دانلود پایان نامه
در وصول، میتواند برای یکی بیش از دیگری باشد. در این مورد میتوان به مؤدیانی که فعالیت آنها مشمول مالیات بر حقوق میباشد و مؤدیانی که فعالیت آنها جزو مشاغل مشمول مالیات بر درآمد مشاغل میباشد، اشاره کرد. نتیجه تفاوت در وصول مالیات در مورد این دو گروه، آن است که حقوقبگیران به صورت ماهانه بخشی از مالیات خود را پرداخت میکنند و از این رهگذر توانایی مالی آنها به صورت ماهانه کسر میشود و به همان میزان امکان کسب سود از آنها گرفته میشود. در مقابل صاحبان مشاغل که مالیات آنها با یکسال تأخیر، در سال بعد از عملکردشان پرداخت میشود، اقدام به کسب سود از همان مقدار مالیات متعلقه میکنند و به عبارتی در نهایت مالیات را از سود حاصل از مبلغ مالیات بدست میآورند.
بر این اساس قانونگذاران مالیاتی میبایست نسبت به تمامی اشخاص اعم از حقوقی و حقیقی از حیث رعایت زمان دریافت و وصول مالیات متعلقه با آنها رفتاری برابر و یکسان داشته باشد.
اصل اساسی در خصوص ممیزیهای مالیاتی، آن است که تمام مراحل یک ممیزی مالیاتی بر اساس قانون باشد و خارج از چارچوب قانونی انجام نگیرد. همچنین به موجب این اصل که در واقع از حقوق اساسی مؤدی مالیاتی محسوب میشود، ممیزی مالیات میبایست در فرصت و مکانی معقول و در محدودهای مناسب صورت گیرد.250
لزوم انجام ممیزی معقول ضرورتی است که به جهت وجود اختیارات وسیع ممیزان و اقتدارات دستگاه مالیاتی، مورد تأکید قرار گرفته است. وجود این گونه اختیارات، زمینه اعمال سلیقه در انجام ممیزیها را در پی خواهد داشت که موجب ممیزیهای ناعادلانه و در نتیجه تعدی به منافع و حقوق افراد خواهد شد.

4: مرور زمان مالیاتی
مرور زمان مالیاتی به مدت زمانی اطلاق میشود که پس از سپری شدن آن، مالیات متعلق از سوی دستگاه مالیاتی قابل مطالبه نخواهد بود. چنانچه مبرهن است در نظام حقوق مالیاتی که تنظیمکننده روابط حقوقی در حوزه مالیات است، دو طرف صاحب حق وجود دارد که اعماند از دستگاه مالیاتی به نمایندگی هویتهای جمعی و مؤدیان مالیاتی. در واقع مرور زمان، قاعدهای است که مستلزم انصراف یکی از طرفین حق از حقوق مالیاتی است.
قاعده مرور زمان بیشتر در قلمرو حقوق کیفری مورد بحث است به نحوی که بر اساس مبانی این قاعده، چنانچه فرد در مدت زمان معین برای بازپسگیری حق خویش اقامه دعوی ننماید، حق وی زائل و یا حداقل موجب عدم استماع دعوی وی میگردد که البته این عدم استماع، به نفی سلطه مالکانه شخص بر حقّ خویش میانجامد.251 مبنای این قاعده در نظام حقوق کیفری، حفظ امنیت حقوقی و نظم عمومی عنوان شده است. اساساً در مواردی که قاعده مرور زمان جاری میشود فرض بر آن گرفته میشود که پس از سپری شدن مدت زمان تعیین شده، فرد بزهدیده از احقاق حق خود منصرف شده است.
مبانی و علل جریان قاعده مزبور در نظام حقوق کیفری تا حدود زیادی قابل قبول مینماید لیکن در نظام حقوق مالیاتی محل تردید است. با عطف توجه به مختصات و شرایط حاکم بر نظام حقوق مالیاتی ما با وضعیتی مشابه آنچه که در مورد حقوق کیفری وجود دارد روبرو نیستیم. به عبارتی وصول مالیات پس از سپری شدن مدت طولانی نمیتواند موجب خدشهدار شدن امنیت حقوقی و نظم عمومی گردد و حتی نمیتوان وصول مالیات در این حالت را به منزله انصراف سازمان مالیاتی از حقوق هویتهای جمعی دانست. این وضعیت ممکن است ناشی از علل و عواملی باشد که نمیتوان آن را اساساً به معنای انصراف هویتهای جمعی از حقوق خود تلقی کرد.
عدم وصول به موقع مالیات ممکن است ناشی از علل و عواملی باشد که توسط دستگاه مالیاتی یا مؤدیان مالیاتی به وقوع پیوسته است.
بخشی از علل و عوامل مربوط به مواردی است که تقصیر دستگاه مالیاتی در عدم وصول مالیات محرز است و آن زمانی است که مالیات مؤدیان بر اثر مسامحه و غفلت مأموران مالیاتی، مشمول مرور زمان گشته و یا غیر قابل وصول گردد. در این فرض بعید است بتوان عدم وصول مالیات را به معنای انصراف دولت از وصول مالیات درنظر گرفت.
در فرضی که عدم وصول مالیات ناشی از قصور و تقصیر مؤدیان مالیاتی باشد به اولی مراتب نمیتوان به انصراف دستگاه از حقوق هویتهای جمعی حکم کرد. فرض میکنیم شخصی با انجام اقداماتی از پرداخت مالیات فرار کرده است. این شخص جهت تطهیر خود صرفاً لازم است مدت زمان کوتاهی از معرض دید دستگاه به دور باشد.
شناسایی قاعده مرور زمان در این فرض به معنای آن است که تمامی امکانات حقوقی برای متخلف مالیاتی فراهم شده است تا از تمکین مالیاتی خودداری نماید. با اعمال قاعده مرور زمان در این فروض، به جای آنکه متخلف ضمن پرداخت مالیاتهای متعلق، ملزم به پرداخت جریمه و تحمل مجازات شود، برای آن امتیازی به این نحو قرار داده شده است که اگر بتواند تا مدت زمان مشخصی خود را از چشم سازمان مالیاتی دور نگهدارد، این سازمان به عنوان پاداش مالیات او را خواهد بخشید.
به منظور بررسی این موضوع که آیا اساساً قاعده مرور زمان در امر مالیات ستانی امری منصفانه یا عادلانه است یا خیر میتوان دلایل و مبانی چندی را ذکر کرد، عدهای بر این عقیدهاند که قاعده مرور زمان بهمنظور حفظ مصلحت اجتماع طراحی شده است و در صورت عدم اعمال آن مناسبات و روابط حقوقی اشخاص با مشکل جدی روبرو خواهد شد. چرا که امکان اخذ مالیاتهای متعلقی که زمان وصول آنها مربوط به سالها قبل است، موجب به خطر افتادن امنیت در روابط حقوقی اشخاص میشود که این امر مخالف نظم عمومی است.
این سخن به هیچ عنوان نمیتواند صحیح باشد چرا که تسلیم اظهارنامه و حساب سود و زیان به دستگاههای مالیاتی یکی از تکالیف و وظایف مؤدیان در تمام نظامهای مالیاتی محسوب میشود. به خطر افتادن امنیت در روابط حقوقی، در مرتبه اول ناشی از عدم انجام تکالیف از سوی خود مؤدیانی است که نسبت به تسلیم اظهارنامه اقدام نکردهاند.
بر اساس آنچه گفته شد به این نتیجه میرسیم که از جهت آنکه مالیاتهای تعیین شده، جزو تکالیف مالی تمامی اشخاص جامعه است این تکلیف علی الاصول نمیتواند با سپری شدن زمان منتفی شود. خصوصاً در جریان امور مالی که حق مالی تا مادامی که به یکی از روشهای انتقال به دیگری واگذار نشود، بر ذمه بدهکار باقی خواهد بود. چنانچه سابق بر این ذکر شد اشخاص در زمره مالیات دهندگان قرار گیرند، پرداخت مالیات تکلیف و وظیفه قانونی آنها خواهد بود و چنانچه به عنوان فردی از جامعه در نظر گرفته شوند، در یک نگاه جامع، صاحبان سرمایه جامعه خواهند بود.

مطلب مرتبط :   مالیاتی، مالیات، عدالت، شکلی، هزینههای، مالیاتی،