واعظ کاریزماتیک و الهیدانی برجسته شناختند.
به طور کلی، دو کس بر اندیشه او سخت تأثیرگذار بودند که یکی پولس بود و دیگری آگوستین در نظریهاش در باب فیض. (البته لوتر به اندیشه دیگر آگوستین در باب کلیسا توجهی نداشت و شاید هم نزاع او با کلیسای کاتولیک را بتوان نزاع میان دو اندیشه و دو کلید واژه فیض و کلیسا در تفکر آگوستین دانست.)218
لوتر در همان هنگام که به تدریس کتاب مقدس و تفسیر آن مشغول بود، به کشف مهمی الهیاتی نائل آمد که مسیر زندگیش را سخت متحول کرد و ضمن تفسیر این آیه رومیان “که در آن عدالت خدا مکشوف میشود” (رومیان 1: 17) دریافت که مراد از ایمان در کتاب مقدس که اساس آمرزیدگی است، نه ایمانی است که محصول عمل است بلکه موهبتی است که خداوند به انسان اعطا میکند و مقدمه آمرزیدگی اوست.219 تا اینجا لوتر شخصیتی علمی بود که در محافل آکادمیک صرفاً شناخته شده بود، اما امر کوچکی لوتر را در معرض دید همگان قرار داد که سمبل دغدغههای جاری دربار? نقش کلیسا در جامعه بود: فروش آمرزشنامه، سوءاستفادههای اقتصادی از قدرت مقدس و مردم عادی که نگران نجات خویش بودند. موعظه در باب آمرزش و وعده نجات به شیوهای سهل و آسان موضوعی بود که جمعی عظیم را به نزد فرستادگان و معتمدان پاپ کشانده بود. این رابطه میان خرید آمرزشنامه و محو گناه، لوتر را به هیجان و تشدد و تغیر و انتقاد واداشت. وی در ابتدا مطالب مورد نظرش را آن هم نه برای عموم بلکه برای اهل تحقیق در ضمن 95 ماده پیشنهادی مطرح کرد اما بر خلاف تصورش، این مواد به زودی از لاتین به زبان آلمانی ترجمه و به لطف صنعت چاپ به سرعت در سراسر آلمان و مناطق مجاور منتشر شد. (شاید این اولین بار بود که تحولی در تکنولوژی، موجب تحولاتی شگرف در صحنه دین و الهیات شد.)
کانون حمله و انتقاد لوتر در اینجا فقط مسئله آمرزشنامهفروشی است. اما بعدها در رساله هایدلبرگ220 موضوعاتی مانند گناه، اختیار و اراده، و فیض را نیز مورد بحث انتقادی قرار داد. وی در این برهه موضوع الهیات صلیب221 را مطرح کرد که نقطه مقابل الهیات شکوه222 بود که به معنای ادارک خداوند در بر پایه رنج و تواضع223 بود که نقطه مقابل درک خداوند بر پایه اشیای مشهود در جهان آفرینش است.224 لوتر با ملاحظه انتشار مواد پیشنهادی،225 نوشتهای دیگر تحت عنوان تبیین مواد مذکور منتشر کرد. نسخهای از مواد مذکور به دست پاپ افتاد اما وی چندان اعتنایی بدان نکرد، با این تصور که موضوع چندان اهمیتی ندارد. اما توجه مردم به این موضوع و حمایتشان از لوتر در کنار انتقادات لوتر از قدرت مقام پاپی در عالم برزخ صحنه را به کل عوض کرد. لوتر هنگامی که خبردار شد که از سوی مقام پاپی مشمول ممنوعیتهایی شده، اعلام کرد که پاپ هیچ جایگاهی در موضوع ارتباط انسان با خدا ندارد و همین شرایط را وخیمتر کرد و از همینجا بود که پاپ خود را ناگزیر از پاسخگویی به لوتر میدید. لوتر ابتدا به رم برای دفاع از خود در برابر اتهام بدعتگذاری احضار شد، ولی بعد به دلیل ملاحظات سیاسی، مصلحت در این دیده شد که در همان آلمان موضوع بررسی شود. تمام بحث و مناقشه در حدود حوزه اختیارات مقام پاپی و مسئله خطاناپذیری او و به همین سان شوراهای کلیسایی بود. لوتر به این اقرار واداشته شد که شوراها نیز به دلیل اختلافات و تصمیمهای متناقضشان قابل اعتماد نیستند.
وی در سال 1520 در رساله “خطاب به اشراف ملت آلمان” اعلام کرد که کلیسا سه دژ نفوذ ناپذیر به دور خود کشیده و به کسی اجازه نفوذ درآن نمیدهد. اول این که مقرر داشته است که قدرت دنیوی هیچ تفوقی بر آنها ندارد، اما قدرت معنوی مافوق همه قدرتهاست. دوم هنگامی که تلاش میشود تا با کتاب مقدس اصلاحی صورت گیرد، اعتراض میکنند که تنها پاپ میتواند کتاب مقدس را تفسیر کند. سوم هنگامی که به شورا تهدید میشوند، میگویند که تنها پاپ میتواند شورا را برگزار کند.226 در سال 1521 از وی خواسته شد که مفاد نوشتههایش را انکار کند که در پاسخ چنین گفت: “از آنجا که عالیجناب خواهان جواب سادهای است، بدین شکل روشن جواب میدهم: جز در صورتی که به شهادت کتب مقدس یا عقل سلیم متقاعد شوم (زیرا نه اعتمادی به پاپ دارم نه به شوراهای کلیسایی، زیرا مشهور است که اغلب مرتکب خطا شدهاند و همدیگر را نقض کردهاند)، به کتابهای مقدسی که از آنها نقل کردهام وفادارم و وجدانم در بند کلام خداست. من نمیتوانم و نخواهم عقب نشست، زیرا نه درست است و نه مطلوب که از حکم وجدان فاصله گیرم…خدایا یاریم کن”227 که البته این موضع نیز حاصل دعواهای فراوان و تعدیلات و خیرخواهی ها و تنزلات بود. هنگامی که به او اصرار کردند که به شکلی مصالحه کند تا تفرقه و شورش رخ ندهد، پاسخ داد آدم بر سر اعتقاداتش هیچگاه سازش نمیکند. بیشترین انتقاد لوتر با دو دیدگاه اعتقادی کلیسا یعنی آموز? اعمال خوب و آمرزشنامهفروشی بود.

مطلب مرتبط :  

لوتر در سالهای بعد به موعظه، تعلیم و نوشتن مطالب و بررسی مشکلات و بحرانهای کلیسا و دولت پرداخت. در بخشی از همین دوره و به هنگام اختفا بود که به ترجمه آلمانی کتاب مقدس پرداخت. در همین دوره بود که برتری دیرنشینی بر سایر راهها را انکار کرد و همین موجب توقف ساخت دیرها در بسیاری از نقاط آلمان و حل مشکل تعداد زیادی راهب و راهبه شد که بر سر زندگی خود رفتند و لوتر با آخرینشان ازدواج کرد.228
انتقادات لوتر تند بود و بیامان و آدمی را در این اندیشه فرو میبرد که چگونه بر خلاف سابق، این واعظ بیپروا مورد مدارا قرار گرفت و طرد او دیر صورت گرفت و البته سر سالم به گور برد. به هر حال، مناقشه الهیاتی لوتر به پاپ کشیده شد و او نیز در توقیعی، مواردی از اندیشههای وی را الحادی یا بدعتآمیز دانست و فرصتی ششروزه برای توبه و استغفار یا پذیرش طرد و سوزاندن خود و کتابهایش به وی داد، اما لوتر که از این واکنش غیرمنتظره سخت برآشفته بود، به طور علنی و در معیت همراهان و شاگردانش، توقیع پاپ و کتابهای مربوط به قوانین پاپی را سوزاند که به حق اقدامی بسیار جسورانه در فضای قرون وسطی بود. محاکمه او با تشریفاتی خاصی روی داد (1521). به هنگام محاکمه او سه گروه حضور داشتند. یک گروه که هواداران پرشور او بودند و دیگری طرفداران سرسخت پاپ و گروه سومی که معتدل بودند و بر این باور بودند که لوتر نباید در موضوع شعایر این قدر تند و متصلب باشد و به مذاکره و مصالحه باید تن در دهد. این گروه سوم هواداران اراسموس بودند. به هنگام محاکمه هنگامی که از او پرسیدند که آیا همه مطالب کتابهایش را تصدیق میکند، پاسخ داد: آنگاه که به متون معتبر و عقل سلیم متقاعد شده باشم، از آتوریته پاپها و شوراها سرباز میزنم، زیرا آنها با یکدیگر تعارض دارند. وجدان من در بند کلام خداست229 او با بهره گرفتن از اندیشههای نومینالیستی این تصور را که کارهای نیک موجب نجات و سعادت است کنار زد و بر نقش ایمان تأکید کرد.230 زندگی و اندیشههای لوتر، پدر نهضت اصلاح دینی، از بسیاری از جهات پاسخی بود به مسائلی که نومینالیسم مطرح کرده بود. وی در واکنش به آن راهی را در پیش گرفت که تفاوتی اساسی با راه اومانیستها داشت. او با فاصله گرفتن از خدا، به انسان نرسید بلکه از انسان دوباره به سوی خدا بازگشت. در جوانی از هواداران اکام بود، ولی از نفوذناپذیری خدای نومینالیستها ناراضی بود و یکی از چیزهایی که سخت آزارش میداد، نگرانی بابت نجات اخرویش بود: چگونه خدایی که خود ناآرام و بیقرار است، میتواند عطش لوتر برای نجات را سیراب کند؟ چگونه ممکن است خداوند، امروز قدیسان و پاکان را پاداش دهد و فردا عکس آن را بنا به قدرت مطلقهاش مرتکب شود و اینکه چیزی نمیتواند او را محدود کند؟231
اولین مسئله وی نه اصلاح کلیسا و سامان دادن امور بلکه نجات شخصی خود و دیگران بود. او تصوری از خدا داشت که در فهمی یهودی از خدا ریشه داشت که او را به سان قاضی عادل وسختگیری میدید که سرد و محکم و بدون هیچ گونه لطافتی به قوت حکم میراند و همین تصور موجب بحرانی در وی شد تا این که در حین تفسیر آیاتی از کتاب مقدس به فهمی تازه از ایمان و نقشش در نجات دست یافت و همو موجب تولدی تازه شد. لوتر درک دیگری از خدا ارائه کرد که همان درک متفاوت موجب درک متفاوتی در معنای دینداری و زهدورزی شد. این درک از خدا درک ماهیت نجات و رستگاری را متحول کرد و این که با ابزاراهای دنیوی به شکل مبتذلی بتوان تحولی در نجات شخص ایجاد کرد. البته این درک از خدا که خدایی است تأثیرناپذیر که خود به ارادهاش کار خود را میکند، در اصل در اندیشه‌ آگوستین مطرح شده بود که خدا را خدایی میدانست که هر که را بخواهد میآمرزد و هر که را نخواهد، مشمول طرد و لعن کند و این خواست خدا عین عدالت اوست.
به هر حال، لوتر در میان سالهای 1513 تا 1519 به درک تازهای از انجیل نائل آمد و این همان چیزی است که آن را “تجرب? برج” نامیده است، بدان سبب که این بینش جدید زمانی که در برج صومعه آگوستینی در ویتنبرگ بود، رخ داد. البته تاریخ دقیق و محتوای این به روشنی مشخص نیست ولی بعید نیست که مراد همان درک تازه او از مفهوم عدالت خداوندی در آیه ای از کتاب مقدس در باب عدالت است. کلیسای کاتولیک معنای عدالت خدا را به مسئلت کردن آن از خدا تفسیر میکرد، در حالی که لوتر آن را به رحمت و لطف او دانست. مسئله اساسی این بود که آدمی چگونه میتواند در برابر چنین خدایی بایستد. البته کلیسای کاتولیک نیز معتقد نبود که آدمی میتواند این کار را بر حسب عدالت و شایستگی خودش انجام دهد، بلکه آدمی امیدوار است که به فضیلت ترکیبی از نیات جدی، اعمال نیک و نیز واقعیات شعایر دینی که همه موقعیتهای آدمی را در بر گرفته، چنین کند.
لوتر در کتاب دولت عرفی بهشدت حوزه دولت را به مسائل دنیوی محدود کرد و سبب آن بود که امپراتور ترجمه لوتر از عهد جدید را زیر فشار قرار داد. 232 شاید هم به این سبب بود که متهم شد که بیش از آنکه به زیان قدرت کلیسایی باشد، علیه قدرت مدنی است، در حالی که امروزه این اتهام به وی زده میشود که تسلیم دولت بود و مسئول تحولات کلیسا و دولت در آلمان. هنگامی که به لوتر اعتراض شد که وی موجب افول قدرت سیاسی شده، جواب داد که در طی هزار سال اخیر هیچ کس چون او از قدرت مدنی در برابر دخالتهای پاپ حمایت نکرده است. امروزه این اظهارات را چنین تفسیر میکنند که وی امضاکننده کنترل کلیسا به وسیله دولت تمامیتخواه و سکولار بود. وی در نوشتهای به نام آزادی فرد مسیحی، به تفکیک میان امر سیاسی و معنوی و امر طبیعی و فوق طبیعی پرداخته و سلسله مراتب پاپی و اسقفی را تقلیدی از شکوه و عظمت پادشاهان و شاهزادگان جهان میداند. لوتر سرانجام هم از سوی کلیسا و هم از سوی امپراتوری تحت تعقیب قرار گرفت و اگر دستگیر میشد سوزانده میشد که البته با تدبیر فردریک خردمند از این خطر نجات یافت. لوتر در مخفیگاه نبوغ و قدرت قلم خود را نشان داد و در مدت کوتاهی عهد جدید را به آلمانی ترجمه کرد، به گونهای که امروزه این ترجمه صرف نظر از ارزش دینی، دارای نثر معیار است. لوتر معتقد بود که نان و شراب باید بر خلاف نظر کلیسای کاتولیک، به همه مردم عادی داده شود و آنها از بیم هتک حرمت نباید از آن محروم شوند و شعایر دینی میتواند به زبان مردم عادی باشد. همه کشیشان و راهبان و راهبهها باید بتوانند ازدواج کنند و خودش نیز پس از فرستادن همه راهبهها به خانه ازدواج، با یک راهبه ازدواج کرد و با این کار، پایهگذار خانههای کشیشی پروتستانی233 شد و جمعی از مردان را به خدمت در کلیسا، دولت، و فنون و هنرها گماشت.234
لوتر به لحاظ تعلقات فرقهای،‌ به فرقه فرانسیسکنها تعلق داشت که به آگوستین وفادار بودند و خدا را با اراده او میشناختند نه به عقلانیتش در کارها، و در امر انسان بر ایمان تأکید داشتند تا بر عقل. در نگاه آنان میان خدا و بشر شباهتی نیست و عقل الهی و عقل انسانی دو مقوله نامتناجسند و اصلاً یکی از دلایل انکار کلیات از ناحیه آنان این بود که هر نوع شباهت میان حقیقت وجودی خدا و بشر را انکار کنند.
لوتر بعد از قیام دهقانان که سخت نگرانش کرد، به امیران و اشراف پناه برد و ضمن آنکه آنان را لطف خدا دانست و اطاعتشان را لازم، کوشید تا اصلاحات را با کمک گرفتن از فرادستان به پیش ببرد و از همین جهت بود که نهضتش به اصلاحگرایی اقتدارگرا معروف شد. این رویگردانی و اقبال مورد اقبال امیرانی شد که در این حادثه دو سود را جستجو میکردند که یکی خلاصی از دست اوامر و نواهی کلیسای رم بود و دیگری آنکه میتوانستند بدون دغدغه و عذاب وجدان، خود را مسیحی واقعی بدانند و از امر آخرت خود نیز آسوده خاطر باشند. از سوی دیگر، مردم نیز آنان را حاکمانی بحق میدانستند که حکومتشان مشروع بود. “لوتر بدین سان آموزگار آلمانیهایی شد که قیصرپرستی و نظامیگریشان به جنگ اول راه برد و فاشیسمشدنشان به جنگ دوم.”235
یکی از مشکلات لوتر مواضع تندروانه بعضی از جناحهای نهضت اصلاح دینی بود که نگاه و رفتاری افراطی داشتند. وی میگفت که تحت هیچ شرایطی نباید از خشونت به سود کتاب مقدس استفاده کرد. افراد برگزیده اصلا ً قابل شناسایی نیستند و اگر بشوند، نباید اقدام به برقراری حکومت کنند و در صدد سیادت بر جهان برآیند. جامعه را نمیتوان بر پایه الگوی تئوکراتیک اداره کرد.236 لوتر میگفت که او راه میانهای میا

مطلب مرتبط :   اخلاقی، جذاب، بچه‌ها، می‌خواهیم، بگوییم؟، برنامه‌سازی