ایراد بر آن می‌گیرم و برنامه فتیله یک برنامه است که برای خانواده پخش می‌شود و برای خانواده‌هاست و تصمیم ما آن بود که یک کاسه آجیل باشد که هرکس یک چیزی از درون کاسه برمی‌دارد و خوشش می‌آید مثلا یکی از پسته‌اش خوشش می‌آید یکی از شکلات و دیگر چیزها. با توجه به ذائقه‌ای که وجود دارد گفتیم برنامه‌ای بسازیم که همه خانواده‌ها در کنار هم باشند چون اساسی‌ترین مشکل این بود که خانواده دور هم نیستند و دور یک سفره نیستند و با هم حرف نمی‌زنند. برنامه فتیله با این رویکرد شروع شد به همین دلیل بعضی از برنامه‌ها برای خردسال است مثل قاطینگا، علی کوچولو، نمایش گاوها. و برای کودکان نمایش مکتب‌خانه، نقالی، شاهنامه‌خوانی قرار دادیم و ترانه‌های قدیمی در فضاهای قدیمی برای جذب پدربزرگ، مادربزگ‌ها قرار دادیم و حدودا صدو بیست آیتم نمایشی داریم و حدود هزار و دویست تا ترانه داریم و قالب‌های نمایشی و تمام آنچه که در این برنامه وجود دارد برای این است که بتواند همه ذائقه‌ها را در کنار خودش جلب کند. به همین خاطر “فتیله” برنامه کودک موفقی،‌ نیست. فتیله یک برنامه‌ایست که باید خانواده‌ها ببینند و هدفش همین است و هیچ تفکیکی بین آنها وجود ندارد. و به دلیل نبود هزینه دیگر شما نمی‌توانید برنامه‌ای دیگر تولید کنید و همه برنامه‌ها به سمت عمو و خاله رفته است و باید فقط در یک قالب کار کرد و چون نمی‌توانید سرمایه‌گذاری انجام دهید، نمی‌توانید هیچ عروسکی به برنامه اضافه کنید و کار داستانی تولید کنید. و همه برنامه‌ها تقریبا شبیه هم هستند و رویکرد آنها شبیه هم شده است و باید خیلی متنوع باشند و این متنوع بودن از لحاظ فکر است. و اگر یک کار تلویزیونی داشته باشیم که هزینه‌ای هم نداشته باشد ولی پشت آن فکر باشد می‌تواند اتفاقی بیفتد. اگر شرایط و امکاناتی داشتیم الان باید شهر فتیله ساخته می‌شد و مخاطب هیچ وقت از آن خسته نمی‌شد. الان ما بیست و دو سال هست که برای کودکان داریم و برنامه‌ می‌سازیم و این یعنی سرمایه و چون ما خوراک فکری بچه‌ها را تأمین می‌کنیم اگر هر جای دیگری از دنیا بودیم شاید الان یک استودیو داشتیم.
شماره چهار : تاریخچه تولید برنامه “صندوق پست” که در آن “کلاه قرمزی” خلق شد برمی‌گردد به این مطلب که در آن زمان ما در گروه کودک یک مجری خانم داشتیم به نام خانم معلمی که ایشان توانسته بودند ارتباط خیلی خوبی با کودکان در پخش برنامه کودک برقرار کنند. به طوری که خیلی راحت از طریق برنامه کودک به پدر و مادرها می‌گفتند که شما اسم‌ بچه‌هایتان را به ما بدهید و اگر مشکل و مسئله‌ای برای مطرح کردن با بچه‌ها وجود دارد، کار خوبی انجام می‌دهد که ما تشویقش کنیم و یا اگر کار اشتباهی می‌کند از طریق برنامه کودک از او بخواهیم که کارش را تکرار نکند. و والدین نیز نامه می‌دادند و این خانم با محققین و نویسندگانی که در گروه بودند پاسخ‌های مناسبی را مطرح می‌کردند. ایشان از طریق حمایت‌های مدیریت وقت شبکه، از طریق برنامه زنده کودک به سؤالات والدین و درخواست‌های آنها پاسخ می‌دادند و اسم کودکان را دربرنامه می‌آورد و به آنها می‌گفتند که آن کار شما خوب است یا بد بوده است و خیلی مورد توجه قرار گرفته بود. تا اینکه ایشان برای ادامه تحصیل به انگلستان رفتند و وقتی رفتند و دیدیم که برنامه حیف خواهد شد به ذهم خود بنده رسید- که چون دیگر آن اعتماد به مجری دیگری در بین والدین به سختی امکان پذیر است پس گفتم- بیاییم در قالب زنده و عروسکی برنامه‌ای تولید کنیم که اولین قالب مجری و عروسک با هم بود. و حالا جای آن بچه‌هایی که در خانه هستند یک عروسک طراحی کردیم. و نام برنامه که “صندوق پست” بود هم دلیلش این بود که مستقیما از طریق صندوق پست با نامه‌های والدین موضوعات برنامه مشخص می‌شد و دغدغه‌های کودکان به برنامه می‌رسید و مطرح می‌شد. و ما با اجرای آقای طهماسب و عروسکی که داشتیم و خیلی سریع می‌خواستیم این کار را انجام بدهیم که مخاطبین را هم از دست ندهیم زود این برنامه را تولید کردیم. و آن زمان در یک زمان بسیار کم یکی از عروسک‌های برنامه دیگری که آن هم تولید خود بنده بود توسط عروسک ساز ترمیم شد و همه چیز به طور اتفاقی افتاد. و چون دیدیم درست نیست برای آن اسمی بگذاریم به خاطر کلاهش گذاشتیم کلاه قرمزی و آقای مجری هم آقای مجری ماند و خیلی زود بیینده پیدا کرد و مخاطبین بسیاری پیدا کرد. و ابتدا سه روز در هفته بود بعد شد پنج روز در هفته و شخصیت‌های دیگری نیز به کار اضافه شد. مثل جغجغه و داداشش و حتی شخصیت‌های دیگری مانند گلابی و ژولی پولی را وارد برنامه کردیم تا برنامه همچنان تنوع و جذابیت خود را حفظ کند که یادم می‌آید اگر اشتباه نکنم سال هفتاد بود یا هفتاد و یک که با اختصاص دادن برنامه “کلاه قرمزی” برای تعطیلات نورزوی برنامه مفصل‌تر و نمایشی‌تر شد و بازیگران متعددی وارد برنامه شدند. واقعا برنامه خوب گل کرد. یعنی فکر می‌کنم که همه مشتاق‌تر شده بودند که ادامه آن را ببینند. این “کلاه قرمزی” که جدیدا پخش می‌شود با آن “کلاه قرمزی” کاملا متفاوت است و این فقط تعداد پرسوناژش زیاد شده است و فقط شده است خنده‌دار ولی دیگر برای کودک نیست و بزرگسال می‌بیند و خوششان می‌آید و به عنوان یک برنامه طنز آن را تماشا می‌کنند و کمتر می‌بینم کسی بگوید که از آن پیام گرفته‌اند بیشتر کار طنز است.
شماره پنج : قالب برنامه “سپید پررنگ” ترکیبی از پلاتو، تولید و گزارش است. “نیم رخ” ترکیبی بود از پلاتو (آماده شدن یک متن و تک خوانی آن) و گزارش‌ها و در سال‌های آخر “نیم رخ”، در برنامه یک میز قرار داده شد که دورتادور آن نوجوانانی می نشستند و راجع به موضوعی بحث می‌کردند. بعدها برنامه‌های “شیب تند” و “نارنجستان” تولید شد که پلاتویی-نمایشی بود یعنی غیر از اینکه پلاتو گفته می‌شد نمایش‌هایی هم در آن اجرا می‌شد. قالب‌های دیگری که رایج شد “نقطه سرخط” و “مثبت من” بود که از دو مجری پسر و دختر استفاده می‌کردند به علاوه یک کارشناس مسائل نوجوانان، که با حضور آن کارشناسان مشکلات و مسائل نوجوانان مطرح می‌شد. و چون نوجوانی فاصله‌ای بین کودکی و بزرگسالی است و خود نوجوان دوست دارد بزرگسال محسوب شود. ما هم گفتیم طوری با آنها برخورد کنیم که دوست دارند باشند. و یک ترکیبی از برنامه کارشناس و گفتگو محور و با حضور خود نوجوان ترتیب دادیم. و حتی گفتیم برنامه زنده باشد تا بگوییم ما به شما اعتماد داریم و نظراتتان برای ما خیلی مهم است. و به همین دلیل خودشان پیام می‌دهند و می‌آیند در برنامه شرکت می‌کنند. و شخصیت‌های مهم و مسئولین را هم در برنامه دعوت کردیم و به نوجوانان این اعتماد را دادیم که شما خیلی مهم هستید. و بعد از هر برنامه ما بازخوردهای اس ام اسی خوبی از برنامه می‌گیریم و دقیقا همان چیزی است که ما از برنامه‌مان می‌خواهیم و بدون اینکه ما به آنها چیزی تحمیل کنیم خود آنها جواب می‌دهند و با برنامه احساس صمیمیت می‌کنند. از جمله موانعی که اگر نمی‌بود برنامه موفق‌تر بود این است که ما یک سری مباحث را نمی‌توانیم مطرح کنیم یا مثلا در حوزه موسیقی دچار مشکل هستیم که اگر این موانع نمی بود قطعا به موفقیت برنامه خیلی کمک می‌کرد. بیان روابط دختر و پسر در این سنین یکی از آن خط قرمزهاست و یا اینکه در موقع ورود به سازمان پوشش نوجوانان را کنترل می‌کنند و این باعث آسیب می‌شود.
شماره شش : من چندتا مثال با دلایل موفقیت آن برنامه برای شما می زنم :
یکی برنامه “بچه‌های دیروز” است که اصلا برای کودک ساخته نشده است و برای کودکان قدیم تولید شده است و دلیل موفقیت آن هم خاطره بازی است. یعنی ذهن مخاطب را به دوران کودکی خود می‌برد. این برنامه از لحاظ فلسفی مجاورت دارد به کودکی و حال کودکی آدم را خوب می‌کند. برنامه “نیم‌رخ” قالبش ساده بود ولی محتوای آن محتوای فربه و به سامانی بود. و مخاطب برای دریافت محتوا به آن مراجعه می‌کرد. و این برنامه،‌ برنامه محتوا محوری بود و قالب در حاشیه قرار داشت و این را هم مخاطب به خاطر صریح‌گوییش انتخابش کرد. برنامه “عمو پورنگ” یکی دیگر از این برنامه‌هاست که دلیل موفقیتش مدرن، بروز و موزیکال بودنش هست.
شماره هفت : ریتم برنامه ترکیبی بسیار مهم است و آیتم‌ها و برنامه‌هایی که در این قالب قرار می‌گیرند باید متنوع باشند. هر چه که آیتم‌ها با طعم‌های مختلف و متفاوتی باشد برنامه جذاب‌تر خواهد بود. و برنامه‌ای که مبنای آن حرف‌های مجری باشد موفق نخواهد بود. همچنان که اگر آش شله قلمکار هم باشد جواب نمی‌دهد باید یک تعداد مشخصی آیتم با یک محوریت پلاتویی مشخص و جذاب با استفاده از مجریانی که بتوانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند چه از لحاظ چهره، چه از لحاظ بیان و چه از لحاظ اجرا و طراحی آیتم‌های بدیع و خلاقانه در جذب مخاطب بسیار تأثیرگذار است. استفاده از آیتم‌های کهنه برنامه‌های دیگر، استفاده از روش‌ اجرایی برنامه‌های دیگر قطعا جواب نمی‌دهد و اگر هم جواب بدهد خیلی کوتاه است چون مخاطب باهوش است و سریع متوجه می‌شود این را دیده است. مخاطب خصوصا مخاطب نوجوان دنبال چیز جدید در برنامه می‌گردد.
شماره هشت : در بین انیمیشن‌ها بنده “شکرستان” را خیلی کار خوبی می‌دانم. چون هم سنتی،‌ ایرانی و قدیمی است و هم به چیزهایی اشاره می‌کند که برای بچه‌ها جالب است و ممکن است از پدر و مادر خود بپرسند و هم خیلی انیمیشنش دلچسبی است و عناصر جالبی دارد. و شاید از انیمیشن‌های گران قیمت هم نباشد ولی مخاطب امروز را در نظر گرفته است. و قصه‌های قدیمی را آنچنان به روز می‌کند که زکریای رازی که الان دارد حرفش را می‌زند انگار در همین مدرسه بغلی درس می‌خوانده است در این حد. من : استفاده از مباحثی که مربوط به یزرگسالان است و در این کارتون استفاده می‌شود چه مثل تورم، اختلاس، ازدواج و ….آیا کار را از کودکانه بودن درنیاورده است؟ اینها غلط است. چون مخاطب کودک را نشناخته است و از مفاهیم و واژگان نامأنوس برای کودک استفاده کرده است.
شماره نه : در انیمیشن کشش و جذابیت قصه پیرامون مخاطب خودش بسیار اهمیت دارد. موزیکال بودن انیمیشن بسیار اهمیت دارد. اگر یک کار سینمایی و یا سریال می‌سازیم اصلا اگر طنز هم باشد خیلی اهمیت دارد. طراحی کارکترها و فضاسازی بسیار بسیار حائز اهمیت است. و طراحی‌های شما باید یک دست باشد و از هر گلی چمنی نباشد. خیلی از تهیه‌کننده‌های ما تدارکاتی هستند و باسواد نیستند ولی بعضی معدود تهیه‌کننده داریم که در کارش سررشته دارد و ازتصویر، نور و فیلمنامه سردرمی‌آورد و فرم را می‌شناسد و محتوا را درک می‌کند. برای یک کار انیمیشن ورود و خروج کاراکتر را لی‌اوت‌من در نظر می‌گیرد که همان کار صفحه بند در نشریات را انجام می‌دهد. در کنار کارگردان لیپ‌سینک‌ها،‌ حرکات کاراکترها، وسایل و آکسسوار صحنه، طراحی صحنه و مچ کردن و کامپوزیت کردن اینها را با هم یعنی صدا، ‌افکت ،‌موسیقی و تصویر را با پس زمینه‌ها و فورت‌گراندها و پیش زمینه‌ها را لی‌اوت‌من انجام می‌دهد. در بخش‌های بزرگ سوپروایزها هستند که جلوه‌های ویژه در بخش‌های سه بعدی و دو بعدی و ترکیب اینها، ترکیب زنده انیمیشن در فیلم‌های فانتزی و تخیلی را انجام می‌دهند و حرفه‌ای بودن همه این عوامل بسیار مهم است. ولی اولین چیز که در مرحله پیش تولید داریم یک فیلم‌نامه خوب و منسجم است. و نباید طوری باشد که هرچه مدیر شبکه بگوید انجام بشود یعنی فیلم‌نامه را به شما بدهند که همین را بسازید. طرح فیلمنامه خوب،‌ کارگردان مجرب و خوب انیمیشن، طراح استوری بورد، طراحی کارکترها،‌ طراحی پس زمینه،‌ طراحی حرکات خوب،‌ لی‌اوت‌من خوب،‌ موزیسین خوب، خواننده‌ها و دوبلرهای‌ خوب وقتی همه اینها را خوب انتخاب بکنید کار خوب حاصل می‌شود. قبلا فاصله ژاپن با ایران در زمینه انیمیشن شش یا هفت سال بود ولی الان او یک امپراطوری دارد و به اندازه درآمد نفت ما درآمد دارد.
شماره ده : تقریبا هفت برنامه مسابقه تولید کرده‌ام. که در ساختارهای متفاوتی بودند. یک مسابقه داشتم تحت عنوان مسابقه “سی” که یک بخش از آن مجری آقای “بیژن بنفشه‌خواه” بود. این مسابقه یک مسابقه درسی بود و جالب این بود که تمام کتاب درسی بچه‌ها را از کتاب جغرافیا گرفته تا دینی و علوم اجتماعی تحت عنوان یک مسابقه مطرح می‌کردیم. دکور ما یک کره زمین بود که در یک فضای کاملا سیاه توسط آقای “بنده‌ای” نورپردازی شده بود. یکی از عواملی که به کار کمک می‌کند عوامل حرفه‌ای هستند که باعث موفقیت کار می‌شود. این مسابقه به صورت لیگ برگزار می‌شد و در نهایت یک نفر به عنوان نفر برتر انتخاب می‌شد. البته همه شرکت‌کنندگان از بچه‌های ممتاز بودند. مسابقه “توپ طلایی” برنامه‌ دیگری بود که تولید کردم و آقای “اقبال واحدی” مجری آن بود. یک آکواریوم بزرگ داشتیم که سه متر طول داشت چون مسابقاتمان این‌چنینی بود و یک تابلو داشتیم که خیلی بزرگ بود و یک تابلو حسی حرکتی داشتیم. و کل خانواده‌ها را درگیر می‌کردیم مثلا در یک سری ما پدربزرگ مادربزرگ‌ها را به همراه نوه‌ها می‌آوردیم که با هم در یک تیم در مسابقه شرکت کنند تا آن رابطه عاطفی بین پدربزرگ و مادربزرگ و نوه‌هایشان حفظ شود. احترام به والدین و توجه به آنها از اهداف اصلی این برنامه بود. در این مسابقه کاری کرده بودیم که همیشه

مطلب مرتبط :   مصراع، سروپایی، (بی، جناس، خوار، است)