مدیریت دانش 

امروزه سازمان ها دریافته اند که هیچ چیز به اندازه دانش نمی تواند آنها را در دنیای رقابتی نگهدارد . لذا بیش از هر چیز کارکنان سازمان به عنوان صاحبان دانش و مهمترین سرمایه سازمان مورد توجه قرار گرفته اند . مدیریت دانش به عنوان ابزاری که می تواند دانش موجود را گردآوری کرده و نظم و پویایی بخشیده و در کل سازمان اشاعه دهد اهمیت یافته است . اخیراً مدیریت دانش ، به خاطر کاربرد وسیع نظریه ها و روش های آن در رسیدگی به امور دانشی مؤسسات و شرکت ها ، به طور جدی مورد توجه محافل دانشگاهی و شرکت های تجاری و تحقیقاتی قرار گرفته است (باقری و اخوان ، 1389) .

تعاریف و دیدگاه های متفاوتی در خصوص مدیریت دانش وجود دارد و هریک از نظریه پردازان براساس کارکردهایی که برای دانش و مدیریت در سازمان ها قائل هستند تعریفی خاص از آن ارائه داده اند . اکثر تعاریف ذکر شده در خصوص مفهوم مدیریت دانش را در دوسوی طیفی می توان تقسیم بندی کرد که در یک سر آن تعاریف مبتنی بر سخت افزار و نرم افزار اطلاعاتی از مدیریت دانش وجود دارد و در سوی دیگر این طیف تعاریف مبتنی بر انسان و نقش انسان در طراحی و اجرای مفهوم مدیریت دانش را می توان قرار داد . از میان نظریه پردازان گروه اول می توان به مالهترا (1998) ، نیسن (2000) ، اسوان (1999) و داونپورت و پروساک (1998) اشاره کرد که بیشتر مدیریت دانش را به عنوان یک فناوری اطلاعاتی تعریف کرده اند که می تواند مواردی مثل بانک های اطلاعاتی ، ویدئو کنفرانس ها ، برنامه های رایانه ای ، اینترنت و غیره را شامل شود . نظریه پردازانی که بیشتر به تأثیر نقش و حضور انسان ومفهوم سرمایه انسانی در سازمان و سیستم مدیریت دانش توجه کرده اند افرادی مثل ماناسکو(1999) ، پتراش (2001) ، نوناکا (1995) و مارتنسون (2000) بوده اند که انسان را به عنوان محور اصلی اجرای سیستم مدیریت دانش دانسته اند و فناوری اطلاعات را پشتیبان سیستم مدیریت دانش تلقی کرده اند (به نقل از اعرابی و موسوی ، 1389) . در جدول (2-1) به نقل از چاتی[1] (2012) مهمترین تعاریفی که از مدیریت دانش ارائه شده را نشان داده است .

مطلب مرتبط :   مجاهدین، تروریستی، مسلحانه، نظامی، انقلاب، جنگ

جدول 2-1 : تعدادی از مهمترین تعاریف ارائه شده در مورد مدیریت دانش

تعریف مدیریت دانش  نویسندگان
مدیرت دانش شامل فرآیندهای سازمانی است که ترکیب مشترکی از داده ها ، اطلاعات را جست و جو کرده و به دنبال آن به پردازش ظرفیت فناوری اطلاعات ، خلاقیت و نوآوری انسان ها می پردازد . مالهوترا (1998)
مدیریت دانش مجموعه ای از فرآیندها برای تبدیل سرمایه فکری به فرآیندهای ارزشی مانند نوآوری ، خلق دانش ، اکتساب دانش ، سازماندهی دانش ، کاربرد دانش ، تسهیم دانش و بازسازی دانش می باشد. کناپ (1998)
مدیریت دانش عبارت است از تلاش هماهنگ به منظور بهبود دانشی که خلق شده ، رهاشده و مورد استفاده قرار گرفته . داونپورت و همکاران (1998)
مدیریت دانش شامل فرآیندهای مختلفی مانند اکتساب ، خلق ، بازسازی ، بایگانی کردن ، انتشار و کاربرد ( تبدیل دانش جدید با هدف اصلاح عمل یا رفتار ) دانش می باشد . مالهوترا (2000)
مدیریت دانش شامل چهار فرآیند اصلی یعنی خلق ، ذخیره/بازیافت ، انتقال و کاربرد دانش می باشد . علوی و لیدنر (2001)
مدیریت دانش چارچوبی برای به کار بردن ساختارها و فرآیندها در سطوح فردی ، گروهی ، تیمی و سازمانی می باشد  به طوری که سازمان بتواند از چیزی که می داند یادبگیرد و به منظور ایجاد ارزش برای مشتریان از آن استفاده کند گورلیک و همکاران (2004)
یک مدل پویا برای ایجاد دانش براین فرض اساسی استوار است که دانش انسانی از طریق تعامل اجتماعی بین دانش پنهان و آشکار ایجاد شده و گسترش پیدا می کند . این فرآیند تعامل ، تبدیل دانش نام دارد . نوناکا و تاکوچی (2005 )
مطلب مرتبط :   عقلانی، باورهای، خودآیینی، دینی، آن‌ها، اخلاقی

منبع : چاتی (2012)

یکی از جامع ترین تعاریف ارائه شده در مورد مدیریت دانش ، تعریفی است که توسط فرهنگ اصطلاحات مدیریت دانش مطرح شده که معتقد است مدیریت دانش فرآیند سیستماتیک جست وجو ، انتخاب ، سازماندهی ، پالایش و نمایش اطلاعات است به طریقی که درک کارکنان در زمینه خاص بهبود و اصلاح شود و سازمان بصیرت و درک بهتری از تجربیات خود کسب کند . فرآیندهای مدیریت دانش در حل مسئله ، یادگیری پویا ، برنامه ریزی راهبردی ، تصمیم گیری و محافظت دارایی هوشی از فرسودگی و تباهی ، به سازمان کمک می کند و منجر به انعطاف پذیری فزاینده و افزایش هوش سازمانی می شود ( عدلی ، 1384 ) .

[1] – Chatti