مسلمانان، ناس، فرعون، بنى، مدینه، اسرائیل

سخنان آنها کاملًا گوش فرا مى‏دهند(یا جاسوس)668 و خداوند، ظالمان را مى‏شناسد.<br />در شأن نزول این آیه نوشتهاند: درباره منافقان نازل شده است، جریان چنین است: زمانى که حضرت رسالت، پنهانى براى جنگ تبوک از مدینه خارج شدند در محلى به نام «ثنیه الوداع» فرود آمدند و عبد اللّه بن ابىّ با دوستان خود در «ذى حده» که پائین‏تر از «ثنیه الوداع» است منزل گزیدند، این دو مکان فاصله زیادى با یکدیگر نداشت. هنگامى که پیغمبر اکرم از آنجا به سوى تبوک روان شدند، عبد اللّه ابن ابى با دیگر منافقان که اهل شک بودند، از آنجا تخلف کردند و به مدینه بازگشتند. پس اللّه تعالى براى اینکه فرستاده خود را تسلى دهد و او را در سختیها امر به صبر کند، آیه «لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ ما زادُوکُمْ إِلَّا خَبالًا» را فرو فرستاد.669
در این آیه خداوند به مسلمانان هشدار میدهد که، مراقب باشید «افراد ضعیف الایمانى در گوشه و کنار جمعیّت شما وجود دارند که زود تحت تأثیر سخنان این گروه منافق قرار مى‏گیرند» (وَ فِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ). و یا اینکه در میان شما افرادى هستند که براى منافقان جاسوسى مى‏کنند. بنابراین وظیفه مسلمانان قوى الایمان آن است که مراقب این گروه ضعیف یا جاسوس باشند.670
صاحب تفسیر نسفی « سمّاعون» را به معنیِ جاسوس گرفته است و مینویسد:«وَ فِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ‏
یعنی در میان شما جاسوسان ایشانند».671
4-1-3-8) تضعیف روحیه مسلمانان:
دشمنان برای تضعیف روحیّهی مسلمانان، از هیچ تلاش و کوششی دریغ نمیکنند. برنامههایی از قبیل پخش شایعات، ایجاد جوّ رعب و وحشت و وسوسهها و القائات شیطانی، همگی در راستای اجرای این توطئه میباشند. قرآن کریم در اینباره میفرماید: «الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ‏»672: اینها کسانى بودند که (بعضى از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [لشکر دشمن‏] براى (حمله به) شما اجتماع کرده‏اند از آنها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را کافى است و او بهترین حامى ماست.»
طباطبایی ذیل این آیه مینویسد: کلمه « ناس» به معناى افرادى از انسان است، اما نه از هر جهت، بلکه به این جهت افرادى از انسان را ناس مى‏گویند که از یکدیگر متمایز نیستند، (و گوینده کارى به تمایز و خصوصیات افراد ندارد) و در آیه شریفه کلمه ناس دو بار آمده که ناس اول غیر ناس دوم است، منظور از ناس اول منافقین و منظور از ناس دوم دشمنان است، منافقین که از یارى اسلام مضایقه کردند به منظور اینکه مسلمانان را هم از رفتن به جنگ باز بدارند و سست کنند، به ایشان گفتند: ناس یعنى مشرکین جمعیت بسیارى براى جنگ با شما جمع کرده‏اند، معلوم مى‏شود ناس دوم مشرکین و ناس اول أیادى و جاسوسانى هستند که مشرکین در بین مؤمنین داشتند و از ظاهر آیه برمى‏آید که این جاسوسان عده‏اى بوده‏اند، نه یک نفر و همین آیه مؤید آن است که آیات شریفه مورد بحث دربارهی داستانى نازل شده که بعد از پایان جنگ احد پیش آمد، که رسول خدا (ص) با بقیه اصحابش، مشرکین را تعقیب کرد.673
نویسنده تفسیر آسان مینویسد: منظور از کلمه «النَّاسُ»، چنانکه امام محمّد باقر و امام جعفر صادق (علیهما السّلام) فرموده‏اند: نعیم بن مسعود اشجعى است و بنا به قولى: همان سوارانى میباشد که ابو سفیان به وسیله آنان براى رسول خدا پیغام داد و آن حضرت را تهدید نمود و مقصود از جمله «إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ» که ترجمه شد بنا بر قول اکثر مفسرین: ابو سفیان و یارانش میباشد. یعنى اى مسلمین! از ابو سفیان بترسید.674

4-1-3-9) تبلیغات سوء:
دشمنان عصر رسالت از این حربه بسان رجال سیاست امروز بهره میگرفتند و در سایهی اثرپذیری گروهی میتوانستند روحیّهها را سست کنند و از این طریق توازن قدرت اسلام و شرک را در منطقه حفظ نمایند. بنابراین این شیوه، از شیوهها و روشهای متداول در دورهها و اعصار مختلف است. قرآن کریم در اینباره میفرماید:«لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَهِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیها إِلَّا قَلِیلًا»675: اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بى‏اساس در مدینه پخش مىکنند دست از کار خود برندارند، تو را بر ضدّ آنان مى‏شورانیم، سپس جز مدّت کوتاهى نمى‏توانند در کنار تو در این شهر بمانند! «مرجفون»: کسانى بودند که در مدینه براى مضطرب کردن دلهاى مسلمانان خبرهاى دروغ پخش مى‏کردند و مخصوصاً درباره سریّه‏هاى پیغمبر(صلّى اللَّه علیه و آله) جنگهایى که خود حضرت در آن حضور نداشت، به دروغ مى‏گفتند مسلمانان فرار کردند و کشته شدند. و اصل مرجف از ماده رجفه است که به معناى زلزله و جنبش است. و چون خبر دروغ خبر غیر ثابت و متزلزل است، آنرا رجفه گویند. و مقصود از آیه شریفه این است که اگر منافقان از دشمنى و نیرنگشان و تبهکاران از اذیّت زنان و دروغگویان از ساختن و به هم بافتن خبرهاى بد دست بر ندارند، بى‏تردید ما تو را به دشمنى با آنها بر مى‏انگیزیم و ناگزیر مى‏شوند که از مدینه جلاى وطن کنند. سپس پیش تو در مدینه نمى‏مانند مگر زمان اندکى. و همین معنا به طریق مجاز اغراء نامیده شده است. و اغراء به معناى: تهییج و تحریک مردم به دشمنى با یکدیگر است و از این طریق باعث ایجاد تبلیغات سوء در بین مسلمانان میشدند.676
گروهى از دشمنان هستند که پیوسته در صددند که در اثر نشر اخبار کاذبه مسلمانان را به وحشت افکنده، فتنه القاء نموده، اجتماعات اسلامى را متفرق نمایند و به کفر بازگردانیده و نظام آنان را مختل نمایند.
آیه سوگند یاد نمود چنانچه این چند حزب اهل نفاق و مخالف از فتنهانگیزى در جامعه مسلمانان خوددارى ننمایند، هرآینه پروردگار و رسول گرامى مسلمانان را بر آنها مسلط خواهد فرمود، در آن هنگام نتوانند در جامعه مسلمانان توقف نموده، زیست و معاشرت نمایند، جزء اندک زمانى که دستور قتل آنان صادر و به موقع اجراء گذارده شود.677
همچنین قرآن کریم در آیهی دیگری این موضوع را این چنین بیان میفرماید:« وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ‏ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى‏ أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّیْطانَ إِلَّا قَلِیلا»678: و هنگامى که خبرى از پیروزى یا شکست به آنها برسد، (بدون تحقیق) آن را شایع مى‏سازند در حالى که اگر آن را به پیامبر و پیشوایان- که قدرت تشخیص کافى دارند- بازگردانند، از ریشه‏هاى مسائل آگاه خواهند شد. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عدّه کمى، همگى از شیطان پیروى مى‏کردید (و گمراه مى‏شدید).
وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ: مرجع ضمیر جمع ممکن است منافقین باشند یا مؤمنین ضعیف الایمان سست عنصر زود باور که به مجرد شنیدن یک خبرى و پیش آمد امرى منتشر و اذاعه میکنند یا از روى عناد یا ضعف ایمان بین مسلمین.
مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ: من بیانیه، که آن امر یا موجب امن و اطمینان مسلمانان میشود و به خواب امن میروند و غافلگیر دشمن میشوند یا موجب خوف آنها میشود و جرأت و شهامت و شجاعت خود را از دست میدهند. أَذاعُوا بین المسلمین: افشاء میکنند«وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ» یعنى باید حقیقت امر را از پیغمبر(صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) سؤال کرد چون از جانب حق به او وحى میرسد و حاق مطالب را بیان میفرماید.679

4-1-3-10) تهدیدها و جنگها:
هنگامی که دشمنان با مبارزات منفیِ خود به آمالشان نرسیدند، نخست دست به یک سلسله«مانورها» و«تهدیدها» میزنند در صورت عدم موفقیّت از نمایش قدرت، عزم خود را محکم نموده و با تمامی قوا و امکانات موجود خود، پیکاری سخت و گسترده را علیه طرفداران حق آغاز میکنند و در صددند با این نبرد از ملّت اسلام جزء نامی در تاریخ، چیز دیگری باقی نگذارد. قرآن کریم در این باره میفرماید:«… قالَ سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ‏»680: گفت: به زودى پسرانشان را مى‏کشیم و دخترانشان را زنده نگه مى‏داریم (تا به ما خدمت کنند) و ما بر آنها کاملاً مسلّطیم!»
«قالَ سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ»این جمله وعده‏اى است که فرعون به کرسى‏نشینان خود داده و آنان را به این معنا دل خوش کرده که به زودى همان سخت‏گیریها و عذابى که درباره بنى اسرائیل داشت از سر مى‏گیرد، پسران آنان را مى‏کشد و دخترانشان را براى کلفتى و خدمت گزارى قبطیان زنده مى‏گذارد و در آخر هم براى فرو نشاندن خشم و از بین بردن اضطراب درونى آنان اضافه کرده است که: ما مسلط و قاهر بر ایشانیم.681نکته مهم اینکه فرعون در اینجا دست به یک مبارزه ریشه‏دار و عمیق مى‏زند و تصمیم بر کارى مى‏گیرد که در آینده به کلى قدرت بنى اسرائیل را درهم بشکند و آن این که مردان جنگى و مبارز را با کشتن فرزندان بنى اسرائیل ریشه کن سازد و تنها زنان و دختران را براى کنیزى و خدمتکارى باقى بگذارد و این آئین هر استعمار نو و کهنه‏اى است، که افراد مثبت و فعال را از میان برمى‏دارند و یا روح مردانگى و شهامت را با وسائل گوناگون در آنها مى‏کشند و افراد غیر فعال را زنده نگه مى‏دارند.
البته این احتمال نیز هست که فرعون مى‏خواسته است این سخن به گوش بنى اسرائیل برسد و از دو جهت روحیه آنها درهم شکسته شود، یکى از نظر کشته شدن پسران و مردان آینده و دیگرى از نظر این که نوامیسشان به چنگال دشمن خواهد افتاد و در هر حال با جمله إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ مى‏خواهد وحشت و اضطراب را از دل پیروان خود بردارد و به آنها اطلاع دهد که کاملاً بر اوضاع مسلط است!
در اینجا سؤالى پیش مى‏آید و آن اینکه چرا فرعون تصمیم بر قتل موسى نگرفت و تنها نقشه نابود کردن فرزندان بنى اسرائیل را کشید؟!
در پاسخ باید چنین گفت که: از آیات سوره مؤمن به خوبى استفاده مى‏شود که فرعون درآغاز، تصمیم بر قتل موسى داشت ولى اندرزهاى توأم با تهدید مؤمن آل فرعون و اینکه اقدام به قتل موسى ممکن است، خطرناک واقع شود و او به راستى از طرف خدا باشد و آنچه را از مجازاتهاى الهى مى‏گوید، انجام پذیرد، به قدر کافى در فکر و روح فرعون اثر گذاشت.
به علاوه بعد از جریان پیروزى موسى(ع) بر ساحران، این خبر در همهجا منعکس گردید و در مورد طرفدارى و مخالفت با موسى(ع) در میان مردم مصر اختلاف افتاد، شاید فرعون از این بیم داشت که اگر بخواهد تصمیم حادى بر ضد موسى (ع) بگیرد با واکنش شدیدى که از طرف مردمى که تحت تأثیر او واقع شده‏اند روبه رو گردد، به این جهات از تصمیم بر قتل موسى (ع) منصرف گردید.
خداوند میفرماید: از تهدیدها و حملات دشمن نهراسید و از میدان بیرون نروید (وَ اصْبِرُوا) و براى تأکید مطلب و ذکر دلیل، به آنها گوشزد مى‏کند که: سراسر زمین از آن خدا است و مالک و فرمانرواى مطلق او است و به هر کس از بندگانش بخواهد آن را منتقل مى‏سازد:إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ؛ و آخرین شرط این است که تقوا را پیشه کنید، زیرا” عاقبت پیروزمندانه از آن پرهیزکاران است” (وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ) این سه شرط که یکى از آنها در زمینه عقیده (استعانت جستن از خدا) و دیگرى در زمینه اخلاق (صبر و استقامت) و دیگرى در زمینه عمل (تقوى و پرهیزکارى) تنها شرط پیروزى قوم بنى اسرائیل به دشمن نبود، بلکه هر قوم و ملتى بخواهند بر دشمنانشان پیروز شوند، بدون داشتن این برنامه سه ماده‏اى امکان ندارد، افراد بى‏ایمان و مردم سست و ترسو و ملتهاى آلوده و تبهکار، اگر هم پیروز گردند، موقتى و ناپایدار خواهد بود.682دشمنان شگردها وشیوههای دیگری نیز درمبارزهی با پیروان مکتب توحیدی دارند که به دلیل اجتناب از طولانی شدن بحث، بدون توضیح فقط ب ه آنها اشاره میکنیم: تهمتهای ناروا683، ترویج فرهنگ استعماری684و…

]]>