پژوهش های قبلی متصل می‌سازد (سرمد،1388: 56).
بررسی تحقیقات انجام گرفته، راهنما و راهگشا برای پژوهشگر است و او را قادر می‌سازد تا با دقت و اطمینان بیشتری به مطالعه موضوع مورد تحقیق بپردازد. چرا که می توان از نقاط قوت کارهای صورت گرفته بهره برده و از نارسایی‌ها و نقص‌های احتمالی آن اجتناب ورزید و در پی جبران آن بر می‌آید. و همچنین از رویه موفقیت‌آمیز به کار گرفته شده استفاده نموده و از برخی دوباره کاری‌های غیر ضروری پرهیز نمایند (اسماعیلی، 1391: 6).
بررسی آثار و مطالعات انجام گرفته در ایران و خارج از ایران حکایت از آن دارد که با وجود ریشه تاریخی و تاثیرات عمیقی که استفاده بیش‌ از حد از لوازم آرایشی و مواد رژیمی بر جوامع بشری داشته است، اما چندان مورد توجه و علاقه اندیشمندان واقع نگردیده است. در دهه‌های اخیر چون به صورت یک مسئله دامنگیر خیلی از جوامع شده است، مطالعاتی بر روی آن صورت گرفته است که در اینجا به اختصار مرور خواهند شد.
2-4-1- تحقیقات انجام گرفته در داخل کشور
2-4-1-1- پایان‌نامه‌ها
کمال کوهی(1390) در رساله دکترای خود موضوعی با عنوان «تبیین جامعه شناختی مدیریت بدن در میان زنان شهر تبریز » انجام داده است. این پژوهش با روش تلفیقی، با تعداد نمونه 738 نفر در بخش کمی (پیمایش) و 20 نفر در بخش کیفی (گروه متمرکز) انجام شده است. روش نمونه‌گیری در بخش کمی، خوشه‌ای چند مرحله‌ای توام با تصادفی ساده و سیستماتیک و در بخش کیفی هدفمند و در دسرس بوده و به‌وسیله پرسشنامه و مصاحبه نامه اطلاعات لازم از زنان 15 سال و بالاتر گردآوری شده است. در بخش کیفی نمونه‌گیری تا اشباع نظری تداوم داشت. پس از تجزیه و تحلیل داده‌های کمی رساله، یافته‌ها نشان می دهد که: 1) مدیریت بدن در میان زنان 15 سال و بالاتر شهر تبریز از سطح متوسط به بالایی برخوردار بوده است. 2) مدیریت بدن به تفکیک وضعیت شغلی، وضعیت تاهل و منشا اجتماعی متفائت بوده و اختلاف معنی داری بین گروه‌های مختلف متغییرهای مذکور وجود دارد. 3) همچنین متغییرهای مقایسه اجتماعی بدن، گروه‌های اجتماعی، سن، تحصیلات، سرمایه فرنگی، اقتصادی و دینداری و رسانه‌های ارتباطی و اطلاعاتی بر مدیریت بدن زنان به صورت مستقیم و غیر مستقیم تاثیر معنی داری دارند. در مجموع 26 درصد از تغیرات مدیریت بدن به‌وسیله متغییرهای موجود در شکل معادلات ساختاری تبیین می شوند.
مهسا زاهدی نژاد (1389) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود موضوعی با عنوان «بررسی جامعه شناسی عوامل موثر بر مدیریت بدن بین دانشجویان دختر دانشگاه باهنر و دانشجویان دختر علوم پزشکی » انجام داده است. که با استفاده از روش پیمایشی از مجموع تقریبا9450 دانشجوی دختر دانشگاه باهنر کرمان و 3000 دانشجووی دختر دانشگاه علوم پزشکی کرمان بر مبنای فرمول کوکران 400 نمونه به روش اتفاقی انتخاب شده است. دیدگاه‌های نظری فیمینیسم رادیکال. نظریه گیدنز، گافمن، فستینگر، گروگن، روزنبرگ و نظریه مبادله اجتماعی راهنمای آزمون فرضیات تحقیق می‌باشد. هم‌چنین برای سنجش روایی و پایایی سوالات از ضریب الفای کرونباخ و اعتبار صوری استفاده شده است. یافته‌‌های تحقیق نشان می دهد، عوامل مستقیم موثر به مدیریت بدن عبارتنداز: رسانه، نگرش جنسیتی، تصویر از بدن که 744% واریانس مدیریت بدن را تبیین کرده‌اند.
سعید سلطانی بهرام (1390) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود موضوعی با عنوان «بررسی رابطه منابع هویت با مدیریت بدن در میان زنان متاهل شهر تهران » انجام داده است. در این مطالعه توصیفی تحلیلی رابطه منابع سه گانه هویت ( مدرن، ملی و دینی) و مدیریت بدن با روش پیمایشی مورد بررسی قرار گرفته است. حجم نمونه 400 نفر از زنان متاهل شهر تهران هستند که با فرمول کوکران و به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله‌ای انتخاب شده‌اند. در این تحقیق پیمایشی از پرسشنامه برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان می دهد که رابطه مثبت و معنی‌داری بین هویت مدرن و مدیریت بدن وجود دارد. لیکن دو منبع هویت، یعنی هویت ملی و هویت دینی رابطه معنی داری با مدیریت بدن ندارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد که چهار متغییر سطح تحصیلات، منطقه محل سکونت، هویت مدرن و هویت ملی در کل توانسته‌اند 29 درصد واریانس مربوط به مدیریت بدن را تبیین کنند.
غلامرضا میناخانی (1390) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود موضوعی با عنوان «مدیریت بدن و صورت‌بندی هویت فردی و اجتماعی » انجام داده است. برای این منظور متغییرهای مدیریت بدن، هویت اجتماعی، تصویر بدن کما‌گرایی، خودپنداره، سرمایه فرهنگی و مصرف رسانه‌ای بر روی نمونه‌ی 385 نفری (195 دختر و 190 نفر دختر) از دانشجویانی که به صورت خوشه‌ای چند مرحله‌ای از تمام دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان انتخاب شده بودند، به صورت کمی مورد آزمون و بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین مدیریت بدن و سبک هویت اطلاعاتی، خودپنداره مثبت، سرمایه فرهنگی و مصرف رسانه‌ای ارتباط مثبت و معنادار و با هویت ملی و مولفه‌های تصویر بدنی ارتباط منفی معنادار وجود دارد و با کمال‌گرایی ارتباط معنادار وجود ندارد. همچنین یافته‌ها نشان داد که بین دو جنس، مقاطع مختلف تحصیلی، گروه‌های مختلف تحصیلی و قومیت در مدیریت بدن تفاوت معناداری وجود ندارد ولی بین دانشجویان مجرد و متاهل در میزان اهمیت به مدیریت بدن تفاوت معنادار وجود دارد. یافته‌های این پژوهش بیانگر اهمیت مدیریت بدن در رفتارهای روزانه افراد در موقعیت‌های مختلف است.
امیر امیری (1390) در پایان نامه خود با عنوان «مدیریت بدن و مقبولیت اجتماعی» پژوهشی انجام داده‌اند. تحقیق به روش پیمایش و با ابزار پرسش‌نامه و در میان دانشجویان علوم انسانی مقطع کارشانسی دانشگاه آزاد و پیام نور شهر زنجان انجام شده و روش نمونه گیری آن بصورت تصادفی سیستماتیک است که حجم نمونه براساس فرمول کوکران 370 نفر انتخاب شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که میانگین مدیریت بدن برای دانشجویان دختر46/83 و پسر 66/72 درصد بوده که حاکی از مدیریت بیشتر دختران نسبت به پسران بر بدن‌هایشان می‌باشد. بر اساس نتایج، همه‌ی فرضیه‌ها معنی دار بوده و در مجموع 7/89 درصد از واریانس و پراکندگی متغییر بدن بوسیله متغییرهای مستقل تبین گردیده است.
ندا گلبهاری (1391) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود پژوهشی با عنوان “بررسی رابطه‌ی بین سرمایه فرهنگی و مدیریت بدن در بین زنان و مردان 20 – 59 سال ساکن تهران و با تکیه بر نظریات آنتونی گیدنز و پیر بوردیو” انجام داده است. این پژوهش در واقع به دنبال یافتن پاسخ این سوال است که سرمایه فرهنگی، چگونه و طی چه مکانیسمی در ارتباط با مدیریت بدن قرار می گیرد و چه عوامل یا متغییرهای دیگری می توانند در جرح و تعدیل این ارتباط دخیل باشند. جمعیت نمونه‌ی این کار تحقیقی بر اساس فرمول کوکران و با بهره‌گیری از شیوه نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب گردیدند که شامل 350 نفر می شوند. همچنین روش تحقیق در این پژوهش، پیمایش و ابزار اصلی گردآوری اطلاعات در آن، پرسشنامه است. نتایج حاصل از آزمون‌های همبستگی و تجزیه و تحلیل داده‌ها در این اثر، حاکی از وجود رابطه معنادار و مستقیم بین سرمایه فرهنگی و مدیریت بدن و عدم وجود رابطه معنادار بین تصور ذهنی از بدن و متغییر وابسته می‌باشند. همچنین یافته‌ها نشان می‌دهند که بین سن، جنس، وضعیت تاهل و دینداری و همچنین پایگاه اقتصادی (متغییرهای زمینه‌ای) با مدیریت بدن ارتباط معنادار وجود دارد. نتایج بدست آمده از تحلیل رگرسیون چند متغییری نیز گویای آن است که متغییرهای پایگاه اقتصادی و اجتماعی و وضعیت تاهل در ترکیب با دیگر متغییرهای مستقل وارد شده در تحلیل، از قدرت لازم در پیش‌بینی میزان مدیریت بدن برخوردار نیستند و لذا از معادله رگرسیون حذف می‌گردند. ضمن اینکه پس از انجام تحلیل رگرسیون به تفکیک جنس، مشخص شد برای جنس مذکر، دو متغییر وضعیت تاهل و سرمایه فرهنگی به عنوان متغییرهای پیش بین در معادله رگرسیون باقی می مانند و برای جنس مونث نیز متغییرهای سرمایه فرهنگی، دینداری و جنس به ترتیب با بیشترین و کمترین وزن، به عنوان متغییرهای پیش‌بینی کننده‌ی میزان مدیریت بدن مطرح می‌گردند.
آرش ضیاء پور (1389) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود موضوعی با عنوان «بررسی تاثیر سرمایه فرهنگی بر مدیریت بدن جوانان (مطالعه موردی جوانان شهر گیلانغرب) » انجام داده است. در این پژوهش از یک نمونه 402 نفری از ساکنان 15-29 سال شهر گیلانغرب، استفاده شده است. چارچوب نظزی تحقیق بر اساس عقاید «بوردیو» و «گیدنز» شکل گرفته است. نتایج پژوهش با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی نشان می دهد که میانگین سرمایه فرهنگی (01/3 از 5) کمتر از میانگین مدیریت بدن (10/3 از 5) است. مقایسه ضرایب همبستگی نیز نشان می دهد که قوی‌ترین متغییر «سرمایه فرهنگی عینیت یافته» (324%=r) و ضعیف‌ترین «سرمایه فرهنگی نهادینه شده» (188%=r) با مدیریت بدن رابطه برقرار است. در مجموع نتایج تحقیق حاکی از آن است که بیشترین همبستگی سرمایه فرهنگی با رژیم لاغری (374%) و جراجی زیبایی (372%)، همچنین، نتیجه رگرسیون خطی چند متغییره متغییرهای مستقل با مدیریت بدن پسران و دختران نشان می دهد که از میان متغییرهای مستقل، چهار متغییر سرمایه فرهنگی عینیت یافته، سرمایه غرهنگی تجسم یافته، سن و پایگاه اقتصادی/ اجتماعی در مدل نهایی باقی مانده‌اند مقایسه بتاها نشان می دهد که سرمایه فرهنگی عینیت یافته (224/=beta) و سن (104/=beta) به ترتیب، قوی‌ترین و ضعیف‌ترین میزان تاثیر را بر متغییر وابسته مدیریت بدن پسران و دختران دارند. بطور کلی مدل ارائه شده در این پژوهش 16.5 درصد تغییرات متغییر وابسته را توضیح می دهد.
احمدی (1386) در پایان نامه خود با عنوان “بررسی فعالیت‌های مرتبط با مدیریت بدن و هویت اجتماعی” صورت گرفته است. روش تحقیق خوشه‌ای چند مرحله‌ای بوده است. نمونه این آماری تحقیق شامل 400 نفر از ساکنان 18 سال به بالای ساکن در شهر رشت می‌باشد. نتایج این تحقیق نشان‌ داده است که بین سرمایه اقتصادی و مدیریت بدن هیچ‌گونه رابطه‌ای وجود ندارد. به‌علاوه نتایج نشان‌دهنده‌ی آن است که سرمایه فرهنگی با مدیریت بدن‌ رابطه معناداری دارد. همچنین بین زنان و مردان از نظر میزان اهمیت دادن به کنترل وزن خود تفاوت معناداری دیده می شود.
مرتضی شعبانی (1391) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود پژوهشی با عنوان “بررسی وضعیت سبک زندگی و ابعاد آن شامل: اوقات فراقت، مصرف فرهنگی و مدیریت بدن در بین جوانان شهر رودسر” انجام داده است. در این پژوهش، از رویکرد تقلیل‌گرایانه بوردیو استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق، جوانان 15- 29 ساله‌ی شهر رودسر می‌باشد و تعداد نمونه برابر 271 نفر است که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شده‌اند. روش تحقیق پیمایش و ابزار آن پرسشنامه می‌باشد. نتایج تحقیق نشان داد که سرمایه فرهنگی بر روی بر روی سبک زندگی تاثیر گذار است. ولی تاثیر سرمایه اقتصادی بر روس سبک زندگی مورد تایید قرار نگرفت. همچنین تاثیر سرمایه فرهنگی بر چگونگی گذران اوقات فراقت و مصرف فرهنگی تایید و بر روی مدیریت بدن رد شد. ولی سرمایه اقتصادی تاثیری بر هیچ کدام از ابعاد سبک زندگی نداشت.
سمیه ورشوی (1389) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان “عوامل اجتماعی موثر بر انجام جراحی زیبایی زنان”انجام داده است. روش مورد استفاده روش علی- مقایسه‌ای بوده که بر پایه آن نمونه مورد نظر که شامل 80 نفر از زنان 18 الی 45 ساله است به دو گروه تقسیم شده است (زنانی که جراحی زیبایی انجام داده‌اند و زنانی که جراحی زیبایی انجام نداده‌ند) این دو گروه برحسب متغییرهای تاهل و منطقه محل سکونت همگن شده‌اند. یافته‌های حاصل از پژوهش نشان می دهد متغییرهای سرمایه فرهنگی، فشار هنجاری، و پایگاه اجتماعی/ اقتصادی با احتمال انجام جراحی زیبایی رابطه مثبت و معنادار و متغییرهای تصور از بدن و روابط اجتماعی با احتمال انجام جراحی زیبایی رابطه منفی و معنادار دارد.
مهدی ژیانپور درپایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان “بررسی جامعه شناختی عوامل موثر بر انجام جراحی های زیبایی در شهر اصفهان ” (1386) که به عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد در دانشگاه اصفهان ارائه شده است به بررسی متغییرهای زمینه ای و پایگاه اجتماعی- اقتصادی و نیز مدیریت بدن پرداخته است. حجم 140 نفری نمونه‌ی تحقیق شامل افرادی است که بدون داشتن نقص یا مشکل پزشکی، در مقطع دو ماه‌ی این بررسی اقدام به عمل جراحی کرده بوده‌اند. ابزار گردآوری داده‌ها در این پیمایش پرسش نامه بوده است. یافته‌های تحقیق نشان می دهد اکثریت افرادی که به جراحی زیبایی اقدام کرده‌اند زن، غیرمتاهل، و متعلق به طبقات و پایگاه متوسط روبه پایین و پایین جامعه بوده و این واجد سطح متوسط بالا و بالایی از مدیریت بدن هستند. و براساس نظرات راهنما و نتایج این تحقیق می توان گفت: (1) انجام جراحی زیبایی به عنوان یک رفتار مصرفی منزلت بخش مختص به اقشار ممتاز جامعه نیست و در میان اقشار پایین‌تر جامعه نیز فراگیر شده است. (2) اکثریت یافتن اقشار پایین تر از متوسط در بین متقاضیان زیبایی کلینیکی می تواند بیانگر

مطلب مرتبط :   وکالت، عقد، عزل، وکیل، اذن، عقود