با مسلمین استخدام کرده بود.598
1-3-بیان شأن نزول آیات
از سعید بن جبیر نقل شده است که آیه‏ «إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا ینْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِیصُدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ …»599 درباره ابو سفیان بن حرب در روز احد نازل شده است که دو هزار حبشی را علیه پیامبر صلّی اللّه علیه و آله برای قتال با اسلام اجیر کرد600.
1-4-توجه به سیاق آیات
اصطلاح سیاق از اصول مهم تفسیر قرآن کریم است که از آن به عنوان اسلوب سخن، طرز جملهبندی عبارات، و نظم خاص کلام و یا روند کلی سخن یاد میشود و حجیت دلالت سیاق و اصل قرینه بودن آن یکی از اصول عقلایی محاوره است که در همه زبانها به آن توجه میشود. مفسران قرآن کریم نیز ضمن توجه به جایگاه سیاق در تفسیر آیات، به تأثیر چشمگیر آن در تعیین معنای واژهها و فهم مفاد آیات تصریح کردهاند.
زرکشی میگوید: دلالت سیاق موجب روشن شدن مجمل و حصول یقین به عدم وجود احتمال خلاف و تخصیص عام و تقیید مطلق و تنوع دلالت میگردد؛ و آن از بزرگترین قراینی است که بر مراد متکلم دلالت میکند و هر کس به این قرینه مهم بیاعتنا باشد، دچار خطا شده و در مناظرات و گفتگوهای خود نیز به خطا خواهد رفت.601 سعید بن جبیر به مسأله سیاق آیات توجه داشته و در تفسیر سوره مریم/آیه24، میگوید ضمیر فاعلی در فناداها به عیسی(ع) برمیگردد؛ زیرا در آیه بعد میفرماید: فاشارات علیه، سوره مریم/آیه29 در اینجا سعید با توجه به سیاق و اتصال و انتظام آیات، مرجع ضمیر فاعلی در فناداها را حضرت عیسی (ع) ذکر میکند.602
1-5-لغت
سعید بن جبیر گاهی با استفاده از معنای لغوی کلمه به بیان و تفسیر آیه میپردازد. در تفسیر آیه 125 سوره بقره در شرح معنا طائفین و عاکفین میگوید: طائفین کسانی هستند که از آفاق به منظور اداء مراسم حج آمدهاند و مراد از عاکفین اشخاصی است که در مکّه اقامت دارند603 در حالی که استاد وی ابن عباس در تفسیر این دو واژه میگوید: منظور از عاکفین نمازگزاران و مراد از طائفین طواف کنندگان است.604
اندکی تأمل در تفسیر سعید بن جبیر و ابن عباس در شرح واژه طائفین و عاکفین روشن میکند که تفسیر سعید بن جبیر مطابق با معنای لغوی این دو واژه است؛ اما تفسیر ابن عباس بیشتر بیان مصداق آیه است. در تفسیر سوره بقره/آیه260، نیز به لغت توجه داشته و میگوید: فَصُرهُنَّ الیک یعنی پس پاره پاره کن. در بیان معنای نسک در سوره انعام/آیه62، میگوید منظور از نسک قربانی حج و عمره است. چنانکه علامه هم میگوید: کلمه« نسک» به معنای مطلق عبادت است، و لیکن بیشتر در ذبح و یا قربانیای که به منظور تقرب به درگاه خدای سبحان ذبح میشود استعمال شده است.605 با توجه به این سخن علامه در تفسیر المیزان روشن میشود که سعید بن جبیر علاوه بر درنظرگرفتن اصل معنای لغوی، به موارد استعمال واژه هم توجه داشته است.
برخی از مطالب تفسیری وی نشان میدهد که سعید بن جبیر به لغات دیگر قبایل هم آشنا بوده است. به عنوان مثال در تفسیر جبت و طاغوت در آیه 51/نساء، میگوید: این کلمه در لغت اهل حبشه به معنی سحر(یا ساحر) است. ممکن است این کلمه در زبان عرب و اهل حبشه به یک معنی بوده باشد. یا اینکه عرب، کلمه را از حبشیان گرفته باشد.606
1-6-بیان مصداق
گاهی سعید بن جبیر در تفسیر آیات علاوه بر معنای لغوی، مصادیق آیه را بیان میکند. بسیاری از روایات تفسیری سعید بن جبیر که به دست ما رسیده است، تفسیر نیست بلکه بیان مصداق آیه است. در تفسیر آیه 51/نساء میگوید: جبت، ساحر و طاغوت، کاهن است.
در تفسیر آیه 201/اعراف میگوید: یکی از مصادیق آیه را در جبت و طاغوت بیان کرده و میگوید: او مردی است که دچار خشم میشود و همین که متذکر شد، خشمش فرو مینشیند.
و در تفسیر آیه 39/توبه، تنها به ذکر مصداق بسنده کرده و میگوید: منظور از آنها مردم فارس هستند.607
در تفسیر «فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ»608 از ایشان نقل شده است: نماز واجب صبح را به جماعت برای پروردگار به جا آور و در منا شتر قربانی کن.609
1-7-توجه به روایات ائمه اطهار
سعید بن جبیر از اصحاب امام علی بن حسین(ع) است که در تفسیر خود برخی نکات و مطالب را از روایات ایشان گرفته است به عنوان مثال در تفسیرآیه 196/بقره نظر ابن عباس را روایت نمیکند بلکه تفسیر سعید بن جبیر هماهنگ با نظر و رأی امام سجاد(ع) است.
ابن عباس در تفسیر آیه بالا میگوید: این قسمت از آیات برای بیان حکم لزوم و وجوب حج و عمره پس از بیان حکم وجوب جهاد آمده است و میفرماید که اعمال حج و حدود و خصوصیات حج و عمره را انجام داده آنها را به پایان رسانید ولی مطابق نقلی از امیرالمؤمنین و علی بن حسین (ع) کلمه« اتمّوا» به معنای به پایان رسانید نیست بلکه به معنای « اقیموا» به پا دارید است.
سعید بن جبیر نیز با الهام از روایت امام علی(ع) و امام سجاد(ع) میگوید حج و عمره را تا آخر آنچه دارند به پا دارید.
1-8-توجه به علوم قرآن چون ناسخ و منسوخ
سعید بن جبیر به علوم قرآن نیز توجه داشته و در تفسیر خود آیات محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ را مد نظر داشته است. وی در تفسیر آیه 8/ نساء میگوید: این آیه منسوخ نیست. به آیات محکم و متشابه توجه داشته است. هر چند نامی از محکم و متشابه نبرده است؛ اما در برخی موارد میگوید علم آن را ما نداریم. به عنوان نمونه در تفسیر حروف مقطعه در سوره بقره میگوید: این حروف، مفردات پراکنده از اسم اعظم حقاند که اگر کسی بتواند آنها را درست با هم ترکیب کند، اسم اعظم را خواهد فهمید مثلا از ترکیب رحمن «ن» و «حم» و « الرحمن» بدست میآید و همچنین حروف دیگر که تشکیل اسمهای دیگری را میدهد؛ ولی ما این توانایی را نداریم.610
1-9-بیان مفردات قرآن
در ذیل «اهدِنَا الصِّراط المُستَقِیمَ» از وی نقل شده است که صراط مستقیم، یعنی راه بهشت؛ 611 بنابراین میتوان گفت: سعید بن جبیر از بزرگان تابعین و اولین کسی است که به گفته طبرسی کتاب تفسیر قرآن را نگاشت.
تفسیر وی یک تفسیر ساده و بسیط از آیات است که میتوان آن را تفسیری روایی-اجتهادی دانست. اکثر آراء و نظرات سعید بن جبیر در تفسیر آیات، همانهایی است که از استاد خود ابنعباس آموخته است؛ بنابراین در اکثر موارد نظرات تفسیری وی مطابق با آراء ابنعباس است؛ در بسیاری از موارد هم آراء تفسیراش با روایات ائمه(ع)بهویژه امام علی و امام سجاد علیهما سلام یکی است.
میتوان گفت سعید بن جبیر در تفسیر آیات به مسأله قراءات، علوم قرآن چون ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه، لغت، روایات ائمه اطهار، اسباب النزول و بیان مصادیق توجه داشته است.

مطلب مرتبط :  

2-روشهای تفسیر مجاهد
کتاب تفسیر مجاهد، تفسیری به هم ناپیوسته و به ترتیب سوره‏ها- از سوره بقره تا سوره ناس وجود دارد612. این تفسیر در دو جلد (حدود هشتصد صفحه) است؛ اما همه‏ آیات قرآن تفسیر نشده. حاجی خلیفه در کشف الظنون کتابی به نام تفسیر مجاهد را نام می‏برد که سندهایی دارد؛ از جمله آنها طریق ابن ابی نجیح و ابن جریح است613.
تفسیر وی دارای ویژگیهای ذیل است:
1) آزاداندیشی در ارائه آرا و دیدگاههای عقلی؛614 2) توجه به تشبیه و تمثیل؛615 3) توجه به نکات عرفانی؛ 4) ذکر فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام (اگرچه بسیاری از اهل سنت نیز فضایل علی علیه السلام را نقل کرده‏اند).
مجاهد ضمن اینکه از شاگردان برجسته ابن عباس به شمار می‏رفت؛ در تفسیر قرآن کریم نیز آزاد اندیش بود و تفسیر را گسترش داد.616 مهمترین ویژگیهای تفسیری مجاهد عبارتند از:
2-1- گستردگی اجتهاد و استنباط
هر چند که مجاهد از نزدیکترین اشخاص به ابن عباس به شمار می‏رود، امّا کمتر از دیگران حدیث از او نقل کرده است. علت اصلی کمی نقل به قدرت اجتهاد و استنباط شخصیت مجاهد برمیگردد، مجاهد به اندازه‏ای در تفسیر قرآن کریم اجتهادش را به کار گرفت که بعضی از اندیشمندان علوم قرآنی او را از اولین کسانی به حساب آورده‏اند که تفسیر عقلی قرآن کریم را پایه گذاری نمودند.617
پسرش عبد الوهاب می‏گوید: «شخصی به پدرم گفت: آیا تو هستی که قرآن را تفسیر به رأی می‏کنی؟ پدرم گریست و به او گفت: بله من هستم که تفسیر را از چند ده نفر از اصحاب پیامبر آموختم.618
اجتهاد مجاهد را در برخی از موارد می‏توان از مخالفت با دیدگاه استادش ابن عباس به دست آورد. جریر بن حکم از قول سعید بن جبیر نقل کرده که ابن عباس درباره آیه‏ «وَ مَنْ یقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ‏»619، گفته است شخص وقتی که اسلام و شریعت اسلامی را شناخت و بعد از آن مؤمنی را از روی عمد کشت، جزای او جهنم است و توبه‏اش نیز پذیرفتنی نیست. حکم می‏گوید این را به مجاهد گفتم، او پاسخ داد که: «إلّا من ندم»620یعنی غیر از کسی که پشیمان شود.
او در تفسیر آیه‏ «ثُمَّ اجْعَلْ عَلی‏ کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً».621گفته است: «ثمّ جعلهنّ أجزاءا علی کلّ جبل، ثمّ ادعهنّ یأتینک سعیا، کذلک یحیی اللّه الموتی، هو مثل ضربه اللّه لإبراهیم»622یعنی: هر یک از آن اعضا را بر سر کوهی قرار بده، و سپس آنها را فرا بخوان، که با شتاب به سوی تو خواهند آمد و اینگونه است که خداوند مردگان را زنده می‏کند؛ و این مثلی است که خداوند برای ابراهیم زده است.
2-2-دقت در تفاوت بین واژه‏های متشابه
مجاهد از جمله مفسرینی به شمار می‏رود که نهایت دقت را در برگزیدن واژه‏ها برای تبیین مفاهیم قرآنی به کار گرفته است. آنچه به این اقدام مجاهد ارزش ویژه‏ای می‏بخشد، بیان تفاوت در بین واژه‏های متشابه است که ما برای روشن شدن مطلب به نمونه‏هایی از آن اشاره می‏کنیم:
او در تفسیر آیه‏ «وَ ظَلَّلْنا عَلَیکُمُ الْغَمامَ‏»623 می‏گوید: «لیس بالسّحاب، هو الغمام الّذی یأتی اللّه فیه یوم القیامه لم یکن إلّا لهم.»624یعنی: منظور ابر نیست، بلکه آن غمامی است که خداوند متعال در روز قیامت فقط برای آنان می‏آورد.
در تفسیر آیه‏ «وَ لکِنْ کُونُوا رَبَّانِیینَ»‏625 گفته است: «الربّانیون الفقهاء العلماء و هم فوق الأحبار.»626یعنی: ربانیون، فقهای دانشمندی هستند که شأنیت آنها بالاتر از احبار است. در تفسیر آیه‏ «فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ»‏627 عوام بن حوشب گفته است: «به مجاهد گفتم: «الشّفق» او در پاسخ گفت: نگو شفق چرا که شفق از خورشید است، بلکه بگو «حمره الافق» یعنی سرخی غروب.»628
در تفسیر آیه‏ «وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ»629‏ گفت: «الصدع: مثل المأزم غیر الاودیه و غیر الجرف.»630یعنی: مانند تنگه‏ایست که بین دو کوه واقع شده است و با دره و شکاف کوه تفاوت دارد.631
2-3- تفسیر بعضی از واژه‏ها بر خلاف معنای مشهور آن
مجاهد در تفسیر قرآن و واژه‏های قرآنی همیشه از معانی نزدیک به الفاظ و مشهور آن استفاده نکرده است بلکه در برخی از اوقات معنایی که برای واژه‏ها به کار گرفته، به حدی دور از ذهن است که مخالف با ظاهر واژه قرآنی به نظر می‏رسد؛ مثلا در تفسیر آیه‏ «وَ الْوَزْنُ یوْمَئِذٍ الْحَقُ‏»632گفت است: «الوزن: القضاء»633یعنی: وزن همان قضاء است. و در تفسیر آیه‏ «فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ»‏634 می‏گوید: «هو محکم القرآن.»635.
در تفسیر آیه‏ «وَ النَّجْمِ إِذا هَوی»‏636 نجم را به نجوم تفسیر کرده‏637 و در روایتی دیگر گفته است:
«و النّجم: القرآن إذا نزل»638یعنی: نجم به قرآن گفته می‏شود هنگامی که فرود می‏آید.
2-4-اهتمام به مبهمات قرآن
مجاهد اهتمام ویژه‏ای به بیان مبهمات قرآن کریم داشته و سعی‏اش بر آن بوده است که انواع مبهم را در جاهای مختلف بیان کند. از بررسی کتاب «مفحمات الاقرآن فی مبهمات القرآن» سیوطی به دست می‏آید که مجاهد بیشتر از دیگران به مبهمات قرآن توجه داشته است، زیرا در این کتاب 71 روایت از قول وی نقل شده در حالی که از قتاده 68 روایت، از عکرمه 40 روایت، از ابن جبیر 25 روایت و از حسن 22 روایت نقل شده است.
در آیه‏ «وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَهَ»639 نوع درخت را مشخص کرده و گفته است «آن درخت انجیر است.» در تفسیر آیه‏ «فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها»640
رفع ابهام نموده و گفته است: «الّذی بین الکتفین»641
یعنی: آن بین دو کتف است. در آیه شریفه‏ «فَخُذْ أَرْبَعَهً مِنَ الطَّیرِ»642 گفته است: «الدّیک و الطّاووس و الغراب و الحمام» یعنی: آن خروس، طاووس، کلاغ و کبوتر است. همچنین در تفسیر آیه‏ وَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ إِذا ضَرَبُوا فِی الْأَرْضِ‏643 گفته است: «ذلک عبد اللّه بن ابی»یعنی: آن عبد اللّه بن ابی است.
2-5- پرداختن به لطایف و ظرائف قرآن کریم
مجاهد تمام هم و غم خویش را در راه آموزش، ترویج و گسترش فرهنگ قرآنی به کار گرفت. وی در این ارتباط می‏گوید: «إستفرغ علمی القرآن» یعنی: تمام علم و آگاهی من درباره قرآن است644. به همین دلیل به مسائلی درباره قرآن کریم پرداخته که کمتر مورد توجه دیگر مفسرین بوده است. به عنوان نمونه می‏توان به تعداد واژه‏های قرآن و حروف آن به وسیله وی اشاره نمود. مجاهد گفته است: «مجموع واژه‏های قرآن کریم «79277» واژه‏645 و مجموع حرفهای آن «311000» حرف می‏باشد.»646
2-6- توجه به قرائت آیات در تفسیر آنها
تبحر مجاهد در علم قرائت به اندازه‏ای است که بعضی از اندیشمندان علوم قرآنی وی ر