حقیقت نیستند.
آنها به دلیل اعتقاد نداشتن به آخرت گمان کردند کیفری در کار نخواهد بود، پس نسبت به آیات بی توجّهی کردند و خود را به کوری و کری زدند در حالی که خداوند به اعمالی که آنها انجام می‏دهند، ناظر و بیننده است. با اینکه خداوند به آنها رو کرده بود باز هم کور و کر شدند و سعی نکردند به آیات و نشانه‏هایی که خداوند برای هدایت آنها فرستاده بود، نظر کنند.
برخی از آنها منافقانی هستند به دلیل انجام یک سری از گناهان، روی دلشان پرده افتاده بود آنها از هوسهایشان پیروی می‏کنند و به دلیل دورویی در رفتار و عدم صداقت، خداوند بر دلهای آنها مهرزده به همین دلیل با اینکه به سخنان پیامبر گوش می‏دادند ولی باز مفاهیم آن را نمی‏فهمیدند و به علّت بار گناهان، که در گوششان ایجاد سنگینی کرده بود، متوجّه تذکرهای پیامبر نمی‏شدند و با دیدن هر معجزه‏ای باز هم ایمان نمی‏آورند. شاید آنها در مقابل آیات خود را به کوری و کری نزنند و بخواهند آنها را بشنوند ولی به خاطر نیّت بد و گناهان و رفتار دوگانه نمی‏توانند مطالب آن را در یابند .
آنها بدترین جنبندگانی هستند که در برابر آیات الهی، کر و کور و لال شدند و به علّت متوجّه نشدن تذکرها و ندیدن نشانه ها، هیچ گاه به راه نمی‏آیند و هدایت نمی‏شوند. آنها چشمان و گوشهای سالمی ‏دارند ولی چشم دل و گوش جانشان، کور و کر است و هیچکس نمی‏تواند آنها را بینا و شنوا کند.
آنها برای دریافت رهنمودها باید به دیده‏ی بصیرت بنگرند والّا زیانکار و خسران دیده خواهند شد. اگر آنها در زمین سفر کنند و با دیده‏‏ی بصیرت به اطرافشان نگاه کنند و به آیات الهی اعم از تاریخی، طبیعی توجّه کنند، می‏توانند دلهایی داشته باشند که با آن بیندیشند.
به عنوان نمونه ثمودیان گروهی بودند که به دلیل انجام گناهان دلهایشان کور شده بود و دیگر قادر به پذیرش هدایت نبودند و سرانجام با عذابی خفت آور به هلاکت رسیدند.

2.1.2.10. استهزا آیات
استهزا و ریشخند، یکی دیگر از برخوردهای منفی رفتاری در برابر آیات الهی و انبیای الهی است که توسط انسانها نشان داده شده است و در قرآن کریم از زمینه‏ها و آثار این برخورد سخن به میان آمده است. در آیه‏ی 30 سوره یس خداوند بیان می‏کند که تمام فرستادگان توسط انسانها به ریشخند گرفته شده‏اند و این نمونه برخورد منفی در برابر تمام فرستادگان و در مورد آیات الهی صورت گرفته است.
آیاتی که در قرآن سخن از استهزا به میان آورده، بیشتر مربوط به حوزۀ عقیده و دین بوده که در آن، جبهه مخالفِ انبیای الهی‏، مؤمنان، وحی‏، آیات قرآن، احکام عبادی‏، معاد، پیامبران و حتی خداوند را به تمسخر گرفته و از استهزا به ‌صورت حربه‌ای برای رویارویی با دین الهی بهره می‏‌جستند. افزون بر این، در آیاتی دیگر خداوند سبک شمردن دین و نادیده گرفتن احکام‌ الهی از جانب مسلمانان را نوعی استهزا دانسته است و آنان را از چنین برخوردی برحذر داشته است.
در مجموع این آیات، قرآن ضمن بیان حکم استهزا و منشأ آن، آثار و پیامدهای این برخورد مذموم رفتاری را برشمرده است. خداوند استهزاگران آیات الهی را ستمکار شمرده و پیامبر را از همنشینی با آنان منع کرده است.

1- استهزا زمینۀ غفلت و فراموشی آیات
استهزا آیات زمینۀ غفلت و فراموشی را در انسان بارور می‏کند و آدمی را از یاد خدا غافل می‏سازد؛
(فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا حَتَّی أَنْسَوْکُمْ ذِکْری وَ کُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَکُونَ)
به همین سبب خداوند نیز در قیامت آنان را فراموش می‏‌کند. “نسیان” در این آیه کنایه است از اعراض و بی ‏توجّهی و نسیان خدا در قیامت از کفار به این است که خدا از ایشان اعراض می‏‏‏کند، و آنان را در شدائد و اهوال قیامت وا می‏‏‏گذارد. و نسیان کفار نسبت به روز قیامت به این است که در دنیا از یاد قیامت و آماده شدن برای آن روز اعراض می‏‏‏کردند.
(وَ قیلَ الْیَوْمَ نَنْساکُمْ کَما نَسیتُمْ لِقاءَ یَوْمِکُمْ هذا وَ مَأْواکُمُ النَّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ ناصِرینَ * ذلِکُمْ بِأَنَّکُمُ اتَّخَذْتُمْ آیاتِ اللَّهِ هُزُواً وَ غَرَّتْکُمُ الْحَیاهُ الدُّنْیا فَالْیَوْمَ لا یُخْرَجُونَ مِنْها وَ لا هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ)
ابن عباس و حسن و مجاهد گویند:
«یعنی امروز آنها را در عذاب باقی می‏‏‏گذاریم، همانطوری که آنها خود را برای چنین روزی آماده نکردند. جبائی گوید: یعنی با آنها معامله کسی می‏‏‏کنیم که در آتش به دست فراموشی سپرده شده است، نه او را اجابت می‏‏‏کنیم و نه او را رحم! همانطوری که آنها هم در دنیا از تفکر و اندیشه و تحصیل دانش نسبت به مطالب دینی خودداری و همه چیز را فراموش کردند و شاید فراموشی خداوند نسبت به آنان رها کردن آنها در آتش جهنم و یاری نکردن آنها باشد.»

مطلب مرتبط :   آزادی، عدالت، جمهوری، اسلام، اخلاقی، سیاست

2.1.2.11. افترا
یکی دیگر از مواجهه‏های منفی رفتاری در برابر آیات الهی افترا و دروغ خواندن آنهاست که در اصل اینگونه برخورد افترا بستن به خدا را به همراه دارد. افترا نسبت به انبیای الهی، افترا بر خداست. آنان به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفتند: «سحر مبین»، خداوند عمل آنان را افترا بر خدا معرفی می‏کند. کسی که به خدا افترا ببندد ظالم است و به دلیل این ظلمی که مرتکب می‏شود هدایت و رستگاری را از دست خواه داد و از طرف خدا مورد لعن و نفرین قرار می‏گیرد و با این برخورد نامناسب در برابر خدا به خود زیان زده و از خسران دیدگان به حساب می‏آید.
تکذیب کنندگان کتاب خدا را چیزی که پیامبر از نزد خود آورده، خواندند و معجزه بودن آن را انکار کردند و ارزش آیات الهی را پایین آوردند و بهتان و ظلم بزرگی را به پیش آوردند.

خداوند در قرآن کریم از وجود گروهی از مردم خبر می‏دهد که کتاب تحریف شده‏ای را به خدا نسبت می‏دهند، در حالی که خودشان به خوبی می‏دانند که آن مطالب از خداوند نیست و با این افترا سعی در تحریف دین دارند، تا بدین وسیله به مقاصد شوم خویش دست یابند.
افترا زنندگان ستمکارترین افراد هستند که بر خدا دروغ می‏بندند و خداوند هم آنها را به سبب رفتارشان لعنت می‏کند و از رحمت خود دور می‏کند. آنها در قیامت با همان دروغی که به خدا می‏بستند در محضر حق حاضر می‏شوند و گواهان هم برای آنکه بر علیه آنها شهادت دهند حاضر می‏شوند.
آنها ستمکارانی هستند که از سعادت و رستگاری بهره‏ای نمی‏برند، زیرا با دروغ هایی که به خداوند نسبت دادند، در مسیر هدایت دیگر انسانها خلل ایجاد کردند و با این کار نه تنها به خود، بلکه به دیگران نیز ستم کردند و بزرگترین ظلم، جلوگیری از رشد و معرفت و حق گرایی و عبادت مردم است و بدترین نوع ظلم آن است که بر ظالم، اتمام حجت شده باشد و او ظلم کند.
آنها با این ستم، لعنت خدا را برای خود خریدند و باعث شدند به گمراهی دور و درازی گرفتار شوند، که هیچگاه از آن بر نخواهند گشت.

2.1.2.12. مکر در برابر آیات
مکر یکی از برخوردهای منفی رفتاری است که از انسانها در برابر آیات الهی رخ می‏نماید و از زمینه‏های ‏آن به ناشکری و غفلت از ثبت و ضبط اعمال و عدم شناخت خدا می‏توان اشاره کرد. آنها خدا را آنگونه که باید بشناسند نشناخته‏اند به همین دلیل گمان می‏کنند می‏توانند خدا را فریب بدهند در صورتی که خداوند مکر آنها را به خودشان باز می‏گرداند و به گفته‏ی قرآن مکر آنها جز در گمراهی نیست.
دلیل شکست مکاران در برابر حق آن است که خداوند عالم و محیط بر همه چیز است و مکر و نیرنگ در برابر او امکان ندارد. خداوند در قرآن کریم یادآور می‏شود که برخی از مردم پس از چشیدن رحمت الهی به جای تشکر و شکر از نجات پیدا کردن از آسیبی که به آن گرفتار بودند نسبت به آیات الهی شروع به مکر و نیرنگ درباره‏ی آنها می‏کنند. در صورتی نیرنگ و مکر خداوند سریع تر از آنهاست و اینگونه برخورد و رفتار در برابر آیات توسط فرشتگان ثبت و ضبط می‏شود و در قیامت به آن رسیدگی خواهد شد. منافقان، کافران، نسبت به آیات الهی مکر می‏کنند و گمان می‏کنند این کار از آنها بر می‏آید؛
(وَ إِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَهً مِّن بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتهمْ إِذَا لَهُم مَّکْرٌ فیِ ءَایَاتِنَا)
مکر غیر خداوند در قرآن کریم در برابر حق است که گاهی در برابر خداوند بیان شده، گاهی در برابر پیامبران و گاهی در برابر مؤمنان، امّا سؤال این است که آیا مکر زدن به خداوند امکان دارد؟ و اگر ممکن است، منظور از آن چیست؟ جواب این است که منظور از مکر و حیله زدن به خدا نمی‌تواند به صورت واقعی باشد، چون در معنای مکر قید مخفی بودن و ضرر رساندن لحاظ شده است. درحالی که چیزی برای خداوند مخفی نیست و کسی نمی‌تواند به خدا ضرر برساند.

2.1.2.13. به فراموشی سپردن آیات الهی
یکی دیگر از برخوردهای منفی رفتاری در برابر آیات الهی، به فراموشی سپردن آنهاست. خداوند در قرآن کریم یادآور می‏شود که منافقان همان فاسقانی هستند که خدا را فراموش کردند و خدا هم به سبب رفتارشان آنها را فراموش کرد. آنها نه تنها خدا را فراموش کردند بلکه خودشان را هم فراموش کردند، آنها همچنین آیات الهی را نیز فراموش کردند به همین دلیل در روز قیامت فراموش خواهند شد.
فاسقان مدام پیمان شکنی می‏کنند و این برخورد آنها با آیات باعث می‏شود، مواردی را که به آنها تذکر داده شده بود، به فراموشی بسپارند و به همین دلیل، دشمنی و کینه در میان آنها تا روز قیامت قرار گرفت.
روشن است که فراموشی اگر طبیعی باشد، انسان معذور بوده و عقاب کردن چنین شخصی درست نیست، امّا اگر فراموشی در اثر سوء اختیار و از روی عمد باشد، انسان معذور نیست و خداوند در قبال این فراموشی او را عقاب خواهد کرد، چرا که شخص با اختیار خودش مقدّمات فراموشی را فراهم نموده و به عمد اوامر خدا را ترک کرده است. چه بسا ممکن است موضوع مورد نظر مانند اوامر و نواهی الهی در ذهن انسان حاضر باشد، امّا چون به آن اهمّیّت نداده و عمداً ترک کرده، در قلب این شخص هیچ اثری نداشته و حال وی هیچ تفاوتی با حال شخص فراموشکار نخواهد داشت. نسیانی که به خداوند نسبت داده شده، از این نوع است، یعنی زمانی که بنده‏ای آیات خدا را فراموش نماید و از یاد پرودگار اعراض کند، بر خداست که آن بنده را، با قطع توجّه و اعراض از او مجازات نماید.

مطلب مرتبط :   اخلاقی، مخاطبجذب، قهرمان، مخاطبارتباط، جذب، کودکمتناسب

2.1.2.14. اوهام و افسانه خواندن آیات
یکی دیگر از برخوردهای منفی که زیر مجموعه‏ی دیگر برخوردها به حساب می‏آید دانستن آیات به عنوان اوهام و افسانه است که معمولا از کافران سر می‏زند و ریشه‏ی آن را باید در کفر جستجو کرد. این برخورد، معمولا با تکیه بر گمان و بی‏سوادی شکل می‏گیرد. کافران زمانی که با پیامبر به مجادله می‏پرداختند با تکیه بر گمان، آیات الهی را افسانه پیشینیان می‏خواندند.
آنها به دلیل انجام برخی از گناهان بر دلهایشان، پرده و در گوشهایشان، سنگینی ایجاد شده بود و قادر به درک آیات و مفاهیم والای آن نبودند و با دیدن تمام معجزات و نشانه‏های الهی باز ایمان نمی‏آورند. آنها دلهایی دارند که در غلاف است و از درک آیات غافل هستند. آنها به دلیل عدم درک مطالب، آنها را افسانه می‏‏خواندند. آنها تا جایی از درک آیات غافل بودند که گمان می‏کردند آوردن مانند آیات، کار ساده‏ای است و از عهده‏ی آنها بر می‏آید و اگر آنها درک و فهم درستی از آیات و مفاهیم آن، داشتند هرگز چنین سخنی نمی‏گفتند؛

2.1.2.15. کجروی و انحراف پس از روشنگری
عدّه‏ای پس از آمدن دلایل آشکار دچار لغزش می‏شوند در حالی که خداوند، توانای حکیم است و لغزش آنها پس از روشنگری، موجب کژی راه خدا نمی‏شود؛
(فَإِن زَلَلْتُمْ مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْکُمُ الْبَیِّنَاتُ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ )
عدّه‏ای در فهم و ارائه‏ی آیات کژروی می‏کنند و خداوند آنچه را که آنها انجام می‏دهند، می‏بیند و می‏داند چه کسی از راهش منحرف شده است و به مقایسه عاقبت آنها با کسانی که دچار لغزش نمی‏شوند، می‏پردازد و انسانها را از این که می‏‏‏توانند در عاقبت خود تأثیر گذار باشند خبر می‏دهد. آسوده خاطر بودن در قیامت یا افکنده شدن در آتش، اختیار با خود انسان است که چگونه عمل کند و در انتهای آیه به این که خداوند بینا است اشاره می‏کند ‏‏که درست است که انتخاب با شماست، ولی توجّه داشته باشید که خداوند شما را می‏بیند و بر اساس آنچه که انجام می‏دهید شما را جزا می‏دهد و خداوند، بهتر از هر کس دیگری می‏داند چه کسی از راه او منحرف شده است.

2.1.2.16. پافشاری بر روی عقاید باطل
یکی دیگر از برخوردهای منفی رفتاری در برابر آیات الهی، اهمّیّت ندادن به آیات الهی و پافشاری بر روی عقیده‏ی باطل است و به بیانی دیگر، ندیدن حقیقت و پیروی کورکورانه از آبا و اجداد است. اینگونه افراد در برابر آیات تعقّل نمی‏کنند و سعی نمی‏کنند، حقیقت را ببینند و نگاهی دوباره به اعتقادات خویش داشته باشند و گمان بر نادرستی اعتقادات خود داشته باشند. آنها برای راحتی خویش و برای آن که می‏دانستند اعتقادات و آیات صحیح، جلوی خوشگذرانی آنها را خواهد گرفت، از قبول آیات سرباز می‏زدند و به راه هدایت و آیات الهی بی اعتنایی می‏کردند و بر عقاید باطل خود پافشاری می‏کردند و حاضر نبودند از حصار تعصبات خانوادگی خویش به بیرون بنگرند تا حقایق را در یابند.

2.1.2.17. خوض باطل در مورد آیات
یکی دیگر