ت در سخنان جوهر سردار فاطمی: جوهر سردار فاطمیان در هنگام فتح مصر بود. او بعد از فتح مصر در سخنرانی ها و خطبه های مختلفی داشت که وعده استقرار دوباره سنت حقیقی پیامبر (ص) با مسوولیت اصلی خاندان او می داد.268 این سردار معز، در نامه ای به مردم مصر امان نامه ای نوشت: ….. در طاعت او که نگهدارتان از معصیت است شتاب نمایید …. (امیرالمومنین معز) فریضه حج را که تعطیل شده است، بار دیگر برپا بدارد … با ترمیم مساجد شما و پاکیزگی و مفروش کردن آنها و حقوق و مواجب دادن به مؤذن و خادمان آن و ائمه جماعات مساجد اقدام نموده … و آن سان که او (معز) عقیده دارد کار را به انجام برسانم تا اسلام سنت یگانه و شریعت پیروی شده ای باشد و شما چنان گذشته آگاهانه به ادای فرایض بپردازید و برای آن در مساجدتان اجتماع کنید؛ آن گونه که پیشینیان امت از صحابه و تابعان و فقیهان شهرها، احکام را بر اساس مذاهبشان جاری می کردند. همچنین اذان، نماز، روزه ماه رمضان و عید فطر و زکات و حج و جهاد را بر اساس دستور خدای عزّوجل در قرآن و سنت پیامبرش جاری سازید.269 حضور در نماز جمعه اهمیت زیادی نزد فاطیمان داشته است. به نحوی که جوهر در هنگام فتح مصر، در تاریخ 20 شعبان سال 358 در جامع عتیق قاهره برای نماز جمعه حاضر گشت.270 او در ماه جمادى الاولى سال 359 ق جوهر به مسجد جامع ابن طولون رفت و به مؤذن دستور داد که در اذان خود (حى على خیر العمل) بگوید. او نخستین کسى بود که در مصر این جمله را در اذان گفت. پس از آن در جامع عتیق هم همین جمله را در اذان گنجانید و در نماز بسم الله الرحمن الرحیم را بلند خواند.271 جوهر در هنگام حضورش در قاهره، بعد از اتمام ماه مبارک رمضان عید فطر را بر اساس حساب عددی که مبتنی بر علم نجوم است اعلام نمود و عید گرفت. او در قاهره نماز عید را خواند در حالی که اهل مصر که سنی بودند، با او نماز نخوانده و فردای آن روز در جامع عتیق نماز عید خواندند.272 در این باره در پاورقی اتعاظ در باب نظر فاطمیان به نقل از «المجالس المستنصریه» این گونه آمده است: آنچه مقتضی این مذهب شریف است این است که دخول در ماه رمضان و خروج از آن به دو چیز اثبات می شود: رویت و حساب با هم، این دو مثل ظاهر و باطن می مانند. زمانی که یکی از این دو مشکل شد، به دیگری رجوع می شود. به همین دلیل است که در این بحث احتیاج به امام پیدا می شود چون که به وسیله او حقیقت کشف می شود. رویت هلال مثل ظاهر است چون مشاهده می شود و حساب عددی مثل باطن است چون امری معقول می باشد. شیوه حساب نیز بدین گونه است که از ابتدای سال اعمال می شود و در هنگامه ماه رمضان، طلوع هلال دیده می شود. اگر حساب و رویت موافق هم بودند، ظاهر و باطن اتفاق نظر پیدا کردند و اشکال از بین رفته، ولی اگر بر مبنای حساب رمضان بود اما هلال رویت نشد می فهمیم که در مسیر رویت آن اخلال پیش آمده است. جوهر همچنین اصلاحاتی دینی در نماز جمعه انجام داد. به طور مثال گفتن تکبیر بعد از نماز جمعه را زائل کرد و قرائت سوره الاعلی را در نماز جمعه ممنوع نمود.273 در بین اصلاحاتی که جوهر انجام داد، اخذ مالیات های غیر قانونی نیز پایان یافت. همچنین در بین این امور مقدار فطریه ماه مبارک رمضان نیز بر طبق سنت پیامبر و اهل بیتش معین گشت.274 نقل شده که جوهر بعضی از قرامطه را که افعال ناشایست از ایشان سر زده بود مانند کندن حجرالاسود و دیگر کارهای خلاف، در مصر به سیاست (قتل) رسانید.275
العزیز بالله 386 هـ .ق: عزیز ساخت مسجد جامع قاهره را شروع کرد. او به طور مرتب روزهای جمعه ماه رمضان به مسجد می رفت و نماز جمعه را به جماعت برگزار می کرد.276 همچنین او نیز در عید فطر و قربان به اقامه نماز عید و ایراد خطبه می پرداخت.277 یکی دیگر از کارهایی که خلفای فاطمی به خصوص عزیز انجام می داد، ارسال کاروان حجاج به مراسم حج تمتع به همراه پوشش خانه خدا بود.278 روزگار حکومت عزیز آغاز برنامه های آموزشی نسلی آشنا به نظام فقهی فاطمیان بود که به تدریج جایگزین نظام فقهی رایج در مصر مانند مذهب مالکی می شد.279 او با تشویق برگزاری مناظره بین مسلمانان و مسیحیان، از مجازات کسانی که مرتد شده اند، خودداری می کرد. اینها همه شاید بدین دلیل بود که همسر او نصرانی بود. احتمالا در مذهب فاطمی ازدواج دائم با اهل کتاب (بر خلاف فقه امامیه) جایز بوده است. همچنین با بر قرار ساختن رسم پرداخت مقرری ثابت برای کارمندان دولت، گرفتن هرگونه رشوه و هدیه را ممنوع ساخت.280 او نیز مانند اجدادش به عید قربان اهمیت می داد. به همین روی در روز عید قربان مراسم بیعت مردم با او با اعلان خبر وفات پدرش المعز برگزار شد. نزار سواره به مصلی رفت و با مردم نماز خواند و با ایشان دست به دعا برداشت.281 در پی جنگ ها و تهاجماتی که توسط لشگر بیزانس برای حکومت فاطمیان ایجاد شده بود، العزیز بالله فرزند و جانشین المعز در سال 377 هجری به دنبال برقراری صلحی موقت و هفت ساله با آنان برآمد. در این بین یکی از شرایط العزیز برای امضای صلح نامه امکان برگزاری نماز جمعه در مساجد بود که به امپراتوری بیزانس اعلام شد.282
الظاهر لاعزاز دین الله (427ه): در زمان حکومت ظاهر داعیان ملزم بودند دعائم الاسلام و کتاب فقهی ابن کلس در مذهب اهل بیت را تدریس کنند و بخشهایی از آن را حفظ کنند. او داعیان را وادار کرد که مردم را به حمایت از کتاب «دعائم الاسلام» قاضی نعمان و کتاب المختصر فقهی وزیر «ابن کلس» فرا خوانند.283 داعیان موفق در این طرح جایزه دریافت می کردند.284 تعزیز فقهای اسماعیلی با اعطا صله امری بود که در غیر این مورد نیز از ظاهر نقل شده است.285 اما در سال 416 ق فقهای مالکی را نفی بلد نمود.286
الحافظ لدین الله (544ه): در زمان حافظ، او چند تن از امرای نظامی را به وزارت خود گماشت. یکی از این امرا، سنی مذهب و نامش رضوان بود. او در صدد برآمد که به بهانه ای حافظ را از خلافت عزل کند. اما چون نمی خواست این کار به زور انجام پذیرد فقهای شریعت اسلامی از مذاهب گوناگون را جمع کرد تا به نحوی از آنها حکم عزل حافظ را بگیرد. فقیه اول که سنی مذهب بود گفت که خلیفه را جز با شرایط فقهی از فقه اهل سنت، نمی توان خلع نمود و فقه اهل سنت اگرچه از بعد نظری چنین کاری را روا می دارد اما وقتی خلیفه ای بر مسند خلافت تکیه زده، به دشواری می توان راه کاری عملی برای خلع او یافت. فقیه اثنی عشری نیز با این توجیه که چون حافظ از نظر او مشروعیتی ندارد، تا خلعش ضرورت پیدا کند؛ (یعنی خلافت او چون اعتبار شرعی نداشته، نمی تواند موضوع یک فتوای فقهی قرار گیرد) از دادن حکم خودداری کرد. و در نهایت فقیه اسماعیلی هم گفت که چون خلع او به معنای دروغ بودن تصدیق اولیه اوست، نمی توان او را خلع کرد.287
عاضد لدین الله: بعد از به وزارت رسیدن صلاح الدین در دوران عاضد ، به مرور به دست صلاح الدین نشانه های فقهی کلامی فاطمیان در قاهره حذف شد. صلاح الدین ابتدا جملات «حی علی خیر العمل و محمد و علی خیر البشر» را از اذان حذف نمود. اندک زمانی بعد به تغییر در خطبه نماز جمعه روی آورد. سپس مدارسی سنی (شافعی) تاسیس و قضات شیعی را برکنار کرد و در نهایت مجالس الحکمه را که محلی برای تحصیل فقه و اعتقادات اسماعیلی بود، تعطیل کرد.288
3-2 نقش قاضی نعمان در بسط و تدوین فقه اسماعیلی
نام او «ابو حنیفه نعمان بن منصور بن احمد بن حیّون تمیمی مغربی» معروف به «قاضی نعمان» است، در حدود سال ۲۹۲ هجری قمری به دنیا آمد. ایشان در یک خانواده دانشمند زندگی می کرد، سنّی بود و مذهب مالکی داشت، اما پس از تحصیل علم به مذهب اسماعیلی درآمد. در سال ۳۱۳ هجری قمری به خدمت عبدالله مهدی امام فاطمی درآمد. قاضی نعمان در تاریخ 29 جمادی الثانی سال 363 هـ (27 مارس سال 974 مـ) در قاهره درگذشت. مراسم تدفین قاضی نعمان را شخص امام معز (ع) هدایت کرد و بر او نماز گزارد. از زندگانی او چندان با خبر نیستیم. شاید وجود خود را وقف مطالعات تشریعی و تالیف کتابهای متعدد خود کرده باشد. در مورد او به حق چنین گفته اند که قانون گذار بزرگ فاطمیان بوده است.289 ابن زولاق در کتاب اخبار قضاه مصر قائل است که قاضی نعمان در غایت فضل، اهل قرآن و عالم به معانی آن و عالم به تمام وجوه فقه و علم اختلاف الفقها است.290 او که منصب قاضی القضاتی را به عهده داشت همراه امام فاطمی در روزهای جمعه و دو عید مهم مسلمین (فطر و قربان) به منبر میرفت.291 گستردگی آثار قاضی نعمان و تسلط او بر ابواب گوناگون فقهی، نشان دهنده اهمیت این شخص است که نه تنها در زمانه خود، بلکه تا به امروز در میان اسماعیلیه چهره شاخص علم فقه می باشد. چهره ای که تاریخ اسماعیلی دیگر شاهد فرد دومی در حد و اندازه او نبوده است. و کسانی که بعد از او دستی در آتش فقه و شریعت داشته اند بر سر سفره او مهمان هستند. قاضی نعمان زیر نظر امام فاطمی با اصل قرار دادن قرآن و با کمک احادیث به استنباط احکام فقهی پرداخته به نحوی که بعدها علمای دعوت اسماعیلی از کتب او بسیار استفاده نمودند. به طور مثال شیخ ابراهیم سیفی با استفاده از باب النکاح دعائم، کتاب «النجاح فی معرفه احکام النکاح» را نوشت.292 دکتر مصطفی غالب نویسنده اسماعیلی معاصر درباره قاضی می‏گوید: قاضی نعمان به مذهب اسماعیلیه خدمات شایانی کرده است و او در متمرکز ساختن دعوت اسماعیلیه نقش بسیار داشته است و او زبان گویای امام می‏باشد و شایسته است بر عرش دعوت علمی اسماعیلیه قرار بگیرد و این زعامت را فرزندانش از او به ارث ببرند».293 ابن خلّکان درباره او می نویسد: احد الائمه الفضلاء المشار الیهم ذکره الامیر المختار المسبحی فی تاریخه فقال: کان من اهل العلم والفقه والدین والنبل علی ما لامزید علیه.294مقریزی می گوید که غور و تتبع در شرع و احکام دین در زمان فاطمیان بر عهده قاضی القضات همچون قاضی نعمان بوده است.295 نوشته های قاضی نعمان چونکه بعد از تالیف به تصویب امام فاطمی معز رسیده بود، بعدا حکم نوعی قانون اساسی برای دولت اسماعیلی پیدا کردند. همچنین فقه به عوض آنکه سنت شخصی علما باشد، از این پس در آثار قاضی نعمان قابل حصول و دسترسی برای همه بود. مذهب فقهی اسماعیلی نیز در طرح و توصیف روشمندانه قاضی در ساحت فقه، با مذاهب فقهی رقیب مانند مالکی و … برابری می کرد. 296با ترویج آثار قاضی نعمان توسط معز مردم تحت حکومت او متقاعد گشتند که علی رغم شایعات و کنایات مختلف، قانون و فقه اسماعیلی نیز وجود دارد و در این زمانه باید از آن پیروی کرد. بنابراین تبلیغات عباسیان درباره اسماعیلیان که آنها فاقد قانون و شریعت هستند، باطل و بدور از حقیقت درآمد و منحصر به رفتار و منش قرمطیان شد.297 آثاری که قاضی نعمان در زمینه فقه و … نوشته بود، همیشه دست کم نیمه عمومی تلقی می شد. بدین معنا که در بیشتر آثار او رویکرد تاویلی خاص اسماعیلی دیده نمی شود. مثلا در فقه او ابتدا مجموعه ای از احادیث امامان شیعه تا خود امام جعفر صادق (ع) را فراهم آورده که چیزی از دوره بعد نیامده است. این کتاب که نامش ایضاح بود از منابع مشترک شیعی از جمله منابع شیعه زیدی استخراج شد. به همین روی فقهی که قاضی عرضه کرد، به جای آنکه رنگ و موضع خاص اسماعیلی داشته باشد، اصل و سرچشمه شیعی داشت و به همین خاطر سبب رنجشی در میان جامعه شیعی به طور کلی نگشت و برای فقهای شیعه نا آشنا نبود.298 وحتی باعث شد در زمانهای بعدی گروهی از مورخین و فقها تا به امروز قاضی نعمان را به خاطر همین رویکردش شیعه اثنی عشری بدانند. و شاید دلیل مخالف نبودن فقه اسماعیلی با سرمنشاء شیعیاش، رویکرد باطنی اسماعیلیه در همه علوم و امور بود. آنها چون چنین رویکردی داشتند هیچ گاه فقه برایشان در اولویت نبود. و اگر در دوره فاطمی روی به آن آوردند، شاید از سر ضرورت و نوعی تقیه نسبت به کلیت جامعه اسلامی بود. شاهد این مطلب این است که بعد از قاضی نعمان و آثار فقهی ای که به فقه امامیه نیز نزدیک بود، دیگر فقیه ممحز و گرانسگی در طول تاریخ اسماعیلیه و در میان تمامی انشعاباتش پیدا نشد. قاضی نعمان قائل است که خدای عزوجل در کتابش فرایضی را بر ما واجب ساخته است. پس آیا کسی حق دارد که فریضه ای را که خداوند بر آن تاکید کرده است، از کتاب خدا ساقط کند؟ آیا کسی می تواند یکی از فرایض را ترک کند بدین دلیل که بر فرایض دیگر تاکید و سفارش شده است؟ چنین چیزی را هیچ دانا و نادانی نمی گوید، و ما نشنیده ایم که هیچ یک از مردمان چنان پنداشته باشند یا بدان اشارتی رفته باشد.299 او قائل بود که بدون امامی که عالم به معانی ظاهر و باطن شریعت است و اسرار الهی را آگاهی دارد، مردم ناتوان در حصول معنای شریعت در بین خودشان خواهند بود.300 قاضى نعمان که عالى ترین مقام قضایى دولت فاطمى، یعنى قاضى القضاتى را نیز بر عهده داشت، به شیوه منظم، احادیث فقهىِ کاملا موثق و تثبیت شده اى را که از اهل بیت روایت شده بود جمع آورى کرد و براى این کار با توجه به این که اسماعیلیان خود در آن زمان مجموعه هایى حدیثى نداشتند، از آثار کلینى و دیگر محدثان پیشین امامیه استفاده کرد. فقه اسماعیلى که در خطوط کلى با فقه امامى توافق دارد، امتزاجى است از معتقدات شیعى، به خصوص آنچه مربوط مى شود به نظریه امامت، با مفاهیم فقهى دیگر مسلمانان.

مطلب مرتبط :   ترجمه، فرهنگ، نشانه‌شناسی، متون، یاکوبسن، مبدا