دانلود پایان نامه

دو طرف با این انتظار به کار می‌برند که، در مقابل ضعفهای خودشان تعملاً در معرض دید عموم قرار نخواهد گرفت، همه‌ی ما بی آنکه بدانیم. در کنش متقابل که با دیگران داریم حالت چهره وضع و حرکات بدن را به دقت و به طور مداوم کنترل می‌کنیم بعضی از افراد در کنترل حالت چهره و سازماندهی ماهرانه‌ی کنش متقابل با دیگر متخصص هستند. مهارتهای دیپلماتها، به عنوان مثال،‌عیناً شامل این گونه ویژه‌کاری است. یک دیپلمات خوب باید بتواند در حالی که کاملاً آسوده و آرام به نظر می رسد – بادیگران که ممکن است با عقایدشان موافقت نداشته یا حتی به نظرش نفرت انگیز برسد- کنش متقابل داشته باشد. میزان موفقیت در این امر می‌تواند در سرنوشت تمامی ملتها موثر باشد. به عنوان مثال دیپلماسی ماهرانه می تواند تیرگی روابط میان ملتها را بر طرف کرده و ازجنگ جلوگیری کند. (گیدنز: 1389: 122-121)
تأثیر گذاری: گافمن و نویسندگان دیگری که درباره‌ی کنش متقابل اجتماعی نوشته‌اند، اغلب مفاهیمی را که از تئاتر گرفته شده است در تحلیل کنش متقابل اجتماعی مورد استفاده قرار می‌دهند. مفهوم نقش اجتماعی که به این منظور او «و به طور کلی تر» فراوان در جامعه‌شناسی به کار می‌رود از زمینه‌ی تئاتری نشأت گرفته است. نقش‌ها انتظاراتی هستند که از نظر اجتماعی تعریف شده‌اند و فرد در پایگاه با موقعیت اجتماعی به کار می‌رود پیروی می‌کند. به عنوان مثال، معلم بودن، داشتن موقعیتی ویژه، است، نقش معلم شامل رفتار کردن به شیوه‌های مشخص نسبت به شاگردانش است. به گفته‌ی گافمن بخش اعظم زندگی اجتماعی را می توان به مناطق روی صحنه و مناطق پشت صحنه تقسیم کرد. مناطق روی صحنه موقعیتهای اجتماعی یا برخوردهایی هستند که در آن افراد نقش‌های رسمی یا دارای اسلوب را بازی می کنند- آنها اجراهای روی صحنه هستند. مناطق پشت صحنه جایی است که وسایل و اسباب لازم برای نمایش را مهیا می کند و خود را برای کنش متقابل در محیط‌های رسمی‌تر آماده می‌سازند (گیدنز: 1389: 133-132)
کنش متقابل در زمان و مکان: مشاهده‌ی این که چگونه فعالیت ها در مکان- و نیز زمان – توزیع گردیده‌اند، برای تحلیل برخورد ما، و نیز برای درک جنبه‌های اساسی زندگی اجتماعی به طور کل اهمیت بنیادی دارد. بدیهی است. هر کنش متقابل دارای موقعیت است. در جای خاصی رخ می‌دهد، و دوره‌ی زمانی ویژه ای دارد. اعمال ما در طول یک روز معمولاً در زمان و نیز در مکان منطقه بندی می شوند بدین سان، برای مثال، ‌مردمی که سرکار می‌روند یک محدوده – مثلا از 9 صبح تا 5 بعدازظهر- از وقت روزانه ای خود را کار می کنند. اوقات هفتگی آنها نیز زمان بندی شده است: احتمال دارد در روزهای هفته کار کنند، روزهای آخر هفته تغییر دهند. زمانی که در محل کار صرف می‌شود، معمولاً به معنای حرکت مکانی نیز هست. برای مثال شخصی که ازخانه به محل کار سفر می کند ممکن است با اتوبوس از یک ناحیه شهر ابه ناحیه‌ی دیگر برود یا شاید از حومه‌ی شهر به داخل شهر سفر کند. بنابراین هنگامی که زمینه‌هایی را که کنش متقابل اجتماعی در آن جریان دارد مورد مطالعه قرار می‌دهیم اغلب سودمند است، که حرکات مردم را در عرصه‌ی زمان – مکان تحلیل کنیم. همچنان که از محدوده‌های زمانی زودگذر می‌کنیم. غالباً در عرصه‌ی مکان نیز حرکت می‌کنیم. (گیدنز: 1389: 135)
زندگی هر روزه در چشم‌انداز فرهنگی و تاریخی:

2-3 ساختار اجتماعی
کلمه ساخت به معنی نحوه قرار گرفتن اجزا و عناصر یک کل در درون آن کل است. ماکس و بر ساخت را «طرح منطقی روابط انتزاعی که شالوده یک واقعیت را تشکیل می‌دهند» در تعریف کرده است و لوی اشتراوس منظور از ساخت را «ترکیب خاص اجزای یک مجموعه با هدف معین» می داند و برای آن این سه خصلت اساسی را می‌شمارد:
1- ساخت همچون منظومه یا نظامی است که دگرگونی هر جزء آن موجب دگرگونی دیگر اجزاء می‌شود.
2- هرساخت می تواند به صورت نمونه‌هایی فراوان دیگری از نوع خود تجلی کند.
3- ساخت دارای خاصیت پیش‌بینی است«بدین معنی که اگر در عناصری از ساخت تغییراتی پدید آید می توان پیش بینی کرد که دیگر عناصر یا در کل ساخت چه تغییراتی رخ خواهد داد. (وحیدا، 75:1388) ساختار اجتماعی به مجموعه یا کل اجتماع متشکل از اجزاء که همبستگی متقابل اجزاء آن را به صورت یک کل در آورده و بقا و تداوم آن را تأمین می کند، گفته می شود. (بروس کوئن 199:1380) همچنین به روابط و مناسبات ثابت و تقریباً پایدار که میان افراد، گروهها و طبقات مختلف یک جامعه برقرار است. «ساختار اجتماعی» می‌گویند، نهادها و رفتارهای اجتماعی یا فرهنگی در آن جامعه بر اساس این روابط ترتیب و تنظیم می‌یابند (بروس کوئن 241:1380) مفهوم ساخت اجتماعی یکی از مفاهیم مهم در جامعه شناسی است ساخت اجتماعی بیانگر این واقعیت است که زمینه‌های اجتماعی زندگی ما فقط از نظم و ترتیب های تصادفی رویدادها و کنش‌ها تشکیل نمی‌شود بلکه این زمینه‌ها، به شیوه‌های متمایزی ساخت یافته یا الگومندهستند (گیدنز، 8:1389) در نظام اجتماعی افراد و گروهها از طریق حقوق، وظایف، توقعات و الزامات به هم پیوند می خورند. برای این که مردم بتوانند در کنار هم به کار و زندگی بپردازند، روابطشان باید دارای معیارهایی باشد وقتی می گوئیم جامعه‌ای دارای ساخت است منظور این است که: روابط مردم آن بر طبق ترتیب یا طرح و بافت ویژه ای برقرار می‌شود. این ترتیب، طرح و بافت نظمی را به وجود می‌آورد که تعیین کننده نحوه و شکل روابط مردم در زندگی روزمره آنها با هم است. (همان:9) به عقیده پارسنزو همکارانش «تعامل خود و دیگری، اساسی‌ترین شکل یک نظام اجتماعی است» خود و دیگری هر یک می توانند هدف جهت‌گیری یکدیگر واقع شوند، از یک سکوکنش خود نسبت به دیگری تابع واکنش دیگری نسبت به خود، نه تنها از جنبه ظاهری که حتی پیش بینی تفسیر دیگری از کنش خود است و از طرفی، ضرورت جهت‌گیری نسبت به انتظارات دیگران را نشان می دهد. ارتباطات نمادین پیش شرط این امر است، یعنی تفسیر واکنش دیگری بایستی علاوه بر امکان واقعی، برای خود هم معنا داشته باشد (نظام فرهنگی) این نهادهای فرهنگی، اهمیت چشمگیری برای کنش گران دارند. فرهنگ هم واسطه مبادله تفسیر و انتظار خود از دیگری و هم مجموعه هنجاری کنش است از این رو است که انگیزش خود و دیگری با الگوهای هنجاری از طریق تعامل انجام می شود. (بروس کوئن 198:1380) نظام اجتماعی در ساده‌ترین شکل از تعامل دو جزء نقش و انتظار ایجاد می‌شود که در قالب ارزش‌های مشترک فرهنگی برای تحقیق اهداف جمعی سازمان یافته‌اند. از این لحاظ جمع می‌تواند چونان یگانگی اعضایش با نظام ارزش مشترک تعریف شود . جمع دارای اهداف، تعامل و حیطه‌های تعریف شده است و کنش آن محصول کنش کثیر افراد کنشگر است. جمع می تواند نسبت به اعضا یا بیرون از خود کنش کند. (همان: 199) ساختار جامعه شامل شیوه سازمان یافته مؤلفه‌هایی مانند نهادها، گروه‌ها، پایگاه‌ها و نقش‌هاست. (ستوده، 37:1381) که به تعریف مختصری در باب هر یک خواهیم پرداخت:

مطلب مرتبط :   شاخصهای عملکرد سازمانی، بازده حقوق صاحبان سهام

2-3-1نهاد اجتماعی
نهاد اجتماعی عبارت است از سازمان یا نوعی تشکل سازمان یافته پایدار که به مرور زمان وبه اقتضای نیازمندی‌ها بو جود آمده و دارای دستورها و فایده‌هایی بیش و کم منسجمی است. هر نهاد دارای نقش و وظیفه‌ای معین است و با نهادهای بنیادی اجتماعی چون خانواده، آموزش، دین و اقتصاد و … هم‌پیوند و هماهنگ است(روح الامین ،93:1388). نهاد اجتماعی الگوی استقرار یافته و پایدار روابط اجتماعی در جامعه هستند در واقع نهادهای اجتماعی مجموعه سازمانی یافته‌ای از باور ها و هنجارها هستند که استمرار می‌یابند تا جامعه بکوشد چگونه نیازهای اجتماعی ضروری خود را برآورده سازد. (گیدنز،434:1389)
نهاد عبارت است از یک نظام (سیستم) و روابط اجتماعی تدوین شده که افراد به آن وفادارند، زیرا قبول یا تصور می‌کنند که این نظام ارزش های مشترک آنان را در برابر خود می‌یابند و خویش را کم یا بیش ناگریز از پیروی از آن‌ها می‌بینند. نهادهای اجتماعی در جامعه به حیات خود ادامه می دهند و پیوسته درحال دگرگونی و تحول‌اند (ترابی، 17:1380) لازم به ذکر است با توجه به تعاریف و خصوصیاتی که در علوم اجتماعی برای نهاد آمده است، ملاحظه می گردد که مجموعه نهادهای اجتماعی یک جامعه است که فرهنگ آن جامعه را می‌سازد. به عبارت دیگر، رابطه فرهنگ و نهاد اجتماعی رابطه عموم و خصوص مطلق است. بدین معنی که ترکیب و هماهنگی نهادهای اجتماعی است که فرهنگ یک جامعه را شکل می‌بخشد و هیچ نهاد اجتماعی را نمی توان یافت که خارج از فرهنگ جامعه باشد. (همان: 43) سرانجام می‌توان گفت: نهادها مجموعه‌ای انتزاعی از الگوها و شیوه‌های رفتاری هستند که از آداب و رسوم، ارزش‌ها، هنجارها و اعتقادات سازمان یافته تشکیل شده از جامعه منشا گرفته و در اثر کنش و واکنش اجتماعی تشخیص و تحقیق یافته و به تدریج به تصویب و تثبیت رسیده است. دارای دوام، عمومیت، فناناپذیر، پویایی، منظم و پیچیدگی است و کنترل کننده رفتار جامعه بوده، به وسیله آنها میلها و نیازهای اساسی اجتماعی ما تأمین می‌گردد. نهاد از طبیعت جامعه برخاسته و کم و بیش خود را بر افراد جامعه تحمیل می کند (بروس کوئن 157:1380)
2-3-2انواع نهادهای اجتماعی
نهادهای اجتماعی بر دو نوع است.
1- نهادهای نخستین یا اصلی
2- نهادهای دومین یا فرعی
نهادهای نخستین یا اصلی: برای رفع نیازهای حیاتی افراد و بقای جامعه ضرورت دارد و هر فرد از زمانی که به دنیا می‌آید تا لحظه مرگ با آنها در ارتباط است. که «میراث‌های اجتماعی» از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و آموزش و پرورش صورت می‌گیرد. از این رو گفته می‌شود که نهادهای نخستین یا اصلی، عمومی و جهانی هستند و در هر عصر و جامعه‌ای وجود دارند. مانند، نهاد خانواده و خویشاوندی و ازدواج، نهاد دین و سازمان دینی، نهاد آموزش و پرورش، نهاد سیاست (حکومت و دولت) و نهاد اقتصاد که از اهمیت بسیاری برخوردار است. نهادهای دومین یا فرعی: آن دسته از نهادها هستند که به نیازهای درجه دوم انسان پاسخ می‌گویند و غالباً از فرعیات نهادهای نخستین (اساسی و اصلی) به شمار می‌روند. بدین جهت مانند آنها ضرورت جهانی ندارند بلکه وجود آنها بسته به نیاز جوامع است. هر چه جامعه وسیع‌تر و پیچیده‌تر گردد. موسسه‌ها و سازمان‌های اجتماعی از نوع نهادهای دومین یا فرعی گسترده تر و فراوان‌تر می‌شود. نهادهای فرعی یا دومین عبارتند از: نهادهای بهداشتی، ‌نهاد ارتباطی، هنری و زیبایی، تفریحی ، علمی و (گیدتز، 425:1398)
2-3-3گروه‌های اجتماعی
شامل دو یا چند نفرند که دارای هویت مشترک، کنش متقابل و شکلی از روابط اجتماعی باشند. نهادها توسط گروه‌های اجتماعی پدید می‌آیند. مثلا خانواده‌ای که در آن پرورش می‌یابیم گروه اجتماعی است. (ستوده: 37:1384) در واقع نظام و روابط اجتماعی موجود میان یک عده معین که در پرتو حسن تعاون و یا به منظور رسیدن به مقاصد مشترک یا هر دو با یکدیگر متعهد گردیده‌اند، گروه را به وجود می‌آورد. ولی باید اضافه کرد که این گروه‌دارای فرهنگ مشترک مخصوصی است که نقش ویژه گروه و ارزش‌های مربوط به آن را تعیین می کند، و اعضای گروه اجتماعی را از سایر اشخاص که بیرون از گروه‌اند متمایز می‌سازد. (بروس کوئن 198:1380)اگ برن و نیم کف در تعریف گروه می گویند: «گروه اجتماعی که صورت کامل آن جامعه است، واحدی مرکب از دو تن یا عده بیشتری که بر اثر «کنش متقابل اجتماعی» به یکدیگر پیوند خورده باشند یا به عبارت دیگر: گروه اجتماعی، عده‌ای انسان است که بر اثر ارتباط متقابل، تن به کنش‌های متقابل می دهند. هرگروه عهده‌دار کارکرد یا وظیفه ای است و تا زمانی که آن وظیفه دارای لزومی اجتماعی باشد دوام می‌آورد.» اما در تعریف جامعی از گروه می توان چین بیان کرد که: گروه اجتماعی واحدی است مرکب از دو نفر یا بیشتر که بین آنها کنش‌های متقابل نسبتاً پایداری برقرار است که با نام یا نوع آن مشخص می‌گردند دارای تفاهم مشترک هستند و از نظر فکری و عاطفی نیز خود را به یکدیگر بسیار نزدیک حس می‌کنند و برای رسیدن هدف و آرمان مشترکی که گروه برای رسیدن بدان به وجود آمده با یکدیگر همکاری می‌نمایند. آنچه در تعریف گروه منظور است، آن است که:
1- افراد گروه دارای کنش‌های متقابل هستند و با یکدیگر تعامل دارند.
2- از عضویت در گروه آگاهی ‌دارند.
3- دارای تفاهم مشترک هستند و از نظر عاطفی، روحی و فکری نیز خود را به یکدیگر بسیار نزدیک حس می کنند.
4- هدف و آرمان مشترک دارند و برای رسیدن بدان با یکدیگر همکاری می‌نمایند (قرائی، 172:1389) لازم به ذکر توضیح است که گروه شامل افراد خاص شناخته شده‌ای است، در حالیکه نهاد شیوه استاندارد شده انجام چیزی است. مفهوم خانواده تمایز این دو را نشان می‌دهد. وقتی درباره خانواده شما یا خانواده ما صحبت می‌کنیم یعنی به خانواده شخصی اشاره داریم، در اینجا خانواده گروه است. اما وقتی که به خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی نگاه می کنیم ما داریم درباره ایدئولوژیها‌ و الگوهای استاندارد شده رفتاری که زندگی خانوادگی ما را سامان می دهد، صحبت می‌کنیم برای مثال، خانواده به عنوان نهاد اجتماعی شامل برخی پایگاه‌های اجتماعی سازمان یافته یا روابط تعریف شده‌ای بین زن و شوهر- والدین و کودک- برادر و