هواپیمایی، بالنی چیزی شده بودیم و می‌خواستیم این انتقال را توضیح بدهیم و این سوژه‌ای شد بود برای ما. چیرهای دیگری نیز کنار این کارها بود که جزء علوم غیبی برنامه‌سازی هست به نظر من و آن این هست که دیدینی نیست و باور کردنی هم نیست مگر برای کسانی که خودشان تجربه بکنند. شما اگر پشت یک برنامه صداقت داشته باشید، این صداقت تبدیل به یک انرژی می‌شود و می‌رود آن طرف روی سر مخاطب و پیاده می‌شود و کار خودش را انجام می‌دهد. در ارتباطات حضوری شما بسیار تأثیرگذاری این مطلب را می‌بینید و در تیم این برنامه که در خط مقدم بودند همه این صداقت را داشتند و واقعا قصدشان این بود که برای نوجوانان یک کاری بکنند. کارگردان نمی‌خواست یک پولی فقط بگیرد، نویسنده، طراح صحنه،‌ مجری و دیگران هم همینطور. قصدشان رفع تکلیف نبود و شبانه‌روز هم کار می‌کردند و خود این هم یک مقدار تأثیرگذار بود.
شماره پانزده : کلیپ عبارت است از یک سری تصاویر مفهومی که ما می‌خواهیم در قالب تصویر و شعر ارائه دهیم. مراحل ساخت یک کلیپ موفق : ابتدا موضوعی را که انتخاب کردیم یک ایده تصویری در ذهن خودمان طرح ریزی می‌کنیم و سپس به شاعری می‌دهیم تا آن ایده را به شعر بسراید و سپس شعر را به موزیسین می سپاریم و موسیقی را می‌سازیم و ترانه و شعر را نیز به خواننده آن می‌دهیم تا بخواند و اگر این برنامه برای کودک است کودک بخواند و اگر برای نوجوان است نوجوان بخواند. و یا چندین کودک آن را هم‌خوانی کنند.

شماره شانزده : بنده قالب کلاکت برنامه ترکیبی خیلی کار کردم. فکر می‌کنم در برنامه‌های ترکیبی کودک باید خیلی مراقب باشیم که کار کودک بکنیم یعنی باید از این حیطه کودک خارج نشویم. البته این چیزی که می‌خواهم خدمتتان عرض کنم نظر شخصی بنده است و بنده موافق این حرف برنامه‌سازان “فیتیله” نیستم که می‌گفتند این برنامه برای کودکان و بزرگسالان است چون اگر ما یک نمایش می‌خواهیم برای کودک اجرا کینیم باید کودک آن را بفهمد و اگر این نمایش اینقدر ثقیل و سنگین باشد که کودک نفهمد قطعا پس از چند دقیقه از برنامه خسته شده و از پای تلویزیون بلند می‌شود. به نظر بنده اولین چیز در برنامه ترکیبی تعریف گروه سنی مخاطب است. و براساس تحقیقات و پژوهش‌های روانشناختی که برای این رده سنی انجام شده است حالا بیاییم و ساختار برنامه‌سازی را تعریف کنیم. و خیلی مخالف حضور کودکان در برنامه به عنوان شیء در پرسپکتیو برنامه ترکیبی هستم و متاسفانه خیلی از این اتفاق‌ها در این دست برنامه‌ها می‌افتد و بچه‌ها را در این برنامه‌ها می‌نشانیم و از آنها دست و جیغ و هورا می‌خواهیم به نظر من این درست نیست و توهین به مخاطب کودک است. و باید به مخاطب کودک احترام بیشتری بگذاریم و اگر حضور دارد، حضورش یک حضور فعال باشد و برای آن برنامه‌ریزی کنیم مثلا کاری از او بخواهیم او را در مسابقه‌ای شرکت دهیم و فقط قصد ما این نباشد که دکورمان را پر کند و بخشی از دکور برنامه باشد. مجری بسیار مهم است و به نظر بنده باید کار کودک کرده باشد. سؤال من : اگر همسن مخاطب باشد چطور؟ مگر اینکه یک نابغه‌ای بخواهد باشد که بتواند در این سن مجری‌گری را انجام دهد. یعنی یک آدم ویژه، کاملا استثنا وگرنه به نظر من بچه‌ها خیلی ارتباط برقرار نخواهند کرد. یعنی مجری ما باید خیلی خوب کودک را بشناسد و خیلی خوب بتواند کودک را بخنداند. ما کودکی که بتواند کودک را بخنداند خیلی نداریم یا خیلی خیلی نادر است که “امیرمحمد”ی پیدا بشود و این ویژه است یا شاید هم ما خیلی نگشتیم. مجری باید نمایش بازی کند و این توانایی در او باشد و خیلی اجرای بزرگسال با اجرای کودک متفاوت است. یک ایده این برنامه از یک برنامه تلویزیونی در کانادا بود که یک خانم کارگردانی ما داشتیم که خواهرش کانادا زندگی می‌کرد و آمده بود و طرحش را از روی آن برنامه تلویزیونی در کانادا نوشته بود. این ساختار متاسفانه یک ساختار درستی نیست و بسیاری از بچه‌هایی که در صحنه‌ هستند یا خوابند و یا دهن دره می‌کنند و یک مدیر صحنه آنجا حضور دارد که بچه‌ها را وادار و تهییج می‌کند که حالا دست بزنید و یا جیغ بکشید. و فقط به خاطر دلخوشی پدر و مادر است که در تلویزیون تصویر کودک خود را نشان می‌دهند که اره آن کودک من است.
شماره هجده : قالب مستند : دور شدن از فضای استودیو و رفتن به فضاهای بکر طبیعی و سفر به روستاهای مختلف کشور. استفاده از یک کودک به عنوان شخصیت اصلی داستان مستند که تجربیات خود را به نمایش می‌گذاشت و باعث همذات پنداری کودکان با خود می‌شد.
شماره نونزده : بر اساس یافته‌هایی که از تحقیقم ارائه کردم، تنوع جنگ تلویزیونی (به کار گیری آیتم‌های مختلف در یک برنامه) دلیل اصلی استقبال مخاطبان کم سن و سال است که احتمالا جوابگوی احساس تنوع طلبی آنهاست. همراهی موسیقی با تصویر، استفاده از آهنگ‌های شاد و انرژی بخش، عروسک‌های سخنگو، و بخش‌های کارتونی، امیتازهایی است که جنگ تلویزیونی را از سایر ژانرهای برنامه‌سازی جدا می‌کند. اما نکته قابل توجه اینکه: جنگ تلویزیونی اگر به شیوه‌ای صحیح و علمی و بر پایه تحقیق ساخته شود، می‌تواند در جذب مخاطبان کم سن و سال بیشترین موفقیت را داشته باشد؛ در غیر این صورت، صرف چسباندن چند آیتم به هم، دلیل بر تهیه و تولید اثری موفق نیست.

مطلب مرتبط :   ارتش، سپاه، آبادان، 1359، لشکر، جنگ

سؤال نهم : به نظر شما این ادعا تا چه حد صحیح است: هیچ قالبی به تنهایی ملاکی برای جذابیت ندارد و این شاخصه‌ها و ویژگی‌های صحیح هر قالب است که اگر در هر قالب مراعات شود سبب جذب کودکان می‌شود؟ (قالب در جذب مخاطب چقدر نقش و اهمیت دارد؟)
شماره یک: این ادعا صدرصد صحیح است. شما می‌توانید قالب انیمیشن را بسازید ولی انقدر بد بسازید که کسی نگاه نکند و این حرف کاملا درست است.بین محتوا و قالب رابطه خاصی خیلی وجود ندارد البته جاهایی هست که قالب به محتوا حد بزند و برعکس. یک تعاملی بین قالب و محتوا در ذهن برنامه‌ساز اتفاق می‌افتد و نوع برنامه را تعریف می‌کند و چه بسا شما آن را به برنامه‌ساز دیگری بدهید چیز دیگری به ذهنشان بیاید.

شماره دو: کاملا درست است. یعنی ما یک قالب داریم که بسیار زیباست ولی اگر درست چیده نشود و هدف ما را دنبال نکند به مقصود نمی‌رسد. ما برای محتوایی که داریم باید قالب درستی انتخاب کنیم. و این هنرمند است که باید این ارتباط را به وجود بیاورد. باید ببینید محتوا چیست و بعد یک قالب برای آن طراحی بکنید.

شماره سه : بین قالب و محتوا رابطه وجود دارد. این ادعا می‌تواند درست باشد. ما قالب‌های زیادی داریم که موفق هستند مانند یک قالب مجری و عروسک مثل کلاه قرمزی موفق بوده و یک قالب بازیگری مثل گروه فتیله هم موفق بوده‌اند و یا عموپورنگ که مجری محور است و یا شکرستان که انیمیشن است یا برنامه‌هایی که کامل عروسکی هستند مثل توپولوها.
شماره چهار : درست است.
شماره پنج : درست است.
شماره شش : موافقم همه قالب‌ها مبتنی بر نیاز مخاطب و محتوا قابل نقد است و نمی‌شود قالب را بدون محتوا قضاوت کرد.
شماره هفت : 70درصد صحیح است. من : لطفا صحیحش را عنوان بفرمایید. صحیحش این است که قالب‌هایی که برای مخاطب کودک و نوجوان اختصاصا برای هر کدام جداگانه کاربرد قوی‌تری داشته باشد قطعا باید مجزا و تفکیک بشوند یعنی اولویت دارند. مثلا برای مخاطب کودک نمایش و قالب موزیکال و یا قالب عروسکی اولویت دارد. برای مخاطب نوجوان عروسکی و موزیکال اولویت ندارد و برنامه ترکیبی و نمایشی اولویت دارد. ولی برنامه‌های موفقی می‌شود ساخت و حتی می‌توان برنامه موفق مستند برای کودکان ساخت. البته اگر از مولفه‌های خوبی برای آن استفاده شود. باید در قالب‌ها اولویت قائل شد. و نهایتا ایشان به این قائل شد که با اولویت بندی قالب‌ها ادعا صحیح است.
شماره هشت : درباره خود قالب به تنهایی نمی‌شود صحبت کرد و خود قالب ذاتا هنری و جذاب است. ولی نسبت بین قالب،‌ محتوا و مخاطب است که مشخص می‌کند چه برنامه چگونه تولید شود.

و تناسب بین قالب، محتوا و مخاطب است که می‌تواند یک چیز جدید خلق کند. و خود قالب به تنهایی نمی‌تواند به تنهایی جذاب باشد. مثلا شما برای میهمان خارجیتان ممکن است دوغ را در یک کاسه سفالین بیاورید و خیلی هم به نظر همه شیک باشد. ولی آیا برای یک کودک در همان کاسه دوغ می ریزید و یا برای همان میهمان نوشابه را در همان کاسه سفالین می‌ریزید. خوب مسلما اینطور نیست ابتدا نگاه می‌کنید و می‌بینید کودک اگر بخواهد در یک کاسه بزرگ دوغ بخورد حتما آن را بر خود و لباسش می‌ریزد پس در یک لیوان کوچک به او دوغ می‌دهید. و یا اینکه نگاه می‌کنید می‌بینید که برای یک میهمان خارجی خود باید در کنار غذایی مثل لازانیا، یک شیشه نوشابه با یک لیوان شیک قرار ‌دهید و اگر در یک کاسه سفالین نوشابه بریزید با این غذا و جو میهمانی تناسب ندارد. و اگر شما نوشابه را محتوا، میهمان را مخاطب و کاسه را قالب در نظر بگیرید خوب متوجه می‌شوید که نیازمند یک تناسب بین هر سه هستید.
شماره نه : این مثل این می‌ماند که ما بگوییم کلنگ از آسمان افتاد و نشکست و این سؤال خیلی کلیشه‌ای است
شماره ده : بله دقیقا درست است
شماره یازده : درست است.

مطلب مرتبط :   بانک، شاهنشاهی، شاه، انگلستان، بریتانیا، ایران،

شماره دوازده : بله همینطوره. اگر قالب را صحیح انتخاب کنیم و درست و کارشناسانه جلو برویم مسلما صحیح انجام می‌شود.

شماره سیزده : این حرف شما حرف درستی است. چون وقتی کسی می خواهد کاری را باید انجام دهد باید بهترین کار را انجام دهد. اینجا باید ویژگی‌های خاص مخاطب را در نظر بگیریم.

شماره چهارده : بله درست است. یعنی هر قالب و ساختار باید ویژگی‌های فنی و هنری لازم را فراهم بکند و استانداردهای هنری و فنی را داشته باشد تا بتواند ارتباط برقرار کند. بعضی از عوامل به داخل برنامه مزبوط می‌شود و بعضی از عوامل نیز به خارج از برنامه مربوط می‌شود. الزاما آن پیامی که ما به صورت کد در برنامه قرار داده‌ایم توسط مخاطب همان‌گونه که ما می‌خواهیم رمزگشایی نمی‌شود. چه بسا گاهی او در یک شرایطی قرار گرفته باشد که عکس آن پیام را بگیرد. منتهی خوب ما باید با توجه به مخاطب هدف شرایط فنی و هنری لازم را درست انتخاب کنیم. و غیر از اینها، عوامل بیرونی و شرایط بیرونی، بسیار کار تأثیرگذاری را دشوار می‌کند. به عنوان مثال الان یکی از مشکلاتی که ما داریم این است که کودکان به تماشای برنامه‌های بزرگسالان می‌نشینند و یا پای اصلی برنامه‌های ماهواره هستند و یا اینکه یک کتاب را می‌خواند و با یک دوستی برخورد می‌کند که بسیار متفاوت‌تر است از حرفی که در برنامه کودک شنیده است و هرچه که رشته‌ایم پنبه می‌شود. و از دیگر مشکلات پیش روی صدا و سیما این است که بچه‌ها در کوتاه‌ترین زمان ممکن و با کمترین هزینه و آسان‌ترین روش به انواع محصولات دسترسی دارند و اینطور نیست که بگویم این کودک در اختیار ماست و هرچه ما بخواهیم انجام می‌دهد. ما در ارتباطاتمان باید این مسائل را در نظر بگیریم یعنی اینکه ما در یک دنیای رقابتی قرار گرفته‌ایم و با ملاحظه رقبا باید محصول خودمان را تولید بکنیم و در حقیقت کار ما سنگین‌تر می‌شود. در اینجا تازه‌گویی و نوآوری و خلاقیتی باید در تولیدات ما باشد که مخاطب مشابه آن را در جای دیگر ندیده باشد.
شماره پانزده : صحیح است. هرکاری یک استراتژی دارد و هر وقت شما پیش تولید و طراحی را انجام دادید مطمئنا شما کارتان متفاوت خواهد بود.
شماره شانزده : قطعا همین طور است. و این حرف اول ینده است که عرض کردم خدمت شما که باید ابتدا نیاز مخاطب را بشناسیم سپس برنامه‌سازی کنیم.

شماره هفده : ابتدا ما باید تعریف کنیم که قالب یعنی چه؟ قالب و ساختار یعنی نقشه راه و طرح و یا نقشه ساختمان قبل از ساختن آن. قالب در حقیقت به کمک اندیشه است که شکل می‌گیرد. قالب جذاب را باید طراحی کرد. قالب جذاب به قالبی گفته می‌شودکه بتواند مخاطب را با خود همراه کند. به این جاذبه عنصر پیگیری می‌گویند. یعنی شما باید یک قالبی را طراحی کنید که با موضوع متناسب باشد که عنصر پیگیری در آن لحاظ شده باشد. عنصر پیگیری یعنی اینکه قصه داشته باشد. عنصری که قصه داشته باشد یعنی اینکه مخاطب مجموعه حوادث و رویدادهای آن قالب را پیگیری بکند. از نظر لغوی قصه به مجموع حوادثی می‌گویند که پی در پی می‌آیند. حالا چند نمونه بیان کنیم. فرض کنید شما یک برنامه داستانی می‌سازید این برنامه باید فیلمنامه خوبی داشته باشد، شخصیت‌های متفاوتی داشته باشد، داستان جذاب و قابل پیگیری داشته باشد. اگر یک برنامه ترکیبی می‌سازید باید عناصر کشش، پیگیری و جذابیت این برنامه را کشف بکنید. مثلا یک طرح دکور متفاوت از عناصر کشش در یک برنامه ترکیبی است. و این دکور همان دکوری است که کسی به سمت آن نرفته است یا حداقل کمتر رفته‌اند. یا همان دکور قبلی را به روز و متفاوت‌تر بکنید. یا اینکه در انتخاب مجری شما بیایید و سه مجری برای این برنامه قرار بدهید که هر کدام در یک رده سنی باشد. مثلا یک پیرمرد، یک عاقله مرد و یک نوجوان. این می‌شود کاری که تاکنون شخص دیگری انجام نداده است. یا مثلا تیترا‍ژ برنامه‌های ترکیبی را الان با ترانه اجرا می‌کنند که ما اولین بار در برنامه “سلام بهار” در شبکه یک این برنامه را تولید کردیم که از آن به بعد بود که