دانلود پایان نامه
خود را از آن نگاه می دارد، شما را نیز از آن نگاه خواهد داشت.
آن گاه پیامبر پس از اشاره به میزان پرداخت های اقتصادی آنان می نویسد: «هیچ کس جز از خود شما یا از خاندان پیامبر خدا، بر شما فرمان نخواهد راند». (محمد حمیدالله، 1374: 167-165).
بخش هایی از فرمان پیامبر (ص) به کارگزار خویش در یمن نیز دلالت بر «عام گرایی سیاسی» و «مصالح همگانی» دارد. در بند 4 این فرمان خطاب به عمروبن حزم از جمله آمده است:
«به مردم مژده ی نیکی دهد و آنان را به انجام دادن کار نیک فرمان دهد». در بند پنجم و ششم نکات مهمتری از این نظر آمده است:
5- «مردم را به سود و زیانشان آگاه سازد».
6- «در کارهای درست، با مردم به نرمی رفتار کند و در مورد ستم، بر آنان سخت گیرد؛ زیرا خداوند، ستمکاری را ناپسند دانسته و مردمان را از آن، باز داشته است. هان! نفرین و لعنت خدا بر ستمکاران باد».
آگاه ساختن مردم به سود و زیانشان یکی از مبانی «مصلحت عمومی» است. فرمانروا باید نه تنها اجازه بدهد تا مردمان اطلاعات لازم را درباره ی زندگی و منافع و مصالح مادی و معنوی خویش به دست آورند بلکه باید خود نیز بکوشد و عالمان را ترغیب نماید تا شرایطی ایجاد شود که مردمان سود و زیان خود را تشخیص دهند. ستمگری از سوی هر کسی باشد و علیه هر کسی صرف نظر از این که ستمگر و ستمدیده از کدام رنگ و نژاد، مذهب و طبقه و … باشند ممنوع است. بدینسان «مصالح عمومی» مردم و نه برخی از آنان رهین این خواسته ی پیامبر از کارگزار خویش است.
در همین فرمان در فقره ای دیگر پیامبر با «خاص گرایی» شدیداً به مقابله برخاسته و در عوض به توحید که خود بستر ساز «عام گرایی» است فرا خوانده است. در بند یازده این فرمان چنین آمده است:
«هنگام درگیری و ستیزه، مردمان را از فراخواندن به نام قبایل و عشایر ] و تعصب قبیله ای[ باز دارد… چنان چه کسانی به جای فراخواندن به سوی خدا، مردم را به قبیله ها و عشیره ها فرا خوانند، باید آنان را با شمشیر گردن زنند تا سرانجام، دعوت همگان به سوی خداوند یگانه ی بی انباز باشد».
در بندهای 21 و 23 این فرمان در خصوص غیرمسلمانان آمده است: «هرکس که بر آیین ترسایی یا یهودی خویش استوار ماند، کسی وی را باز نخواهد داشت». و آن شخص باید یک دینار یا برابر آن را به عنوان جزیه پرداخت کند و «هرکس این ] جزیه[ را بپردازد، در پناه خدا و پیامبرش خواهد بود». (محمدحمید الله، 1374: 259-256).
از مجموع این نامه ها و پیمان های سیاسی پیامبر (سیره عملی) و سیره ی نظری پیامبر(ص) چنین بر می آید که در فرهنگ اسلامی- نبوی، فرمانرویان به مثابه «اب»، «راع» و «والی» متصدّی اموری هستند که به صلاح همه ی افراد تحت امر آنان باشد و هیچ کس را نمی توان مستثنی کرد. «مصلحت عمومی» و «عموم مصالح» آنان در زمره ی حقوق انسانها بر فرمانروایانشان است. از طرفی دین اسلام توجه و عنایت زیادی به حقوق مردم نموده است و غرض و هدف از حقوق نیز حفظ کرامت و شخصیت انسان و تأمین منافع و مصالح عمومی است. (دائره المعارف تشیّع، جلد 6 : 401، زیر واژه ی حقوق).
6-1-3.صلح حدیبیّه و مصلحت عمومی
صلح حدیبیّه و فتح مکّه دو مورد مهم دیگر در سیره ی نبوی به حساب می آیند که در تثبیت عام گرایی اخلاقی و سیاسی و ابتنای سیاست اسلام بر بنیاد «مصلحت عمومی» به شمار می روند.
در سال ششم هجری پیامبر اکرم(ص) با هزار و چهارصد تن از پیروان مسلمان خویش به قصد زیارت خانه ی خدا راهی مکّه شد. یعنی همان شهری که بیش از ده سال در آن آزار و اذیت شده بود و بالاخره مجبور شده بود تا جلای وطن کرده و به یثرب برود. در نزدیکی مکه کفار و مشرکان قریش راه را بر رسول(ص) و همراهان بستند. (حسن ابراهیم حسن، 1380: 144). پیامبر(ص) عثمان بن عفان را به عنوان نماینده ی خویش برای مذاکره نزد مکیان فرستاد. قریش به عثمان پیشنهاد داد تا خود به طواف کعبه رود و برگردد. عثمان نپذیرفت و گفت: «من طواف خانه نکنم. تا اول پیغمبر، علیه السلام، طواف کند». (سیره ابن هشام، جلددوم: 808). قریش از این سخن عثمان خشمگین شده و او را به زندان انداختند. چون بازگشت عثمان به تأخیر افتاد، تصور شد و البته خبر بیاوردند به حضرت پیغمبر که عثمان کشته شده است. پیغمبر(ص) اندوهگین شد و فرمود: «از این جایگاه نروم تا آن چه با قریش می باید بکنم». سپس برخاست و در زیر درختی نشست «و همه را بخواند» از بهر آن که بیعت با ایشان تازه کند و آنگاه به جنگ قریش برود». (سیره ابن هشام، جلد دوم: 809-808) همین بیعت است که آن را بیعت رضوان نامیده اند و حق تعالی از آن در سوره ی فتح یاد کرده است.22
زمانی که قریش از این عزم پیامبر آگاه شد ترسیدند و نمایندگانی را به سوی محمد(ص) گسیل داشتند تا صلح کنند به این شرط که محمد(ص) و یارانش آن سال را از طواف خانه خدا صرف نظر کنند تا ابهت مکیان شکسته نشود و نگویند محمد(ص) به قهر وارد مکّه شد. در نهایت مذاکرات طرفین به صلحی انجامید که آن را صلح حدیبیّه نامیدند. شیوه، شرایط و فضای عمومی انعقاد این صلحنامه، محتوا و بالاخره پیامدهای بسیار مهمی که این صلحنامه به بار آورده به گونه ای است که به راستی می توان آن را مثل اعلای «سیاست مبتنی بر مصلحت عمومی» دانست. این در حالی است که امتیازاتی را که حضرت رسول(ص) براساس این صلحنامه به قریش داد به حدّی بود که مسلمانان و از جمله برخی از کبار صحابه را دلتنگ و رنجیده خاطر کرد و برخی از آنان را در راه دین سست نمود.
متن صلح حدیبیه به روایت ابن هشام از این قرار است:
هذا ما صالح علیه محمدبن عبدالله بن عبدالمطلب سهیل بن عمرو اصطلحا علی وضع الحرب] عن الناس[ عشر سنین. یأمن فیهنّ الناس و یکفّ بعضهم عن بعضٍ علی اَنهُ من اتی محمداً من قریش بغیر اذن ولیّه ردّه علیهم ومن جاءَ قریشاً ممن مع محمدٍ لم یردّوه علیه، و انّ بیننا عیبهً مکفوفه و انّ لا اسلال و لا اغلال، و انه من احبَّ ان یدخل فی عقد محمد و عهده دخل فیه و من احبّ ان یدخل فی عقد قریشٍ و عهدهم دخل فیه (ابن هشام، جلد2: 812-811)
با عقد این صلح جنگ برای ده سال تمام شد. مسلمانان از رفتن به مکهّ منصرف شدند، هریک از قبایل با آزادی می توانستند در آینده متحد قریش یا محمد(ص) گردند. مسلمانان در مکه در مسلمانی خویش و بت پرستان در مدینه در بت پرستی خویش آزاد بودند. مهمتر از همه پیامبر خود به اصرار طرف مقابل از آوردن بسم الله الرحمن الرحیم در آغاز این صلح نامه با این استدلال که مکیّان چنین خدایی را نمی شناسند صرف نظر کرد. بعد از آن در متن صلحنامه نوشته شد «هذا ما صالح علیه محمد رسول الله» که نماینده ی قریش گفت که ما تو را پیامبر و فرستاده خدا نمی شناسیم. نام خود و پدرت را بنویس و بالاخره این که پذیرفته شد، هرکس از قریش بی اجازه ی سرپرستش نزد محمد آید وی او را به قریش باز گرداند ولی عکس آن صادق نباشد.

مطلب مرتبط :   مقاله سازمان امور مالیاتی، برنامه‌ریزی عملیاتی
  • 2