دانلود پایان نامه
ز وجود انسان را تحت تأثیر قرار می دهند. با توجّه وسعت و تنوّع مخاطبان قرآن و نیز تفاوت و تنوّع طبایع آنها در نحوه تأثیر پذیری، قرآن کریم علاوه بر روشهای گوناگون، ابزارهای مختلفی را نیز به کار بسته است. در روانشناسی شخصیّت که تیپهای مختلف شخصیّتی را تحلیل میکند گاه از تیپهای شخصیّتی سمعی، بصری، لمسی ، عاطفی، عقلی و…یاد می شود. روشن است نحوه تأثیر پذیری هریک از این تیپها متفاوتند و مبلّغ باید با روشها و ابزارهای مختلف، تبلیغ خویش را متناسب با روحیّات مختلف، فراگیر سازد؛ برایمثال، ابزارهای بصری که شامل گونههای مختلف تصویر میگردند تناسب بیشتری با تیپ شخصیّتی بصری دارد. مفسّر تربیتی به مثابه یک مبلّغ دینی باید از این ابزارهای متنوّع در تدوین تفسیر بهره جوید. در فصل آینده «ابزارهای تفسیر تربیتی» به تفصیل مورد بررسی قرار می گیرد.

4-2. جامع نگری در توجّه به مسائل تفسیری
طیف دوّم از مسائل مرتبط با بحث، جامعنگری در «مسائل تفسیری» است. این مسائل معمولاً به گونه تفسیری خاصّی مربوط نمیشود و اساساً از ویژگیهای یک تفسیر جامع و کارآمد است. در تفسیر تربیتی نیز این عناصر تنها به صورت تأکید و توصیه مطرح میشوند.
3-2-1. جامعنگری در بهرهگیری از روشهای تفسیری؛ مانند: روشهای قرآنی، نقلی، عقلی و شهودی،
3-2-2. جامعنگری در توجّه به گرایشهای مختلف تفسیری در خدمت به اهداف تفسیر تربیتی؛ مانند گرایش لغوی و بلاغی، علمی، عقلی و اجتماعی، عرفانی. از این منظر، مفسّر، دادههای علمی، لغوی، بلاغی، عقلی و… را به خدمت تفسیر تربیتی آیه در می آورد و نگاه تربیتی را توسعه میبخشد.
3-2-3. جامعنگری در بهرهگیری از ظرفیت سبکهای مختلف تفسیری؛ اعمّ از موضوعی و ترتیبی و زیر شاخههای هریک
3-2-4. جامعنگری در توجّه به متون گوناگون تفسیری به منظور ایدهگیری از زاویه دید و نیز نوع نگرش های به کار رفته در آنها. آگاهی از زاویههای دید، اندیشه مفسّر را توسعه میبخشد و مایه غنای محتوایی تفسیر وی میگردد.
برای مثال، به بررسی زوایای دید مختلف در تفسیر آیه «نَفر»، با تأکید بر زوایای تربیتی، میپردازیم.539
«وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُون؛ و شایسته نیست مؤمنان همگى [براى جهاد] کوچ کنند. پس چرا از هر فرقه‏اى از آنان، دسته‏اى کوچ نمى‏کنند تا [دسته‏اى بمانند و] در دین آگاهى پیدا کنند و قوم خود را- وقتى به سوى آنان بازگشتند بیم دهند- باشد که آنان [از کیفر الهى‏] بترسند؟»540
– در برنامه‏ریزى و مدیریت‏ها جامع‏نگر باشیم تا توجّه به مسئله‏اى سبب اخلال در مسائل دیگر نباشد. «ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً»541
– تفقّه در دین، گاهى ممکن است براى دنیا و مقام و عشق به درس و بحث و سرگرمى و عقب نماندن از دوستان باشد و گاهى براى دین خدا، بهشت و نجات امّت باشد. آیه، دوّمى را ارزشمند مى‏داند که بیم‏دهى مردم و دعوت آنان به راه خداست. «لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ»542
– دانشمندان اسلامی اوّلاً؛ از طبقه و نژاد خاصى نیستند؛ بلکه همه از درون جامعه اسلامى برخاسته‏اند. ثانیا؛ علم (فقه) را در صحنه عمل اسلامى مى‏آموزند نه در زوایاى مساجد و مدارس. ثالثاً؛ پس از آموختن علم دیدن نه چناناند که بمانند تا مردم به سراغشان آیند؛ بلکه چونان «طَبیبٌ دَوّارٌ بِطِبّه»،543 خود به میان مردم رفته انذار میدهند.544
– ترغیب، ترهیب و توبیخ از روشهای تربیتی قرآن است.545
– بهرهگیری از روشهای متنوّع در تأکید و تبیین مسائل دینی، از روشهای تربیتی قرآن است.
– مقصد تبلیغ، صِرف آگاهی بخشی نیست. هدفگذاری باید در جهت برحذرسازی از منکرات و ایجاد پاکسازی فردی و اجتماعی باشد و در این مسیر باید از روشهای تربیتی؛ مانند انذار و ترهیب و ترغیب بهرهگیری شود.546 بنابراین، غرض مبلّغ باید ارشاد و انذار و غرض متعلّم باید کسب خشیت باشد نه قدرتمندی و تکبّر.547
– غایت تفقّه، انذار است و لازمه تحقق انذار، ظهور علم انذاردهنده بر اعضا و جوارح خویش و التزام عملی به آن است و گرنه پوچ و بیاثر خواهد بود.548
– تعلیم و تعلم، توأمان ارزشمند است. شناخت برای شناخت ممنوع است. پاکی علم به انتشار آن است: «زکات العلم نشره»549 و گرنه علم پاک و پاکساز نیست.
– تقدّم انذار بر تبشیر، سیره تربیتی قرآن است.550 اساساً تخلیه وجودی بر آراستهسازی آن اولویت دارد.551
– غربت و دورى از وطن، خصوصیّتى در تحصیل علم و فراگرفتن احکام دین دارد. انسان میتواند در غربت چیزهایى یاد بگیرد که در وطن براى او میسّر نیست؛552 از اینرو گفتهاند: آدمی جز با سفر کامل نگردد و جز با هجرت به مقصود نرسد؛553 به قول سعدی
سعدی جفا نبرده چه دانى تو قدر یار تحصیلِ کامِ دل به تکاپوى خوش تر است554
– روش تربیتی اسلام بر محور تحرّک و تکاپو است. فهم دین نیز نه با چرخیدن بر گرد کتب؛ که با سیر آفاق و انفس عالمانه میسور میگردد.555
– جنگ تنها در عرصه نظامی و در تقابل با جسم ها نیست؛ محافظت از روح ایمانی و عقیدتی مردم و صیانت از مرزهای حلال و حرام الهی نیز بسیار با اهمیّت؛ بلکه جهاد اکبر است.556
– پیشرفت و سرافرازی با دو عامل به دست میآید: جهاد و دانش. در این آیه دانش مورد تأکید قرار گرفته است.557
– همچنانکه وطن نیازمند دلاورانی است که با ابزار جنگی از آن به دفاع برخیزند، نیازمند مدافعانی با ابزار حجت و برهان است؛ بلکه تقویت روح معنوی و نشاندن نهال وطن دوستی و عشق به فداکاری و پروش نسلی که دوستی وطن را بخشی از ایمان دانسته دفاع از آن را ضروری میداند نیز واجب و رکن امتسازی و ستون استقلال آن است.558در حقیقت جهاد بر پایه تبلیغ دینی و اقامه برهان و حجت بر آن است.559
– غایت دانش آموزی، تفقّه در دین و فهم اسرار آن است که مایه اصلاح درونی عالِم و قرآنی و ربّانی شدن او میگردد. تأثیر بیرونی آن نیز، دعوت الی اللهی اوست؛ از اینرو به تعلیم و تربیت و انذار آنان با جدیّت و شهامت میپردازد. خداوند، مؤمن برخوردار از قوّت جسمی و روحی، استحکام عقلی و علمی را دوست میدارد و این، رسالت مهمّ رسولان ارجمند است.560
– قرار گرفتن آیه ای با موضوع تعلیم و تعلّم در وسط آیات جنگ و جهاد از معجزاتی است که راز آن امروزه آشکار شده است؛ زیرا جنگ ها بیش از آنکه بر سلاح متکی باشند بر علم و دانش جنگی متّکیاند.561
3-2-5. جامعنگری از منظر توجّه به توصیفات و تجویزات قرآن
تصوّر اوّلیه از یک گزاره تربیتی، معمولاً تصوّر یک گزاره انشائی و توصیهای است؛ از اینرو ممکن است تفسیر تربیتی، صرفاً به تحلیل گزارههای توصیهای قرآن محدود گردد. امّا رویکرد جامعنگر، به اتکای قرآن شناخت تربیتیِ مفسّر، که قلمرو تفسیر تربیتی را به وسعت تمام قرآن میداند، تأکید میکند که تفسیر تربیتی باید ناظر به تمام آیات قرآن؛ اعمّ از گزارههای توصیفی و توصیهای باشد.
توضیح اینکه، قرآن آمیزه ای از جملههای اخباری و انشائی و در برگیرنده توأمان واقعیت و پیام است.562 جملههای اخباری، زبان قرآن را به زبان علم نزدیک میسازد که از واقعیات سخن میگویند و به توصیف پدیدهها میپردازند؛ امّا گزارههای انشائی، قرآن را به کتاب اخلاق نزدیک میکند که شامل توصیهها، بایدها و نبایدها است. بحثهای درازدامنی درباره حقیقت زبان قرآن و منطق و شیوه گفتمان آن و نیز رابطه بین این دو نوع گزاره ها پدید آمده و نظریاتی مطرح شده که طرح آن در حوصله این نوشتار نیست.563 از نگاه تفسیر تربیتی، می توان گفت که زبان قرآن «زبان تربیت» است. نظریه «زبان تربیتی قرآن» معتقد است: چنانکه تربیت در ساحتهای عقل و اندیشه، احساس و عاطفه، رفتار و عمل اِعمال میگردد؛ گزارههای قرآنی نیز ناظر به این ساحتها و تأمینکننده نیازهای آن است؛ از اینرو دلیلی بر تفکیک بعد نگرشی و بینشی قرآن (توصیفی) از بعد گرایشی (توصیهای) دیده نمیشود؛ بلکه زبان قرآن، دو نقش توأمان توصیهای توصیفی را با یکدیگر درآمیخته است. حاصل این ویژگی آن است که وحی قرآنی افزون بر کارکردِ انگیزندگی و تشویق به یک زندگی معنوی، محتوای معرفتی و حکایت از واقعیت داشته و دیدگاهی جدید برای نگریستن به جهان را پدید میآورد. اهداف تعلیمیِ تربیت قرآنی؛ مانند اصلاح بینش های بشر نسبت به واقعیت های عالم، به وسیله گزارههای توصیفی قرآن تمهید میگردد و اهداف پرورشی آن، با گزارههای توصیهای ترغیبی تأمین میشوند. هر چند از منظر تعریف منطقی و زبانشناختی، برخی آیات قرآن قالب انشائی دارند (اعمّ از اوامر، نواهی، استفهام و…) و برخی قالب اِخباری (گذشته، حال، آینده) امّا از بُعد معنا شناختی، همه آیات قرآن دارای دو نوع کارکرد و رسالت با محوریت واحد تربیت هستند؛ اول، کارکرد آگاهی رسانی؛ دوّم، کارکرد انگیزشی (تعلیم و تربیت). بر ایناساس ویژگی منطق قرآن، عدم جدایی زبان تعلیمیِ آن از زبان تربیتی و هدایتی است؛ به عبارت دیگر، گزارههای توصیفی قرآن تنها به منظور آگاهی بخشی و شناخت برای شناخت نیست؛ بلکه برای تغییر رفتار بر اساس این شناخت، و نیز ایجاد انگیزه برای دگرگونی معنوی است. این حقیقت در بسیاری از آیات قرآن از جمله آیه زیر انعکاس یافته است:
«هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی‏ ضَلالٍ مُبین؛ اوست آن کس که در میان بى‏سوادان فرستاده‏اى از خودشان برانگیخت، تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت بدیشان بیاموزد، و [آنان‏] قطعاً پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند»564
همچنین قرآن کریم در سوره «شمس» پس از زمینهسازی در بیان هویّت انسان: «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها، فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها، سوگند به نَفْس و آن کس که آن را درست کرد، سپس پلیدکارى و پرهیزگارى‏اش را به آن الهام کرد»565 در قالب جملهای خبری میفرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها، وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها؛ هر کس آن را پاک گردانید، قطعاً رستگار شد، و هر که آلوده‏اش ساخت، قطعاً درباخت»566 اگر چه ظاهر این جملات شریف زبان اِخبار است؛ امّا روح حاکم بر آنها پیامی است که ژرفای جان انسان را مینوازد و روح او را به تنزیه از آلودگیها فرا میخواند.
در جملات انشائی قرآن نیز همین تلفیق کارکردی «واقع گرایی» و «دعوت به تعالی و ارتقای معنوی» حتّی در گزارههای به ظاهر شخصی دیده می شود.
«أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ، وَ وَضَعْنا عَنْکَ وِزْرَک، الَّذی أَنْقَضَ ظَهْرَک، وَ رَفَعْنا لَکَ ذِکْرَک، فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً، فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ، وَ إِلى‏ رَبِّکَ فَارْغَب؛ آیا براى تو سینه‏ات را نگشاده‏ایم؟ و بار گرانت را از [دوش‏] تو برنداشتیم؟،[بارى‏] که [گویى‏] پشت تو را شکست. و نامت را براى تو بُلند گردانیدیم. پس [بدان که‏] با دشوارى، آسانى است. آرى، با دشوارى، آسانى است. پس چون فراغت یافتى، به طاعت درکوش و با اشتیاق، به سوى پروردگارت روى آور»567
خطابهای این سوره چنان که مفسّران گفته اند، گفتگوی شخصی با پیامبر اکرم9 و توصیف موقعیت آن حضرت و عنایت های خدا به ایشان است که شرح چگونگی یک واقعه تاریخی است؛ امّا آوردن این قطعه از حیات تاریخی پیامبر9 در متن قرآن که یک متن جاودانه است چه حکمتی دارد؟ با تأمل در بخش های گوناگون این آیات به خوبی روشن میشود که نقطه محوری و آموزه فراتاریخی که مضمون همه آیات سوره در پرتو آن شکل میگیرد این است که انسان قرآنی، در فراز و فرود زندگی، جان در پیمان خدا می گذارد که سررشته همه امور است568 و سببهای دیگر همه به اراده و خواست او عمل میکنند.569

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درمورد رضایت و وفاداری، مشتریان ناراضی

5. تفسیر تربیتی؛ تفسیری شوق آفرین و عینیگرا
مفسّر قرآن، نه فقط رسالت تبیین محتوا و روش قرآن را به دوش دارد؛ بلکه باید تجلّیبخش روح حاکم بر سراسر آیات آن باشد. انجام چنین رسالت خطیری در گرو شناخت عمیق قرآن و چشیدن روح حاکم بر فضای آن؛ اعمّ از ویژگیها، مضامین، روش ها، اهداف و مقاصد است.570
قرآن کریم تربیت انسانها را نه در محیط سرد و ساکن و تصنّعی بلکه در فضایی پویا و شورآفرین و تحرکزا و واقعی ترسیم میکند. قرآن کتاب پروردگار «حیّ» است و نازل شده تا آدمیان مرده از آموزه های کفر و جاهلی را به آب حیات تعالیم خویش زنده سازد: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُم؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، چون خدا و پیامبر، شما را به چیزى فرا خواندند که به شما حیات مى‏بخشد، آنان را اجابت کنید »571 کلام «ربّ حیّ» نمی تواند ساکن و راکد فهم شود. فهم زنده قرآن نیز در گرو اندیشه زنده و تعامل زنده با قرآن است.572
«شوق آفرینی» «واقع نگری» و «عینی سازی» مؤلّفههای اصلی «روش حرکتآفرین» قرآن است. سید قطب این روش را با عنوان «منهج واقعی حرَکی جدّی»573 توصیف میکند. «مواجهه واقعی عملی»574 با قرآن، سَمت و سوی تفسیر تربیتی را به سوی نگاه جدّی به قرآن، با هدف تغییر و تحوّل فردی و اجتماعی همراه با بیان نمونههای عینی آن سوق میدهد، تا هدایت قرآن نه به اندیشه؛