بر او خواندند، گفت: این جزیه و مانند جزیه است، من که چیزى نمى‏فهمم، حالا بروید کارتان را انجام بدهید و برگردید. آن دو به سراغ مرد سلمى رفتند. او بهترین شترانش را براى زکات جدا کرد و به استقبال دو مأمور آمد. وقتى چنان دیدند گفتند: واجب نیست از بهترین شترانت بدهى، و ما قصد نداشتیم اینها را برگزینیم.534 صاحب تفسیر آسان مینویسد: ضمیر کلمه (مِنْهُمْ) به منافقین برمى‏گردد که ثعلبه یکى از آنان بود. یعنى بعضى از منافقین هستند که با خدا تعهد می کنند و به پیامبر مى‏گویند: اگر خدا از فضل یعنى ثروت دنیوى به ما عطا کند محققاً ما به فقرا و بینوایان صدقه مى‏دهیم.535 بنابراین منافقین حتی به خدا و رسولش نیز وعدههای دروغین میدهند.<br />3-3-3-3-6) تضعیف باورهای دینی و شبههافکنی:
از جمله روشهای فرهنگی جبهه نفاق، تضعیف باورهای دینی، میباشد، این ویژگی آنها ناشی از وجود تردید و شک در دل آنهاست زیرا که اگر خودشان به عقایدشان ایمان واقعی داشتند دچار چنین حالتی نمیشدند. مهمترین راه کار آنها برای رسیدن به این هدف نامقدس، شبههافکنی و تلاش در ایجاد پرسشها و شبههها در مختلف است. « وَ إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً»536: منافقان ( برای ایجاد شبهه در دل مسلمانان و تضعیف باورهای دینی آنها به مسلمانان) گفتند: آیا تعجب نمى‏کنید که شما را وعده باطل مى‏دهد و آرزوهائى در دل شما مى‏افکند و شما را خبر مى‏دهد که از مدینه قصرهاى پادشاهان حیره و مداین کسرى را مى‏بیند و آنها براى شما گشوده مى‏شود و حال آن که شما از شرِّ دشمنان مشغول کندن خندق مى‏باشید و توانائى رویا روئى و آشکار شدن با مشرکان را ندارید. پس خداوند در شأن منافقان که چنین سخنى گفتند آیه: «وَ إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً» یعنى: یاد کنید وقتى را که منافقان و کسانى که در دلهاى ایشان مرض است، گفتند: خدا و رسول او ما را جز فریب دادن، وعده نداد. و براى این ماجرا، آیه «قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ …» را نازل کرد.537

3-3-3-3-7) کفر ورزیدن در پوشش ایمان:
قرآن کریم میفرماید:« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ‏»538؛ سورآبادی در تفسیر آیه مینویسد: و از مردمان کس است که مى‏گوید بگرویده‏ایم ما به خدا و به روز بازپسین و نیستند ایشان گرویدگان از دل و ایشان منافقانند چون عبد اللَّه بن أبىّ بن سلول الخزرجى و دیگر منافقان. جمله مردمان سه گروه‏اند: مؤمن مخلص و کافر محض و منافق. خداى تعالى هر سه گروه را در اول این سورت یاد کرد: از آنجا که هدى للمتقین تا اینجا که هم المفلحون، صفت مؤمنان مخلص است و از آنجا که انّ الذین کفروا تا این جا که و لهم عذاب عظیم، صفت کافران محض است و از اینجا که و من الناس من یقول آمنّا باللّه تا اینجا که یا ایها الناس اعبدوا ربکم، صفت منافقان است. و رئیس ایشان عبد اللَّه بن ابىّ بود. و سبب نفاق او با رسول و یاران رسول از آن بود که پیش از آنکه رسول (ص) به هجرت مدینه آمد، از بهر او تاج ملکت یثرب مى‏ساختند که او را به ملکت مدینه و نواحى آن بنشانند. چون رسول (ص) به مدینه آمد آن تدبیر او شکافته شد و باطل گشت. او که کینه از رسول و از مسلمانان در دل گرفت، به ظاهر اسلام آورد و به دل منافق بود. و آن چه گفت: آمنا باللَّه، اى صدّقنا باللَّه، دعوى تصدیق دل کردند، خداى عزّ و جلّ گفت: دروغ مى‏گویند و ما هم بمؤمنین، اى بمصدّقین بقلوبهم.539بنابراین قرآن مسلمانان را هشدار میدهد که ایمان آوردن منافقان از روی اخلاص است بلکه از روی نفاق و دو رویی آنهاست.
3-3-3-3-8) سفاهت و نادانی:
قرآن کریم میفرماید:« أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لکِنْ لا یَشْعُرُونَ‏»540شریف لاهیجی در تفسیر این آیه مینویسد: خداوند در ردّ کلام ایشان(که میگویند ما اصلاح شدیم) میفرماید که: بدانید به درستى که منافقان ایشانند، فساد کنندگان و فتنه انگیزان ‏و لیکن نمیدانند ایشان که اهل فساد و فتنه‏اند، یا آنکه نمیدانند ایشان که ما میدانیم که ایشان مفسد و فتنه انگیزند.541 صفات دیگری نیز میباشند، که به منظور اجتناب از تطویل بحث آنها را به صورت اجمال فقط نام میبریم: فراموش کردن خداوند542، فریب کاری543و…
3-3-3-4) ویژگیهای اجتماعی منافقان:
این خصوصیت منافقان را میتوان به نفاق اجتماعی نام برد. منافقان در عرصههای اجتماعی نیز دارای خصوصیات ناپسندی هستند از جمله:
3-3-3-4-1) شعار اصلاح و ایمان سردادن:
منافقان همیشه با ظاهر اصلاحگری و ایمانخواهی در جامعه، اهداف پلید خود را دنبال میکنند برای مثال میتوان جریان مسجد ضرار را که با شعار دهان پر کنی همچون کمک به بیماران و معذوران بیان شد، اما در واقع هدفی جزء ضربه زدن به اجتماع مسلمانان نداشت، مطرح نمود: « وَ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ کُفْراً وَ تَفْرِیقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنى‏ وَ اللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکاذِبُون- لا تَقُمْ فِیهِ أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى‏ مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِیهِ، فِیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرِینَ‏- أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلى‏ تَقْوى‏ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٍ خَیْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلى‏ شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فِی نارِ جَهَنَّمَ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ‏- لا یَزالُ بُنْیانُهُمُ الَّذِی بَنَوْا رِیبَهً فِی قُلُوبِهِمْ إِلَّا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ‏»544
خداوند در این آیات به یکی دیگر از توطئههای منافقان اشاره دارد، این آیات درباره گروهی دیگر از منافقان است که برای تحقق بخشیدن به نقشههای شوم خود اقدام به ساختن مسجدی در مدینه کردند که بعداً به نام مسجد «ضرار» معروف شد . خلاصه جریان چنین است که گروهی از منافقان نزد پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) آمدند و گفتند به ما اجازه ده مسجدی در میان قبیله بنی سالم (نزدیک مسجد قبا) بسازیم، تا افراد ناتوان و بیمار و پیرمردان از کار افتاده در آن نماز بگزارند و این در موقعی بود که پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) عازم جنگ تبوک بود، پیامبر( صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها اجازه داد، ولی آنها اضافه کردند آیا ممکن است شخصاً بیایید و در آن نماز بگزارید؟ پیامبر( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: من عازم سفرم . هنگامی که پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) از تبوک بازگشت نزد او آمدند و گفتند: اکنون تقاضا داریم به مسجد ما بیایی و در آن نماز بگذاری و این در حالی بود که هنوز پیامبر( صلی الله علیه و آله و سلم) وارد دروازه مدینه نشده بود . در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیات 110 – 107 سوره توبه را آورد و پرده از اسرار کار آنها برداشت . به دنبال آن پیامبر( صلی الله علیه و آله و سلم) دستور دادند مسجد مزبور را آتش بزنند و بقایای آن را ویران کنند و جای آن را محل ریختن زبالهها کنند. «گروهی دیگر از آنها مسجدی در مدینه اختیار کردند (که هدفهای شومی زیر این نام مقدس داشتند و منظور آنها این بود که با این کار) ضرر و زیانی (به مسلمانان بزنند) مبانی کفر را تقویت کنند و در میان مسلمانان تفرقه ایجاد کنند و مرکز و کانونی برای کسی که با خدا و پیامبرش از پیش مبازه کرده بود، بسازند تا از این پایگاه، نفاق، برنامههای خود را عملی سازند و حتی سوگند یاد میکردند که ما جز نیکی قصد نظر دیگری نداشتیم».
« وَ یَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا ثُمَّ یَتَوَلَّى فَرِیقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ ما أُولئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ‏»545این آیه بیان میکند که منافقان با اینکه بر حسب ظاهر دعوى ایمان نمایند ولى گروهى از مسلمانان از حکم و حکمیت که رسول (ص) فرموده اعراض مینمایند هم‏چنین براى حل اختلاف درباره امور مالى به رجوع به حکمیت رسول (صلّى اللّه علیه و آله) دعوى شوند نپذیرفته امتناع مینمایند.546
ابوالفتوح رازی در تفسیر این آیه مینویسد: خداى تعالى این آیه فرستاد و گفت: به زبان مى‏گویند که ما به خدا و پیامبران ایمان داریم و طاعت مى‏داریم آنگه برمى‏گردند و در حقیقت مؤمن نیستند و علامت نامؤمنى آنها اینست که چون ایشان را به خدا و رسول مى‏خوانند تا رسول حکم کند میان ایشان گروهى از آنها، ناگهان اعراض میکنند.547
3-3-3-4-2) شماتت:
یکی دیگر از ویژگیهای آنها شماتت است، قرآن کریم در اینباره میفرماید:
« إِنْ تَمْسَسْکُمْ حَسَنَهٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْکُمْ سَیِّئَهٌ یَفْرَحُوا بِها وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئاً، إِنَّ اللَّهَ بِما یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ»548
در این آیه یکی دیگر از آیههای منافقین را بیان میکند: از جمله نشانه نفاق و دو روئى این گروه آنست که همیشه در انتظارند که خطرى به مسلمانان روى آورد تا آنکه خشنود باشند و چنانچه بر دشمنان ظفر یابند و غنائمى به دست آورند غمگین خواهند بود، از این رو هرگز صفاء و صمیمیّت با مسلمانان نخواهند داشت.549
3-3-3-3-3) کینهتوزی:
قرآن از کینه و عداوت شدید آنان نسبت به مؤمنان خبر میدهد. به گونهای که این حالت از رفتار و گفتار آنان مشاهده میگردد.«وَ إِنَّ مِنْکُمْ لَمَنْ لَیُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصابَتْکُمْ مُصِیبَهٌ قالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیَّ إِذْ لَمْ أَکُنْ مَعَهُمْ شَهِیداً»550
در میان مسلمانان گروهى منافق هستند که درباره جهاد با دشمنان کوتاهى نموده خوددارى مینمایند و اگر در جنگ بر مسلمانان خطرى متوجّه شود مانند اینکه کشته و یا مجروح شوند و یا هزیمت نمایند خواهند گفت: خدا بر ما منّت نهاد، که در جنگ شرکت نکردیم و اگر با جنگجویان بودیم ما نیز دچار این خطر میشدیم.
بعضی از مفسّرین گفته‏اند مراد از جمله «وَ إِنَّ مِنْکُمْ لَمَنْ لَیُبَطِّئَنَّ» مردم منافق است که با مسلمانان معاشرت دارند و به ظاهر دعوى اسلام مینمایند پروردگار سوگند یاد فرموده که این مردم منافق در اثر اینکه با کفّار و مشرکین همدست و هم کیش هستند بهانهجوئى مینمایند و هرگز به کمک مسلمانان در جنگ با کفّار شرکت نمیکنند.551
3-3-3-4-4) خود را عزیز و دیگران را ذلیل دانستن:
قرآن کریم میفرماید:«یَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِینَهِ لَیُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لکِنَّ الْمُنافِقِینَ لا یَعْلَمُونَ‏»552:مى‏گویند، یعنى منافقان و عبد اللَّه ابى، اگر ما به مدینه شویم هر آینه بیرون کند آن که عزیزتر است آنرا که خوارتر است، یعنى من رسول را بیرون کنم. چون این آیت فرو آمد یاران رسول خواستند که هم در آن سفر با عبد اللَّه ابى

مطلب مرتبط :   حمد، مدح، شفاعت، قیام، قوم، اللَّهِ