دانلود پایان نامه
در آیه وقایه
در پژوهش های تعلیم و تربیت به ترسیم قلمرو اهداف تربیتی و ساحت ها و ابعاد آن می پردازند. قلمرو اهداف تربیتی معمولاً به صورت زیر ترسیم می شوند:
اهداف مربوط به قلمرو حیات فردی
اهداف مربوط به قلمرو حیات جمعی
هر یک از این دو قلمرو دارای اهدافی در ابعاد یا حیطه های سه گانه: شناختی، عاطفی و رفتاری (عملی) هستند.308 و ساحت های گسترده وجودی انسان؛ مانند ساحت فردی، اجتماعی، مادی (جسمی)، معنوی (روحی)، اعتقادی، عقلانی، عاطفی، فقهی، عرفانی، عبادی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اخلاقی، جنسی و… را در بر می گیرند.309
این آیه، در هر دو ساحت حیات فردی و اجتماعی، و در سه بُعد شناختی، عاطفی و رفتاری، و در ساحت های مختلفی از موارد مذکور؛ به طور صریح یا ضمنی و تلویحی، تأکید و اشاره دارد.
بُعد شناختی: درخواست نگهداری از آتش با کاربرد فعل امر«قوا»، تلویحاً بر بعد شناختی تأکید دارد؛ زیرا وقتی به محافظت امر می کند، از آنجا که عمل به این دستور جز از طریق شناخت آتش و راههای شعله ور شدن و خاموش ساختن آن ممکن نیست؛ از اینرو امر به شناخت را نیز در خود دارد. این شناخت، هم عرصه کنترل فردی و هم عرصه کنترل اجتماعی را شامل می شود؛ هم چنین، محافظت والدین باید شامل تمام چیزهایی باشد که حوزه بینشی و شناختی وی را در بر میگیرد؛ مانند: آسیب های فکری، اعتقادی و معرفتی.310
بُعد عاطفی: در نهاد انسان عواطف فراوانی نهاده شده که نقش آن ها در زندگی انسان غیرقابل تردید است. زندگی انسان در تمام مراحل رشد تحت تأثیر عواطف اوست. اهمیّت این نقش باعث شده تا این بُعد از وجود انسان مورد توجّه مصلحان، مربّیان، هنرمندان و مبلغان قرار گیرد و آنها به منظور تحریک، تأثیرگذاری و هدایت اندیشه ها از این بُعد بهره گیرند.311
خشم، شادی، نفرت، علاقه، درماندگی، تعجب، ترس، غم، حسادت، از جمله برجسته ترین نمودهای عواطفند که در روان شناسی و تعلیم و تربیت مورد توجّه قرار میگیرند.312 در این آیه، عواطف محبّت، علاقه، نفرت و ترس مورد توجّه قرار گرفته و نقش آن در فرایند تأثیر بر متربّیان تأکید شده است. علاقه طبیعی انسان به فرزندان و خانواده، موجب تلاش برای نجات آنان از مخاطرات میشود؛ از اینرو خداوند روی همین دلبستگی وی تأکید میکند. دایره محبّت هر چه توسعه مییابد تلاش برای حفظ از مخاطرات نیز شمول بیشتری مییابد.
ترس از خطر و نفرت از بدعاقبتی، از دیگر عواطف بازدارنده است. خداوند با بیان عاقبت دهشتناک رهاسازی نفس و خانواده و طفره رفتن از تربیت صحیح آنان، عاطفه خوف و نفرت آنان را در جهت بازدارندگی از گناه تحریک مینماید.
بُعد عملی(رفتاری): ایمان، تنها قول و اعتقاد قلبی نیست؛ بلکه تلفیقی از اعتقاد و عمل است. در این آیه، از مؤمنان می خواهد با رفتار درست؛ مانند وعظ و ارشاد، امر به معروف و نهی از منکر و آموزش، میان اندیشه و قول، با عمل ایمانی، وحدت و هماهنگی ایجاد کنند؛ بدیهی است مصادیق «قوا» عمدتاً عملی و رفتاری؛ هم در بُعد فردی و هم در بُعد اجتماعی هستند.
تربیت در معنای یک فرایند، ساحت ها و ابعاد متنوعی از وجود انسان را در بر میگیرد. بر خلاف تعاریفی که حوزه و قلمرو تربیت را در تربیت جسمی، مادی، صنعتی، ذهنی، عقلی و رفتاری محدود میکنند و عمدتاً ریشه در نظام تربیتی لیبرالیستی دارند؛ از این رو نگرش درستی نسبت به ماهیت انسان و عوامل سعادت و رستگاری او ندارند، نظام تربیتی اسلام انسان را موجودی چندساحتی میداند که رستگاری او در رشد متوازن همه ابعاد وجود اوست.313
از ساحتهای تربیتی مورد اشاره آیه «وقایه» می توان به موارد زیر اشاره کرد.
تربیت فردی: که از کریمه «قُواْ أَنفُسَکْم» به دست می آید.
تربیت اجتماعی: تأکید بر محافظت خانواده، خطوط مسئولیت مؤمن را ترسیم می کند تا او را از چهارچوب فردیت خارج کند314 و قلمرو اجتماعی مسئولیت وی را گوشزد سازد؛ بدین سان اصلاح جامعه را در اصلاح خانواده ها رقم زند.
تربیت اعتقادی: تأکید بر حقیقت ایمان، تعریف حقیقت ایمان در تلفیق اعتقاد و عمل، باور به معاد و نظام پاداش و جزا و عدل الهی، باور به تجسّم عمل در نظام پاداش و جزا، اعتقاد به ملائکه به عنوان کارکنان الهی، از جمله جلوه های تربیت اعتقادی این آیه است.
تربیت فقهی: وجوب عمل صالح: ((ُواْ: حفظ و کنترل خود و خانواده از آفات) بعد از ایمان: (ءَامَنُواْ)، وجوب امر به معروف و نهی از منکر و وعظ و ارشاد و ضرورت آموزش و تأدیب خود و خانواده، که از کریمه «یَأَ ایها الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکْم وَ أَهْلِیکمْ نَارًا» به دست میآید،315 وجوب اطاعت از ولی امر316 که از آیه به ویژه فراز «لَّا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُون» به دست میآید، از جلوههای تربیت فقهی این آیه است.
تربیت عبادی: تمام آنچه در روایات و تفاسیر به عنوان مصادیق « قُواْ أَنفُسَکْم وَ أَهْلِیکمْ نَارًا» بیان شده است مصداقی از عبادتاند که دارای اجر و پاداش فراوانی است. امر به معروف و نهی از منکر، تعلیم و آموزش واجبات، ارشاد و موعظه ، صبر در طاعت خدا و مجاهده با نفس، پاکسازی محیط معنوی جامعه و… جلوه های تربیت عبادی آیه اند. امر به معروف و نهی از منکر به عنوان شاخص ترین جلوه «قُواْ أَنفُسَکْم وَ أَهْلِیکمْ نَارًا» در روایات چنان با ارزش توصیف شده است که تمام عبادات در کنار آن مانند قطره ای در برابر دریا دانسته شده است.317
تربیت عرفانی: اهل اشاره گفته اند: باید پاک سازید خویشتن را از پلیدی محبّت دنیا تا اهل و عیالتان به پیروی از شما صالح گردند؛ چه آنکه لغزش امام مایه لغزش مأمومین است. اهل آدمی در حقیقت کسی است که بین او و آدمی تعلقی روحانی و اتصالی عاشقانه برقرار باشد و هر آنکه این گونه بود در دنیا و آخرت با هم قرین خواهند بود. پس واجب خواهد شد که وی را مراقبت نماید و از آتش مصونش دارد چونان که با خویش چنین کند پس اگر خویش را پاک سازد اما اندک محبّتی به جانهای غبار گرفته داشته باشد همان محبّت وی را بدان سو کشاند؛ بر این اساس است که بر انسان صادق و راستگو محبّت اصفیا و اولیا واجب است تا با آنان محشور گردد؛ چرا که انسان با محبوب خویش محشور می شود.318

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد درمورد توانمندسازی روانشناختی، صنایع کوچک و متوسط

1-3. کشف روشهای تربیتی قرآن
رسالت دیگر تفسیر تربیتی آن است که شیوه سخن گفتن خداوند با مخاطبان را مورد تحلیل تربیتی قرار داده روش های تربیتی قرآن کریم را استخراج نماید.319 برخلاف رسالتهای پیشین، که مفسّر آموزه های تربیتی که به صورت آشکار یا غیرآشکار در آیات قرآن ذکر شده است را استخراج مینماید، بر اساس رسالت اخیر، «روشهای تربیتی قرآن» مورد کاوش قرار می گیرد. اینکه قرآن کریم در مقام هدایت و تربیت مخاطبان خود از چه روش هایی بهره برده و چه اصولی بر آموزش و پرورشِ خداوند در قرآن حاکم است و چنین هدایتی مبتنی بر چه مبانی تربیتی و به سوی چه اهداف تربیتی گام بر میدارد، مرتبط با روشهای تربیتی قرآن است.
مفسّر تربیتی در این رسالت ، در مقامِ تحلیلِ قالب های به کار گرفته شده در نظام تربیتی قرآن برمی آید و با نگاهی درجه ی دو، به واکاوی و تحلیلِ ساز و کار و اقداماتِ تربیتی قرآن کریم و چگونگی تأثیرگذاری قرآن بر انسان و جامعه و مخاطبان خود می پردازد؛ برای مثال، در سوره حمد به چینش الفاظ و آیات سوره ی حمد از منظر تأثیرگذاری بر مخاطب و تأثیراتِ تربیتی آن و کارآمدی تکرار این سوره در هر نماز واجب و تأثیر آیات آن را بر ذهن و ضمیر انسان میپردازد. با این رویکرد، بررسیِ سبک کاربست واژگان، طولانی و کوتاه بودن فراز های قرآن و کشف راز و رمزهای شیوه تربیتی آیات در دستور کار قرار می گیرد؛ برای مثال آموزش نماز به دو گونه ممکن است: گاه مربّی به توضیح و تشریح اجزا و شروط و مقدمات و مؤخّرات نماز می پردازد؛ اما در نگاهی درجه ی دو، فلسفه ی نماز و چرایی اجزاء و شرایط و کارکردهای رکوع و سجود را مورد تحلیل قرار می دهد.320
این وظیفه در حقیقت نوعی مواجهه ی تربیتی با قرآن کریم است. به این معنا که علوم تربیتی و دستاوردهای متخصصان و مربّیان تربیتی، مجموعه ای از روش های تعلیم و تربیت را عرضه می نماید که با الهام از آن ها می توان به تحلیلِ سیره و رفتار تربیتی قرآن کریم در تربیت و هدایت مخاطبان آن اقدام نمود.321
برای مثال، کسانی که آیات مربوط به انفاق را به روش تفسیر موضوعی بررسی کرده اند، به عناوینی همچون اهمیّت انفاق، انواع، موارد مصرف و موانع آن اشاره کرده اند، امّا به این پرسش پاسخ نداده اند که چگونه و با طی چه مراحلی می توان رفتار افراد را در رابطه با انفاق تغییر داد و آن را به یک خصلت اخلاقی ثابت درآورد؟ همین پرسش درباره نماز، خداباوری، آخرت ترسی و سایر ارزش های دینی نیز مطرح است.
برای آنکه مشخص شود مسلمانان چه فرآیندی را طی نمودند تا به این مرحله رسیدند، می توان با کمک گرفتن از روش تفسیر موضوعی تنزیلی (به ترتیب نزول) کمک گرفت و مجموعه آیاتی که درباره انفاق نازل شده است را به ترتیب نزول بررسی نمود و روش گام به گام قرآن برای فرهنگ سازی و نهادینه نمودن این ارزش را کشف و تبیین کرد. درباره مسأله مهم نماز نیز با بررسی آیات نماز به ترتیب نزول می توان به روش نهادینه سازی فرهنگ نماز در جامعه عصر نزول دست یافت.322
به منظور ارائه یک نمونه عینی از رسالت «کشف روش تربیتی قرآن» توسط مفسر تربیتی، چگونگی تثبیت مفهوم «ربوبیّت» به عنوان ضروریترین عنصر «تربیت اعتقادی» را با بهرهگیری از روش «تفسیر تربیتی تنزیلی» مورد بررسی قرار میدهیم.323
قرآن کریم با شیوه استخدام واژهها، نمونهها و مثلها، نوع پاسخ به شبهات و شیوه موضعگیری در برابر انکارها و تردیدهای کافران و… نهادینه سازی فرهنگ ربوبیّت و زدودن شرک و چنداربابی در جامعه جاهلی و تغییر آن به جامعه الوهی را در سطح گسترده ای رقم زد. مدار تبلیغ پیامبران و محور درگیری آنان با دشمنان توحید ربوبی است؛ زیرا برخلاف بعضی معارف دینی که صرفاً ثمره نظری دارد، این بحث ثمره عملی دارد؛ از اینرو دوگانهپرستان حجاز از پذیرش توحید خالقی ابایی نداشتند و حتی ربوبیّت مطلق الهی را نسبت به مجموع جهان میپذیرفتند؛324 امّا ربوبیّت جزثی مانند رب الانسان را نمی پذیرفتند و آن را به بتها، ستارگان و یا قدیسان بشر نسبت می دادند و برای آن مظاهر و مجسمه هایی می ساختند و برای دستیابی به شفاعتشان مظاهر آن ها را میپرستیدند؛ حالآنکه لازمه پذیرش ربوبیّت الهی، مسئول بودن در برابر رب و تن زدن از اطاعت غیر اوست.325
قرآن در آغاز نزول، ویژگی «ربّ» را با صفاتی همچون آفریدگار مطلق هستی و آفریدگار انسان و نیز مدبّر انسان معرفی کرد: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ ،خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ،اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ،الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ»326 تا معلوم شود صاحب اختیار و آمر و ناهی انسان کسی است که اختیار همه هستی به دست اوست و به دلیل آفرینش هستی، بیشترین اطلاع را از ویژگیهای آن دارد. همچنان که بر همه مراحل آفرینش انسان از یک کرمواره تا انسان کامل هم آگاهی و هم اختیار دارد.
قرآن با طرح ویژگی ربوبیّت شایسته، زمینه را برای توجّه به صاحب اختیاری خدای متعال بر انسان آماده کرد. از اینرو تا چندین سوره بعد از این، «ربوبیّت الهی»، محوریترین واژه قرار میگیرد و حتی از واژه هایی مثل «الله» کمترین استفاده میشود. در همین راستا به طور دائم دیگر شایستگی های پروردگار پیامبر9 (رَبِّکَ) مورد تأکید قرار میگیرد. مثلاً خداوند بهعنوان مرجع امور عالم معرفی میگردد327 و با کاربرد آیه در سیاق تهدید طاغیان328 به عدم امکان خروج از سلطه و اختیار پروردگار اشاره کرده و تلقّی طغیان از اطاعت پروردگار را به عنوان دوری از سلطنت پروردگار مردود مینماید. سپس در همین فضا طاغیانی را که نه تنها در برابر دعوت به توحید ربوبی مقاومت میکنند بلکه به مقابله با بندگان صالح خدا روی میآورند تهدید به عذاب میکند.329 به بیان دیگر، در قالب تفصیل مرجعیت پروردگار، ترسیمی از قدرت او و بلکه تهدید طاغیان را ارائه میدهد؛ اینگونه و به سرعت نقشهای پروردگار توسعه مییابد و با ظرافت نقشها همگام با چالش ها و وقایع آورده میشود به گونهای که مخاطب به طور ملموس با پروردگارِ حاضر در صحنه مواجه میشود.
نکته مهم این است که قرآن در طرح موضوع خداباوری، بر خلاف متکلمان، از «توحید ذاتی» شروع نمی کند؛ بلکه از میان همه اوصاف الهی، صفت «ربوبیّت و صاحب اختیاری» را آغازگر بحث قرار میدهد. گرهزدن «ربوبیّت» با «خالقیت» که متربّی درک فطری و وجدانی روشنی از آن دارد پایه استدلال بر صاحب اختیاری خداوند قرار میگیرد330و این چنین به شیوه جدال احسن از مشرکان اقرار میگیرد؛ آنگاه با اقناع عقلی مخاطبان و با توجّه به فضای احتمالی مخالفت طاغیان، بر مرجعیت پروردگار در مطلق امور هستی تأکید کرده از نقش تنبیهی وی در برابر طاغیان معارض سخن میگوید.
ساختار بیانی تربیتی این آیات به گونهای است که کمترین واکنش منفی را در مخالفان لجوج و مشرکانی که 360 بت در مکّه نگهداری میکردند، ایجاد کند؛ از این رو خطاب سوره به حضرت محمد9 است و نامی از رسولبودن او و رسالت ابلاغ این حقایق به مشرکان برده نمیشود؛ بلکه با بیانی غیرمستقیم، پیام برتری الهی

مطلب مرتبط :   مقاله ویژگیهای فرهنگ، اندازه گیری