جدالی می زند که در نتیجه خدمتی است به آمریکا.
چه کسی به مسلمانان تفهیم می کند که این حرکت ها زاییده اوضاع معینی است و نتیجه فقه اسلامی شیعه یا سنی نیست؟ این تفهیم محال است. برای همین بسیار سخت است که دعوت به وحدت فقهی داشته باشیم و فقط باید به وحدت سیاسی بسنده کنیم. به نظر من امروز باید خون ریزی را توقف کنیم و فرق نمی کند که این خون ریزی در افغانستان یا پاکستان یا عراق یا سوریه باشد و دست یافتن به این مرحله از وحدت، به امید خدا طولی نخواهد کشید.
شاکر: به نظر شما لبنان از چه ظرفیت هایی برای گفتگوی ادیان و تقریب مذاهب اسلامی و وحدت اسلامی برخوردار است؟
شیخ ماهر حمود: قدرت لبنان در موضوع تقریب و وحدت از هر کشور دیگری بیشتر است و این قدرت پیش از آن که فهم دینی باشد، از اوضاع خاص اقلیمی و تراکم جمعیتی ناشی شده است. لبنانی ها با مسیحی ها و غیر مسیحی ها زندگی کرده اند و فهمیده اند که اختلافاتی که در قرن 19 و 20 رخ داد و منجر به قتل و خونریزی و جنایت شد، عاقبت خوبی ندارد و مارونی و شیعه و سنی و دروزی دیدند که آنچه که اجدادشان به آن تن دادند جز تخریب و کشتار چیزی عاید لبنان و لبنانی نکرد.
زندگی مسالمت آمیز در لبنان متأسفانه از فهم دینی و فقهی ناشی نمی شود بلکه اوضاع سیاسی که لبنان آن را تجربه کرد تاثیر زیادی در این زندگی مسالمت آمیز داشته است.
شاکر: آیا موانع و چالش هایی وجود دارد که وحدت اسلامی جامعه اسلامی لبنان را تهدید کند؟
شیخ ماهر حمود: همان چالش هایی که ذکر کردیم بدین بیان که لبنان نهاد مستقلی ندارد و همواره متاثر از خارج بوده است و دلیل آن کوچک بودن لبنان و کم بودن جمعیت آن و وابستگی امور اقتصادی لبنان به خارج است مضافا بر اینکه تجربه فقهی مثل سوریه و مصر را ندارد و برای همین هم فقها و اندیشمدانی دیده می شود که متاثر از مدرسه وهابیت هستند و برخی از مدرسه الأزهر تاثیر گرفته اند و برخی از مدرسه شام متاثر شده اند و در عرصه شیعی هم همین طور است که فقها شیعه هم متاثر از امام خمینی یا امام سیستانی هستند و برخی هم از شیرازی که از مباحث تقریبی به شدت دور بوده است متاثر شده اند و برای همین شایسته نیست که از لبنان بیش از توان لبنان انتظار داشت. لبنان عبارت است از آیینه انعکاس اوضاع منطقه خاورمیانه است که همواره از خارج تاثیر پذیرفته است و بسیار کم تاثیر گذار بوده است.
اگر بین عربستان و ایران وحدتی صورت بگیرد لبنان از این وضعیت متاثر می شود و یا اگر بحرانی در عراق روی دهد بیش از عراق، لبنان متاثر می شود و یا اگر موضوع شیعه و سنی در قاهره مطرح شود در لبنان انعکاس خواهد داشت. درست است که مردم لبنان از فرهنگ بالایی نسبت به مردم عرب برخوردار هستند و فرهنگ لبنان روشنفکرانه و در سطح بالا است ولی در امور مذهبی و دینی و تعصبات برعکس می باشد و پایین تر از دیگران است.
شاکر: در بین شیعیان افرادی مثل علامه فضل الله ظهور کرد که منادی وحدت و زندگی مسالمت آمیز و توأم با محبت دینی بود و یا فتاوای تقریبی مهمی مثل فتوای اخیر رهبر جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تحریم بی احترامی به ارزش های اهل سنت و تکریم ارزشهای اهل سنت دیده می شود. اهل سنت چه قدم هایی در راستای وحدت اسلامی برداشته اند؟
شیخ ماهر حمود: فرق این است که زمانی که ما از امام خامنه ای سخن می گوییم ایشان یک موضع فاعلی دارند و اتباع و پیرو سیاسی و دینی دارند ولی در بین اهل سنت چنین نیست. در عربستان که نفوذ گسترده اقتصادی و فقهی دارد بر ضد تقریب هستند و هیچ گامی در راستای وحدت اسلامی برنمی دارند و این به جهت ضدیت با ایران است و بر کسی پوشیده نیست که این مواضع همگام با مواضع آمریکا هست و حاشیه های حرکت عربستان محدود است و فرهنگ عربستان چنان که امام غزالی گفت فرهنگ بدوی و صحرایی است و فقه ایشان هم به صحراهای عربستان محدود می شود.
امروز فکر حاکم بر جامعه سنی فکر عربستان و فقه عربستان است که برخی از ایشان وهابی هستند و برخی سلفی می باشند و این فکر و فقه با هر فکر وحدت و تقریب مذاهب اسلامی مخالف و ضد است بلکه بر عکس بر فکر تکفیری پافشاری دارد و شیعه را تکفیر می کنند و برای ازدیاد اختلاف، در صدد نبش فقه مردود نزد شیعه و سنی هستند.
شاکر: در بین شیعیان مثل سایر مذاهب گروهی تندرو هستند و گروهی شیعیان معتدل و عقل مدار هستند، به نظر شما در لبنان اغلبیت شیعیان و جو حاکم بر لبنان با کدام گروه است؟
شیخ ماهر حمود: در لبنان برخلاف اهل سنت که تندرو ها حاکم هستند، شیعیان عاقلانه تر عمل می کنند و مباحث تقریبی به نفع شیعیان هم هست و دلیلش هم پیروزی ایشان در مقاومت اسلامی است و در سطح سیاسی هم نفوذ خوبی دارند و امور سیاسی ایشان سازمان یافته است و طبیعی است که مباحث شیعه و سنی به نفع ایشان نباشد. اهل سنت امروز پراکنده هستند و رهبری واحدی ندارند و سازمان سیاسی مهمی هم ندارند و اهداف سیاسی روشنی را دنبال نمی کنند و در نتیجه که نمی توانند بین خودشان وحدت ایجاد کنند بدیهی است که دستاوردهای شیعه را ناچیز جلوه دهند. به طور کلی 80 یا 70 درصد از مباحث وحدت اسلامی را شیعه دنبال می کند و جو حاکم بر اهل سنت امروز 20 یا 30 در صد دنبال مباحث تقریبی هستند.
شاکر: فعالیت های جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان در مباحث تقریبی و فعالیت های موسسات تقریبی را چگونه ازریابی می کنید؟
شیخ ماهر حمود: به نظر من با وجود تمام فعالیت های موثر جمهوری اسلامی ایران، ایران تمام توان خود را صرف تقریب و وحدت اسلامی نمی کند چرا که قدرت ایران در موضوع تقریب بسیار بیش از این است ولی نمی دانم چرا استفاده نمی کند.
شاکر: آیا پیشنهاد و راهکاری برای تقویت وحدت اسلامی و تقریب بین مذاهب اسلامی دارید؟
شیخ ماهر حمود: پیشنهادها و راهکارهایی داریم که شاید قابل اجرا نباشد، به نظر من اختلافات شیعه و سنی درباره ولایت امام علی، شایسته نیست که در نماز ما منعکس شود و با تمام احترام به شیعیان می گویم که یقین دارم که نماز امام صادق مثل نماز اهل سنت بود و اهل سنت هم مثل امام صادق نماز می خوانند یا مثلا اگر امام خمینی فتوا داده است که نماز پشت سر اهل سنت در مسجد الحرام و مسجد النبی صحیح است چرا نباید فتوایی در صحت نماز با اهل سنت در سایر مساجد نباشد و یا برخی از تندروهایی مثل یاسر الحبیب که در ماهواره ها ظاهر می شوند برخی افکارشان از ایران سرچشمه می گیرد و ایشان هیچ ابایی ندارند که صحابه و ارزشهای اهل سنت را که مرتبه بسیار بالایی نزد اهل سنت دارند، دشنام دهند و لعن کنند و در اعتقادات اهل سنت ایشان همان هایی بودند که اسلام را گسترش دادند. هنگامی که امام خامنه ای فتوا به حرمت دشنام ارزشها و نمادهای اهل سنت دادند، هر چند مؤثر بود ولی شایسته بود وضوح بیشتر و قطع محکم تری می داشت چرا که برخی این فتوا را تقیه یا گذراندن بحرانی وقفه ای از زمان می دانند. بنده شما را به خواندن کتاب عمر و التشیع تالیف حسن العلوی توصیه می کنم که به نظر من حامل اندیشه و فکر مهمی است که واجب می نماید در جامعه علمی اسلامی شیعه و سنی مطرح شود.

مطلب مرتبط :   مجلس، کمیسیون، رئیس، نودم، کمیسیون‌های، هیئت

2-4- شیخ بلال شعبان
شیخ بلال سعید شعبان در سال 1964م در لواء الرمادی عراق به دنیا آمد. تحصیلات خود را در مدارس شریعت إسلامی ادامه داده و فارغ التحصیل دانشگاه الجنان طرابلس لبنان می باشد. در سابقه علمی ایشان، تدریس و تألیف کتب و مقالاتی دیده می شود. ایشان اکنون دبیر کل حرکت توحید إسلامی لبنان و عضو هیئت مرکزی تجمع علمای مسلمین لبنان و عضو مجمع جهانی تقریب مذاهب إسلامی و إمام و خطیب مسجد توبه طرابلس می باشد.
این گفتگو در 20 فروردین 1392 در مرکز تجمع علمای مسلمین بیروت- لبنان با شیخ بلال شعبان انجام شده است.
شاکر: بسم الله الرحمن الرحیم؛ سلام و احترام و با تشکر که این فرصت را در اختیار قرار دادید. حضرتعالی چه تعریفی از وحدت إسلامی دارید و بین وحدت إسلامی و تقریب مذاهب إسلامی فرقی می بینید؟
شیخ بلال شعبان: بسم الله و الحمد لله و الصلاۀ و السلام علی رسول الله و علی آله و صحبه و من والاه؛ وحدت مسلمانان امر قرآنی است. خداوند مسلمانان را به وحدت أمر کرده است که دلالت بر وجوب دارد. خداوند فرمود: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا (آل عمران 103) و امر خداوند به إعتصام خطاب به گروه های متمایز و مختلف می باشد، یعنی در رنگ و زبان و ملیت و آداب و فرهنگ متمایز و مختلف هستند و این چندگانگی باید در راستای تکامل باشد نه اینکه سبب پس رفت و عقب ماندگی بوده باشد. چرا که در قرآن آمده است که : وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوانِکُمْ (روم 22 ) و این إعتصام در سطح انسانی به دست رسول خدا تحقق یافت، زمانی که قوام امت إسلام را از سلمان فارسی و صهیب رومی و بلال حبشی و از عرب ابوبکر و عثمان و عمر رضی الله عهنم اجمعین تشکیل داد و با چنین تراکم جمعیتی أمتی را تأسیس کرد که خداوند فرمود: کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ (آل‏عمران 110). همان طور که گفته شد وحدت أمر قرآنی است و أما در مورد تقریب مذاهب إسلامی باید گفت که ائمه وقتی مذاهب را وضع کردند هدفشان این بود که أمور دینی برای مردم تسهیل کنند چرا که مردم نمی توانند أمور دینی خود را از قرآن و سنت استنباط کنند و عالمان و اندیشمندان آمدند و هر کدام با فهم و اجتهاد خود از دین، آن را برای مردم تعلیم دادند ولی مردم و أتباع مذاهب این اجتهادات مذهبی را به اختلاف های شدید مذهبی تبدیل کردند و هیچ کس مذهبی را انتخاب نکرد مگر برای ضربه زدن به مذهب دیگر. در حالی که مذاهب در اصل مدارس فقهی بودند که برای فهم دین و آموزه های دینی آمده بود. اختلاف مذاهب توسط امام صادق و أبوحنیفه ایجاد نشده است بلکه ایشان مدارس فقه و کلام را با فهم و اجتهاد خود بیان می کردند که مردم بتوانند قرآن را از این طریق بفهمند. زمانی که روابط ائمه مذاهب مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد، حقیقت تقریب مذاهب إسلامی روشن تر می شود و وحدت و تقریب بهتر فهمیده می شود و می بینیم که مذاهب نزدیک هم هستند و تقریب لازم نیست و باید اتباع مذاهب را به هم نزدیک کرد. زمانی که امام صادق رضی الله عنه می گوید: خرجت من صلب صدیق مرتین و زمانی که أبوحنیفه را می گوید: لو لا سنتین لهلک نعمان، منظور دو سالی است که ایشان از محضر امام صادق فقه آموخته است و با مراجعه به کلام ائمه مذاهب می بینیم که اتباع مذاهب باید تقریب داشته باشند و مذاهب و ائمه مذاهب همواره با هم وحدت داشتند.
شاکر: حضرتعالی چه ظرفیت های تقریبی و وحدت إسلامی در لبنان می بینید؟
شیخ بلال شعبان: ما مسلمانان نه تنها در لبنان، بلکه در طول نزدیک به چهارده قرن در جهان إسلام با هم زندگی کردیم که از تنوع مذهبی و قومی و حتی دینی نیز برخودار بودیم. بزرگی و عظمت إسلام در این است که همه مردم را با این بیان که یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا (حجرات 13) دور خود جمع کرده است و جمع همه مذاهب و اندیشه های إسلامی از بزرگی و عظمت دین إسلام است. در همه کشورهای إسلامی کلیسا و مسجد و حسینیه می بینید و شیخ و سید و خاخام و قدیس زندگی می کنند. همه اینها در مکان واحد جمع شدند و ارتباط بین ایشان، مشترکات دینی است که قرآن می فرماید: قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَهٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ (آل‏عمران 64). ولی اشغالگران غاصب از این تنوع مذهبی و دینی سوء استفاده کرده و وارد معرکه شدند تا تخم فتنه را بین مسلمانان بکارند و کسانی که ندای این فتنه را به جان خریدند، بین مذاهب دنبال اختلاف شدند و این کار بیماردلان بود در حالی که قلب سالم دنبال مشترکات بودند و قلب سالم موجب نجات در دنیا و آخرت خواهد شد که خداوند می فرماید: یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ (شعراء 89-88)
حتی در تاریخ إسلام دولت ها و حکومت های متفاوتی آمده است که ملیت ها و گرایش ها و مذهب مختلفی داشتند از اموی ها تا عباسی ها و از حمدانیان تا صفویان و از فاطمیان تا سلجوقی ها و نهایتا تا عثمانی ها که شرف همه اینها در این بود که همگی حامل پرچم إسلام بودند.
زمانی که ما حرکت غیرقرآنی و غیرانسانی داشته باشیم و با تعصبات و نژادپرستی حرکت کنیم با مشکل روبرو خواهیم شد چرا که تعصبات و نژادپرستی عربی بحران است چنان که تعصبات فارسی و ترکی نیز بحران آفرین است. زمانی که از عنوان مذهب سخن گفت می شود که خداوند از آن سخن نگفته است مورد رضایت نیست چرا که خداوند اسلام مذهبی یا إسلام دارای ابعاد قومی را نخواسته است. خداوند می فرماید: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً (مائده3) این چه إسلامی است که مورد رضایت خداوند است؟ إسلامی که رسول خدا آورد. آیا إسلام شیعه بود؟ آیا إسلام سنت بود؟ إسلام مورد رضایت خداوند پسوندی ندارد. خداوند می فرماید: إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ (آل‏عمران19) و می فرماید: وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ

مطلب مرتبط :