ی بودن زبان قرآن، صحیح به نظر نمی‌رسد و نمی‌توان زبان قرآن را به یک قبیله – مخصوصاً قریش – نسبت داد. سپس اضافه می‌کنند که زبان عربی در زبان شعر جاهلی انسجام یافته و در سراسر شبه جزیره، منتشر شده و در زبان قرآن به کمال رسیده و تثبیت گردیده است و هریک از لهجه‌ها با ساختار‌های خاص خود، در غنی سازی و ارتقای آن سهیم بوده‌اند.
جعفری(1388) با هدف بررسی ساختاری زبان شناختی وحی، با تأکید بر آرای فردیناند دو سوسور، به تحلیل زبان شناختی وحی می‌پردازد. وی پس از بررسی‌های لغوی و اصطلاحی وحی، به تحلیل پدیدۀ وحی در چارچوب زبانشناختی پرداخته و خاطرنشان می‌سازد، که هرگاه وحی در سطح بشری نزول یابد، در دستگاه‌های زبان بشری قابل تحلیل زبان شناختی خواهد بود، و این امر زمانی امکان می‌یابد که بر وحی گزاره‌ای تأکید داشته باشیم. بر اساس تحقیقات وی، رابطۀ دو شخصی دال و مدلول نشانۀ شناختی سوسور کمک می‌کند تا در فرآیند ارسال پیام الهی، رابطۀ چهار وجهی خدا- فرشته وحی، جبرئیل- پیامبر ، پیامبر- مردم را کشف کنیم که کیفیت دو ارتباط اول، برای عوام نامعلوم است؛ اما در رابطۀ چهارم، یک پیام و گفتمان ایجاد شده، که می‌توان آن را بررسی کرد.

2 – 4- 2- اشارات زبانشناختی قرآن
زبان، به عنوان نهادی اجتماعی عمل می‌کند، که در عین ایجاد ارتباط، نقش‌هایی چون تکیه گاه‌اندیشه و نقش ما فی الضمیر و … نیز می‌باشد و در علم زبانشناسی، شاخه‌های متعددی را به خود اختصاص داده است. قرآن که گفتمانی است که بر اساس زبان انسانی و با ویژگی‌هایی فراانسانی از سوی خدا بر بنده اش حضرت ختمی‌مرتبت نازل شده‌است، بارها به لفظ عربی لسان، که معادل زبان است، اشاره می‌کند و آن چنان که باوفا ولیوند (1391) بیان می‌کند، دربارۀ پیدایش زبان و فطری بودن آن، و ویژگی‌های زبانشناختی آن، به طور موجز سخن می‌گوید و با نگاهی دقیق و موشکافانه اصول زبانشناسی نهفته، در آن آشکار می‌گردد.
منصوری( 1375) موضوعات زبانشناسی نوین را از دیدگاه قرآن مورد بررسی قرار می‌دهد. و به موضوعاتی چون فطری بودن زبان انسان، وجود همگانی‌های زبان، چندلایگی بودن زبان، زبان حیوانات و موضوعاتی از این قبیل می‌پردازد و در هر مورد، با مراجعه به تفاسیر قرآن، شواهدی از قرآن ارائه می‌دهد.
باوفا ولیوند(1391) نیز در پژوهشی مشابه، به جنبه‌های ذاتی بودن زبان، روانشناسی زبان، اصول محاوره، زبان قرآن، نقش‌های متفاوت زبان و گوناگونی زبان‌ها از دیدگاه قرآن می‌پردازد و در هر مورد آیات مربوط به این موارد را ذکر می‌کند.

2 – 4 -3- قرآن : آواشناسی، تجوید و موسیقی کلام

پیامبر اسلام و بزرگان دین، همواره توصیه می‌کردند که قرآن می‌بایستی به نیکوترین وجه خوانده شود. در قرائت قرآن، توجه به تلفظ صحیح آیات و رعایت قواعد تجوید- که همان آواشناسی زبان قرآن و به مفهوم گسترده تر آواشناسی زبان عربی است- از ضروریات است.
حق بین(1390 ) سعی می‌کند تا در حد امکان به معرفی تلاش‌های دانشمندان مسلمان، در بررسی اصوات و حروف بپردازد. وی پژوهش‌های آوایی و واجی دانشمندان مسلمان را از سه دیدگاه دستور زبان، علم تجوید و سایر گرایشات علمی‌بررسی می‌کند.
درویش زاده (1369) می‌کوشد بین اصطلاحات سنتی تجوید و آواشناسی جدید، مقایسه‌ای انجام دهد، به نظر درویش زاده، زبانشناسان عرب همانند ابوالاسود دوئلی و خلیل بن احمد فراهیدی(175-100هـ.ق)، به‌اندازه‌ای که به صامت‌ها توجه داشته‌اند، به مصوت‌ها کم اعتنا بوده‌اند. وی در توصیف همخوان‌ها، سه ویژگی جایگاه تولید شیوۀ تولید و واکبری را قائل می‌شود و معتقد است که عنوان صفت در تجوید، که کیفیت مخرج آواها را توضیح می‌دهد، هر سه ویژگی مذکور را در بر می‌گیرد.
دهقان (1369)، مبنای کار در تجوید را اصوات می‌داند، که پایۀ کار زبانشناسی جدید می‌باشد. دهقان عقیده دارد عربی فصیح، 28صامت و 3مصوت اصلی دارد و کشش را نیز یک واج به حساب می‌آورد. وی حروف اصلی در تجوید را به عنوان واج می‌شناسد و حروف فرعی را معادل واجگونه‌های آواشناسی جدید در نظر می‌گیرد. وی معتقد است زبان عربی و زبان نوشتاری کنونی قرآن، مصوت مرکب ندارد.
زندی (1370) نیز دست به مطالعۀ تطبیقی و مقابله‌ای بین آواشناسی و تجوید می‌زند. زندی برای نظام آوایی عربی 28 صامت و 8مصوت ذکر می‌کند. از نظر او نظام نوشتاری کنونی قرآن دارای دو نوع نشانه است که عبارتند از: نشانه‌های حرفی و نشانه‌های حرکتی یا زیر و زبری. زندی حروف لیّن تجوید را اصطلاح مصوت مرکب می‌داند.
سعیدی(1390)، به تجوید سنتی از دیدگاه آواشناسی و واج شناسی جدید می‌نگرد و توصیفی علمی‌و مدرن از تجوید را ارائه می‌دهد. بر این اساس، به دسته بندی جدیدی از حروف عربی و به تعریف جدیدی از اصطلاحاتی چون حروف متقارب، حروف متجانس، متباعد پرداخته و تبیین جدیدی از فرآیندهای تجویدی از جمله ادغام را فرا روی می‌نهد.
قیطوری (1377)، یکی از مهمترین نظریه‌های نشانه شناسی؛ یعنی نظریۀ نوشتار را در تبیین جنبۀ نوشتاری قرآن مورد بررسی قرار می‌دهد. وی در این راستا به بیان ضرورت و اهمیت مطالعات نشانه شناختی مدل‌های ارتباطی پرداخته، رابطۀ پویایی قرآن با مخاطب را نیز بیان می‌کند.
محمودی (1389) نیز با دیدگاهی زبانشناسانه به بررسی بسامد و نوع واج‌ها، در آیات قرآنی می‌پردازد. وی معتقد است خداوند به عنوان گویندۀ متن، به بارآوایی و معنایی واج‌ها و آواها توجه خاص دارد و برای القای مفاهیم به ذهن خواننده و فضاسازی، از تکرار واج‌های خاصی استفاده می‌کند. مثلاً تکرار واج /ق/، در آیۀ 27 سوره مائده که القاکنندۀ فضای داستان قتل قابیل است. وی نتیجه می‌گیرد قرآن کریم با کاربرد تعمدی بسامد بالایی از واج‌های خاص، مخاطب خودرا به فضای مفهوم موردنظر سوق می‌دهد، تا تأثیر مناسب را بر گیرندۀ پیام بگذارد.
سجادی و فراهانی (1390) به معناشناسی اسلوب کنایه در جزء سی ام قرآن می‌پردازند و نتیجه می‌گیرند که کاربرد کنایه با هدف پوشیده سازی معنایی با ساختار کلی سوره‌ها، هماهنگی دارد و برخی از این کنایه‌ها در‌هارمونی با موسیقی درونی سوره‌ها، رعایت فاصله‌ها و نظم منطقی آیه‌ها است و اگر هر تعبیر دیگری جایگزین آنها می‌شد، صورت سوره‌ها شکل دیگری می‌یافت و نظم و ظرافت سوره ازدست می‌رفت.
ذکایی ساوجی (1379) نیز با دیدگاهی ادبی به بررسی آرایۀ موسیقی حروف در قرآن کریم و تأثیر آن بر منوچهری دامغانی می‌پردازد. وی همانند محمودی، اشاراتی دارد به کاربرد بسامد بالای برخی از واج‌ها در قرآن و ارتباط واجی و معنایی که از این طریق برقرار شده‌است.
معرفت ( 1368) نقش موسیقی را در تلاوت قرآن بررسی می‌کند. سه عامل سبک، نظم و آهنگ را زیربنای ساختار سحرانگیز قرآن برشمرده و آنها را عامل جذابیت قرآن معرفی می‌کند و سپس به تحلیل و بازنمود این سه عامل موسیقایی کلام وحی می‌پردازد.
در پژوهشی دیگر از همین نویسنده، تفاوت موسیقی بیرونی و درونی، با ذکر آیاتی از قرآن و مقایسه آن با اشعار ناب عرب بررسی می‌شود. در این پژوهش، نظم آهنگ درونی آیات قرآن به عنوان شیوه‌ای سمفونیک و حیرت انگیز معرفی می‌شود که گویی کلمات در دستان خالقاشان ذوب می‌شود، نظام می‌گیرد و نظم آهنگی بی مانند در آنها تجلی می‌یابد.(معرفت،1385)
سلطانی رنانی(1385) نیز به بررسی نظم آهنگ قرآنی می‌پردازد. نظم آهنگ از دید او، آهنگ خاصی است که از چگونگی چینش حروف و کلمات قرآنی پدید می‌آید و هنگام شنیدن قرآن به گوش می‌رسد که گاهی از آن به موسیقی آیات تعبیر می‌شود. در این مبحث وی انواع تناسبات آهنگین را در برخی از سوره‌های قرآن از جمله: فاتحه، فیل، قریش، همزه، مسد و عادیات، بررسی می‌کند و در نهایت نقش نظم آهنگ را در تدبّر و حفظ قرآن کریم بازنمایی می‌کند.
دیانی( 1385) نیز به بررسی آهنگ ملکوتی قرآن و ذکر عوامل و عناصر و بستر این موسیقی می‌پردازد و به بحث مفصلی در بارۀ فواصل آیات و نظم آهنگ و عوامل موسیقایی و آوایی قرآن می‌پردازد.

مطلب مرتبط :   هسته‌ای، خلیج‌فارس، سیاست، ایران،، منطقه‌ای، بین‌المللی

2 -4 – 4- تحلیل متنی و گفتمانی قرآن

معنا شناسی قرآن و بررسی زیبایی‌های بلاغی آن نیز، همواره مورد بررسی دانشمندان علوم بلاغی و ادبی و به ویژه زبانشناسان قرار گرفته است.
حسن زاده( بی تا) با تأکید بر بلاغت قرآن، به بررسی نقش طباق و تضاد در قرآن می‌پردازد، هر چند بررسی‌های او در چارچوب ادبیات و با نگاهی بلاغی بر آیات قرآن انجام می‌گیرد، اما نتیجه می‌گیرد که نقش تضاد در قرآن تنها زیبایی آفرینی نیست، بلکه در تبیین برخی مفاهیم و آشکار نمودن معانی نیز تاثیر بسزایی دارد.
جعفری(1388)، با هدف بررسی ساختاری زبان شناختی وحی با تأکید بر آرای فردیناند دو سوسور، به تحلیل زبان شناختی وحی می‌پردازد. وی پس از بررسی‌های لغوی و اصطلاحی وحی، به تحلیل پدیدۀ وحی در چارچوب زبانشناختی پرداخته و خاطرنشان می‌سازد که هرگاه وحی در سطح بشری نزول یابد، در دستگاه‌های زبان بشری قابل تحلیل زبان شناختی خواهد بود و این امر زمانی امکان می‌یابد که بر وحی گزاره‌ای تأکید داشته باشیم. بر اساس تحقیقات وی، رابطۀ دو شخصی دال و مدلول نشانه شناختی سوسور کمک می‌کند، تا در فرآیند ارسال پیام الهی رابطۀ چهار شخصی خدا- فرشته وحی ، جبرئیل- پیامبر ، پیامبر- مردم را کشف کنیم، که کیفیّت دو ارتباط اول برای عوام نامعلوم است، اما در رابطۀ چهارم یک پیام و گفتمان ایجاد شده که می‌توان آن را بررسی کرد.
سلز(1991)، در اثر خود تحت عنوان”صدا، روح و جنسیت در سوره قدر” ، به بررسی چند ساحتی بودن معنا، که از طریق وجوه معنایی، صوتی، عاطفی و جنسیتی به وجود می‌آید، می‌پردازد. حری(1387) این مقاله را به فارسی ترجمه کرده است. قرائت سورۀ قدر، بستری را برای تحلیل ارتباط معنا و صوت فراهم می‌کند. نویسنده در این مقاله، می‌کوشد تا آرایه‌ها و الگوهای صوتی- آوایی را که متحمل بارهای معنایی هستند مشخص کند و در پایان به این نتیجه می‌رسد که الگوهای آوایی، بارهای معنایی و سایه روشن‌های عاطفی سوره، در کنار وجوه در هم تنیدۀ گفتمانی بر هم نقش شده و هم کنش می‌گردند.
مناسبات درونی و بینا آیه‌ای سه سورۀ “نازعات”، “مرسلات” و “ذاریات”، موضوعی است که حری(1391) به آن می‌پردازد. وی تلاش می‌کند، روابط میان خوشۀ سوگندهای یک سوره با سایر بخش‌های آن سوره یا سایر سوره‌های سوگند دار را نشان دهد و در پایان به این نتیجه می‌رسد که علاوه بر رابطۀ تنگاتنگی که میان سوگندهای یک سوره وجود دارد، سوگندها با سایر آیات سوره‌ها نیز انسجام و پیوند دارند.
حری(1385)، در مقاله‌ای به بررسی روابط ساختاری میان آیات و انسجام متن سورۀ “والعادیات “می‌پردازد. وی با در نظر گرفتن بافت فرهنگی سوره(= شأن نزول)، به سامان صوری و محتوایی در پرتو قرائت تنگاتنگ15 سوره می‌پردازد. وی 11آیۀ این سوره را به 3 بخش ظاهراً مجزّا تقسیم می‌کند، که هم از جهت مضمون و هم از حیث شکل با یکدیگر مرتبطند. وی معتقد است؛ بخش اول سوره در حکم یک تابلوی حسی عمل می‌کند و بخش دوم، در حکم یک تابلوی عقلی است. به اعتقاد وی هر بخش سوره، بنابر مقتضیات، بافت کلام، جو، موسیقی و وزن مختصّ به خود دارد.
جیگاره(1383)، در پژوهشی به بررسی اسلوب‌های تأکید در قرآن می‌پردازد و آنها را در یک فهرست کلی به سه دستۀ 1) تأکید اسناد 2) تأکید مسند و3)تأکید مسندالیه تقسیم می‌کند؛ اما این تأکیدها را از نظر زبانی و گفتمانی تحلیل نمی‌کند.
سایکدانی(2004)، به تحلیل گفتمان و در چارچوب ساختار اطلاعات در متون روایی قرآن می‌پردازد و چند الگو ارائه می‌دهد. الگوی سلسله مراتب آشنایی، که برگرفته از گوندل و همکاران( 1978)است؛ ساختار اطلاعات را در قالب جمله و در سطح نحو بررسی می‌کند. سلسله مراتب آشنایی گیرندۀ پیام با اطلاعات، به واسطۀ معرفه‌ها با میزان همدلی فرستنده و گیرندۀ پیام مرتبط است و با زاویۀ دیدی که فرستنده در اختیار گیرنده قرار می‌دهد، تناظر دارد و زاویۀ دید نیز در سطح گفتمان متناظر با ساخت اطلاعات در فراکارکرد متنی هلیدی است.
حری(1388) به بررسی، تحلیل و مقایسۀ داستان آفرینش در دو سورۀ قرآنی در چارچوب نظری زبان شناسی سیستمی- نقشی هلیدی، با نگاهی به ساختار اطلاعاتی در این دیدگاه می‌پردازد.
وی آیات 85-71سورۀ”ص” و 43-26 سورۀ “حجر” را با یکدیگر مقایسه می‌کند و در پایان نتیجه می‌گیرد که با این که در قرآن مضامین و الفاظ گاه عیناً تکرار می‌شوند، اما چون تکرارها با خصوصیات هر سوره در تناسب کامل عمل می‌کند، ملال آور نیستند. وی معتقد است تغییر در زاویه دید، در اثر تغییر در معارف و ضمایر ایجاد می‌شود و میزان همدلی گوینده با خواننده را تغییر می‌دهد. ضمنا نوع ساختارمبتدایی و چینش اطلاعات در هر دو سوره تکرار می‌شود، اما این تکرارها به دو طرز کاملاً بدیع ارائه شده‌اند.
طیب و مصفا جهرمی(1381) به بررسی ساختار اطلاعاتی و سازمان دهی آغازگر در متون داستانی و غیر داستانی قرآن کریم، در چارچوب نظریۀ نقشی – سیستمی‌هلیدی پرداخته‌اند. بر اساس نتایج به دست آمده از پژوهش فوق، بسامد آغازگر نشان دار در آیات غیرداستانی، نسبتا ً بیش از آیات داستانی است، که این به دلیل ماهیت روایی متون داستانی است. ضمناً بسامد بالای بندهای وابسته در متون

مطلب مرتبط :