واج شناسی، دو زیرشاخۀ مهم و متمایز دانش زبانشناسی است که در عین تمایز توصیفی و عملکردی، به گونهای درهم تنیده‌اند، آواشناسی، به مطالعۀ اصوات زبان گفتاری انسان میپردازد و قدمت آن به 2500 سال پیش از میلاد مسیح میرسد. نخستین تحقیقات آواشناسی مکتوب را میتوان در بررسی‌های پانینی مربوط به قرن 5 ق. م، جستجو کرد. پانینی آواشناسی را مکان و طرز گفتار اصوات صامت میداند.
آواشناسی مدرن، با الکساند ملویل بل و با انتشار کتاب گفتار مرئی آغاز شد، که سیستمی‌از نشانه‌های دقیق را برای نوشتن اصوات ابداع کرد. مطالعۀ آواشناسی در اواخر قرن نوزدهم به سرعت رشد کرد.
اما واجشناسی برخلاف آواشناسی، مطالعۀ چگونگی الگوپذیری اصوات در داخل زبان است. واجشناسی ریشه در آواشناسی دارد، ولی بررسی جایگاه عناصر آوایی زنجیری و زبرزنجیری را در نظام زبان مشخص میکند و به بررسی قواعد ترکیب آواهای زبان، به منظور ایجاد ساخت آوایی زبان میپردازد.
در حوزۀ واجشناسی، مسائلی مانند آوا، واج و واجگونه، پایۀ هجا، تکیه، آهنگ و وزن شعر، مورد بررسی قرار میگیرد. دو اصطلاح مهم در واجشناسی، که تحلیل‌های پژوهش حاضر بر پایۀ آنها انجام گرفتهاست، واج و هجا است.
واج، آوایی است که میتواند در یک ساخت آوایی، جانشین آوای دیگری شود و ساخت آوایی دیگری را با معنایی متفاوت تولید کند. از این منظر، واج، آوایی است که ممیز معنا است. هجا‌ها بر اساس توالی رسایی14 میشوند و معمولاً یک واکه، در مرکز هجا و چند همخوان در آغازه و پایانۀ هجا قرار میگیرند.
زاهدی و فخاریان(1390 ) بررسی فرآیند همگونی همخوانها، در زبان فارسی را بررسی میکنند و برای نخستین بار آن را در چارچوب نظریۀ هندسۀ مشخصه‌ها توضیح میدهند . این پژوهش، همگو نی همخوانها را در زبان فارسی از دیدگاه گرهها، فضاها و انواع همگونیها، که در فرآیند همگو نی دخیل هستند ، تحلیل کرده است . نتایج نشان میدهد که همگونی همخوان با همخوان در زبان فارسی، به گرههای واجگاه همخوان، واکه و مشخصه‌های پایانی حساس است.
صادقی(1389) رفتار واجی همخوانهای چاکنایی را در جایگاههای واجی مختلف، در چارچوب واجشناسی آزمایشگاهی، از طر یق مشاهدۀ الگوی تغییرات شدت انرژی، طیف فرکانس، مورد بررسی قرار میدهد و بر پایۀ نتایج به دست آمده، بیان میکند که همخوان‌های چاکنایی، در جایگاه آغاز کلمه و میان کلمۀ بعد از همخوان، به صورت سخت تولید میشوند.
منصوری( 1389) به تحلیل بسامدی هجا در اسامی‌زنان و مردان، در ایران میپردازد. در پژوهشی که توسط وی صورت گرفتهاست، به بررسی ساختار هجا و ترکیب ساخت‌های سه گانه و شکلگیری الگوهای متفاوت با توجه به بسامد حضور آنها در اسامی‌مردان و زنان میپردازد. تحقیقات وی نشان میدهد که اسامی‌2، 4 و 5 هجایی، در مردان بیش از زنان و اسامی‌سه هجایی در زنان، بیش از مردان به چشم میخورد. وی همچنین به این نتیجه دست مییابد که انواع هجا به عنوان هجای آغازی و پایانی در اسامی‌مردان و زنان متفاوت است.
در پژوهشی که توسط منصوری(1389) انجام شدهاست، فرآیندهای واجی فعل در زبان فارسی تحلیل می‌شود. وی میکوشد در پژوهش خود، تعامل دو حوزۀ واجشناسی و ساخت واژه را نشان دهد. در این تحقیق نویسنده، نتیجه میگیرد که همۀ فعلهای گذشته فارسی با قاعده هستند و تنها در بسامد کاربرد با هم تفاوت دارند.
ثمره(1391) به بررسی آواهای زبان فارسی میپردازد. وی ابتدا با بحثی مقدماتی به خصوصیات فیزیکی آواها و‌اندامهای گفتار میپردازد و سپس به طور مفصل ویژگیهای تولیدی آواها را بررسی میکند. ثمره، به توصیف دقیق واج و واجگونههای زبان فارسی، بر اساس محل و شیوۀ تولید آنها میپردازد. وی همچنین به ویژگی‌های توزیعی آواها، انواع هجاها و ساختمان آنها پرداخته و وضع توزیع هجا را در زبان فارسی بررسی میکند. ثمره، بسامد وقوع هر آوا را در تمام مواضع هجا، محاسبه می‌کند و محدودیت‌های توزیعی را که در زنجیر همنشینی، برای آواها وجود دارد، به طور کامل بررسی میکند و در نتیجه ساخت‌های گوناگون آوایی انواع هجا را به دست داده است.
سمایی( 1388)، به بررسی مطالعات آواشناسی در چارچوب مطالعۀ زبان میپردازد. وی دستاوردهای آواشناسی را از میان آثاری که دربارۀ مسائل کلی زبان است، استخراج و با تسلسلی تاریخی عرضه میدارد. محدودۀ زمانی آثار از حدود قرن 6 ق.م تا قرن 15 ق.م است. آثار و بقایای آواشناسی، از هند و یونان و روم و سرزمین‌های اسلامی‌جمع شده‌است. نویسنده کوشیده است با نگاهی بی طرفانه، سهم واقعی دانشمندان ایرانی را در آواشناسی نشان دهد.
اسلامی(1389) به بررسی هجاهای زبان فارسی میپردازد و بر این اساس نظام آهنگ را در زبان فارسی، بر پایۀ آرایش و ترکیبهای واژگانی و تکیه در ساخت‌های آوایی تحلیل میکند.
حری (1386) مؤلّفه‌های ساختاری آواشناختی از قبیل: همگونی آوایی، تناسب لفظ و معنا، قا فیه و وزن را تحت چهار گونۀ موسیقی کلامی، از جمله موسیقی حروف، کلمات، جملات و متن بررسی میکند. وی همچنین بر اساس الگوی ارتباطی یاکوبسن، به کارکرد زبان دعا توجه ویژه‌ای مبذول میدارد.

مطلب مرتبط :   افزایش سهم بازار با چند استراتژی هوشمندانه

2 – 3- قرآن و دیدگاه‌ها

در زمان و مکانی که فرهنگ و تمدن به شعر و شاعری و مباهات به زبان و سرودن اشعار فصیح منحصر شده بود، قرآن، متناسب با شرایط فرهنگی، بر محمد مصطفی(ص)، نازل می‌شود و مدعیان سخنوری و فصاحت را به تعجب وامی‌دارد.
قرآن، رساترین بیان است و از نظر موسیقی و وزن لفظی، در لغات و جملاتش نشانه‏های وحیانی ربانی مشهود است. وزنش نه وزن شعر است نه نثر، بلکه هر دو و برتر از هر دو است. در حدّی که در توان غیر خدا نیست، وزن و لفظ آن، به گونه‏ای تناسب و انسجام با معنا دارد که گوئی معناهایش در آن تجسم یافته است.(صادقی تهرانی،1388)
قرآن، از نظر فصاحت لفظی و معنایی اعجاز محسوب می‌شود. خداوند مدعیان سخن را به مبارزه می‌خواند که اگر می‌توانند، همانندی برای آن بیاورند. ( بقره:23 و یونس: 38)
علاوه بر فصاحت اعجاز برانگیز قرآن، مصونیت آن از آفت تحریف، ویژگی متمایز کنندۀ این کتاب آسمانی از سایر کتاب‌های دینی و غیردینی است و خداوند در خود قرآن، به این ویژگی نیز اشاره کرده است.( حجر:9)
نام‌های دیگر قرآن، عبارتند از: فرقان، کتاب، تنزیل، تفصیل، احسن الحدیث، ام الکتاب و غیره.
قرآن، شامل 30 جزء، 114 سوره و 6236 آیه می‌باشد. آیات قرآن، به دو بخش محکمات و متشابهات تقسیم می‌شوند. این تقسیم بندی بر اساس صراحت معنا، صورت گرفته است. در آیات محکمات، لفظ با معنا یکی است و نیازی به تفسیرهای پیچیده و مفصل ندارد، اما در متشابهات ظاهر با معنا متفاوت است.
2- 3 – 1- ترجمه و تفسیر قرآن

ترجمه، برگرداندن یک متن از یک زبان به زبان دیگر است. به این دلیل که نظام گفتمانی زبان‌ها با یکدیگر متفاوت است. ترجمه، کار چندان آسانی نیست. جدای از عوامل زبانی که در شکل گیری روابط کلامی‌نقش اصلی را بازی می‌کنند، عوامل غیرزبانی نیز بر گفتمان تأثیر بسزایی دارد. از جملۀ این عوامل، تأثیری است که بافت فرهنگی و اجتماعی هر قومی‌بر گفتمان‌ها دارد. توجه به این عامل غیرزبانی که انعکاس آن در زبان ملت‌هاست، در ترجمه ضروری است.
ترجمۀ متون دینی، همواره با حساسیت‌های فراوان همراه است و به همین دلیل مشکلات بیشتری نیز دارد. برخی از متفکران علوم دینی، با ترجمۀ قرآن مخالف بوده‌اند؛ زیرا معتقد بودند که امکان دارد، ترجمه، جای متن اصلی را بگیرد و باعث تحریف قرآن گردد.اما نخستین مجوز ترجمۀ قرآن، توسط پیامبر اکرم(ص) صادر شد و سلمان فارسی به عنوان نخستین مترجم قرآن، سورۀ حمد را به فارسی برگرداند. پس از آن ترجمۀ آهنگین دو جزء قرآن کریم است که طبق اقوال مختلف، قدمت آنها به قرن اول یا سوم هجری باز می‌گردد. (انوار، 1382)
تفسیر ارجمند طبری از اصل عربی این کتاب، به نام جامع البیان عن تأویل القرآن، از محمد جریر طبری، که به زمان منصور بن نصر سامانی میان سال‌های 350 تا 365 به فارسی ترجمه گردید و نخستین تفسیر کامل فارسی است.
ترجمۀ تفسیر کشف الاسرار و عدۀالابرار میبدی، نیز از ترجمه‌های قدیمی‌است که به سال 520 قمری برمی‌گردد، که خواجه عبدالله انصاری آن را به فارسی برگردانده است. ترجمۀ معروف قرآن “ری” نیز در سال 556 قمری، اثر ابوعلی بن حسن بن محمد بن الحسن خطیب است.
در دوران ، زین العابدین رهنما، به سال1344 ، ترجمه‌ای از قرآن را ارائه می‌دهد، که آیات هر سوره را بر اساس ارتباط موضوعی دسته بندی می‌کند و به تفسیر برخی از آیات نیز دست می‌زند.
از دیگر ترجمه‌های فارسی دورۀ معاصر، می‌توان به ترجمه‌های مهدی الهی قمشه ای، عبدالمحمد آیتی، ناصر مکارم شیرازی، جلال الدین فارسی، بهاءالدین خرمشاهی، محمد خواجوی، طاهره صفارزاده و محمدمهدی فولادوند اشاره کرد. اخیراً حداد عادل نیز ترجمه‌ای ادبی را از قرآن را ارائه داده است. از این میان ترجمۀ فولادوند، گویا و رساتر است و در «معادل یابى کلمات قرآن»، حتى الامکان از واژه‏هاى مأنوس زبان فارسى، به گونه‏اى بهره جُسته است که عموم اهل مطالعه، اعم از دانش پژوهان عادى و فرهیختگان ادب پارسى و تازى، مى‏توانند به خوبى از آن استفاده کنند. هر چند کاستی‌هایی نیز در آن از جهت ترجمه به چشم می‌خورد، اما مزایای آن نسبت به نواقص آن بیشتر است و در مجموع اثرى نیکو، خوشخوان و روان است و بیشترین امتیازش را بر شمارى از ترجمه‏هاى قرآن به «مطابق بودن» آن با متن آیات است.
تفسیر قرآن، سابقه‌ای طولانی تر از ترجمه دارد که به روشنگری مفاهیم آیات قرآن می‌پردازد. به بیان علامه طباطبایی،”تفسیر، عبارت است از بیان کردن معنای آیه‌های قرآن، روشن کردن و پرده‌برداری از اهداف و مفاهیم آیه‌ها” (طباطبایی،1382ج1: 4)
از این محمدحسین طباطبایی، در کتاب شناخت قرآن، چنین نتیجه گیری شده‌است : «بنابر این تفسیر، به معنای برداشتن پردۀ ابهام و نشان دادن معنای باطنی و درونی الفاظی است که در نگاه اول به دست نمی‌آید. از این رو تکیه بر معنای ظاهری آیات را تفسیر نمی‌نامند.» (کمالی دزفولی،1378)
مفسر با احاطۀ کامل بر زبان عربی و علوم قرآنی و با استفاده از شأن نزول آیات- که از دیدگاه تحلیل گفتمان همان بافت فرهنگی محسوب می‌شود- و همچنین با مراجعه به منابع فقی و روایی به روشنگری مفهوم آیات می‌پردازد.
کهن‌ترین تاریخ تفسیر، به زمان بعثت پیامبر باز می‌گردد، که خود جناب ایشان هر کجا لازم می‌شد، به توضیح آیات می‌پرداختند. (رفیعی محمدی، 1380)
بعدها با گذشت زمان و فاصله گرفتن از زمان نزول وحی، نیاز به تفسیر آیات الهی بیشتر احساس شد و علمای بزرگ به تفسیر قرآن روی آوردند. تفسیر تبیان اثر شیخ طوسی، مجمع البیان طبرسی، تفسیر صافی از ملامحسن فیض کاشی، از تفاسیر مهم کهن است. در دوران معاصر، می‌توان به المیزان، اثر علامه طباطبایی، تفسیر نوین، اثر محمدتقی شریعتی، تفسیر پرتویی از قرآن، اثر سید محمود طالقانی، تفسیر نمونه، از مکارم شیرازی و همکاران و همچنین تفسیر نور، اثر محسن قرائتی اشاره کرد.
از این میان، تفسیر المیزان، تفسیر قرآن به قرآن است؛ زیرا در روشنگری آیات به آیات دیگر قرآن استناد می‌کند. سبک و شیوۀ تدوین و تألیف المیزان، نیز امتیازهایى بر بسیارى از تفاسیر پیشین و یا معاصر خود دارد، از آن جمله: واژه شناسى المیزان، توجه به زمینه‌هاى تاریخى و شأن نزول و شرایط ویژۀ آیات در تفسیر یک آیه و عنایت به مباحث مختلف اجتماعى، اخلاقى، اعتقادى و… ذیل آیات، به تناسب مطالب و اشاراتى که در آیات، نسبت به آن موضوعات شده‌است.
طالقانی در پرتویی از قرآن، تا حدودی به دیدگاه‌های زبانشناسی نزدیک شده‌است و اشارات نحوی و آوایی او بسیار راهگشا است. از ویژگی‌های برجستۀ پرتوی از قرآن، تحلیل زبانی و تأملات ادبی است. مؤلف با این کار، نکات تازه و لطیفی را کشف می‌کند، که برای اهل ایمان آگاهی بخش و گاه هیجان انگیز است. مؤلف در تفسیر، در حد اعتدال از دستاوردهای کلام بهره جسته، بی آن که مرعوب آن‌ها گردد.(یوسفی اشکوری، 1387)

مطلب مرتبط :  

2- 4- قرآن و زبانشناسی
در این بخش به موضوعات زیر پرداخته ایم: 1) زبان قرآن و ساختار آن 2) اشارات زبان شناختی در قرآن 2) قرآن : آواشناسی، تجوید و موسیقی کلام 3) تحلیل متنی و گفتمانی قرآن.

2- 4- 1- زبان قرآن و ساختار آن
زبانی که قرآن با آن سخن می‌گوید، اگرچه به ظاهر همان زبان عربی است، اما تفاوت زیادی را با آن نشان می‌دهد. زبان قرآن، ویژگی‌های خاصی دارد که این زبان را به گونه‌ای منحصر به فرد و اعجازگونه جلوه می‌دهد و همین باعث شده‌است که پیرامون آن تحقیقات زیادی انجام گرفته است.
به عقیدۀ الکواز، سبک شناسی اروپایی، امکان انطباق با بلاغت عربی ندارد و این به دلیل تفاوت در خاستگاه اولیۀ آن دو است؛ اما در عین حال می‌توان ویژگی‌های فصاحت و بلاغت قرآنی ( شامل معانی، بیان و بدیع) را با برخی مؤلفه‌های ساختاری و کارکردی زبان شناسی اروپایی متناظر دانست.(حری، 1388)
آذرنوش و سلمانی مروست (1383) با استفاده از فهرستی از روایات به بررسی، مقایسه و نقد آرای دانشمندان دربارۀ زبان و لهجۀ قرآن پرداخته‌اند. آنان در این پژوهش، به این نتیجه رسیده‌اند، که با توجه به سیر تطور زبان عربی، نظریۀ توقیف