ا از پایه گذاران علم قرائت به حساب آورده‏اند647. او درباره میزان آگاهی‏اش از قرائتهای قرآن می‏گوید: «کنت أتحدی القراء فأقرأ»648یعنی: من نخست باقراء دیگر تحدی می‏کردم و سپس قرائت می‏نمودم. ظاهرا قرائت مجاهد تا زمان بیهقی به طور «مسند» نقل گردیده است، زیرا بیهقی می‏گوید: «من قرائت مجاهد را با سند فرا گرفتم.»649
2-7- نقل از صحابه دیگر غیر از ابن عباس
با اینکه مجاهد ارادت ویژه‏ای به ابن عباس داشت و تفسیر را نزد وی آموخت؛ اما مدتی از او جدا شد و تفسیر قرآن را نزد اشخاص دیگر نیز آموخت. او در جاهای متعددی به این مطلب اشاره می‏کند که مطالب تفسیری را از دیگران آموخته است. در جایی می‏گوید: «اگر از قرائت ابن مسعود آگاهی داشتم، از خیلی از سؤالاتی که از ابن عباس پرسیدم، بی‏نیاز می‏شدم.» مجاهد از صحابه دیگر مانند: علی (ع)، سعد بن ابی وقاص، عبادله اربعه، سعید بن ظهیر، ابو سعید خدری، عایشه، و … روایت نقل کرده است. همچنین از صحیفه جابر بن عبد اللّه انصاری نیز حدیث گزارش کرده است.
او می‏گوید: «در مدینه با ابن عمر همدم شدم اما او از نقل حدیث پرهیز می‏کرد و تنها یک حدیث از پیامبر (ص) از وی شنیدم.» ناگفته نماند که مجاهد از روایات اهل کتاب نیز بهره برده و در نقل روایات آنها سهل گیری کرده است.650 هنگامی که از اعمش پرسیدند چه شده است که عده‏ای از تفسیر مجاهد پرهیز می‏کنند؟ او در پاسخ گفت: آنها دیده‏اند که مجاهد از اهل کتاب زیاد روایت نقل می‏کند.
2-8-آزاد اندیشی در ارائه آرا و دیدگاههای عقلی651
تشبیه و تمثیل: مجاهد گوید: آیه‏« وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِینَ اعْتَدَوْا مِنْکُمْ فِی السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَهً خاسِئِینَ‏»652 کنایه و تمثیل است و منظور، مسخ قلوب و دلهاست، نه مسخ قیافه و شکل و این خود ضرب المثلی است و به عنوان تمثیل و تشبیه است؛ مانند آیه‏ … کَمَثَلِ الْحِمارِ یحْمِلُ أَسْفاراً …653 که مثل می‏باشد.654
2-9-تفسیر عقلی
از مجاهد در تفسیر آیه‏ «وُجُوهٌ یوْمَئِذٍ ناضِرَهٌ إِلی‏ رَبِّها ناظِرَهٌ»655 نقل شده است که گفته: یعنی چهره‏های شادمان در روز قیامت منتظر ثواب از طرف پروردگار خویشند،656 نه اینکه آنان پروردگار خود را می‏بینند.
این نظریه از مجاهد موافق دیدگاه شیعه و معتزله‏657 و برخی از اشاعره (مانند فخر رازی)658 می‏باشد؛ اما معروف میان اشاعره، رؤیت پروردگار در آخرت است.
3-عطاء بن ابی رباح
از فقهای نامدار مکه، از اصحاب خاص ابن عباس، شاگرد و پرورش یافته مکتب اوست. فرزندان ایشان؛ عبد الملک، عبد اللّه و عریف، از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السلام بوده‏اند.659 او همان کسی است که در آخرین بیماری ابن عباس در طائف همراه با گروهی از بزرگان طائف به حضور وی آمده و حدیث امامت و ولایت را از ایشان نقل کرده است.660
امام باقر علیه السلام در روایتی او را ستوده،661 و ابو نعیم وی را در شمار تابعانی آورده است که از امام باقر علیه السلام روایت کرده‏اند662.
ذهبی می‏نویسد: عطا؛ ثقه، فقیه، و دانشمند بود و فراوان حدیث نقل می‏کرد و فتوای اهل مکه به او منتهی می‏شود. ابن عباس هنگامی که اهل مکه برای اخذ معارف دینی به او مراجعه می‏کردند، می‏گفت: «تجتمعون الی یا اهل مکه و عندکم عطاء؟» ای اهل مکه آیا گرد من می‏آیید در حالی که عطاء نزد شما است؟
روایات تفسیری عطا از نظر کثرت به اندازه مجاهد و سعید بن جبیر نیست (واین دو گوی سبقت را ربوده‏اند) ولی این حقیقت از ارزش مقام او در تفسیر نمی‏کاهد و شاید علت کمی روایات در تفسیر، دوری ایشان از تفسیر به رأی باشد.663 گویند از عطا مسأله‏ای پرسیدند؛ پاسخ داد: نمی‏دانم! به او گفته شد: آیا به رأی خود پاسخ نمی‏دهی؟ او گفت: «استحیی من اللّه ان یدان فی الارض برأیی».
قتاده می‏گوید: سلیمان بن هشام به من گفت: آیا در مکه دانشمندی هست؟ گفتم:
آری، کهن‏ترین دانشمند جزیره العرب. گفت: کیست؟ گفتم عطاء بن ابی رباح.
روایات تفسیری عطا کمتر نقل شده؛ اما در زمان خود تفسیرش مورد توجّه بوده است. طبری نیز از طریق خاصی روایات عطا را نقل نموده و ثعلبی هم در تفسیر الکشف و البیان از روایات ایشان استفاده کرده است. گلدزیهر می‏نویسد: روایات تفسیری عطا و مجاهد از مکتب تفسیری ابن عباس الهام می‏گیرد که اساس کهن‏ترین مصنفات تفسیری است.
4- ویژگیهای تفسیر عکرمه
از مواردی که عکرمه برخلاف مذهب اهل سنّت رأی داده است موردی است که عکرمه در تفسیر قول اللّه تعالی: «وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ» گفته است اگر مردی به غلام خود گوید: اگر به تو صد تازیانه زده باشم پس همسرم مطلقّه است اگر غلام خود را تازیانه بزند و همسرش را طلاق دهد این امر از خطوات شیطان می‏باشد.»664
4-1-مفهوم شناسی واژگان
در معنای «مغلوله» از آیه شریفه‏« … یدُ اللَّهِ مَغْلُولَهٌ …»665 از عکرمه روایت شده که مغلوله به معنای بخیل است.666
در معنای‏ «… أَصْحابَ الرَّسِّ …»667از عکرمه روایت شده است «رس» «هو بئر رسّوا فیها نبیهم ای القوه فیها»668

مطلب مرتبط :   بهره‌برداری، نعمت، دین، قرآن، اللّهَ، فِی

4-2-بیان مصادیق
در ذیل آیه شریفه‏ «… إِنَّ أَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبارَکاً …»669 از عکرمه روایت شده «البیت و ما حوله بکّه و ماوراء ذلک مکّه» همچنین در آیه شریفه‏ «… وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَی اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ‏»670 از عکرمه روایت شده که منظور از مسلمین اذان گویان است.
4-3-بیان ناسخ و منسوخ
از عکرمه و برخی دیگر روایت شده است که آیه شریفه‏ «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها …»671
به آیه سیف‏ «قاتِلُوا الَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْیوْمِ الْآخِرِ» نسخ شده؛672 ولی ناسخ و منسوخ بودن این دو آیه در میان مفسران مورد اختلاف است.673
4-4-تفسیر با شأن نزول
در ذیل آیه شریفه‏ «وَ لا تَنْکِحُوا ما نَکَحَ آباؤُکُمْ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ …»674 از عکرمه و برخی دیگر روایت شده که شأن نزول این آیه مربوط به افرادی است که در زمان جاهلیت با زن پدر خود ازدواج می‏کردند و آیه آنها را از این کار نهی نموده.675
5-روش تفسیری قتاده
5-1-توضیح اصطلاح قرآنی
در تفسیر «مُهَیمِناً عَلَیهِ‏»676 که قرآن کریم را بر سایر کتب آسمانی «مهیمن» برشمرده، از قتاده و برخی دیگر از مفسران نقل شده است که معنای مهیمن، امین و گواه است (امینا علیه و شاهدا بانّه الحق).677

5-2-بیان قید آیات و توضیح احکام
آیه شریفه‏ «… فَمَنْ لَمْ یجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَهِ أَیامٍ …»678 درباره کفاره یمین است که کفاره اصلی آن، اطعام یا پوشاندن ده مسکین یا آزاد کردن یک برده است؛ اما اگر کسی بر این کفاره‏ها توانایی نداشت، خداوند می‏فرماید: سه روز روزه بگیرد. از بسیاری از مفسران و فقها، از جمله قتاده نقل شده: «یجب التتابع فی صوم هذه الایام الثلاثه».679
5-3-شأن نزول
قتاده در ذیل آیه شریفه‏ اقْتَرَبَتِ السَّاعَهُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ 680 از انس نقل می‏کند که اهل مکه از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله معجزه و نشانه‏ای [بر قدرت خداوند متعال‏] خواستند. دوبار در مکه ماه به دو نیم شد و آیه شریفه‏ اقْتَرَبَتِ السَّاعَهُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ از طرف خداوند متعال نازل گردید.681
از قتاده در تفاسیر شیعه و اهل سنت از جمله مجمع البیان طبرسی، تبیان شیخ طوسی، تفسیر القرآن العظیم ابن کثیر، درّ المنثور سیوطی و جامع البیان طبری روایات فراوانی نقل شده که شایسته است در این باره تفحص و استقصای جمعی صورت گیرد.
6- روش تفسیر طاووس بن کیسان (متوفای 106 ق)
ابو عبد الرحمن طاووس بن کیسان همدانی، از ایرانیان و یکی از مفسران معروف تابعان، از اصحاب امام سجاد(ع) است.682 او شاگرد ابن عباس بوده و با پنجاه صحابی مجالست داشته است؛ ولی با ابن عباس بیش از دیگران رفت و آمد می‏کرد.683 وفات او را سال 106 ق می‏داند.684 روایاتی در فضایل و تقوای او بیان شده؛ از جمله اینکه او از عبّاد یمن، مستجاب الدعوه و کسی است که چهل بار حج به جا آورده.685
او در برابر حاکمان وقت موضعگیریهای بسیار ارزنده‏ای داشته که نشان می‏دهد شخصی مبارز و شجاع بوده است.
ابن خلکان می‏نویسد: هنگامی که هشام بن عبد الملک برای ادای [اعمال‏] حج به مکه آمد و وارد حرم شد، گفت مردی از صحابه را نزد من آورید. گفتند: همه آنها مرده‏اند. گفت: از تابعان کسی را بیاورید. «طاووس یمانی» را آوردند. همین که بر او وارد شد، کفشهای خود را در کنار اسباب و بساط او بیرون آورد و به او به عنوان امیر المؤمنین سلام نداد و او را با کنیه یاد نکرد و بدون اجازه او در کنارش نشست و گفت: ای هشام! حالت چطور است؟ هشام از برخورد طاووس بسیار خشمگین شد! و آهنگ کشتن او کرد. به او گفتند: تو در حرم الهی هستی، این کار ممکن نیست. گفت: ای طاووس! تو چرا چنین کردی؟ گفت چه کاری؟ خشم و عصبانیت هشام بیشتر شد و گفت: تو کفشهایت را کنار بساط من در آوردی و به من به طور رسمی سلام ندادی و مرا با کنیه یاد نکردی و بدون اجازه من در کنارم نشستی و گفتی: ای هشام! حالت چطور است؟
طاووس گفت: کفشهایم را در کنار بساط تو در آوردم؛ زیرا شبانه روز پنج بار کفشهایم را در مقابل پروردگار در می‏آورم و او نه مرا توبیخ می‏کند و نه از من خشمگین و عصبانی می‏شود. و اما اینکه چرا با عنوان امیر المؤمنین سلام نکردم؟686
بدین جهت است که همه مؤمنان از امیری تو راضی نیستند و من ترسیدم اگر [چنین‏] بگویم دروغ گفته باشم. و اما اینکه می‏گویی چرا با کنیه خطاب نکردی؟ زیرا خداوند در قرآن کریم پیامبران خود را با نام صدا می‏کند و می‏فرماید: یا داوود، یا یحیی، یا عیسی، و دشمنان خود را با کنیه مخاطب ساخته و می‏فرماید: «تَبَّتْ یدا أَبِی لَهَبٍ … »687و اما اینکه گفتی کنار من نشستی؛ زیرا از امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام شنیدم که فرمود: «هر گاه خواستی به فردی از جهنمیان بنگری، به کسی بنگر که خود نشسته و عده‏ای در اطراف او ایستاده‏اند.»
هشام گفت: مرا پندی بده! گفت: از امیر المؤمنین علیه السلام شنیدم که می‏فرمود: «در دوزخ مارهایی هستند همچون ستونهای شناور و عقربهایی بسان قاطر. هر امیری را که در حق زیر دستان خود عدالت نورزد می‏گزند». آنگاه برخاست و رفت.688
او آیه‏ «وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِیفاً» را در مورد امور زنان می‏شمارد و می‏گوید: انسان ضعیف‏ترین موجود در برابر امور زنان می‏باشد.689
گونههای تفسیری
6-1- تفسیر باطنی
در تفسیر آیه شریفه‏ «… أُولئِکَ ینادَوْنَ مِنْ مَکانٍ بَعِیدٍ؛690 آنان را از جایی دور ندا می‏دهند، طاووس گفته است: یعنی دور از دلهای ایشان ندا می‏دهند.691
6-2- تفسیر به معنای اخص
در تفسیر آیه شریفه‏ «… خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِیفاً»692 گفته است: منظور کار زنان است که در هیچ چیز درمانده‏تر از کار زنان نیست.693
ویژگی تفسیری موالی (دوره تابعین)694
1- پیدایش روحیه استقلال در بین مفسرین
با اینکه تابعین در تفسیر اجتهاد می‏کردند، اما نقل احادیث و روایات صحابه یکی از اصول لا یتغیر آنها به شمار می‏رفت. تابعین در برخورد با آیاتی که سخنی از گذشتگان درباره آن نرسیده بود، توقف نکردند و با اجتهاد خویش به تفسیر و روشنگری آن پرداختند. می‏توان گفت که اثر اجتهاد تابعین در دو محور ذیل کاملا روشن است:
اول، مخالفت با نظرات صحابه؛ در بسیاری از موارد، تابعین با نظرات صحابه حتی اساتیدخویش مخالفت ورزیده‏اند.695
دوم، پرداختن به تفسیر آیاتی که سخنی از قول رسول خدا و یا صحابه درباره آن نرسیده است؛ آیات متعددی در قرآن وجود دارد که تابعین –بهویژه موالی- با اجتهاد خویش به تفسیر آن پرداخته‏اند.
غالب مطالب مطرح شده از جانب تابعان بدون سند بود. یا اینکه سندهایی که نقل شده، ضعیف و غیر قابل اعتماد می‏باشد.696
2-کوتاهی و گویایی
کوتاهی و گویایی از دیگر ویژگیهای تفسیر در دوران تابعین است. به نظر می‏رسد که مهمترین علت چنین رویکردی به ممنوع بودن کتابت و نگارش حدیث برگشت پیدا کند؛ از آنجا که منع نگارش حدیث به زمان رحلت پیامبر اکرم و بر کرسی خلافت نشستن خلیفه اول مسلمین بر می‏گردد. ذهبی در این باره می‏گوید: «ابوبکر در آغاز خلافت، شروع به جمع آوری احادیث و روایات پیامبر (ص) نمود و تعداد پانصد حدیث در یک مجموعه گرد آورد و بعد از آن، آنها را سوزاند.»697 عمر هم در آغاز، تصمیم نگارش و جمع آوری احادیث پیامبر را داشت و در این باره با یاران پیامبر به مشورت نشست. همه آنها موافقت خویش را با نگارش حدیث اعلام کردند698اما خلیفه مسلمین مدت یکماه تأمل کرد و بعد از آن گفت: «من می‏خواستم احادیث را بنویسم اما به یاد قومی افتادم که شروع به نگارش کتاب کردند و از کتاب آسمانی شان دور شدند. به خدا قسم من هرگز کتاب خدا را با چیز دیگری در نمی‏آمیزم.»699عثمان هم سیره خلفای قبلی را پیمود و به شدت با نگارندگان حدیث برخورد کرد. او به ابو هریره گفت: «ما هذا الحدیث عن رسول اللّه (ص) لقد اکثرت،