دانلود پایان نامه
این موضوع فقط کاهش میزان فعالیت های آلوده کننده و جلوگیری از افزایش سطح مصرف کافی نیست بلکه ایجاد فعالیت با برنامه ریزی مناسب برای کاهش فقر و موفقیت در رسیدن به عدالت بیشتر و تقویت فرصت ها در داخل و خارج کشورها نیز لازم می باشد . مؤلفه های دیدگاه توسعه پایدار نیز به شرح زیر می باشند : ( www.takbook.com/Content/980 )
1) انسان : توسعه پایدار ، انسان محور است و باتوجه به گستردگی مباحث و قابلیت های بسیار آن به سرعت به مهمترین مناظره کنونی و نیز یکی از مهمترین چالشهای قرن بیست و یکم تبدیل شده است. در پایان هزاره سوم میلادی روند رشد و توسعه در چارچوب پایداری احیا شد. در توسعه پایدار، انسان، محور توسعه و مستحق بهداشت، زندگی سازنده و در هماهنگی با طبیعت معرفی می شود و این مفهوم، دقیقاً، در نخستین اصل اعلامیه ریو انعکاس پیدا کرده است .
2) کودکان و جوانان : کمیسیون برانت لند توسعه پایدار را به عنوان توسعه ای که حوایج کنونی را تامین می کند بدون آنکه توانایی نسل آینده برای برآوردن نیازهای خود را به مخاطره افکند تعریف کرد . پایداری برای کودکان و نوجوانان و جوانان مسیله ای واقعی است. نظریه پردازان توسعه پایدار، به دلیل داعیه های خود درمورد انسان در قرن بیستم و یکم، با نگاهی به آینده بر حقوق کودکان و نقش آفرینی جوانان تاکید بسیار داشته ، تحرک و خلاقیت های مردم در سراسر جهان و مشارکت آنان در تمامی سطــوح توسعه را ضرورتی اجتناب ناپذیردر هر برنامه می دانند .
3 ) زنان : زنان درجهان و به ویژه در کشورهای درحال توسعه از نابرابریهای بسیار در رنجند درحالی که توسعه بدون مشارکت فعال آنان به سرانجام نخواهد رسید، مسیله دفاع از حقوق زنان را نیز موردتوجه قرار داده اند. زنان به دلیل زادمان به تغذیه بیشتر و بهداشت بهتر نیازمندند . درحالی که کمتر از مردان غذا می خورند و کمتر به امکانات بهداشتی دسترسی دارند. سطح سواد و تعلیم و تربیت در زنان پایین تر از مردان است. درحالی که مسیله تعلیم و تربیت فرزندان خود را از بدو تولد برعهده دارند. زنان در برابر کار مساوی مزد کمتری می گیرند. آنان ساعات بیشتری را در طول روز با مزد و بدون مزد کار می کنند. زنان بیشتر در معرض خشونت و نابرابری و تبعیض های بسیار قرار دارند. دنیای آینده نمی تواند برمبنای این نابرابری های اسف بار تداوم پیدا کند. توجه به محرومیت مضاعف زنان و نیازمندیهای حیاتی کودکان و جوانان مسلماً از اهمیت نقش مردان کم نخواهدکرد. فعالان عرصه های مختلف توسعه پایدار برآنند که با زدودن محرومیت و تبعیض از چهره جهان، دنیای آینده به محیطی برازنده برای زندگی توأم با آزادی، صلح یا آرامش، برابری برای همه انسانها تبدیل شود. سخن این است که با زدودن این زنگارها و تلاشی هماهنگ و همگانی جهان بیش از گذشته شایسته خواهدشد.
4) محیط زیست : واقعیت این است که توجه به محیط زیست و طبیعت در دوران ما تبدیل به معیار شده است، معیاری که هر روز بیش از پیش درجهان فراگیر می شود. در چشم انداز زیست محیطی آنگونه که مان مطرح کرد، توسعه تنها زمانی پایدار است که بر شالوده اصول بوم شناسی استوار باشد . توسعه پایدار، در آخرین سال های هزاره دوم با محور قرار دادن انسان و با نگاهی به آینده درمورد استفاده از تمامی ظرفیت هایی است که جداگانه یا در تعامل با عوامل دیگر، تداوم زندگی نسل ها را تضمین کند و این مهم تحصیل نخواهد شد مگر در پرتو بقای محیط زیست. راز همه این اسرارها نیز درهمین نکته نهفته است.
5) فرهنگ128 : در گذشته مراد از توسعه عبارت بود از تلاش برای غربی کردن تمام جهان و با تظاهر بر بی طرفی فرهنگی و سیاسی و در واقع تحت مفروضات جانبدارانه ایدیولوژیک، غرب به عنوان کمال مطلوب معرفی می شود. توسعه به این ترتیب ابزاری بود برای کشورهای غربی بهره مند از تکنولوژی پیشرفته تا فرهنگ و خودگردانی ملتها و مردم دیگر را تحقیر و نابود کنند. در سالهای اخیر در پرتو نقدهای مختلف، همراه با تعمیق و بسط آگاهی پیرامون ناکارآمدیهای مفروضات و نظریه های گذشته و به ویژه با اثبات این نکته که اقتصاد به تنهایی نمی تواند برنامه ای برای رفاه و متناسب با منزلت انسان عرضه کند، فرهنگ اهمیت و جایگاه واقعی خود در مناظره توسعه به دست آورد. پافشاری بر نقش زیربنایی فرهنگ، حداقل نزد روشنفکران غیرمارکسیست جهان سوم سابقه ای طولانی داشت. و به ویژه به سالهای دهه 1960 بازمی گشت. جدا از تلاش و پیشتازی متفکران جهان سوم و شماری از اندیشمندان فرهنگی جهان پیشرفته، تحرک سازمان یافته نهادهای بین المللی به ویژه سازمان ملل و یونسکو، در این زمینه نقشی بسیار موثر داشت . در سالهای اخیر به صورت مشخص پذیرفته شده است که دگرگونی اجتماعی و حرکت به سوی مطلوب نمی تواند و نباید به بهای قربانی شدن فرهنگ ها به دست آید، بلکه اصولاً این روند با ارج گذاری به فرهنگ ملتها، به سرانجام خواهد رسید. یکی از نخستین تعریف ها در این زمینه را ریه مایو129 دبیرکل پیشین یونسکو در سال 1963، ارایه داد. به نظر او توسعه زمانی تحقق می یابد که علم به فرهنگ تبدیل شود . تحلیل هایی از این قبیل، نه تنها اهمیت فرهنگ را نشان می دهد، بلکه فراتر از آن بر نقش زیربنایی آن دلالت می کند. بنابراین، بدون توجهی در خود به فرهنگ توسعه ای متوازن شکل نخواهدگرفت و در این صورت شاید بتوان بسیاری از نابسامانیها در گمراهی های پروژه توسعه درجهان را در این بی اعتنایی ها ریشه یابی کرد. با این وصف، به رسمیت شناخته شدن فرهنگ و اصولاً طرح گسترده و تـوفیق چشم انداز فرهنگی درمطالعات، از نشانه های عصر جدید است.
در سالهای دهه 1980، ضرورت توجه به فرهنگ در نظریه پردازی پیرامون پایداری آشکارتر و در سـالهای 1990 اهمیت آن غیرقابل انکار شد. به این ترتیب، در مطالعات و تحلیل ها درکنار مؤلفه های اقتصاد محیط زیست و مسایل اجتماعی، فرهنگ نیز موردتاکید قرار گرفت. در این سالها در بسیاری از پژوهشها و نظریه پردازیها از مبنای چهارگانه توسعه پایدار یاد می شد .
بدیهی است که با پذیرش فرهنگ به عنوان یک رکن اصل توسعه و پایداری، راه برای ورود دیگــر مؤلفه های معنوی و غیرمادی گشوده می شد، زیرا براساس تعاریف مورد توافق جداسازی فرهنگ از ارزشها متصور نخواهدبود و در عرصه معیارهای ارزشی، داوری و به ویژه داوری اخلاقی اجتناب ناپذیر است. به این ترتیب در مفهوم توسعه پایدار، درواقع نوعی داوری ارزشی مبتنی بر فرهنگ به رسمیت شناخته شد و مسلماً توسعه درقالب آن تعریف شد .
در فضایی این چنین، بدیهی بود که توسعه پایدار دیگر نمی توانست تنها در مفهوم رشد اقتصادی قالب ریزی شود، بلکه برآورده شدن نیازمندی هـــای بخش وسیعتـری ازجمعیت و به خصوص مفهوم بهتر شدن را نیز با خود به همراه داشت. بنابراین، در چشم انداز جدید، داوری ارزشی غیرقابل انکار خواهد بود . کنفرانس عمومی یونسکو در سال 1991 با تصویب قطعنامه ای مدیرکل یونسکو را موظف کرد تا در هماهنگی با دبیرکل سازمان ملل کمیسیون مستقلی را برای بررسی ارتباط فرهنگ و توسعه ایجاد کند. در نوامبر سال 1992 پطرس غالی130 دبیرکل سابق سازمان ملل و فدریکو مایور مدیرکل سابق یونسکو در حیطه وظیفه محوله به یونسکو و درحقیقت درجهت اعتلای نقش فرهنگ در فرایند توسعه، کمیسیون جهانی پیرامون فرهنگ و توسعه را به ریاست خاویر پرزدوکوییار دبیرکل پیشین سازمان ملل تشکیل دادند. مایور در سال 1993، این حرکت را تحت ظرفیت سازی برای توسعه پایدار مورد بحث قرار داد. در واپسین سالهای قرن بیستم دیگر از بی توجهی گذشته نسبت به مؤلفه های فرهنگی خبری نیست و در پرتو نقادی های بسیار، فرهنگ در جایگاه واقعی خود منزلتی غیرقابل انکار یافته و به ویژه در مناظره توسعه پایدار به عنوان یکی از ارکان اصلی و نیز گستره ای پویا به رسمیت شناخته شده است. تکیه بر فرهنگ به عنوان یک مبنا در مناظره، درحقیقت گشودن راه را برای حضور عناصر غیرمادی و نقش آفرینی مؤلفه های ارزشی در عرصه توسعه است. به این ترتیب، موضوعاتی که در گذشته از عرصه پژوهشی علمی رانده شده بودند، اینک دعوت می شوند تا با شکستن بن بستها به زندگی انسان درکره خاکی مفهومی دوباره بخشند. باتوجه به میزان تاکیدی که در مطالعات اخیر نسبت به فرهنگ مبذول می شود و به ویژه با مداقه در سر فصل های متنوع فرهنگی در برنامه های پیشنهادی برای قرن بیست و یکم از هم اکنون می توان منزلتی رفیع تر و دامنه ای وسیع تر را برای فرهنگ درهزاره سوم انتظار کشید . ( www.takbook.com/Content/980 )
6) آموزش : در دوران، ما آموزش و پرورش به عنوان موثرترین ابزار جوامع برای ورود به چالشهای آینده مورد توافق قرار گرفته است و اصولاً پذیرفته شده است که در پرتو آموزش و پرورش امروز دنیای فردا شکل خواهدگرفت . تعلیم و تربیت مهمترین عامل موثر در دگرگونی طرزنگرش و رفتار بشری است که در مسیر رشد اقتصادی، بهبود کیفیت زندگی، ایجاد دانش ومهارت، تامین فرصتهای شغلی و افزایش تولید جامعه به کار گرفته می شود. از این رو در جوامع منزلتی یگانه یافته است . آموزش و پرورش پایدار به مفهوم وسیع خود در دهه های آینده این توانمندی را خواهد داشت، تا به مثابه ابزاری قابل اعتماد پل مستحکمی بین کلاس درس و اجتماع و بین کلاس درس و بازار بنا کند . اهمیت آموزش و پرورش پایدار نه تنها در عرصه مطالعات که درعمل و نیز در عرصه نهادهای بین المللی موردتوافق جمعی قرار گرفته است .
مجمع عمومی سازمان ملل در سال 1997، با تاکیدی دوباره بر دستور کار 21، پس از گذشت پنج سال ازاجلاس ریو، با تصویب قطعنامه ای نظام تعلیم و تربیت موثر و تخصیص منابع مالی متناسب برای همه سطوح تحصیلی به ویژه ابتدایی و متوسطه را پس زمینه و اساس ضروری برای نیل به توسعه پایدار تعریف کرد و لزوم بازنگری و تصحیح جهت گیری های تعلیم و تربیت درهمه کشورها را موردتاکید قرار داد . درخور توجه آن که آموزش و پرورش نباید و نمی تواند صرفاً در تحصیلات رسمی خلاصه شود، بلکه هر نوع آموزش حتی اشکال سنتی یادگیری در منزل و اجتماع را نیز شامل می شود . مایور مدیرکل سابق یونسکو در سال 1993 رسماً از تشکیل دو کمیسیون بین المللی یکی در زمینه فرهنگ و توسعه و دیگری در زمینه تعلیم و تربیت در قرن بیست و یکم خبر داد . این کمیسیون با مطالعه و بررسی های همه جانبه مشکل را در ناکارآمدی روش ها و کیفیت آموزش تشخیص داد و چاره را در آن یافت تا شیوه های آموختن در نخستین گام آموخته شود و آن را مبتنی بر چهار پایه تعریف کرد :
یادگیری زندگی کردن باهم
یادگیری دانستن
یادگیری عمل کردن
یادگیری بودن.
در مقاله ای به قلم یک عضو اسلوونیایی کمیسیون فوق به نام الکساندرا کرنهاوزر آمده است. آموزش و پرورش در ساخت توسعه پـایدار انسانی چون سیمان عمل می کند. این تشبیه اگرچه از زوایای مختلف ضعیف و ناکارآمد به نظر می رسد، لیکن درواقع مراد نشان دادن نقش این مؤلفه در قوام و دوام مفهوم توسعه پایدار است. او در این مقاله که مضمون آن در توصیه های کمیسیون و نیز در پاره ای مقالات دیگر نیز تایید شده آورده است، توسعه باید بر تعهدی خوش بینانه برای زندگی بهتر همه مردم استوار باشد و در مسیر نیل به استانداردهای زندگی بهتر باید وزن بسیار بیشتری به دارایی های غیرمادی، همبستگی انسانها و محیط زیست داده شود و این همه تحقق نخواهدیافت مگر با کسب بهتر دانش و فرهنگ. کرنهاوزر سرانجام به این نتیجه دست پیدا می کند که توسعه پایدار با درهم آمیختن کسب دانش با ارزش ها، مالاً حکمت را خلق خواهدکرد ( مولدان ، سوزان ، 1381 ). در چشم انداز پایداری، مهمترین سرمایه کشورها سرمایه های انسانی است. بدیهی است که بالندگی سرمایه های عظیم درگرو آموزش خواهد بود. آموزش و پرورش پلی است که از گذشته به حال و از حال به آینده می رسد، لذا برای رسیدن به آینده های پایدار درکی عمیق تر از اهمیت این موضوع و نگاهی دوباره بر نظام آموزش کشورها در نخستین گام ضرورت خواهد داشت . در نمودار زیر اجزای توسعه پایدار به همراه مؤلفه های هر کدام را مشاهده می نماییم :
نمودار 2-2 توسعه پایدار و مؤلفه های سه گانه آن به همراه اجزای مرتبط با آن

مطلب مرتبط :   پایان نامه محرومیت از حقوق اجتماعی، قانون مجازات اسلامی

منبع : ( www.takbook.com/Content/980 )

: (Urban Sustainable development Theory ) 2-7 نظریه توسعه پایدار شهری
مقدمه :
در راستای تحقق توسعه پایدار شهری می بایست شرایطی فراهم شود تا امکان بستر سازی توسعه پایدار انسانی و بهبود رفاه طراحی اقلیمی – اجتماعی شهروندی، فراهم گردد که در این بستر می توان به برقراری عدالت اجتماعی هماهنگ با محیط زیست انسانی تقویت ساختارهای همبستگی اجتماعی همچون تعهد و مسئولیت پذیری ، تقویت بنیانهای اجتماعی و خانوادگی و احیای محیط زیست همگانی و ایجاد انتظام ساختاری در فضای شهری برای و بهبود بهره گیری از فضاهای شهری و افزایش رضایت – ادراک زیباشناختی و خوانایی شهری و بهبود بهره گیری از فضاهای شهری و افزایش رضایت شهروندی و یکپارچگی بخشی به ساختار بصری محیط و منظر شهری اشاره کرد ( به نقل از سایت مرجع مدیریت شهری ) .
2-7-1 نظریه توسعه پایدار شهری :
“نظریه توسعه پایدار شهری، حاصل بحث های طرفداران محیط زیست درباره مسائل زیست محیطی به خصوص محیط زیست برای حمایت از منابع محیطی عرضه شد.