علمیه در محضر امام موسی صدر به تعلیم علوم دینی پرداخت و در نجف از محضر سید محمد باقر صدر و سید أبوالقاسم خوئی استفاده نمود. ایشان در سال 1979م به لبنان بازگشته و فعالیت های تبلیغی و فرهنگی خود را در کنار مرحوم محمد شمس الدین در جنوب لبنان آغاز کرد.
از بارزترین فعالیت های ایشان تأسیس مجمع سیده زهرا در صیدای لبنان می باشد که اکنون زعیم حوزه علمیه و دفتر شرعی صیدا می باشند.
این گفتگو در 28 اسفند 1391 در مجمع سیدۀ زهرا، صیدا- لبنان با علامه عفیف نابلسی انجام شده است.
شاکر: ضمن سلام و ادب و تشکر از حضرتعالی، به عنوان اولین سوال شما چه تعریفی از تقریب و وحدت دارید و آیا حضرتعالی معتقد به وحدت و تقریب بین شیعه و سنی و سایر مذاهب اسلامی دارید؟
علامه عفیف نابلسی: بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین؛ ابتدا خوش آمد می گویم به شما که نویسنده و عالم و حوزوی هستید و از خداوند متعال می خواهم که شما را در دنیا و آخرت مأجور بگرداند.
ما امت اسلامی هستیم و این نصوص قرآنی و احادیث واضح مثل وضوح شمس است و بر مسلمانان واجب است که امت واحدی باشند و این وحدت را حفظ کنند و از هرگونه سخن تفرقه افکنانه و دشنام گونه پرهیز کنند تا دشمنی را از دلها بیرون کنند و باید به لااله الا الله و محمد رسول الله التزام عملی داشته باشند و هر چه که می گویند بر اساس صلح و دوستی باشد و مسلمان حقیقی باشند تا حق در زندگی و خانه ایشان داخل شود. مسلمان برادر مسلمان است و خون و آبرو و مال مسلمان بر مسلمان حرمت دارد مثل حرمت بیت الله الحرام و ماه و روز حرام. این اصل وحدت اسلامی است. هر کس که لا اله إلا الله گفت و در امری با مسلمانی اختلاف کرد باید با او با نرمی و آرامی برخورد کند و حقش را با تسامح از او بگیرد و جایز نیست دو فقیهی که در دو حکم مختلف دارند، امت اسلامی را داخل در این اختلاف کنیم و این وضعیت مذاهب اسلامی یک حالت اجتهادی دارد. اجازه دهیم هر کسی برداشت و فهم خاص خود را داشته باشد. قضیه وحدت از توحید شروع می شود و به معاد ختم می شود ما در توحید می گوییم أشهد أن لاإله إلا الله و أن محمداً رسول الله و به این عنوان با یکدیگر رابطه داریم و زندگی می کنیم مسلمان برادر مسلمان است و مومن برادر مومن است و شخص عادل بهتر از شخص فاسق است و زندگی ما با این اصل در جریان است و ما این اصل را اشاعه می کنیم و از امور اخلاقی قرار می دهیم. وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهیداً (بقره 143) طبق این آیه ما امت وسط هستیم، امتی که در آن برای احدی غلو ندارد و در حق احدی نیز تفریط نمی کند و الوهیت و یگانگی را از هر آن کس که زیر آسمان نفی می کند و تلاش بر این است که هر کسی در جایگاه دینی خود باشد. وقتی کسی از برادرانمان یا نزدیکانمان را می بینیم که از این امور تخطی و عصیان کرد واجب است که دستش را بگیریم و در طریق وسط قرارش دهیم تا بتوانیم زندگی بزرگوارانه ای داشته باشیم. نزد ما تندروی و عصیان ممنوع است و رأفت و دینداری و لطف و بزرگواری محبوب است و همه این ها نمونه های اخلاقی است که ما در آن قدم برمی داریم. برای همین هم وقتی که انسان بین دو گروه قرار می گیرد که یکی بعد از رسول خدا در راهی قدم می نهد و دیگری در راه دیگری مشابه آن قدم می نهد، چه باید کرد؟ ما می گوییم: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (حجرات 10) آری اگر گروهی عصیان گر بودند باید کنار برود و اگر دو گروه مقاتله کردند بر سایر مسلمانان واجب است که بین دو گروه صلح برقرار کنند و اگر یک گروه بر دیگری تجاوز کرد تجاوزگر باید از بین برود تا امر خدا اجرا شود و شایسته است مسلمانان این گونه فهیم باشند تا در وادی تکفیر دیگری نیفتیم و شکی نیست که گفتگوی اخلاقی و دینی و مناقشه های علمی با مبانی اصولی ما را به سوی خیر و محبت بین هم رهنمون می کند و ما را به رضای خدا و رسولش نزدیک می کند و در نتیجه مشکلات و ناهنجاری های امت اسلام حل و فصل می شود اما اینکه امور به حال خود رها شوند و خطاها بزرگنمایی شوند با مشکلاتی روبرو خواهیم شد که باید حل شوند و حل آن هم با گفتگو و حکم شرعی قرآنی است.
از زمان خلافت تا امروز حل مشکلات با رجوع به خدا و رسولش بود و اگر ما در مشکلات به خدا و رسولش مراجعه کردیم مشکلات حل می شوند. من در حل مشکلات به مراجعه قرآن و سنت رسول خدا فرا می خوانم.
امام علی زمانی که عبدالله بن عباس را به حکمرانی می فرستاد فرمود: با مردم با قرآن سخن مگو که قرآن قابل حمل بر وجوهی است و تو چیزی می گویی و آنها چیزی برداشت می کنند ولی با سنت سخن بگو که سنت را بیشتر و بهتر می فهمند. این گونه است امور مردم که اگر مردم هوشیار و بیدار باشند راحت هستیم و می توانیم دیگران را به اسلام جذب کنیم ولی اگر مساله پیچیده باشد و ما اهتمام به فرهنگ گفتگو نداشته باشیم و در راستای وحدت قدم برنداریم روزی فرا می رسد که گروهی بر همه چیره می شوند و همه بنای اسلام را تخریب می کنند.
شاکر: لبنان به زندگی مسالمت آمیز ادیان و مذاهب مشهور شده است. لبنان از چه ظرفیت هایی برخوردار است که اتباع ادیان و مذاهب لبنان در کنار یکدیگر زندگی مسالمت آمیزی دارند؟
علامه عفیف نابلسی: شکی نیست که علم و دانش بین برادران، تقارب و نزدیکی ایجاد کرده است. اگر بخواهم یادآوری کنم روزی را که در آمریکا بودم و با برادرم آقای شیخ احمد الزین به اجتماع گروهی از مسلمانان پاکستان رفتیم و حدود سه ساعت با مباحث علمی و مناقشات علمی با ایشان نشستیم، آقای احمد الزین می خواست به مناقشه ای که دیگران مطرح کرده بودند جواب دهد که برادران پاکستانی گفتند شما سنی هستید و ما می خواهیم سخن امام شیعه را بشنویم و من با ایشان صحبت کردم و تبیین کردم که ما باید با دل باز، با یکدیگر گفتگو داشته باشیم در حالی که هیچ کینه ای در دل و هیچ زمینه ذهنی نداشته باشیم. ما برای همدلی و همیاری و همکاری آمده ایم و نیامده ایم بین سیاه پوست و سفید پوست و سرخ پوست فرقی قائل شویم و ما برای روح وحدت آمده ایم و اگر با این رویه به میدان بیابیم به مطلوب خواهیم رسید و اگر با پیش زمینه جدال به میدان بیابیم هیچ گاه نمی توانیم کاری از پیش ببریم. باید در میدان گفتگو بدون زمینه قبلی مذهبی و قومی و طائفه ای، حاضر شویم. باید با روح تساهل و تسامح و لطف و محبت به میدان گفتگو با برادرانمان بیابیم و فرقی بین برادران مسلمان نیست چه در پاکستان باشد یا اندونزی یا سوریه یا لبنان یا خاور دور یا نزدیک یا خاور میانه.
ما در لبنان مذاهب متعددی داریم و حدود هفده هجده طائفه داریم و در سوریه بیست و سه طائفه داریم و با این حال، اسلام همه طوائف را در خود جمع کرده است و جائز نیست با اختلاف های اجتهادی و ساده، یکدیگر را دشنام دهیم یا یکدیگر را مورد ضرب و شتم قرار دهیم بلکه ما باید این اختلاف ها را حل کنیم و باید مسایل اختلافی را حل و فصل کرد مثلا اگر شخص شیعی، یکی از اهل سنت را مورد اهانت یا ضرب قرار داد، آیا باید دنیا را به آتش کشید یا باید به قرآن مراجعه کرد و مسأله را حل کرد؟ طبیعی است که باید مسأله را با حکم شرعی حل کرد هم چنانکه اگر شخصی دیگری را با اتومبیلش مجروح کرد یا کشته شود و یکی از طائفه ای بود و دیگری از دیگر، باید با قانون مسأله را حل کرد و نه با درگیری های طائفه ای. هر کسی ممکن است دچار خطا یا اشتباه شود و خطاکار معمولا در جامعه با قانون و حکم شرعی مجازات می شود نه با درگیری ها و اختلاف ها.
بر صاحب منصبان و علما و فقها واجب است که اتحاد را حفظ کنند. دو گروه هستند که اگر صالح باشند جامعه دینی صالح می شود، یک گروه، گروه علما هستند و دیگری حاکمان هستند. این سخن رسول خداست که فرمود: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص صِنْفَانِ مِنْ أُمَّتِی إِذَا صَلَحَا صَلَحَتْ أُمَّتِی وَ إِذَا فَسَدَا فَسَدَتْ أُمَّتِی قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ هُمَا قَالَ الْفُقَهَاءُ وَ الْأُمَرَاءُ (بحارالأنوار، ج2، ص49 ، باب 11- صفات العلماء و أصنافهم) عالمی که صالح باشد امور صالح می شود و اگر امیر و حاکم هم صالح باشد، امور صالح می شود. جایز نیست که اختلاف ها و دشمنی ها را به خانه هایمان بکشانیم بلکه بایسته است که خیرو دوستی را به خانه هایمان بیاوریم.
شاکر: در نزد شیعه برخی مسائل وجود دارند که متأسفانه از ضروریات مذهب هم شمرده می شوند و آن لعن و دشنام به دیگران و ارزش ها و نمادهایی مذهبی دیگران است و این مسابل از چالش ها و موانع وحدت می باشند. موضع حضرتعالی در مقابل این مسائل و قضایا چیست؟ و اتباع مذهب شیعه را در چنین اموری، چگونه توجیه و ارشاد می کنید؟
علامه عفیف نابلسی: ما در این باره به قرآن و سنت رسول خدا و عملکرد امام علی مراجعه می کنیم. اما قرآن می فرماید: وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ (أنعام 108) و کسانی که به غیر از خدا را می خوانند از مشرکان هستند و همین مشرکان که خدا را بدون علم سب می کنند سبب ساب اول است و کسی که ابتدا سب کرده است مسئول است. قرآن دستور می دهد که هرگز دشنام ندهیم و ممنوع است. اگر بین مسلمان و مشرکی سباب صورت گرفت به مسلمان می گوئیم کرامت و بزرگی مشرک را حفظ کن و مشرک نظر و اندیشه خود را دارد و هرگز او را و اعتقادش را دشنام نده که چه بسا او هم به اعتقاد تو که همان خداوند توست دشنام دهد (فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ).
امام علی در جنگ صفین به اصحابش که سخنان رکیک رد و بدل می شد، فرمودند: من دوست ندارم شما ار دشنام دهندگان باشید (نهج‏البلاغه، ص323 ، خطبه 206- إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِین‏)
بنده در این مورد متذکر می شوم که از خدا بخواهید که بین مسلمانان صلح و خیر حاکم کند و تأکید می کنم که شیعه باید به روش و سیره امام علی و امامان خود التزام داشته باشد که اخلاق امامان ما بسیار بزرگوارانه و عظیم بود و اگر کسی به امامان ما دشنام می داد، امامان با بزرگواری به ایشان می فرمود: آیا چیزی لازم داری؟ من در خدمت شما هستم اگر بتوانم کمکی کنم. اگر گرسنه ای یا فقیری یا در راه مانده ای به هر صورت می توانم مساعدت کند. که معمولا دشنام دهنده پشیمان می شد و اظهار ندامت می کرد.
ما باید ملتزم شویم به اخلاقی که امامان ملتزم بودند که در این صورت زندگی ما حالتی از خیر و برکت و رشد و تعالی خواهد داشت. دوری از دشنام در دین ما مهمترین چیز است.
شاکر : در لبنان، شیعه و سنی زندگی می کنند و طبیعی است میان هر دو گروه تندروهایی وجود دارد. کدام یک از تندروهای شیعه و سنی فعالیت بیشتری دارند؟ و کدام یک از تندروهای شیعه یا سنی، تاثیرات منفی بیشتری بر وحدت اسلامی و تقریب مذاهب اسلامی در لبنان دارند؟
علامه عفیف نابلسی: مسأله تندروها باید توسط مرجعیت دینی حل و بررسی شود و باید به واسطه صاحبان عقلانیت و معرفت به رویارویی تندروها رفت، کسانی مثل شیخ محمود شلتوت و سید جمال الدین أفغانی و شیخ محمد عبده و مرحوم بروجردی و سید عبدالحسین شرف الدین و عبدالمجید سلیم.
مساله تندوروها اگر از این طریق حل شود بسیار سهل خواهد بود ولی غیر از این طریق، با آنچه که امروز شاهد آن هستیم مواجه می شویم. مثل تکفیر، امروز بدون هیچ گونه سوال و جواب، دیگری را تکفیر می کنند. یعنی به مجرد اینکه تندروها شما را عمامه شیعی ببینند تکفیر می کنند و حکم به نجاست می دهند. باید هر مسلمان با عطوفت و لطف با دیگران تفاهم داشت باشد و در این صورت مسلمانی شخص برای خود و جامعه مفید است اما برخی هستند که در جهل مرکب هستند و خودشان را عالم می دانند در حالی که عالم نیستند و از جاهلان می باشند. کسی که هزار بیت شعر حفظ کرده و دو هزار حدیث حفظ کرده عالم نیست و نمی توان مردم را به او ارجاع داد چرا که حفظ بدون فهمیدن ارزشی ندارد بلکه باید در معنی و مفهوم اندیشه کند و بسیار تفکر داشته باشد و چه نیکوست کسی که درست سخن گفتن بلد نیست، سکوت کند. سکوت چنین شخصی نیکو سخن گفتن است و می تواند فتنه را خاموش کند.
شاکر: جمهوری اسلامی ایران و حزب الله چه نقشی در ایجاد و تقویت وحدت اسلامی در لبنان داشته اند و تاثیر جمهوری اسلامی ایران و حزب الله در لبنان را چگونه ارزیابی می کنید؟
علامه عفیف نابلسی: به یاد دارم اولین بار که در انقلاب اسلامی برای نشستی با علما و اندیشمندان به ایران رفتیم، جو را آرام و جرقه های وحدت اسلامی در بین امت اسلامی را در ایران دیدیم و طبیعی است که برخی با افکار و عقاید متفاوت آمده بودند و درصدد بودند ایران را قانع کنند که این پیروزی، شروع دوباره خلافت اسلامی بعد از خلافت عباسی ها و عثمانی ها و لو با عنوان دیگری است و مسلمانان اهل سنت که مهمان هم بودند، به نقش کلیدی ایران و أهمیت نقش ایران در وحدت اسلامی بین مسلمانان اهتمام داشتند.
در زمان قبل از انقلاب اسلامی، مرحوم بروجردی و شیخ و شلتوت در دارالتقریب فعالیت داشتند و دارالتقریب اکنون هم فعالیت دارد و در ایران بعد از سقوط دول

مطلب مرتبط :   ابنعباس، اهلکتاب، ، صحابه، پیامبر(، قرآن