ساختارهای زیست‌محیطی در سایر کشورها پایان یافت:
1. وزارتخانه مستقل (به ویژه در مورد کشورهای اروپایی)
2. معاون عالی ترین مقام اجرایی (نخست وزیر یا رئیس جمهور)
3. زیرمجموعه یک وزارتخانه یا معاونت مرتبط با موضوع محیط زیست (نظیر جنگلبانی و …)

2-3- نگرش بومی به خط مشی‌گذاری زیست‌محیطی
علوم خط مشی‌گذاری را می‌بایست به لحاظ محتوا و نیز مدّ نظر قرار دادن ارزش‌های انسانی درون آن، ماهیتاً علوم هنجاری دانست. به تعبیر لاسول “رویکرد علوم خط مشی‌گذاری به وضوح اهداف مبتنی بر ارزش‌ها را به شکل قابل ملاحظه‌ای در خود به کار می‌برد.” لاسول و کاپلان (1951) یکپارچگی آگاهانه ارزش‌های برآمده از ارتباطات میان‌فردی را به عنوان مبنای تعریف علوم خط مشی‌گذاری ارائه می‌کنند. دیدگاه لاسول به خط مشی‌گذاری دیدگاهی چندوجهی بوده و ماهیتی مفهومی و مسئله‌گرا دارد. از منظر وی باید به هنجارها و ارزش‌ها توجه کنیم.‌ لاسول تأکید می‌کند دیدگاه نظری و کاربردی باید با یکدیگر ترکیب شوند. پیش از آن چنین مطرح بود که خط مشی باید عاری از ارزش‌ها بوده و دیدگاه عقلانیت ابزاری حاکم بر آن باشد. (Deleon and Overman, 2008, p418) طبیعتاً‌ مطابق با این رویکرد، به کارگیری خط مشی‌های واحد در بسترهای فرهنگی و ارزشی متفاوت، بدون در نظر گرفتن این زمینه‌ها توفیق چندانی نخواهد داشت. چنین خط مشی‌هایی عموماً‌ در مرحله اجرا با شکست روبرو می‌شوند.
هر قدر تطابق خط مشی با فرهنگ و ارزش‌های موجود جامعه بیشتر باشد، میزان تحقق کارکردهای خط مشی بیشتر خواهد بود. نمودار زیر منعکس کننده ارتباط مستقیم فرهنگ و ارزش‌ها در اثربخش بودن کارکردهای خط مشی عمومی است. (قلی‌پور، 1388، ص 100)

نمودار شماره 2-2: ضریب موفقیت خط مشی با توجه به میزان همسویی آن با فرهنگ و ارزش‌ها (قلی‌پور، 1388، ص 100)

در سال 1998 میلادی، تحقیق بیش از هزار دانشمند از کشورهای مختلف جهان برای دانشگاه هاروارد آمریکا، نشان می‌دهد که رویکرد به تعالیم دینی تنها راهکار نهایی برای حفظ محیط زیست جهان است. (سازمان محیط زیست ایران، 1378) در این بخش با توجه به ماهیت نظام سیاسی کشور (جمهوری اسلامی)، ابتدا به تبیین نگرش و ظرفیت‌های دین مبین اسلام در تأکید بر موضوع صیانت از محیط زیست می‌پردازیم. رویکرد اسلام به محیط زیست دارای مختصات و ویژگی‌های خاص خود بوده و با حتّی با رویکردهای اخلاق‌مدارانه دنیای مدرن نیز تفاوت بسیار دارد. نگارندگان قانون اساسی نیز بر اساس همین باور، اصلی جداگانه (صرفاً جهت تبیین اهمیت و جایگاه محیط زیست) در قانون اساسی کشور پیش‌بینی کرده و به تصویب رساندند.
پس از تبیین رویکرد اسلام به موضوع محیط زیست، برخی سوابق زیست‌محیطی راجع به کشور ارائه شده است. توجه همزمان به دو موضوع مذکور (نگرش اسلامی در کنار ویژگی‌های خاص زیست‌محیطی ایران) تشکیل دهنده رویکرد اسلامی- ایرانی به موضوع محیط زیست بوده که ارزش‌های پایه طراحی مدل بومی را شامل می‌شود.

2-3-1- ارزش‌های برآمده از مبانی رویکرد اسلام به محیط زیست
آن جا که مجموعه دستورهای آسمانی بر محور وجود آدمی گرد آمده است هرگز انتظار نمی‌رود دین در برابر پدیده محیط زیست که ارتباط تنگاتنگی با حیات انسان دارد موضع سکوت و بی‌ تفاوتی اتّخاذ نماید. مطالعه و بررسی در قرآن کریم نشانگر آن است که محیط زیست و عناصر آن مورد عنایت ویژه الهی می‌باشد. بیش از 23 مورد در قرآن به مقول? تسخیر طبیعت و منابع آن62 و 18 مورد به احیای طبیعت63 پرداخته شده است. بیش از 15 مورد لفظ بحر و مانند آن64، 12 مرود الفاظ جبل و جبال65، 12 مورد ریح و ریاح66، 5 مورد شجر67، 9 مورد نهر و انهار68، 12 مورد دابّ و دوابّ، بیش از صد مورد لفظ زمین69 و 60 مورد سماء70 در قرآن کریم به کار رفته است که در کلیه موارد مقصود زمین و آسمان همان زمین و آسمان فیزیکی است که مهد زندگی جانداران و منشأ نزول برکات است.
تعالیم اسلامی بیانگر این حقیقت است که اسلام، سیستمی از ارزش‌ها را معرفی می‌نماید که ملحوظ داشتن آن، سیر تکاملی عالم وجود و از جمله انسان را تضمین می‌کند. این سیستم در بر گیرنده مباحث مربوط به محیط زیست از جمله نحوه استفاده از منابع، نحوه ارتباط انسان با طبیعت، و از همه مهمتر نحوه نگرش انسان به خویش و به عالم وجود و ارتباط بین آنها بوده و نه تنها برای انسان بلکه برای تمامی موجودات دیگر از جمله حیوانات و گیاهان و حتی جمادات حقی قائل است.
هدف از ارتباط با طبیعت در اسلام، بهره‌برداری صِرف از آن نیست بلکه تفکر اسلامی منادی “تداوم کمال” همه موجودات است. بنا بر گفته علامه محمدتقی جعفری همه موجودات، امور و اشیاء بایستی به نحو مطلوب به سمت کمال هدایت شوند، او همچنان اشاره می‌کند که علیرغم عقاید مختلف در مورد عالم هستی، عقیده‌ای صریح به عدم حرکت هستی به سمت کمال دیده نشده است (علامه جعفری, 1360). در همین ارتباط است که عناصر طبیعی به بیان قرآن از یکدیگر مراقبت می‌کنند: “هر موجودی در ضمن نظام وجودی خاص خود حرکت می‌کند و اگر از خط معینی که سایر ارباب برای او معین کرده‌اند منحرف شود، به اختلال نظام منجر خواهد شد. در این حال اجزاء دیگر عالم وجود به پا بر می‌خیزند تا کار این موجود را تعدیل کنند و آن را به خطی برگردانند که با آنا سازگار باشد و شر را از خود دفع کنند. اگر این جزء هستی که از راه منحرف شده به استقامت گرایید که چه بهتر وگرنه اسباب خرد کننده طبیعت و مصیبت‌ها و بلایای نازله پایمالش خواهند ساخت، و این یکی از نوامیس کلی طبیعت است” (علامه طباطبایی, 1363). اگر این رویه در مورد خط مشی‌های کنونی حفاظتی محیط زیست تعمیم داده شود، دیده می‌شود که حفاظت از منابع و محیط کافی نخواهد بود و همان رویه کمال‌بخشی به طبیعت می‌باید ملاک و معیار عمل و معیار برخورد با محیط زیست باشد.
تفکر درباره طبیعت، اجزاء و عناصر آن و قوانین و نظام حاکم بر جهان هستی یکی از مقولات بسیار مهمی است که متون اسلامی، به عنوان یکی از ابزارهای شناخت، مؤکداٌ انسان را به آن ترغیب و توصیه می‌نمایند. قران تمام عالم طبیعت را یکسره آیه و نشانه برای شناخت ماوراء طبیعت می‌خواند (مطهری, 1367). در تشریح نظریات ابن سینا نیز آمده است که تحقیق در جهان طبیعت فقط تحقیق در پدیده‌ها و یافتن یک سلسله رابطه بین آنها نیست، بلکه تحقیق در پدیده‌ و ظاهر است در پرتو رابطه‌ای که با درون و باطن دارد، و تحقیق در جزئی است با نظر به رابطه‌ای که بین آن و کل موجود است (نصر, 1359) .
چالش کنونی مهم مذهب آن است که چگونه در حالی که سکولاریسم در قرون اخیر،‌ در بسیاری از جوامع رشد بسیار داشته است، می‌تواند نقش مؤثر خویش را در رفع بحران‌های زیست محیطی ایفا نماید. غالب نظریات ارائه شده در جوامع غربی برای چگونگی ادغام مذهب در خط مشی‌گذاری‌های محیطی‌، از جمله توجه به مشترکات ادیان در حد تئوری باقی مانده است (امین زاده, 1381, ص. 104).
در دین حنیف الهی که در طول تاریخ به منهج‌ها و شریعت‌های متنوّع برای انبیای الهی تجلّی می‌یافت، شناخت اصول زیست‌محیطی و تحصیل آن و پرهیز از تخریب آن و سعی برای سالم سازی آن، از بارزترین حقوق انسانی و نیز از روشن‌ترین تکالیف بشری به شمار می‌آید؛ تا نشاط جامعه همراه با سلامت آن تضمین شود. به همین منظور، هم از آلوده نمودن هوا، کوی و برزن و اماکن عمومی تحذیر و نهی شده، هم اگر چنین رخداد تلخی مشاهده شد، برای برطرف کردن آن، ترغیب و امر شد؛ چنان که امام صادق علیه‌السلام فرمود: “انِّ الله عزّوجل إذا أنعم علی عبد نعمهً أحبّ أن یری علیه اثرها، قیل: و کیف ذلک قال: ینظّف ثوبه و یطیب ریحه و یحسن داره و یکنس أفنیته …”71 یعنی خداوند دوست دارد نعمتی که به بنده خود داده، اثر آن را در او ببیند. پرسیده شد: چگونه؟ فرمود: هر فردی جامه خود را نظیف، خود را خوشبو، خانه خود را نیکو و پیشگاه منزل خود را رُفت و رو کند. در ادامه به برخی آمارهای تکان‌دهنده که از آثار این نگرش مادی است و عواقب وخیمی را برای بشریت به دنبال دارد اشاره می‌کنیم:
1. 98% گاز دی اکسید کربن و سایر گازهای مضر، مربوط به کشورهای صنعتی و 2% آن مربوط به کشورهای جهان سوم است.
2. بر اثر فعالیت‌های صنعتی، میزان دی اکسید کربن، 25% در اتمسفر بالا رفته است.
3. کارخانجات صنعتی 99% ضایعات رادیواکتیو جهان را تولید می‌کنند.
4. سالانه 17 میلیون هکتار جنگل در دنیا تخریب می‌شوند که دو برابر مساحت کشور اتریش است.
5. تولید گازهای گلخانه‌ای توسط مردم فقیر جهان، سالانه 110 تن، ولی توسط کشور آمریکا 11 تن می‌باشد که وارد اتمسفر می‌شوند. (مرکز جهانی علوم اسلامی، 1384)
بر اساس آیات و احادیث می‌توان گفت که تمامی مقررات زیست محیطی، به نحوی در کلام خداوند باری تعالی، فرستاده او (خاتم الانبیاء) و ائمه معصومین علیهم‌السلام گنجانیده شده و در واقع اساس و بنیاد علوم مختلف در دین اسلام آمده، امّا استخراج و استفاده از آنها بر حسب شرایط روزگار به عهده علماء و اندیشمندان گذاشته شده است. (Farooq, 2006)

مطلب مرتبط :   ققنس، فوینیکس، خورشید، ققنوس، پرنده، افسانه

2-3-1-1- تعریف اسلام از انسان؛ مبنای نگاه متفاوت انسان به محیط زیست
حکومت جامعه بشری و سیاست آن از مهم‌ترین جنبه‌های علوم انسانی به شمار می‌آید و در این میان، فنّ شریف زیست محیطی، گرچه از لحاظی به علوم طبیعی و تجربی بر‌می‌گردد، لیکن کارآمدی آن، نحوه حیات بشر و تأمین سلامت و شادابی و … صبغه علوم انسانی دارد و از طرف دیگر دارای جهت دینی است؛ از این جهت لازم است تأثیر وحی در شکوفایی علوم انسانی بررسی شود.
انسان از نظر اسلام در رأس سه نظام است که مکتبهای غیرالهی وی را واجد آن سه نظام خاص نمی‌دانند؛ اول نظام فاعلی، دوم نظام داخلی مخصوص و سوم نظام غایی خاص. زیبایی جهان آفرینش در نظام‌مند بودن آن است؛ به طوری که هر مخلوقی با هماهنگی اجزای درونی و با هدف معین و راه و راهنمای مشخص آفریده‌شد، لذا هم نظام فاعلی آن منسجم و عالمانه است و هم نظام غایی آن مرتبط و حکیمانه است و هم نظام داخلی آن هماهنگ و خردمندانه تعبیه شده است. هر گونه تشویه خلقت که به سلامت جامعه و امنیت امّت آسیب رساند، وسوسه ابلیس است؛ (جوادی آملی، 1389، ص 22)
تفسیر و تغییر جهان فرع تفسیر و تغییر انسان است. اگر انسان به گونه‌ای صحیح تفسیر شود و در جای محوری خویش قرار گیرد جهان دگرگون خواهد شد، زیرا جهان آفرینش برای انسان خلق شده است ولی انسان برای لقای خدای سبحان است. چنین نیست که انسان برای جهان باشد یا جهان و انسان همتای یکدیگر باشند.
نگاه قرآن به انسان “حیّ متألّه” است و این تعبیر به مراتب کامل‌تر از “حیوان ناطق” می‌باشد. آنچه در اصطلاح توده مردم انسان است (حیوان ناطق)، در ردیف جنس اوست و تألّه او در حقیقت، فصل الفصول وی است. اگر بر اثر تفسیر انسان به انسان72، قوای درونی وجود انسان هماهنگ شود، او با سایر مخلوقات نیز هماهنگ و همنوا خواهد شد. آن‌گاه انسان با محیط زیست خود از راه صفا و وفا به سر می‌برد. نگاه قرآن به انسان، نگاه خلیفه‌ اللهی است به این معنا که انسان خلیفه و جانشین خدا در دنیاست و کرامت انسان در پرتو خلافت اوست و “خلیفه” آن است که در تمام شئون علمی و عملی خود، تابع “مستخلف عنه” باشد. (همان، ص 73)
اگر موجودی دعوای خلافت کند، ولی مطابق “مستخلف عنه” نیندیشد و انگیزه پیدا نکند، ادعای او مشفوع به بینه نبوده و او در دعوا صادق نیست، بلکه غاصبانه بر کرسی خلافت تکیه زده است؛ ” أَفَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ “73. مطابق با این رویکرد، قرآن از انسان به عنوان خلیفه خداوند در زمین می‌خواهد با بهره‌گیری از این مواد خام به آبادانی آن بپردازد: ” وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا”74 باب استفعال (استعمار) در اینجا برای تحقیق است؛ یعنی به جدّ از شما خواست تا زمین را آباد کنید. قرآن کریم با عباراتی نظیر ” وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ”75 ” فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا”76 انسان را به بهره‌گیری از منابع طبیعی فراخوانده می‌فرماید: روی دوش زمین راه بروید و روزی بگیرید.
زندگی بشر زمانی سامان می‌یابد و محیط زیست او سالم می‌شود که قبول کند خلیفه خداست و همه جهان مواد خامِ آماده و در تسخیر اوست که خداوند در قلمرو طبیعت قرار داد و به عقل بشر توان بهره‌وری از آن را بخشید و پیامبران را برای راهنمایی نحوه استفاده از آن فرستاد تا هم غذای جسم تهیه و هم غذای روح کامل شود. مهم‌ترین عنصر خلافت الهی بعد از فراگیری معارف دینی، آباد ساختن زمین و نجات آن از هر گونه تباهی و تیرگی است. مقصود از زمین، گستره زیست بشر است؛ چنین پهنه پهناوری، از عمق دریا تا اوج سپهر و قلّه آسمان را در بر می‌گیرد.
چون زیبایی انسان در جانشینی او از خدا نهفته است و این خلافت در حاکمان، بیش از دیگران است. لذا رسالت دولت‌مردان در تأمین محیط سالم بیشتر از توده مردم است؛ زیرا برنامه‌ریزی کلان فضا و دریا و ساخت سلاحهای شیمیایی و تخریبی و آزمایشهای فرسایشی اتمی و مانند آن، در اختیار حکمرانان مقتدر است. امام علی علیه‌السلام به یکی از کارگزاران خود چنین فرمود: “استجلابِ الخراج لأنّ ذلِک لا یدرک إلاَّ بالعماره”77؛ اهتمام تو به آباد نمودن زمین، بیش از همت گماردن تو، به جمع درآمد باشد. معلوم است که با

مطلب مرتبط :   معرفت، اخلاقی، نظریه‌ی، معرفت‌شناسی، زگزبسکی، معرفتی