دانلود پایان نامه

نقش مایه موجودات تخیلی و نیمه خدایی در شوش و بین النهرین بسیار رایج بود. در دورانهای اولیه تمدن ایلام این موجودات فوق طبیعی ترکیب غریبی داشتند. درختان تزئینی، نیمه مار، نیمه انسان و نیمه گاو – نیمه انسان بی شک شوشی ها معتقد به وجود شیاطین بدخیم و زیانکار و خدایان خوش خیم و سودمند بوده اند. در واقع شوش از نظر بابلیها سرزمین ساحران و دیوان بوده است. مهمترین نقشمایه را در هنر مذهبی شوش مار تشکیل می دهد که تصاویر زیادی از این خدا را در زیر بناها به ودیعه نهاده شده تا بنا از چشم زخم نیروهای شوم موجود در قلمرو جهان زیرین محفوظ بماند. از آنجایی که شوشیها دارای حسن تخیل قوی هستند و موجود تخیلی گریفین (شیر دال) را به عنوان معابد ابدا کردند می توان گفت که نقش گاو – مرد (شکل 6) به عنوان محافظ روی دیوار معبد کار شده است و الهه اشاره ای است بر حضور خدا در معبد که او فرمانروا است و مردم زیر سلطه او هستند و او آگاه به آنچه که اتفاق می افتد است. و نخل تزئینی بین شوشیها نشانه خورشید است این نقش دارای احترام خاصی است . چرا که نشانه گرما و روشنی بخشی جهان است و مهمتر اینکه شوشی ها مرده هایشان را رو به تابش آفتاب دفن می کردند. (مجید زاده، یوسف؛ ١٣٧٠ ؛ تاریخ و تمدن ایلام؛ نشر دانشگاھی تھران.ص26)
3-21مذهب شوش
مذهب ایلام اگرچه در طول هزاران سال تداومی منطقی داشته اما مدارک موجود نفوذ مذهب بر فرمانروایان و مردم ایلام باستان آشکار می سازد. مذهب شوش دارای ویژگی هایی بود. یکی از آنها احترام خاصی بود که ایلامیها همواره برای سحر و جادو، نیروهای جهان زیرین و عنصر زن قایل بودند و ویژگی دیگر پرستش مار بود. مذهب ایلام در تمام دورانها جنبه ای جادویی داشت. بطوری که حتی آشوریهای خونسرد را نیز تحت تاثیر قرار داده بود.
شوشیها مار ر ا که یکی از تصاویر مثالی سرچشمه حیات است هم مورد اقرار قرار می دادند و هم پرستش می کردند. ظهور اسرار آمیزش بر زمین و غیب شدن ناگهانیش در جهان ناشناخته زیرزمین، مایه تسخیر خیال و انگیزه قصه بافی و افسانه سازی شده است. بدین وجه که مار را موجودی مافوق انسان و طبیعت که از ارواح و جانهای نیاکان مرده مدد می گیرد پنداشته اند به علاوه توانایی پوست انداختن مار و ظاهر شدنش پس از ترک جلد قدیم و فرسوده به صورتی که کاملاً جوان شده و جان تازه یافته این اندیشه را قوت می بخشد که مار می تواند دائماً تجدید حیات کند. همچنین مار به عنوان الهه باروری شناخته شده است و بزرگترین حامی برای شاهان و مردم شمرده شده است. (مجیدزاده یوسف،۱۳۸۶،تاریخ و تمدن ایلام،تهران،مرکز نشر دانشگاهی،چ۲.ص15)
3-13مهمترین خدایان شوش
در یکی از کهن ترین مدارک موجود یعنی معاهده میان هیت با استمدادهای زیر آغاز می گردد. گوش فرادار ای الهه پی نی کیرو شما خدایان خوب آسمان در سلسله مراتب خدایان شوش والاترین خدا که در واقع جدا از دیگر خدایان بود یک الهه است.
در اعصار جدیدتر پی نی کیر را به عنوان فرمانروای آسمان توصیف کرده اند. او الهه بزرگ مادر شوش و تمام ایلامی ها بوده است.
الهه دیگری که نفوذ خود را به تدریج در شوش گسترش داد کیریریش بود. در شوش به ولی لقب پرغرور «مادر خدایان« و بانوی معبد برتر که از همه مراقبت می کند ارائه شد.
به نظر می رسد که این الهه های مادر، فرمانروایان اصلی قلمرو خدایان ایلام بودند. آنها به تدریج و ناخواسته (به احتمال در طول هزاره دوم پیش از میلاد جای خود را به خدایان مرد واگذار کردند، با این حال هرگز مقام رفیع خود را در سلسله مراتب خدایان از دست ندادند. این خدایان مطمئناً در قلبهای مردم جای مطلوبی را به خود حفظ کرده بودند. وجود پیکره های بی شمار گلی که به «الهه برهنه» الهه باروری معروف هستند بر همین امر دلالت می کند. این پیکره ها زن برهنه ای را نشان می دهند که پستانهای خود را با دو دست گرفته و بدین صورت الهه های پی نی کیر و کیریرش . این شوشینک را تجسم میبخشد.( مجیدزاده یوسف،۱۳۸۶،تاریخ و تمدن ایلام،تهران،مرکز نشر دانشگاهی،چ۲.ص52). (شکل 15)

مطلب مرتبط :   فرآیندهای تکتونیکی، موقعیت جغرافیایی

شکل 15 : الهه مادر شوش پیکره ای سفالی، مکشوفه از شوش، دور ه عیلام میانه، هزار ه دوم قبل از میلاد (porada,1963)
فصلنامه علمی- پژوهشی نگره،شماره 15 تابستان 89
پیکره های الهه برهنه یکی از ویژگی های پیوسته تمدن ایلامی است.
اگر ما به معاهده هیت باز گردیم. دومین مقام در سلسله مراتب خدایان در شوش به این شوشینگ بر می گردد. هنگامی که شوش به صورت پایتخت بلامنازع ایلام درآمد این شوشینگ نیز ارتفاع یافت و همتراز از هوبان درآمد.
این شوشینگ برای همه ایلامی ها خدای سوگند بود و علت این امر شاید این بود که وی را در اصل یکی از خدایان جهان زیرین می دانند. در متون حقوقی نام خدای خورشید و این شوشینگ فرمانروایان تاریکی و روشنایی و مالکان مرگ و زندگی، همیشه در کنار یکدیگر و به عنوان شهود ظاهر می گردد. صفاتی را پادشاهان دیگر برای این شوشینگ قایل بودند. حامی شهر ما و خدای من، فرمانروای من، نیای من، آنان از وی برای یاری رساندن در انجام کارهای مهم سپاسگزاری می کردند اما این حامی شهر شوش و خدای پادشاهان برای ایلامی ها همچون دیگر خدایان نیروی اسرارآمیز پوشیده بود.
خدای بیگانه به نام اَمال جای سوم را به خود اختصاص داد. در طول دوران بابل قدیم شوش زیر نفوذ بین النهرین بود و اسامی سومری واکری در ایلام متداول شد ولی هرگز به تمامی زیر سلطه بین النهرین نرفت. چهارمین جایگاه در فهرست خدایان در معاهده هیت از آن چهره ناشناسی به نام زیت است. ولی به احتمال «خدای بهبودی» بوده است. چرا که واژه مجرد زیتمه به معنی سلامتی است.
مقام پنجم به نهونته، خدای خورشید داده شده است. نهونته علاوه بر معنی خدا به معنی خورشید نیز هست. نام نهونته در معاهدهیت، درست همانند متون حقوقی دوران بابل قدیم در شوش، مقدم بر نام این شوشینگ است از این رو، نام این دو خدا پیوسته با موضوعاتی حقوقی ملازمت دارد. یک پادشاه خدمتگزار مومن نهونته است، یک پادشاه مطیع این – شوشینگ است. نهونته در واقع «خدای قانون» ایلامی ها بود.
مقام ششم خدای شوش به خدای ماه تعلق دارد به احتمال قوی نام خدای ماه به سبب لقبش سیپاکیر که به معنی روشنی بخشی پنیر خوانده می شده است. ایلامیا خدای ماه را پدر یتیمان می دانستند. یک متن از ایلام جدید به «فره – سحرآمیز» پنیر، خدای روشنی بخش حامی خدایان اشاره می کند.( مجیدزاده یوسف،۱۳۸۶،تاریخ و تمدن ایلام،تهران،مرکز نشر دانشگاهی،چ۲.ص62).

مطلب مرتبط :   ایمان، حزب، سازمانهای، انجمن، سازمانها، نهاد

3-14 نمادهای خدایان روی سفالینه ها