ن کاتولیکهای ناحیه چپ و رادیکالهای دست راست انتخاب کرده است. البته در اصطلاح پارلمانی این چپ و راست امروزه معکوس شده است. حد وسط جریانهای افراطی و کاتولیک،‌ گروههای پروتستانیاند که به مناسبات دولت و کلیسا وفادار بودند:‌ لوتر،‌ تسوینگلی،‌ انگلیکنها، و کالونیها.<br/” title=”br”>br /> یکی از امتیازات مهم و اساسی لوتر آن است که وی قدرت قلم و بیان بالایی داشت و در جلب توجه افکار عمومی و شوراندن آنان علیه وضعیت موجود و اقناعگری نسبت به نخبگان بسیار موفق و موجآفرین بود. قلم و بیانش علیه نابسامانیها گزنده و چه بسا کشنده بود. هم به زبان مردم و تودهها مینوشت و هم به زبان علمی و فنی (لاتین). در مقایسه با کسانی چون اراسموس، نوشتههایش از نظر غنای محتوا در درجه پایینتری قرار داشت. افزون بر امتیازات علمی، لوتر از ابزارهای تخریبی اجتماعی نیز به خوبی بهره گرفت. او شکوههای صد ساله آلمانها علیه استعمار سرزمینشان به وسیله ایتالیاییها را با قلمی سحرآمیز به رشته تحریر درآورده بود.237 وی در کتاب خطاب به اشراف ملت آلمان که از اولین کتابهایش به حساب میاید و به زبان محلی نوشته شده بود، انتقادات مردم از دستگاه پاپ رم را مطرح کرد و شدیداً به سرزنش آن پرداخت و موضوع سه حصار را مطرح کرد که یکی تفوق مرجعیت روحانی بر مقام دنیوی بود و دو حصار دیگر، انحصار تفسیر کتاب مقدس در کلیسا و پاپ و دعوت برای شورای کلیسایی بود که پیشتر بدان اشاره شد. وی در این نوشته بر دست برداشتن کلیسا از حاکمیت بر جهان و نیز استقلال امپراتوری و کلیسای آلمان از روم تأکید کرد. در کتاب بعدی به نام اسارت بابلی کلیسا، که مخاطبش محققان و الهیدانان، و به زبان لاتینی نوشته شده بود، ضمن انتقاد از قوانین و شعایر رایج کلیسا، بر این مطلب تأکید کرد که شعایر دینی باید وعده و نشانهای از عیسی مسیح داشته باشد و لذا فقط به دو مورد اعتراف کرد که یکی تعمید است و دیگری عشای ربانی، و این مطلب را بیان کرد که شعایر دینی به وسیله خطاها و تعدیات کلیسا به اسارت رفته است. کلیسای کاتولیک در مسئله ازدواج در کلیسای شرق کوتاه آمد، اما در مسئله آیینهای مقدس موضع قاطعی گرفت.
لوتر را به رغم همه شدت و تندی که در آثار و گفتارش مشهود بود، از جریان معتدل و محافظهکار اصلاحات به حساب میآید که از دو سو مورد هجوم بود. از یک سو کلیسای کاتولیک و از سوی دیگر جناح چپ اصلاحات که اقدامات بیشتر و تندتری را خواهان بود. وی در موضوع تعمید با آناباپتیستها دچار اختلاف شد که تعمید اطفال را قبول نداشتند. در موضوع عشای ربانی با تسوینگلی اختلاف داشت. هر دو منکر تبدل جوهری238 بودند اما تسوینگلی حضور مسیح در مراسم را نمادین میدانست در حالی که لوتر به حضور واقعی مسیح اعتقاد داشت. اختلاف بر سر این موضوع به رغم پایمردی دیگران، به جایی نرسید. در موضوع شورش دهقانان آلمانی که به لوتر و حمایتش بسیار امید داشتند، وی پس از وخیم شدن اوضاع، بناگاه علیه آنان موضع گرفت، زیرا معتقد بود که کار آنها جهان را به آشوب میکشد.239به طور کلی لوتر در سه چهره ظاهر شد:
الف. چهرهای صرفاً علمی و دکتر الهیات که به شرح و تقسیر آیات کتاب مقدس و موعظه در نقش یک واعظ میپرداخت و در این شکل، قرون وسطایی میاندیشید و دین را همه چیز میدانست و بر خلاف مونتسر، در صدد اصلاح کار جهان نبود؛ لوتر در ابتدای کار در صدد راه انداختن یک نهضت نبود و تنها به مباحثههای دینی میاندیشید و شاهد بر این مطلب مواد نود و نه گانه وی بود که برای دانشجویان دانشکدهها به زبان لاتینی و نه آلمانی نوشت. ترجمه متن این مواد به پیوست در انتهای این نوشته درج شده است.
ب. رهبر دهقانان و تودهها؛ لوتر خواستههای آنان را به حق میدانست ولی در نیمه راه از همراهی و رهبری آنان به این دلیل منصرف شد که تصور میکرد که اقدام آنان، سرانجام موجب ناآمنی و آشوب خواهد شد.
ج. فردی رویگردان از تودهها که به امیران و حاکمان که دشمن دهقانان بودند، روی خوش نشان داد.

در مجموع، محورهای اساسی در اندیشه لوتر عبارت بودند از:
1. مخالفت با موضوع آمرزشنامهفروشی به عنوان سمبلی از واسطهگری پوچ در ارتباط انسان با خدا. محوریترین موضوع در مواد نود و پنجگانه لوتر همین موضوع بود. این موضوع به خوبی نشان میدهد که اصلاحات لوتری خاستگاهی کاملاً الهیاتی داشت. اما در خصوص پیشینه آمرزشنامهفروشی باید گفت که این موضوع در اصل، به دور? جنگهای صلیبی برمیگردد که در طی آن، کسانی که صلیب به دست میگرفتند، میتوانستند هر شایستگی که مؤمنان با ماندن در خانه و عبادت خدا و زیارت به دست میآوردند، با شرکت در جنگ و جهاد به دست آوردند. ولی برای کسانی که نمیتوانستند به زیارت بروند، در ازای دریافت مبلغی پول، آمرزشنامهای داده میشد که صرف امور خیریه میشد. بدین ترتیب، آنان از مجازاتی که کلیسا برایشان تعیین کرده بود، رهایی مییافتند. در سال 1095 پاپ اربان دوم اعلام کرد که شرکت در جنگهای صلیبی برای آزادی سازی بیتالمقدس از دست مسلمانان معادل توبه است. در قرن سیزدهم، این اندیشه از سوی کسانی چون توماس آکویناس مطرح شد که قدیسان و مریم مقدس بیش از حد مورد نیازشان به کارهای خوب و توبه و تحمل آلام تن دادند و همین ذخیره است که میتواند به کار دیگران آید. ذخیره شایستگیهای مسیح باز هم میزان این ذخیرههای معنوی را بالا برد. از سال 1343 کلیسا بهرهبرداری از این ذخیره معنوی را آغاز کرد و آن را در ازای کارهای خوب توزیع کرد. در سال 1475 فتوای پاپی با این مضمون صادر شد که کلیسا میتواند با فروش آمرزشنامه برای ارواحی که در برزخ گرفتارند، اقدام کند. در سال 1515 پاپ اجازه داد تا برای تهیه هزینه ساختمان سنت پیتر، برگهای آمرزشنامه در آلمان فروخته شود که البته بخشی از عواید آن صرف بازپرداخت هزینههای سراسقف برای رسیدن به این مقام بود. با این اجازه، سیل تحصیلداران و فروشندگان آمرزشنامه با حقوقی کلان به هر کوی و برزن رفتند و این مطلب را بر سر زبانها انداختند که به محض آنکه سکه در صندوق آمرزشنامه افتد، روح از برزخ نجات مییابد. این فروشندگان و تحصیلداران برای رونق دادن بازار خود به تحریک احساسات توده ناآگاه و در عین حال نگران پرداختند:
مگر شما صدای شیون پدران و مادران خود و دیگران را نمیشنوید که میگویند: به من رحم کنید، به من رحم کنید. ما در عذاب و رنج عظیمی گرفتار آمدهایم. شما با اندک خیرات و مبرات خود میتوانید ما را آزاد سازید اما دریغ میکنید…وجود شما از ماست، ما بودیم که به شما غذا دادیم، از شما مراقبت کردیم و سرانجام دار و ندارمان را به شما سپردیم. چرا اینقدر ظالم و سنگدلید که خواهان نجات ما نیستید، با آنکه هزینهاش اندک است؟ (جان تتسل) 240
در موضوع فروش آمرزشنامه با آنکه به خودی خود محل دغدغه لوتر بود، وی آن را نشانهای از مشکل عمیقتری میدانست که همان الهیات عمل است. لوتر به جای آن الهیات ایمان را نشاند.241 بعدها این کار چندان سودمند افتاد که برای هر کار باارزشی مانند ساختن کلیساهای جامع، بیمارستانها و پلها از آن استفاده میشد.242 مشهورترین و زیباترین بنای تاریخی قرون وسطی حاصل همین موضوع است. رفتهرفته، دامن? کاربری و فاید? این کار به مجازاتهای برزخی، علاوه بر مجازاتهای دنیوی، نیز تعمیم داده شد و افراد با هر میزان گناه، با بهرهگیری از این معجون شفابخش میتوانستند از عذاب برزخ نجات یابند. بعضی از آمرزشنامهها نیز دو منظوره بود و میتوانست هم مجازاتهای دنیوی تعیینشده از سوی کلیسا را حل کند و هم گناهان را. آنچه پایه این نظریه بود، این مطلب بود که پاپ کلید مخزن شایستگیهای قدیسان را به دست دارد. اما اعتراض لوتر بسیار فراتر از انتقادات کاردینالها بود، زیرا او اصلاً این را که پاپها کلیددارمخزن شایستگیهای کلیسا باشند، منکر بود و آن را نفرتانگیز میدانست و نه خواهان اصلاح بلکه خواهان الغای آن بود. او نه تنها عمل، بلکه خود آموزه را غلط میدانست.243 به هر تقدیر، اصلیترین نکته در مواد نود و پنجگانه لوتر نیز موضوع آمرزشنامه است. در بند بیست و یکم آمده است: آن موعظهگران آمرزشنامه در خطایند… به لحاظ الهیاتی، آمرزشنامه بر دو پایه استوار است. اول برزخ و دیگری سرچشمهها و منابع شایستگی. موضوع برزخ در قرن ششم به وسیله پاپ گریگوری مطرح شد که راهی بود برای تطهیر افراد از گناهان بعد از تعمید که قبل از مرگ آمرزیده نشده است. توقف و معطلی در برزخ برای آمرزیده شدن به وسیله بعضی از اعمال یا طلب استغفار از ناحیه کشیش امکانپذیر دانسته شد.
2. عدالت خداوندی. از آنجا که لوتر در ابتدا یک راهب بود، زندگی زاهدانه با انجام اعمال فراوان و شاق را در پیش گرفت و در این راه چنان از خود جدیت نشان داد که به قول خودش: …من راهب شایستهای بودم و چنان آداب و مقررات را موبه مو اجرا میکردم که اگر بنا بود تنها یک راهب به خاطر انجام آداب و مقررات رهبانی به بهشت برود، آن راهب من بودم. همه دوستانم در دیر این مطلب را تأیید میکنند. با این حال، وجدانم مرا آرام نمیگذاشت و همیشه در تردید بودم و با خود چنین میگفتم: تو کارت را خوب انجام ندادی و چنان که باید، تائب و پشیمان از گناه نبودی. تو بدون اعتراف آن را ترک کردی. هر چه کوشیدم که وجدان ناآرام و ناتوان و بلازدهام را با استفاده از سنتهای بشری درمان کنم، نتوانستم و آن را بیش از پیش ناآرام، ناتوان و بلازده یافتم.” (……). وی در سالهای 1513 تا 1516 به شرح کتاب مقدس از جمله، نامه پولس به رومیان (1:17) مشغول بود و عدالت خدا را به معنای بیطرفی و انصاف میدانست و از سوی دیگر بشر را موجود گرفتار در دام گناه ازلی میدانست که ناتوان از نجات خود است و همین برای او معمای سختی شده بود که در این وسط آدمیان چه باید بکنند و با این ناتوانی ناخودخواسته چگونه میتوانند پیششرط نجات و عادل شدن را به دست آوردند. رفته رفته، از عبارت عدالت خداوندی به معنای خاص و متعارفش منزجر شد و در جستجوی خداوندی مهربان و دلسوز به جای خداوند عادل خشک، کمکم معتقد به فیض خدا و اهمیت ایمان شد و در تجربهای شخصی یا آنچه به “تجربه برج” معروف است، به درک دیگری از معنای عدالت خداوندی که آن را “کشف الهیاتی” نامیدهاند، نائل آمد. در این درک جدید وی عدالت را امری درونی ندانست که با عمل صالح شخص به دست میآید، بلکه موهبتی است بیرونی که خداوند به بشر نسبت میدهد و فرد عادل خوانده میشود. آنچه در اینجا مهم است، فعل خداوندی از طریق فیض است نه عمل بشری. ما حتی توان این را نداریم که از خدا چیزی بطلبیم. از نظر لوتر، خبر خوش انجیل آن است که کاری را که ما از عهدهاش برنمیآییم، خدا خودش انجام میدهد. این عدالت، بشر را محکوم نمیکند، بلکه نجاتش میبخشد. عمل بشری نمیتواند انسان را به مقام عدالت برساند. لوتر هنگامی که به این درک رسید، چنان سرمست و شاد از این کشف شد که به قول خودش گویا دوباره متولد شده و پا به بهشت گذاشته است: در پی آن بودم که پولس را با نامه او به رومیان بشناسم اما هیچ چیز مرا مانند عبارت در آن به عدالت خدا مکشوف میشود منصرف نساخت، زیرا من از عبارت عدالت خداوند متنفر بودم که بدان معنا بود که خداوند براساس آن گناهکاران را مجازات میکند. با آنکه در لباس رهبانی، عاری از هر گونه سرزنش و ملامت بودم، خود را در محضر خدا فردی گناهکار با وجدانی ناآسوده میدانستم و نمیتوانستم معتقد باشم که او را با کارهای خود راضی کردهام. سرانجام با غور و تامل شبانهروزی به درک این مطلب نائل آمدم که عدالت خداوند همان است که عادل به وسیله آن زیست خواهد کرد و مراد از آن عدالت انفعالی است که خدا ما را بر اساس ایمان عادل میخواند. فهم این موضوع چنان احساسی به من داد که گویی بار دیگر به دنیا آمدهام یا گویی درهای بهشت به رویم گشوده شده و من وارد آن شدهام و از آن پس به عبارت عدالت خداوند عشق میورزم و آن را ارج مینهم.”244 به هر حال، این آموزه پای? فکری و الهیاتی جنبش پروتستانی است.245
3. مسئله ایمان و نجات به وسیله آن نه به وسیله اعمال، به خصوص اگر پای واسطهای در کار باشد. در نهضت اصلاح دینی دو نکته به عنوان شعار این نهضت شناخته میشود. اولی عبارت است از نجات و آمرزیدگی به وسیله ایمان و دیگری فقط کتاب مقدس. اولی به حقیقتی اشاره دارد که لوتر آن را کشف کرد و دومی به وسیلهای که این آرمان به وسیله آن به دست میآید. در الهیات لوتر در این بخش این اصطلاحات اهمیتی اساسی دارد: عادلخواندگی،246 نجات، فیض و ایمان. حاصل سخن در اینجا آن است که آمرزیدگی نزد خدا به بهترین شکل در فیض قابل مشاهده است که به وسیل? آن ما نزد خداوند درستکار و عادل شمرده میشویم. در این فرآیند، ایمان سرچشمه و منبع فیض است. ایمان چیزی نیست جز تصاحب کردن فیض. حال با توجه به اهمیت ایمان، این دو پرسش مطرح میشود که اولاً سرچشمه ایمان چیست و ثانیاً عمل چه جایگاهی دارد. البته ایمان در اینجا به معنای بر زبان آوردن یک گزاره نیست، بلکه نوعی سمت و سو و تمایل اساسی در زندگی است که همه چیزش را در خدا جستجو میکند. به هر حال، وی موضوع ایمان را در تقابل با موضوع عمل میدید. فرق لوتر و کاتولیکها در موضوع عمل انسان آن است که لوتر میگوید انسان نمیتواند کاری کند که بر خدا ادعایی داشته باشد، در حالی که کاتولیکها معتقدند آدم

مطلب مرتبط :   ظهور، منجی، رستگاری، منجی،، تولد، تجلی