دانلود پایان نامه
بلکه به قلب راه یابد575 و شوق متربّیان به سوی عمل افزون گردد تا به کمال خویش نائل آیند.
5-1. شوق آفرینی
قرآن کریم علاوه بر معرفتبخشی و بصیرتآفرینی، از ابزارهای انگیزشی و برانگیزنده در روش تربیتی خویش بهره میگیرد. روش تربیتی «تشویق»576 در قرآن و نیز صفت «بُشری»577 برای قرآن، و «مبشّر»578 برای پیامبران و عنوان قرآنی «تحریض»579 در همین راستا تحلیل میگردد. نیاز به شوقآفرینی در تربیت، ریشه در ظرافتهای روح آدمی و تنوّع ابعاد وجودی او دارد که تأثیر گذاری و نفوذ پذیری او را نسبت به دیگر موجودات بسیار پیچیدهتر ساخته است. شوقآفرینی میتواند مایه ظهور عالیترین تجلّیات فکری، هنری، ذوقی و معنوی و عالیترین ابتکارات انسانی گردد.580 قرآن کریم به عنوان کتاب تربیت، سطح وسیعی از روش های شوقآفرین و تأثیرگذار بر زوایای مختلف روح آدمی را در جهت مقاصد شریف خویش به خدمت گرفته است. تحسین رفتارهای نیک581 و مقابله آن با رفتارهای بد،582 وعده پاداش اعمال شایسته583 و کیفر اعمال ناشایست،584 تشکر و سپاسگزاری،585 دعا،586 موعظه و نصیحت،587 تسلیت و دلداری،588 ذکر عاقبت صالحان و طالحان و ارائه الگوها و نمونههای راهیافته و گمراه،589 بیان فواید و اسرار قوانین و تشریعات،590 تبیین شگفتیهای عالم آفرینش و اسرار حاکم بر آن،591 آمیختن جلوههای معرفتی با روح ایمانی،592 و حاضر ساختن جلوههای ایمانی در صحنههای عملی593 و… از جمله روشهای قرآن برای برانگیختن روح آدمیان به سوی اصلاحات ریشهدار فردی و اجتماعی است594 که با شیوهها و ابزارهای بسیار متنوّع و کارآمد صورت گرفته است؛ حتی میتوان جلوه های متنوّع «تهدید و وعید» قرآن را در جهت ایجاد انگیزه و شوقآفرینی تحلیل کرد؛ چرا که تجسّم عاقبت بدکاری، شوق حرکت به سوی خیرات را افزون میسازد و عقل و خرد را برای گذر از لذّات آنی، متقاعد میسازد.
ویژگی مهم تفسیر تربیتی، قدرت تأثیر و ایجاد جاذبه در خواننده است. در تفسیر ادبی و علمی، اگر کسی شوق خاصی نداشته باشد و به دنبال یافتن مطلب معینی نباشد نمی تواند جاذبه آن را درک کند؛ امّا تفسیرهایی که به دنبال طرح معانی و پیامهای الهیاند و نکات تربیتی و سلوک رفتاری را نشان میدهند جذبه و نورانیّتی ایجاد میکنند که مخاطب را همراه خویش میکشاند و رابطهای تعاملی میان کتاب و خواننده ایجاد میکند؛ بر خلاف تفاسیری که تلاش آنها صرفاً انباشتهساختن ذهن خوانندگان از اطلاعات گسترده دینی یا آماده ساختن آنان برای احتجاجات برهانی یا بالابردن انگیزه آنان برای تلاوتهای تعبّدی است، مفسّر تربیتی میکوشد با بهرهگیری از روشهای قرآنی، شوق مخاطب را به سوی عمل قرآنی بالا برد و زمینههای روحی، معرفتی و ایمانی را در جهت «توحید کلمه» و «کلمه توحید» ایجاد کند.
بیان روایات معتبر در فضایل آیات و سوره ها و نیز برکات تلاوت قرآن و عمل به آن، تحلیل فواید و برکات انجام عبادات و احکام و بیان مضّرات و عواقب محرّمات، تبیین سنّتهای الهی از منظر نقش آن در تربیت انسان، تبیین علل تشریعات با مدد از آیات، روایات و یا دادههای قطعی علوم تحربی، بیان مواعظ اثرگذار به ویژه موعظه های معصومان( و اولیاء الله؛ مانند مواعظ موجود در احادیث قدسی، تحلیل ابعاد تربیتی قصههای قرآن، و… از جمله روشهای پیشنهادی به منظور ایجاد جوّ شوقآفرین در تفسیر تربیتی است.
برای مثال، یکی از قرآن پژوهان، بیان شوقآفرین زیر را درباره فضیلت سوره «یس» نگاشته است:
سوره مبارکه «یس» قلب قرآن است، یعنی حیات و عصاره قرآن کریم است؛ چنانکه در حدیث پیامبر9 و امام صادق 7 آمده است: «انّ لکلّ شیئ قَلبا وَ انّ قَلبَ القُرآنِ «یس»؛ هر چیزی حتما دارای قلبی است و قلب قرآن سوره یس است»595. و پیامبر9 می فرمودند: «لَوَدَدتُ انّها فی قَلبِ کُلّ اِنسان مِن اُمّتی»596 اکنون بنگرید اگر حیات باطنی قرآن وارد حیات باطنی انسان شود و انسان به حقایق سوره «یس» برسد و قلب قرآن آسمانی بر قلب قرآن زمینی بتابد و این دو قلب بر هم منطبق گردند و یکی شوند، انسان به چه مرتبه ای از علم و قدرت و معرفت و تألّه صعود می کند. عالم ربانی؛ شیخ مجتبی قزوینی می فرمودند: «هر وقت سوره «یس» یا ختمی از ختومات آن را می خوانید و به این سوره مبارکه متوسل و متوجّه می شوید حاجت شما آن باشد که به حقیقت خود سوره برسید؛ زیرا حیف است که این سوره را برای مقصد دیگری بخوانید چون هیچ کدام از امور دنیایی قابلیت و ارزش این را ندارد که انسان «یس» را برای رسیدن به آن بخواند»
یاران و دوستان خاص آیت الله قزوینی مشاهدات و حالات و تصرفاًت مهم و خاصی را از آن انسان قرآنی دیده و شنیده اند. در این باره خود ایشان می فرمودند: «من هر کاری که کرده ام به برکت سوره «یس» کردم»597

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان با موضوع حفاظت از منابع طبیعی، مفاهیم توسعه پایدار

5-2. عینی نگری و واقع گرایی
قرآن کریم کتابی «عینینگر» و «واقعگرا» است؛ به این معنا که تعالیم قرآن به جای تکیه صرف بر ذهنیّات و تصوریّات، بیشتر بر عینیّات و واقعیّات مبتنی است و به جای پرداختن به امور غیرمرتبط با واقعیّتهای حیات بشری و ناسازگار با نیازها، نیروها و روحیات انسانی، کاملاً ناظر بر احتیاجات زندگی و مطابق با توانمندیها، روحیّات و فطریّات اوست و در این رسالت خود کاملاً جدّی و پویاست. جدّی بودن نگاه قرآن امری دوسویه است؛ از یک سو به خصلت ذاتی و حقیقت برنامه قرآنی در تربیت و هدایت انسان مربوط میشود؛ و از سوی دیگر به نحوه تعامل و مواجهه مخاطبان، معتقدان و پیروان این نگرش و برنامه، با آن مرتبط میشود.598
در سویه نخست، قرآن کریم برنامه تربیتی خویش را کاملاً منطبق با نیازهای تربیتی فرد و جامعه انسانی ارائه میکند. جدیّت نهفته در ذات نگاه قرآنی، در آیه شریفه « وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما لاعِبین؛ و آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است به بازى نیافریده‏ایم»599 یادآور شده است. بنابراین، همانگونه که در طبیعت جهان هستی و در تدبیر آن، جدیت امری اصیل است، در عقیدهای که خداوند برای انسانها در نظر گرفته و در محاسبهای که پس از مرگ از آنها به عمل خواهد آورد نیز این جدیت، اصیل است.600 جدی نگری برنامه تربیتی قرآن، موجب مواجهه عینی و عملی با ابعاد و زوایای مختلف زندگی انسان می گردد و راهحلها و دستورالعملهایی قابل اجرا و سازگار با خصلتهای ذاتی، استعدادهای فطری و شرایط درونی و بیرونی او ارائه میدهد.
تفاوت آیات مکّی و مدنی، نزول آیات قرآن به دنبال یک واقعه یا مشکل و یا سؤال و اشتمال آیات بر سبب نزول، کوتاهی و بلندی آیات و تفاوت در لحن و بیان، مسأله ناسخ و منسوخ و بسیاری از ساختارهای بیانی قرآن مانند مجمل و مبیّن، مطلق و مقیبد، مختصر و مفصّل، خطاب، ندا، غیبت، تحریض، تأکید، تشویق، تنبیه، توبیخ، تهدید و… نشانه بعد واقعگرای قرآن است.
قرآن کریم در تمام آیات خویش، زاویهای از زوایای زندگی انسان را نشانهگیری کرده و معرفتیترین مسائل را در قالب عینی و واقعی طرح کرده است؛ حتی تفکّر و تعقّل را با عینیگرایی مرتبط ساخته و از ذهنگرایی محض پرهیز داده است. کاربرد مکرّر ساختارهایی مانند: «افلا یبصرون»601 «فانی یبصرون»602 « فسوف یبصرون» 603«افلم یسیروا فی الارض»604 «فسیروا فی الارض»605 به منظور بازشدن چشمان انسان به روی حقایق و واقعیّات و دیدن عینی، متدبّرانه، تجربهگرایانه و کنجکاوانه آنهاست. در آیه «قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنْشِئُ النَّشْأَهَ الْآخِرَهَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیر، بگو: «در زمین بگردید و بنگرید چگونه آفرینش را آغاز کرده است سپس [باز] خداست که نشئه آخرت را پدید مى‏آورد خداست که بر هر چیزى تواناست.»606 قرآن کریم کشف امر مهمّی چون «آغاز خلقت» برای فهم « آفرینش آخرت» را به تجربه و سیر و مشاهده ارجاع داده است.607
جریان دائمی آموزههای قرآن در زندگی انسانهای همه عصرها و نسلها، نشانگر حیات دائمی آن بهواسطه سازواری آن با نیازهای واقعی و اصیلِ ریشه دار در فطرت انسانی است؛ از اینرو در حدیث امام صادق 7 آمده است:
«إن القرآن حی لم یمت، و إنه یجری کما یجری‏ اللیل‏ و النهار، و کما تجری الشمس و القمر، و یجری على آخرنا کما یجری على أولنا؛ قرآن زنده ای است که هرگز نمی میرد و همچون جریان شب و روز و خورشید و ماه جریان دارد. و بر آیندگان همانند اولین ها در جریان است»608
واقع گرایی قرآن در بعد محتوایی موجب شده است تا در طرح مسائل از حاشیهپردازی و بیان مسائلی که چندان با نیازهای واقعی انسان مرتبط نیست پرهیز کند و گاه جزئیترین مسائل را به تناسب نیاز به صحنه گفتگو کشاند؛ چنانکه در قصههای قرآن، صحنههای مهمّ و درسآموز گاه با جزئیات مطرح میشوند و حتیّ در مواردی تکرار میگردند؛ گویا هم اکنون در حال وقوعاند و الهامدهی میکنند؛ از سوی دیگر نیز بسیاری از صحنهها و گفتگوها حذف میشوند و برش میخورند.609
در سویه دوّم، که مرتبط با نحوه تعامل و مواجهه مخاطبان با قرآن است، بر تعامل جدّی، پویا و زنده با قرآن تأکید میشود. جدّی گرفتن تعالیم کتاب آسمانی که در کریمه «یا یَحْیى‏ خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّه؛»610 مورد تأکید قرار گرفته است، نه فقط رسالت حضرت یحیی7 و پیامبران الهی؛ بلکه وظیفه تمام دینداران است که به تناسب نقش و موقعیت هر کس تعیین میگردد و هر گونه مداهنه و سازشکاری در رویارویی با تعالیم کتاب آسمانی را ممنوع میسازد.611 تعامل زنده با قرآن در گرو دارا بودن فهم زنده و پویا، و انتظار پویا از قرآن است؛ بر این اساس، آیات قرآن دارای الهاماتی حیات بخش، نشاط برانگیز و پیوسته نوشونده برای مواجهه با موقعیتها و حوادث جدید به گونهای است که نصوص آن در هر لحظه برای عمل کردن آماده است و در هر عصر و نسلی دربردارنده الهامات تربیتی روزآمد و کارآمد برای سعادت دنیوی و اخروی انسانی میباشد. در پرتو این نگرش، متربّیان در عرصههای مختلف زندگی، قلب و جان خویش را مؤمنانه در اختیار تعالیم قرآن میگذارند و به میزان اخلاص و تلاش و ظرفیت وجودی خویش از زلال تربیتی قرآن جرعهنوشی میکنند. در این نگاه، همچنانکه قرآن در فضایی تعاملی، فعال و پویا نازل شده و در بستر شرایط و حوادث پرفراز و نشیب فرود آمده و دستگیر مسلمانان در مشکلات و نیازهای آنان شده است، فهم امروزین آن نیز در گرو حرکت و فعالیت مداوم در عرصه های گوناگون زندگی است؛612 براین اساس کسی که خود را درگیر تربیت خویش و دیگران نموده، فرازها و فرودهای آن را چشیده، روشها و آسیب های آن را آزموده و آثار و برکات آن را به عیان لمس کرده است، فهم بهتر و عمیق تر و کاربردیتری از قرآن خواهد داشت تا کسی که پیامهای تربیتی آن را با جستجو در کتب تفسیری و بهرهگیری از خلاقیتهای فکری و یا مقایسه با آرای تربیتی در فضایی کاملاً آکادمیک و علمی پیگیری میکند.613 سید قطب به زیبایی این حقیقت را گوشزد میکند:
«از این قرآن کسی لذّت آن چنانی نمی برد مگر اینکه داخل معرکه ای شود که قرآن به خاطر آن معرکه نازل شده و با موقعیتهایی که قرآن در آن نازل شده مواجه شود و آنها را درک کند. کسانی که به دنبال معانی قرآن و دلالتهای آن هستند ولی در خانه نشستند و قرآن را بررسی های فنی و بیانی می کنند در این خاک نشینی سرد و ساکن و به دور از معرکه و حرکت، چیزی از حقیقت قرآن را درنمی یابند»614
در مباحث تدبّر در قرآن و انس با آن، به منظور تعامل واقعی، عینی و پویای با قرآن و با هدف تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هر چه بیشتر مخاطبان از قرآن توصیههایی ارائه میشود615 که توسعه آن به مسأله تفسیر می تواند مایه عینیسازی و کاربردیسازی آن گردد.

مطلب مرتبط :  

1. تخصیص
یکی از آداب باطنی و معنوی تلاوت قرآن، «تخصیص» است. برخی نیز بالاترین مرحله انس با قرآن را «تحفّظ» نامیده اوّلین مرحله آن را «تخصیص» دانسته اند؛616 یعنی قاری و مستمع این احساس را در خود ایجاد کند که به طور خاص مخاطب همه تعالیم و تکالیف قرآن است و از «تعمیم» به «تخصیص» سیر کند؛ یعنی با خواندن یا شنیدن امر و نهی قرآن یا وعده پاداش یا تهدید مجازات آن ، پیش از هر کس دیگر خود را مورد خطاب آنها فرض نماید. با مطالعه یا شنیدن قصص و حکایات اقوام پیشین در قرآن بداند که هدف آنها، سرگرمی و وقتگذرانی نیست؛ بلکه هدف، پندپذیری و عبرتگیری برای زندگی و در نهایت، هدایت شدن است. خداوند متعال می فرماید:
«لَقَدْ کانَ فی‏ قَصَصِهِمْ عِبْرَهٌ لِأُولِی الْأَلْبابِ ما کانَ حَدیثاً یُفْتَرى‏ وَ لکِنْ تَصْدیقَ الَّذی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصیلَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَهً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُون؛ به راستى در سرگذشت آنان، براى خردمندان عبرتى است. سخنى نیست که به دروغ ساخته شده باشد، بلکه تصدیق آنچه [از کتابهایى‏] است که پیش از آن بوده و روشنگر هر چیز است و براى مردمى که ایمان مى‏آورند رهنمود و رحمتى است»617
بنابراین، قاری و مستمع قرآن باید در نظر بگیرد که خداوند از طریق نقل ماجرای زندگی پیامبران و صبرشان در برابر سختیها و آزارها و پایداریشان در دین و انتظار پیروزی، قلب او را ثابت و قوی میگرداند. بر این اساس «حکیم سهرهوردی» تأکید میکند که «قرآن را چنان بخوان که گویی تنها درباره تو نازل شده است»618. با این نگرش، تمام آیات قرآن برای تمام انسانها، با وجود مخاطبان بعضاً خاصی که در شأن نزول خویش داشته