باشند.
«وَ سَعى‏ فِی خَرابِها» خرابى مسجد بر چند قسم است، یکى آنکه مسجد را منهدم نموده و از بین ببرند مانند مساجدى که جزء خیابان و جاده کردند و یا تبدیل به خانه و مغازه نمودند و دیگر آنکه مسلمانان را از دخول در آنها و عبادت منع کنند که بالاخره منجر به خرابى میشود و دیگر آنکه مساجد را مرکز لهو و لعب و کسب و تماشا و امور نامشروع قرار دهند که این بر خلاف دستور شرع و نظر واقف است و از این جهت به کلمه سعى فى خرابها تعبیر فرمود نه کلمه یخربون، تا اقدام به هر قسم خرابى و به هر وسیله و اسبابى که باشد و لو به چند واسطه شامل شود.637
4-1-2-8) جنگ و ستیز:
با نگاهی به تاریخ صدر اسلام و تاریخ معاصر، استمرار به کارگیری این شیوه توسط دشمنان اسلام به خوبی آشکار میگردد؛ تنها در مدت بیست و سه سال دوران رسالت پیامبراکرم (ص) بیست و شش غزوه و سی و شش سریّه رخ میدهد.638
در مدت کوتاه چهار سال حکومت امام علی(ع) سه جنگ بزرگ «جمل، صفین و نهروان» به وقوع میپیوندد و در زمان امام حسین(ع) واقعهی خونین عاشورا به وجود میآید و جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه ایران، بهترین گواه از تاریخ معاصر بر این حقیقت است.
قرآن کریم در اینباره میفرماید:«…وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ حَتَّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا…»639: …و مشرکان، پیوسته با شما مى‏جنگند، تا اگر بتوانند شما را از آیینتان برگردانند…
صاحب انوار درخشان در تفسیر این آیه مینویسد: جمله بیان اینست که کفار قریش چنان در مخالفت خود پا بر جا هستند که گویا می خواهند تا آخرین دم زندگى نیز به جنگ با مسلمانان ادامه دهند، شاید بتوانند آنان را از مسلک و آئینى که انتخاب کرده‏اند بازدارند! غافل از اینکه هرگز به آرزوى خود نخواهند رسید، زیرا که مسلمانان در اثر التزام به اصول اسلام داراى ایمانى محکم و اراده‏اى آهنین هستند و هرگز این یاوه‏گوئیها در آنان اثر نخواهد گذاشت و سبب انحراف آنان نخواهد شد.640
 طالقانی در تفسیر این آیه مینویسد: و لا یزالون، نفى منفى و مشعر به ثبات و دوام فعل،«یقاتلونکم»، خطاب به همه مسلمانان و اضافه«دینکم» مشعر به دینى است که مخاطبین خود با کوشش دریافته‏اند. «ان استطاعوا»، دلالت به قدرت ایمان و ثبات مسلمانان دارد. این خطاب براى هشیارى مسلمانان است به وضع و سنگرگیرى و فتنه جویى دشمنان شرک پیشه؛ با آنکه قتال در ماه حرام گناهى بزرگ است، شما نباید از دشمنان خود غافل و دست بسته باشید چه آنها در هر زمان و مکان و در هر شرایط از جنگ فرساینده با شما باز نمى‏ایستند تا اگر بتوانند شما را از دینى که دارید یکسر برگردانند و براى رسیدن به این مقصود نه پاس حرمت ماه حرام را می دارند و نه مسجد الحرام را. این همان فتنه‏ایست که از هر کشتارى سخت‏تر است.641

41-3) شگردها وشیوههای مبارزهی دشمنان با پیروان مکتب توحیدی:
دشمنان با یأس از ضربه زدن به رهبر و مکتب اسلام، در صدد دشمنی با پیروان مکتب حق برای تزلزل و نابودی کیان و عظمت طرفداران حق و رهبری برمیآیند. آنها دریافتند که پیروان رهبری حق با اجرای رهنمودهای رهبرشان، به عنوان دژ محکمی برای رهبر و مکتب هستند.
دشمنان برای مبارزه با پیروان رهبری به شیوههای مختلفی متوسل میشود. به برخی از نمونههای آن از زبان قرآن توجه فرمایید:
4-1-3-1) تلاش برای گمراه کردن پیروان مکتب توحیدی از طریق صرف هزینههای کلان:
دشمنان به طور مستمر تلاش میکنند که طرفداران حق را از مسیر و هدف انتخاب شده، گمراه سازند. این شیوه را در تمام عصرها و نسلها جریان میدهند. قرآن کریم از این واقعیّت، چنین خبر میدهد:
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتابِ یَشْتَرُونَ الضَّلالَهَ وَ یُرِیدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِیلَ»642‏: آیا ندیدى کسانى را که بهره‏اى از کتاب (خدا) به آنها داده شده بود، (به جاى اینکه از آن، براى هدایت خود و دیگران استفاده کنند، براى خویش) گمراهى مى‏خرند و مى‏خواهند شما نیز گمراه شوید؟
یَشْتَرُونَ الضَّلالَهَ یعنى گمراهى و خروج از طریق ولایت و طریق قلب را در مقابل هدایتى که براى آنها از ظاهر اسلامشان حاصل شده است مى‏خرند، چون همان بضاعت آنهاست که از اسلامشان کسب کرده‏اند و «بالهدى» یعنى به هدایتى که فطرت آنهاست و به آن قانع نمى‏شوند.وَ یُرِیدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِیلَ یعنى اى مؤمنین آنها مى‏خواهند که شما از راه گمراه شوید و راهى را که بر آن هستید (ولایت علىّ (ع)) گم کنید.643
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه مینویسد: این آیه در نکوهش یهودیان، نازل شده است. زیرا که یهودیان هر چند که با شما به روى خوش ملاقات مى‏کنند و هر چند اظهار محبت نموده، در قیافه افراد صالح درمى‏آیند و آنچنان با شما برخورد مى‏کنند که گویى خیرخواه و یاوران شمایند و اى بسا حرفهایى بزنند که طبع شما آن را بپسندد و دلهایتان مجذوبش شود، که چه حرفهاى درستى مى‏زنند، و لیکن- بدانید- که قصدى جز گمراه کردن شما از صراط مستقیم ندارند، دلیلش هم خیلى روشن است و آن این است که خودشان از صراط مستقیم منحرفند و ضلالت را براى خود انتخاب کرده‏اند و خداى عزّ و جل دشمنان شما را بهتر از خود شما مى‏شناسد، پس به هوش باشید، که یهود دشمنان شمایند، فریب آن چه از حالات آنها مى‏بینید نخورید، زنهار زنهار که آنان را در پیشنهادهایى که مى‏کنند اطاعت مکنید و به سخنان زیبا و فریبنده‏شان گوش ندهید، به خیال این که واقعاً دوست و خیرخواه شمایند.644
قرآن کریم در آیهی دیگر چنین میفرماید: « وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ‏»645: و بعضى از مردم سخنان بیهوده را مى‏خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آیات الهى را به استهزا گیرند براى آنان عذابى خوارکننده است!
کلبى و مقاتل گویند: آیه دربارهی نضر بن حارث نازل شد که چون براى تجارت به ایران مى‏رفت داستان‏هاى عجم خریدارى مى‏کرد و همراه مى‏آورد و براى قریش نقل و حکایت مى‏نمود و مى‏گفت: محمد، خبر و داستان عاد و ثمود مى‏گوید و من داستان رستم و اسفندیار و اخبار خسروان آورده‏ام. قریش گوش دادن به قرآن را ترک گفته به شنیدن سخن او روى مى‏آوردند و از این لذت مى‏بردند.646
کلمه«لهو» به معناى هر چیزى است که آدمى را از مهمش باز بدارد و لهو الحدیث آن سخنى است که آدمى را از حق منصرف نموده و به خود مشغول سازد، مانند حکایات خرافى و داستانهایى که آدمى را به فساد و فجور مى‏کشاند و یا از قبیل سرگرمى به شعر و موسیقى و مزمار و سایر آلات لهو که همه اینها مصادیق لهوالحدیث هستند.«لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ» مقتضاى سیاق این است که مراد از«سبیل اللَّه» قرآن کریم و معارف حق و صحیح، از اعتقادات و دستورالعملها و به خصوص داستانهاى انبیاء و امم گذشته بوده باشد، چون لهوالحدیث و خرافات ساخته و پرداخته فکر انسانهاست که است دست به دست گشته، در درجه اول معارض با این داستانهاى حق و صحیح است و در درجه دوم بنیان سایر معارف حق و صحیح را در انظار مردم سست نموده و سپس منهدم مى‏سازد.
مؤید این معنا جمله بعدى است که مى‏فرماید:«وَ یَتَّخِذَها هُزُواً»، یعنى حدیث را مسخره مى‏کند، چون نام خرافات نیز حدیث است و همین باعث وهن هر حدیثى مى‏شود و سبب مى‏گردد مردم احادیث واقعى را نیز به سخریّه بگیرند.پس همانطور که گفتیم مراد از«سبیل اللَّه»، قرآن است، بدان جهت که مشتمل بر قصص و معارف است و گویا مراد کسى که خریدار لهوالحدیث است این است که مردم را از قرآن منصرف نموده و گمراه نماید و قرآن را به سخریّه بگیرد به اینکه به مردم بگوید این نیز حدیثى است مانند آن احادیث و اساطیرى است چون آن اساطیر.647
4-1-3-2) اشاعه فساد، نشر اکاذیب و پخش شایعات:
یکی دیگراز شگردها و شیوههای مبارزهی دشمنان با پیروان مکتب توحیدی، اشاعه فساد، نشر اکاذیب و پخش شایعات است. قرآن کریم در اینباره میفرماید:«… فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ کَذِباً لِیُضِلَّ النَّاسَ بِغَیْرِ عِلْمٍ‏…»648: پس چه کسى ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ مى‏بندد، تا مردم را از روى جهل گمراه سازد؟
صاحب تفسیر روشن در تفسیر این آیه مینویسد: کسى ستمکارتر نیست از آن که به دروغ چیزی را به خداوند متعال ساخته و نسبت بدهد، زیرا در این صورت این فرد خود را از جهت فکر و نظر به رأى خداوند متعال ترجیح و برترى داده و یا حدّ مسلّم این که خود را در ردیف او و شریک او قرار مى‏دهد.
و در عین حال این معنى ملازم است با بىاعتنایى و تحقیر مقام عظمت پروردگار متعال و قصور معرفت درباره او. این عمل موجب گمراه کردن دیگران و منحرف نمودن افکار آنان از حقّ و واقعیّت و سوق دادن آنها است به مطالب سست و خیالى ضعیف که در محدوده افکار یک فرد عادى و بدون توجّه به مصالح و خیرات حقیقى صورت مى‏گیرد و بسا که سعادت انسان در أثر سخن و ارشاد حقّى صورت گرفته و یا انحراف کلّى او با یک سخن باطلى عملى مى‏شود و به طور مسلّم سخنانى که در مقابل برنامه‏ها و آراى إلهى باشد: هر چه باشد باطل و مخالف حقّ خواهد بود.
باید توجّه داشت که: بهترین موفقیّت و سعادت انسان در اینست که خداوند متعال او را طبق نظر و خواسته خود، به راه حقّ و کمال و خوشبختى هدایت فرموده و تولیت برنامه خیر و صلاح حقیقى او را در زندگى او به عهده بگیرد و کسى که از حدود ظاهرى و معنوى خود خارج شده و دست تجاوز بحقوق دیگران دراز مى‏کند، مخصوصاً که درباره حقوق و برنامه‏هاى إلهى باشد: از هدایت و لطف او محروم خواهد شد.649

مطلب مرتبط :  

4-1-3-3) اختلافافکنی و تفرقهانگیزی:
دشمنان برای تسلط یافتن بر مردم، دست به ایجاد اختلاف و تفرقه در بین مردم میزنند، همان کاری که فرعون و فرعونیان در هر عصر و زمان کرده و میکنند. قرآن کریم در این زمینه میفرماید:«إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طائِفَهً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ إِنَّهُ کانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ‏»650: فرعون در زمین برترى‏جویى کرد و اهل آنرا به گروه‏هاى مختلفى تقسیم نمود گروهى را به ضعف و ناتوانى مى‏کشاند، پسرانشان را سر مى‏برید و زنانشان را (براى کنیزى و خدمت) زنده نگه مى‏داشت او به یقین از مفسدان بود!
صاحب تفسیر انوار درخشان در تفسیر این آیه مینویسد: این آیه بیان آنست که فرعون در اثر پادشاهى و فرمانروائى خود مردم آن سرزمین را به پرستش خود دعوت و الزام می نمود و کسى نمى‏توانست با او مبارزه نماید و دعوى «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلى»‏ در آن اقطار طنینانداز بود و همه ساکنان آن سرزمین مجبور بودند که دعوى او را پذیرفته با این که فرعون شخصاً خود بت پرستش میکرد ولى نسبت به اهالى و ساکنان آن سرزمین دعوى الوهیت و پرستش مینمود و خود را شایسته و مستحق پرستش معرفى میکرد.
بدین جهت ساکنان آن سرزمین متفرق و پراکنده نمود که وحدت مرام و مقصد نداشته باشند از جمله بر بنى اسرائیل بسیار سخت‏گیرى مى‏کرد و آنان را زبون و خوار در انظار معرفى نموده بود به طوری که سالهاى چندى که دستور داده بود که نوزادان پسر از بنى اسرائیل را بیدرنگ به قتل برسانند کسى در مقام اعتراض برنمیآمد و این حکم ستمگرانه به موقع اجراء گذارده میشد.
خلاصه نظر به اینکه فرعون پادشاه قبط در اثر نخوت و خودخواهى و نیز براى ادامه فرمانروائى خود سرزمین کشور مصر به سلطنت خود ادامه دهد و مزاحمى نداشته باشد میان ساکنان آن سرزمین که از دو نژاد بودند یکى اکثریت بومى نژاد قبط و دیگر نژاد سبط یعنى بنى اسرائیل که در شهر مصر سکونت گزیده بودند اختلاف افکنده بنى اسرائیل را منکوب و ذلیل نموده به طوری که سالها براى بدست آوردن موسى فرزند عمران که شنیده بود از بنى اسرائیل جوانى خواهد آمد که سلطنت و فرمانروائى فرعون را پایان بخشد براى قتل او سالها دستور داده بود که نوزادان پسر از بنى اسرائیل را بیدرنگ به قتل برسانند.651
فرعون، برای ادامه دادن حکومت و تسلّطش بر مردم مصر، میان اهل آن سرزمین اختلاف افکنده، بدین گونه که قبطى را عزیز و گرامى داشته و با انواع کرامت‏ها او را تکریم نموده، سبطى را با انواع اهانت‏ها خوار داشته، یا سبطى را در به بردگى کشیدن و اعمال شاقّه گروههاى پراکنده و مختلف قرار داده، زیرا قبطیان اهل مصر بودند و آنان را سزاوارتر به انواع کرامت مى‏دانست.652

مطلب مرتبط :   مجازی‌سازی، ذهن، شبکه‌ای، (شایگان، 1388:، بشر

4-1-3-4) محاصره اقتصادی:
دشمنان برای نابودی پیرامون حق نخست مبارزهی منفی را آغاز میکنند، اگر با این شیوه به آمالشان نرسیدند، آنگاه به«سلاح گرم» متوسّل میشوند. از جملهی این مبارزات منفی و به تعبیر دیگر«جنگ سرد» میباشد، از جمله مصادیق جنگ سرد، ایجاد تنگناهای اقتصادی و محاصره اقتصادی، است تا بلکه از این طریق، این زمین پهناور را برای آنها بسان یک زندان کوچک گردانند و ملّت اسلام را یارای ادامهی مسیر حق نباشد. قرآن کریم در اینباره میفرماید: « هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى‏ مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى یَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنَّ الْمُنافِقِینَ لا یَفْقَهُونَ‏»653: آنها کسانى هستند که مى‏گویند