آنها دیده می شود، اقتصار نماید.311 خود او اشاره دارد که این کتاب برای کسی که اکتفا به آن کند، کافی می باشد.312 در حقیقت «الاقتصار» یکی از تلخیص های نوشته شده توسط قاضی از کتاب «الایضاح» می باشد. نقل شده است که این کتاب در سال 365 ق توسط قاضی علی بن النعمان فرزند قاضی نعمان در جامع الازهر املایی دوباره شد.313 از خصوصیات این کتاب سهولت ، روانی و ایجاز مطالب مطرح شده است.314 که کار قرائت و فهم را برای متشرع اسماعیلی آسان می کند. در این کتاب مولف تنها به ذکر روایت همچون دعائم الاسلام اکتفا نکرده و کاملا به عنوان یک فقیه اسماعیلی، وجوه مختلف فقهی را با رعایت اقتصار مورد نظر خود تنقیح می کند. او هر بخش را با عبارت «روینا عن أهل البیت صلوات الله علیهم» آغاز می کند و بدون ذکر متن حدیث و اسامی ائمه بحث فقهی خود را ادامه می دهد.315 این کتاب از دو جزء تشکیل شده است که در جزء اول ابواب اصلی فقه اسماعیلی که همراه بحث ولایت همیشه تحت هفت عنوان دسته بندی می شوند، آمده است. ابواب جزء اول این موارد می باشند: ذکر الطهاره – ذکر الصلاه – ذکر صلاه الاستسقاء (نماز باران) – ذکر الجنائز (نماز میت) – ذکر الزکاه – ذکر الصوم – ذکر الحج و العمره و المناسک – ذکر الجهاد.316 جزء دوم کتاب شامل دیگر بخش ها و فروع فقهی می باشد: ذکر البیع و الشراء – ذکر الأیمان (قسم) و النذور – ذکر الأطعمه – ذکر الأشربه – ذکر الطب – ذکر اللباس و الطیب – ذکر الصید – ذکر الذبائح – ذکر الضحایا و العقائق (قربانی و عقیقه) – ذکر النکاح – ذکر الطلاق – ذکر العتق – ذکر العطایا – ذکر الوصایا – ذکر الفرائض – ذکر الدیات – ذکر الحدود – ذکر السراق و المحاربین – ذکر المرتدین و المبتدعین – ذکر الغصب و التعدی – ذکر العاریه – ذکر الودیعه – ذکر اللقطه (شیء پیدا شده) – ذکر القسمه و البنیان (شراکت در ساختمان) – ذکر الشهادات – ذکر الدعوی و البینات – ذکر آداب القضاه.317
اختلاف اصول المذاهب: قاضی نعمان در آثار فقهی گوناگون خود به رد آراء فقهی ابوحنیفه، مالک و شافعی پرداخته است. اما به طور جداگانه کتاب اختلاف اصول المذاهب قاضی نعمان، در بردارنده مبانی و روش استنباط احکام از دیدگاه اسماعیلیه است و مولف در آن به نقد مبانی ادله عقلی معتبر نزد مذاهب فقهی اهل سنت می پردازد. او در فصول جداگانه قول قائلین به رای و نظر شخصی318، قیاس319، استحسان320 و حتی استدلال و اجماع321 را رد می کند. او قول اهل سنت را بنابر حدیثی که به پیامبر منسوب می کنند که اصحاب من ستارگان هدایتند و به هر کدام اقتدا کنید هدایت می شوید، رد کرده و میگوید خیلی از اصحاب با یکدیگر به جنگ و جدل پرداختند، چگونه اقتدای به هر کدام سبب هدایت است؟322 در گام دیگر انحصار طرق اثبات احکام به قرآن و سنت پیامبر و اهل بیت او را بیان می کند.323 علاوه بر آثار فقهی، قاضی نعمان به بیان تاویل نظریات فقهی و ظواهر شریعت نیز در کتب تاویلی خود پرداخت. تاویل الدعائم اولین اثری در میان اسماعیلیه است که در آن تاویل احکام شرعی مطرح شده است. کتابی که نویسنده آن در تاویلات خود حد وسط را پیموده است.324 مصطفی غالب نیز قائل است که قاضی نعمان در این کتاب اغراق در تأویل ننموده است. در مقدمه کتاب تاویل الدعائم نیز آمده است که مومن باطن را بر ظاهر تفضیل نمی دهد و با اقرار بر ظاهر، عامل به آن نیز می باشد.325
الهمه فی آداب اتباع الائمه: قاضی نعمان در کتب فقهی خود همچون الایضاح و دعائم الاسلام به تبیین مسائل فقهی با تکیه بر روایات اهل بیت اطهار می پیردازد و در کتاب دیگر خود به نام «الهمه فی آداب اتباع الأئمه» از وجهی دیگر به قضیه نگاه می کند. او در جزء دوم کتاب خود و در بخش «النهی عن انکار أفعال الائمه و الأمر بتأتیها عنهم بالقبول» اشاره دارد همانطور که اطاعت از اوامر پیامبر و پرهیز از آنچه او نهی کرده واجب است، همین حکم درباره جانشینان او نیز جاری می شود. به نحوی که برای هر امام در هر عصری این حق است که مردم اوامر او را اطاعت کنند و از اعتراض و انتقاد به او و مخالفت امرش بپرهیزند.326 در حقیقت می توان گفت این اثر قاضی نعمان و این اقوال او تالی تلو مباحث فقهی اوست. به طوری که در این کتاب مردم را به اطاعت از احکامی می خواند که در کتب فقهی خود اشاره کرده است. در باب منابع فقه اسماعیلی از نگاه قاضی نعمان نیز ، باید گفت که آنها استحسان و قیاس را که مورد قبول اهل سنت است، نمی پذیرند. قاضی نعمان در باب آداب القضاء می نویسد: «و یقضی بکتاب الله عزوجل فما لم یجد فی کتاب الله ظاهراً التمسه فی الثابت عن رسول الله و عن الائمه من ولده فإن لم یکن له علم ذلک و لم یجده ردّ ذلک إلی إمامه و سأله عنه و لا یقضی برأی و لا استحسان و لا قیاس»327
3-2-2 فتاوی شاخص قاضی نعمان
فتاوای فقهی شاخص قاضی نعمان که بعضاً با فقه امامیه و یا اهل سنت مخالف است، بر اساس کتاب دعائم الاسلام و کتاب الاقتصار وی بدین شرح می باشد:
در بحث طهارات: استنجاء با سنگ کافی نیست و بعد از آن شستن با آب لازم است. مذی وضو را باطل می کند. حجامت، فصد، قی، خروج چرک و خون از بدن و نیز لمس زن و قسمت های جنسی بدن انسان وضو را باطل نمی کند. در وضو دستها را باید از پایین به بالا شست. در وضو مسح تمام سر، ظاهر و باطن گوش و گردن واجب است. مسح پا در وضو واجب و شستن آن هم جایز است. مسح بر خفین بدون عذر مجزی نیست. قبل از غسل وضو واجب است. در غسل شستن تمام اعضا واجب است اما ترتیبی وجود ندارد. مجنون و بی هوش باید وقتی به حالت عادی برگشتند غسل کنند. در تیمم باید از بالای ابرو شروع کرد و تا پایین صورت ادامه داد و در دستها نیز مسح انگشتان کفایت می کند. عدم جواز ترک مضمضه و استنشاق در وضوء عمدا. وجوب مسح تمام سر و گوش ها و جواز شستن پا در وضو، هر چند مسح پا نیز جایز است. عدم انفعال ماء قلیل مادام که نجاست بر آن غلبه نکرده باشد. وجوب وضو برای جنب و حائض قبل از غسل.328
در بحث نماز: جمع بین دو نماز ظهر و عصر جایز است. وقت شرعی نماز مغرب از پنهان شدن قرص خورشید شروع می گردد. حی علی خیر العمل در اذان واجب است. تکتف در نماز جایز نیست. خواندن بسم الله الرحمن الرحیم در نماز باید به جهر باشد. گفتن آمین بعد از حمد جایز نیست. مقدار تسبیحات حضرت زهرا بعد از نماز به ترتیب 33 مرتبه الله اکبر، 33 مرتبه الحمدالله، 33 مرتبه سبحان الله و یک بار لا اله الا الله است. زنها در نماز می توانند برای فهماند موضوعی به دیگران دست بزنند. حضور در نماز جمعه ای که توسط امام عادل خوانده می شود بر تمامی کسانی که تا دو فرسخ حضور دارند، واجب است. در نماز جمعه باید در رکعت دوم و قبل از رکوع قنوت گرفت. نماز عیدین باید در صحرا و زیر آسمان باشد. نماز عید در حضور امام عادل دو رکعت و فرادا چهار رکعت است. در شک در رکعات باید بنا بر اقل گذاشت چون یقینی است. در شک بین سه و چهار بنا را باید بر سه بگذارد و سپس بعد نماز دو رکعت نماز نشسته بخواند. بعد از نمازی که در آن شک کرده است، دو سجده سهو واجب است. سجده بر خاک افضل است. به جماعت خواندن هر نماز مستحبی مانند نماز تراویح، بدعت و حرام است. عدم جواز جمع بین الصلاتین در حضر بدون عذر. تفاوت ذکر تشهد اول و دوم در نماز. تشهد دوم بیشتر شبیه اهل سنت است. جواز سجده بر ملبوس. صحت شک بین رکعت یک و دو، و دو و سه. جواز اتمام نماز سه یا چهار رکعتی اگر نمازگزار در رکعت دوم سهواً سلام داده باشد و از حالت نماز خارج شده و سخن گفته باشد، و بعدا متذکر شود با همراهی سجده سهو. وجوب صلاه الوتر(شفع و وتر) و نافله صبح. تفاوت در توزیع رکعات نافله هر چند تعداد کل رکعات موافق امامیه 34 رکعت می شود. لزوم تسلیم در نماز میت بعد از تکبیر پنجم.329
در بحث زکات: زکات اموال فقط باید به ائمه پرداخت شود. مصرف کنندگان زکات فقط مومنین محب اهل بیت هستند و در صورت فقدان به کسی داده می شود که دشمن اهل بیت نباشد. زکات همه محصولات کشاورزی واجب است.330
در بحث روزه: روزه یوم الشک در اول ماه رمضان مستحب است و در صورت اثبات روز اول ماه، باید روزه آن روز قضا شود. هرکس در روز رمضان در خواب محتلم شود و سپس بیدار شده و دوباره بخوابد تا وقت نماز بعدی برسد، و نماز قبلی اش قضا شده باشد، روزه آن روز باطل است و باید قضا کند. فدیه روزه مریض نصف صاع است. روزه در ایام تشریق (سه روز بعد عید قربان) صحیح نیست.331
در بحث حج: سعی بین صفا و مروه در حج بر زنان واجب نیست. جواز حج افراد برای غیر ساکنین مکه و حوالی آن در غیر حالت اضطرار. وجوب کفاره برای کسی که نماز مغرب و عشاء را قبل از رسیدن به مزدلفه بخواند، الّا آن که خوف فوت وقت باشد. وقت رمی جمرات در یازدم و دوازدهم ذی الحجه موافق اهل سنت بعد از ظهر است..332
در بحث ارث: انسان نمی تواند برای وارث خود بیش از سهم الارث او وصیت کند. در صورت فوت یک مرد همسر او از تمامی اموال ارث می برد. پذیرش قضاوت حکام جور برای اخذ حق حرام است.333
در بحث أطعمه: حلّیت گوشت خرگوش و جواز خوردن سوسمار و جوجه تیغی و حشرات و خزندگان علی کراهیه. عدم اشتراط صیصه و حوصله و قانصه در حلّیت گوشت پرندگان. جواز خوردن طحال و قضیب و سایر محرمات ذبیحه علی کراهیه.334 ذبیحه اهل کتاب اگر با ذکر باسم الله باشد حلال ولی مکروه است. طعام اهل کتاب اگر مشتمل بر ذبیحه آنان نباشد حلال است.335
در بحث نکاح و محرمیت: عدم جواز نکاح متعه. لزوم شهود در صحت عقد نکاح.336 شهادت در نکاح جزء ارکان نیست اما لازم است. هر شرط مخالف کتاب و سنت در تمامی عقود باطل است. حکم حرمت از راه رضاع مثل حرمت از راه نسب است. نکاح متعه در حکم زناست. با یک بار مکیدن طفل پستان زن دیگری، تمامی احکام رضاع جاری است. اگر چند طفل از چند زن که یک شوهر دارند شیر بخورند به یک دیگر محرمند.337
در بحث سرقت: حداقل قیمت شیء مسروق که موجب قطع دست می شود پنج دینار ذکر شده338 در حالی که در مذهب امامیه ربع دینار است. 339
3-2-3 تداوم جریان فقهی قاضی نعمان
به طور کلی باید گفت که فقها در خلافت فاطمی نقش مهمی داشتند. در زمان حکومت فاطمیان یکی از طبقات نظام اجتماعی مصر مخصوص فقها و اهل علم بود. آن طور که مقریزی حکایت می کند بعد از دولتیان، بازرگانان، فروشندگان و کشاورزان طبقهای به نام «الفقراء وهم اجل الفقها و طلاب العلم» قرار داشت. 340 به غیر از قاضی نعمان، بزرگان دیگری نیز در فقه اسماعیلی بودند که البته ریزه خوار سفره او در این علم به حساب می آیند. بخاطر نقش بی بدیل قاضی نعمان، فرزندان او یعنی علی و حسین نیز به منصب قاضی القضاتی رسیده و کتبی در مورد شریعت اسماعیلی تالیف کردند. قاضی نعمان پایه گذار خاندان معتبری از قضات در دولت فاطمی بود. پسرش ابوالحسن علی در دوره عزیز برای نه سال قاضی القضات دستگاه فاطمی بود و بعد از وفاتش عزیز بر جنازه او نماز گزارد. پس از او برادر کوچکترش ابوعبدالله محمد بعنوان قاضی القضات جانشین او شد و حاکم بامرالله پس از وفات او بر جنازه او نماز خواند. بعد از قاضی ابوعبدالله محمد، خواهر زاده اش قاضی ابوعبدالله حسین به منصب قضاوت تعیین شد و در سال ۳۹۵ ق در زمانه حاکم به قتل رسید. بعد از او این مقام عالی قضایی را به ترتیب دو تن از نواده های قاضی نعمان عهده دار شدند، یعنی ابوالقاسم عبد العزیز بن محمد که کتاب «البلاغ الاکبر و الناموس الاعظم فی الاصول» از اوست و ابو عبدالله حسین بن علی جانشین او شد. و واپسین فرد این خاندان ابو محمد قاسم بن عبد العزیز نبیره قاضی نعمان بود که منصب قاضی القضاتی داشت.
یعقوب بن یوسف بن کلس دیگر فقیه بزرگ دوران فاطمی بود. او از یهودیت به اسلام گرویده و سپس به کیش اسماعیلی درآمده بود. ابن کلس (ف 380 هـ) به محضی که اسماعیلی شد، در پیشبرد امور شرعی و دینی اسماعیلیان نقش مهمی بازی کرد. این اوست که اعتبار تدوین یک نظام رسمی تعلیم فقه اسماعیلی را باید بدو داد. همچنین کتاب درسی مهمی راجع به فقه اسماعیلی تالیف کرد که به نام او به کتاب وزیر (الرساله الوزیریه) شهرت یافت.341 او که وزیر العزیز باللّه فاطمی بود، در عهد عزیز خواست نقشی همچون آنچه قاضی نعمان ایفا کرده بود، انجام دهد. به همین علت به تشویق علما و استخدام آنانی پرداخت که در مدرسه فقهی مستقر در الازهر مشغول بودند.342 خلفای فاطمی برای انتشار کتاب او همه نوع جد و جهد نمودند تا آنجا که خود وزیر سه شنبه ها آن را برای طلاب درس میگفت و بزرگان در مجلس درس او حضور می یافتند. همچنین این کتاب جمعه ها در جامع الازهر برای مردم خوانده می شد.343 احکام شرعی از روی مندرجات آن کتاب صادر میشد و مسجد عمروعاص (جامع عتیق) یکی از مراکز تدریس آن بود و برای فراگرفتن آن جایزه و انعام داده میشد. سی وپنج تن از فقها که در مجلس درس وزیر شرکت میکردند. و هر سال در عید فطر این فقیهان را خلعت پوشانیده سوار بر استر به کاخ خود می آورد تا مردم به آموختن فقه شیعی اسماعیلی تشویق شوند.344 ابن کلس در سال 378 ق با موافقت خلیفه وقت، برای گروهی از فقیهان حقوقی مقرری مشخص نمود و برای زندگی آنان در کنار جامع الازهر خانه ای ساخت.345 آن ها روزهای جمعه پس از مراسم نماز حلقه درسی در الازهر برای بحث و کنکاش در مسائل فقهی تشکیل

مطلب مرتبط :   دیپلماسی، رسانهای، سیاست، رسانهها، تلویزیون، دیپلماتیک