناسبت شباهت آن به ناقه استعاره فرموده، و کنایه از ریختن خون‌هاى بسیار در این آشوب است»،
امیر المؤمنین (علیه السلام) همچنین در جایی دیگر آثار فتنه‌ها را برای مردم بسیار کوبنده و خرد کننده دانسته که چون چارپایی لجام گسیخته بر جان‌ها و عقول مردم می‌تازد و آنها را نابود و متحیر می‌کند. ایشان در این خصوص می‌فرمایند:
«أَیُّهَا النَّاسُ سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّی بِطُرُقِ الْأَرْضِ قَبْلَ أَنْ تَشْغَرَ بِرِجْلِهَا فِتْنَهٌ تَطَأُ فِی خِطَامِهَا وَ تَذْهَبُ بِأَحْلَامِ قَوْمِهَا».
مردم از من بپرسید پیش از آنکه مرا نیابید، که من راه‌هاى آسمان را بهتر از راه‌هاى زمین مى‏دانم، پیش از آنکه فتنه‏اى ـ پدید شود ـ که همچون شتر بى صاحب گام بردارد، و مهار خود پایمال کند و مردمان را بکوبد و بیازارد، و عقل صاحب خردان را ببرد ـ و در حیرتشان گذارد.
«حضرت در اینجا عبارت” تَطَأُ فِی خِطَامِهَا” را به عنوان استعاره آورده، صفت ناقه‏اى است که مهارش رها شده و کسى آن را در دست ندارد و بدین جهت هنگام راه رفتن، بدون توجه، پا روى ریسمان مهار خود مى‏گذارد به سر در مى‏آید و هر کس را که سر راهش واقع شود لگدمال مى‏سازد، فتنه و فسادى که حضرت براى آینده به مردم خبر مى‏دهد نیز موقعى که در میان جامعه رخ مى‏دهد همچنان نظم و ترتیب را بر هم مى‏زند، در حالى که قائد و رهبرى وجود ندارد تا امور مردم را منظّم سازد».
4.7.4. سستی در دین و یقین مردم
وضعیت و شرایط خاصی که در هنگام بروز فتنه و آشوب‌های اجتماعی در هر جامعه ایجاد می‌شود، اثرات مخرب بر دین و یقین مردم می‌گذارد. به خصوص برای کسانی که از بصیرت کافی بهره نبرده‌اند و با کمترین اختلافی دچار شبهه می‌شوند, شناخت حق و باطل بسیار دشوار می‌گردد. در نتیجه و در اثر عدم شناخت کافی حقیقت در دین خود دچار شک و تردید شده و پایه‌های یقین آنان سست می‌گردد. چرا که به جای شناخت اصل حقیقت, به اشخاصی تمایل پیدا می‌کنند که صبغه و سابق

مطلب مرتبط :   موافقت، نفت، عربستان، حائل، کویت، دریایی