تصادفی. (اشتریان، 1391، ص 169)
جدول شماره 2-2: مقایسه نظریات خط مشی‌گذاری عمومی
ابعاد
نظریه
پیش‌فرض‌های اساسی
نقاط مثبت
نقاط منفی (محدودیت‌ها)
عقلایی
خط مشی به عنوان “بهترین” راه حل ممکن
امکان احصاء‌ و ارزیابی تمامی بدیل‌های ممکن و انتخاب بهترین راه حل از میان آنها
جامعیت و آینده نگری
دقت، ابتکار و نوآوری در فرآیند انتخاب
محدودیت‌ در زمان و منابع جهت بررسی بدیل‌ها
رضایت‌بخش
خط مشی به عنوان راه حل “رضایت‌بخش”
محدود شدن عقلانیت به واسطه تأثیرپذیری از جنبه‌های رفتاری و روانی تصمیم‌گیرنده
واقع‌نگری در توجه به قیود ذهنی تصمیم‌گیرنده
تسهیل انتخاب از میان بدیل‌ها
کم توجهی به خلاقیت و نوآوری در فرآیند تصمیم‌گیری
جزئی- تدریجی
خط مشی به عنوان اعمال تغییرات محدود در راه حل‌های گذشته
محوریت حفظ ثبات سیاسی در طراحی و تدوین خط مشی
واقع‌نگری در توجه به محدودیت دسترسی تصمیم‌گیرنده به منابع
برقراری ثبات و حفظ سیستم سیاسی به دلیل پرهیز از تغییرات بنیادی
کم توجهی به خلاقیت و نوآوری در فرآیند تصمیم‌گیری
نادیده گرفتن فرصت‌های جدید در تصمیم‌گیری

نظریه‌ هنجاری: وجه افتراق اساسی نظریه‌های هنجاری از نظریه عقلانیت اقتصادی آن است که نظریه‌های هنجاری نقطه عزیمت خود را تفسیری از انسان و ارزش‌های اخلاقی وی قرار می‌دهند و سپس از درون آن، بایدها و نبایدهایی را برای زندگی و سیاست عمومی استخراج می‌کنند. نظریه‌های هنجاری در سطحی کلان موضوعات را تحلیل و تبیین می‌کند و در سیاستگذاری، جهت‌گیری‌های کلان را مشخص می‌سازد. آنگاه که این نظریه کلان برای تحلیل و تبیین موضوعات خاص و محدودتر مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد، ویژگی‌های کلان نظریه را بر موضوعات خاص اعمال می‌کند و در نتیجه می‌توان سیاست‌های خُرد را نیز از آن استخراج نمود. (اشتریان، 1391، ص 126) در حوزه محیط زیست، دامنه مبانی ارزشی حوزه محیط زیست بسیار گسترده و متنوع است. خلاصه‌ای از رویکرد نظام‌های ارزشی گوناگون به انسان و محیط زیست در قالب یک جدول ارائه شده است. ردیف پایانی جدول بیانگر کانون ارزش ذاتی در رویکرد اسلامی به انسان و محیط زیست است.
جدول شماره 2-3: ویژگی‌های کانون ارزش ذاتی اسلامی در مقایسه با کانون‌های ارزش ذاتی رایج در اخلاق زیست‌محیطی، (منبع: عابدی سروستانی و همکاران 68: 1386)
کانون ارزش ذاتی
معیارهای مقایسه

یگانگی بین انسان و طبیعت
مسئولیت‌پذیری نسبت به محیط زیست
ضمانت اجرایی
فراگیری
انسان‌محور
انسان و طبیعت دو جوهره مجزّا هستند
مسئولیت نسبت به طبیعت ناشی از مسئولیت نسبت به انسان‌هاست
تا حدّی که منافع انسان به خطر بیفتد
محدود به انسان
زیست‌محور
انسان صرفاً با موجودات زنده اشتراکاتی دارد
انسان صرفاً نسبت به برخی موجودات زنده مسئولیت دارد
تا حدّی که رفاه برخی جانداران به خطر بیفتد
محدود به گونه‌های جاندار
زیست‌بوم محور
انسان با زیست‌بوم مرتبط است
انسان نسبت به کلّ زیست‌بوم مسئول است
تا حدّی که ثبات و انسجام زیست‌بوم به خطر بیفتد
محدود به اجزای تشکیل دهنده یک زیست‌بوم
خدا محور (توحیدی)
انسان با تمامی مخلوقات خداوند مرتبط است
انسان نسبت به خداوند و مخلوقات او مسئولیت دارد
تا حدّی که مخلوقات خداوند به خطر بیفتد
نا متناهی

نظریه گفتمان: این دیدگاه به منظور تبیین پدیده‌ها بر درک و تفسیر معنای رفتارهای تأکید دارد. گفتمان نوعی پیوستگی بین مفاهیم ایجاد می‌کند و می‌تواند مرزهای هویتی را تصریح نماید. این نظریه در حوزه‌هایی از خط مشی‌گذاری عمومی که با ابهام مسائل عمومی، ابهام تعاریف و مرزبندی‌های اساسی میان مسائل و راه حل‌ها مواجه هستیم (نظیر عرصه سیاستگذاری فرهنگی) راهگشاست اما در قلمرو خط مشی‌گذاری زیست‌محیطی به دلیل دقت مسائل و تعاریف مورد نظر کاربرد چندانی ندارد. از آنجا که مباحث فنّی با تکیه بر علوم زیستی و تجربی به کمک خط مشی‌گذاران زیست‌محیطی آمده است، لذا از ابهامات این حوزه کاسته و دقّت مسائل و تعاریف و شاخص‌ها را افزایش داده است؛ تا آنجا که در یک تقسیم‌بندی کلّی – همانطور که قبلاً اشاره شد- حوزه مسائل زیست‌محیطی را در سه دسته کلّی مسائل ناشی از آلودگی هوا، آب و خاک طبقه‌بندی می‌نمایند.

2-2-2-3- مدل‌های خط مشی‌گذاری عمومی
مدل، بازسازی و تلخیصی از واقعیت است که با در بر داشتن ویژگی‌های اصلی آن، شناخت از واقعیت را تسهیل می‌کند. (الوانی، 1387، ص17) در عرصه‌های علمی، مدل‌های مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد از قبیل مدل‌های ریاضی، ترسیمی و مدل‌های چند بعدی اما در پژوهشهای کیفی، مدل‌های مفهومی کاربرد بیشتری دارند. یک نوع طبقه بندی از مدلهای مذکور، در برگیرنده انواع زیر می باشد: (قرشی، 1391، ص 304)
برای خط مشی‌گذاری تا کنون مدل‌های گوناگونی ارائه شده است. هر یک از این مدلها مسائل خط مشی عمومی، علل و پیامدهای آن را از دیدگاه متفاوتی مورد بررسی و تعمّق قرار می‌دهد. در حالی که هیچ یک از این مدل‌ها “بهترین” مدل تلقی نمی‌شود، هر یک از آنها دیدگاه‌های مشخصی را در مورد مسائل مختلف خط مشی ارائه می‌دهند. در ادامه برخی از این مدل‌ها تبیین شده است:
1. مدل فرآیندی27: به طور خلاصه می‌توان فرآیند خط مشی را به مثابه مجموعه‌ای از فعالیت‌های سیاسی در قالب مراحل شناسایی مشکل، تدوین راه حل‌ها، قانونی کردن، اجرا و ارزیابی در نظر گرفت. باید یادآور شد که خط مشی‌گذاری در این مدل، به تنظیم برنامه کار (جلب توجه خط مشی‌گذاران)؛ تدوین پیشنهادها (انتخاب گزینه‌های خط مشی)؛ مشروعیت بخشیدن (جلب حمایت و تأیید نهادهای قانون‌گذاری، اجرایی و قضایی) و اجرا و ارزیابی نتایج حاصل از آن مربوط می‌شود.
صاحب‌نظرانِ دیگر هر کدام مراحل متفاوتی برای خط مشی‌گذاری از منظر فرآیندی بیان کرده‌اند. شناخت، درک و بیان مسئله یا مشکل، دستور کار گذاری، تجزیه و تحلیل، گزینه‌سازی و انتخاب گزینه، طراحی سیاست، اجرا و به کارگیری خط مشی، ارزیابی و خاتمه خط مشی مراحل فرآیند خط مشی‌گذاری را تشکیل می‌دهد. (قلی‌پور، 1389، صص144-125) الگوی فرآیند خط مشی‌گذاری اندرسون دارای پنج مرحله است: تشخیص مسئله و تهیه دستور کار، تنظیم راه حل‌ها، پذیرش راه حل‌ها، اجرا و ارزیابی خط مشی. کواد نیز برای فرآیند خط مشی‌گذاری پنج مرحله تنظیم مسئله، پیدا کردن راه حل‌ها، پیش‌بینی محیط آینده، مدل‌سازی اثرات راه حل‌ها و ارزیابی راه حل‌ها را ذکر می‌کند. (هیوز، 1384، ص 77)
الوانی و شریف‌زاده مراحل فرآیند خط مشی‌گذاری را تعریف شناسایی مسئله یا مشکل، تشکّل یا سازماندهی، انعکاس مشکلات به مراجع خط مشی‌گذار، دستور کارگذاری خط مشی، تهیه و تنظیم پیشنهادهای خط مشی، اجرا و ارزیابی خط مشی دانسته‌اند. (الوانی و شریف‌زاده، 1388، ص5). هاولت و رامش پنج مرحله “دستور کار گذاری”، “شکل‌گیری خط مشی”، “تصمیم‌گیری”، “اجرا” و “ارزیابی” را به عنوان مراحل خط مشی‌گذاری ذکر می‌کنند. (Hawlett and Ramesh, 2009, p12) آنچه در تحقیق حاضر مدّ نظر است مراحل مذکور برای فرآیند خط مشی‌گذاری زیست‌محیطی “پیش از مرحله اجرای خط مشی‌ها” است.
جدول شماره 2-4: مراحل فرآیند خط مشی‌گذاری از منظر صاحب‌نظران
نام صاحب‌نظر/ مرجع
گام‌ها یا مراحل فرآیند خط مشی‌گذاری
هاولت و رامش
دستور کارگذاری ? شکل‌گیری خط مشی ? تصمیم‌گیری ? اجرا ? ارزیابی خط مشی
اندرسون
تشخیص مسئله ? تهیه دستور کار ? تنظیم راه حل‌ها ? پذیرش راه‌ حل‌ها ? اجرا و ارزیابی راه حل‌ها
کواد
تنظیم مسئله ? تنظیم راه حل‌ها ? پیش‌بینی محیط آینده ? مدل‌سازی اثرات ? ارزیابی راه حل‌ها
الوانی، شریف‌زاده
مسئله‌یابی ? انعکاس به سازمان عمومی? دستور کارگذاری? تنظیم خط مشی ? اجرا? ارزیابی
قلی‌پور
مسئله‌یابی? دستور کارگذاری? تجزیه و تحلیل و گزینه‌سازی? انتخاب گزینه? طراحی سیاست? اجرا و به کارگیری? ارزیابی و خاتمه خط مشی

مطلب مرتبط :   باغ، باغ‌های، زیبایی، خشت، استخر، فواره‌های

2. مدل نهادی28: سازمان‌های دولتی در طی دوران طولانی، کانون اصلی مطالعات علوم سیاسی بوده‌اند تا آنجا که گاهی علوم سیاسی را به طور سنّتی، “مطالعه مؤسسات دولتی” تعریف می‌کنند. دقیقاً به یک خط مشی، زمانی “عمومی” گفته می‌شود که به وسیله چندین مؤسسه دولتی پذیرفته شده اجرا و اِعمال می‌شود. تشکیلات دولتی از الگوهای سازمان یافته رفتار افراد و گروه‌ها استفاده می‌کنند. منظور از اصطلاح “سازمان یافته” تأکید بر آن دسته از الگوهای رفتاری است که دارای نظم مشخصی هستند و در بلند مدّت استمرار دارند.
3. مدل گروهی29: نظریه خط مشی‌گذاری گروهی بر این فرض مبتنی است که “تعامل بین گروه‌ها، عامل اصلی تعیین خط مشی است.” ترومن معتقد است که هر گروه ذینفع ضمن بروز رفتار مشترکی با دیگر گروه‌های موجود در جامعه، خواسته خود را طرح کنند. نقطه تعادل مزبور از طریق تغییر گرایش خط مشی به سوی منافع برخی از گروه‌های ذینفع، تعیین می‌شود. این انتظار وجود دارد که تغییر میزان نفوذ هر گروه ذینفع، تغییراتی را در خط مشی عمومی به وجود آورد.
4. مدل نخبگان30: در این مدل خط مشی عمومی حاصل ترجیحات و ارزش‌های اشراف جامعه و نخبگان اجتماعی است. در حالی که معمولاً خط مشی‌ عمومی بازتابی از خواست “عامه” تلقی می‌شود، واقعیت آن است که نخبگان آن را بر اساس منافع خود شکل می‌دهند و دخالت عامه در شکل‌گیری خط مشی عمومی، افسانه‌ای بیش نیست؛ زیرا نظر عامه توسط نخبگان شکل‌ می‌گیرد. بدین ترتیب خط مشی عمومی توسط صاحبان قدرت ایجاد شده و بر دسته‌ای که فاقد قدرت هستند تحمیل می‌گردد. (پورعزّت و رحیمیان، 1391، ص 33)
5. مدل جریان‌های چندگانه (جریان‌ها و دریچه‌ها)31: کینگدان با معرفی مدل جریان‌های چندگانه بر آن است که معمولاً در جریان مشکلات، موضوعی مطرح می‌شود و آگاهی خط مشی‌گذاران و عموم مردم درباره آن افزایش می‌یابد. جریان خط مشی نیز بر مشکلی متمرکز می‌شود و در فرآیند حلّ آن مشکل، آن را به سوی پاسخی مناسب هدایت می‌کند. جریان شرایط اجتماعی (مشتمل بر وضعیت سیاسی و اقتصادی و شرایط عمومی جامعه و آرای خط مشی‌گذاران) نیز برخی از اعمال یا کنش‌های خاص را مورد حمایت قرار می‌دهد یا آنها را نفی می‌نماید. بدین ترتیب در محلّ تلاقی، مجموعه‌ای از “مشکلات”، “راهکارها” و “شرایط” ناگزیر مجموعه‌ای از خط مشی‌ها اتّخاذ می‌شوند. یعنی خط مشی در اثر تلاقی این سه جریان متفاوت شکل می‌گیرد. (همان، ص 34) این مدل به نوعی بر تقدّم طرح راه حل‌ها بر طرح مسائل به دلیل اصالت منافع گروه‌های ذینفع تأکید دارد.
6. مدل نظریه بازی32: این نظریه به بررسی تصمیمات عقلایی در محیطی رقابتی بین دو یا چند نفر (گروه) می‌پردازد. شرایط رقابتی به گونه‌ای است که بازده هر گزینه برای یک طرف، مرتبط به نتایج گزینه دیگر است. این نظریه از خط مشی‌گذاری، بهترین پیامد را به عملکرد تصمیم‌گیرنده مقابل وابسته می‌سازد. (الوانی و شریف‌زاده، 1387، ص34)
7. مدل انتخاب عمومی33: این مدل منبعث از نظریات اقتصادی بوده و بر این پیش‌فرض استوار است که انسان به عنوان یک تصمیم‌گیرنده به دنبال حداکثر کردن منافع خود می‌باشد. مدل انتخاب عمومی بر توسعه استفاده از رویکردهای مبتنی بر بازار در مدیریت دولتی و بخش عمومی تأکید می‌ورزد.
8. مدل سیستمی34: نظریه سیستم‌ها، خط مشی عمومی را به مثابه بازده سیستم بیان می‌کند. این نظریه به عناصری در خط مشی‌گذاری اشاره دارد که با یکدیگر ارتباط متقابل داشته و می‌توان آنها ذیل چهار دسته ورودی‌ها، فرآیندها،‌خروجی‌ها و حلقه بازخور طبقه‌بندی نمود. ورودی‌ها به صورت نیازها و انتظارات جامعه (مسائل عمومی) به درون سیستم خط مشی‌گذاری وارد شده و حاصل آن خط مشی تصویبی خواهد بود.
9. مدل بحران: اکنون بسیاری از سازمان‌ها به دلیل کمبود منابع و فشار زیاد برای ارائه خدمات بیشتر با بحران روبرو هستند. مشکلات بحران‌زا بیشتر از رشد نیازهای اجتماعی، کسر بودجه و عدم کفایت منابع مالی، جهت‌گیری‌های نادرست خط مشی، کاهش بهره‌وری، نارضایتی ارباب رجوع و مشتریان ناشی می‌شود. خط مشی‌گذارانِ مدل بحران با عنایت به راه حل‌های فوری جهت حلّ مشکلات، به طرح‌ها و برنامه‌های میان‌مدّت و بلندمدّت توجه چندانی ندارند. در این مدل به مشارکت کارکنان، ارباب رجوع و مشتران و آموزش‌های سازمانی توجه زیادی نمی‌شود. مدیران این شیوه خط مشی‌گذاری،‌ با اِعمال قدرت و اختیارات رسمی و سازمانی خود بر اهمیت ضوابط تأکید می‌نمایند. به دلیل عدم توجه به مشارکت طرف‌های ذینفع، افراد معدودی صلاحیت تصمیم‌گیری دارند. البته با توجه به فوری و بعضاً موقتی بودن رفع مشکلات، این احتمال وجود دارد که در آینده همان مشکلات به صورت شدیدتری بروز یابند. (شریف‌زاده، 1386،ص92)
10. مدل آشفته35: از منظر این مدل، سازمان‌ها “بی‌نظمی‌های سازمان یافته36” محسوب می‌شوند که فاقد وضوح و شفافیت و مملو از ابهام و اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی هستند. مطابق با این مدل، زمان و بخت و اقبال شدیداً در تصمیم‌گیری مؤثر بوده و تصمیمات حالتی آشفته و بی‌نظم دارند. مدل آشفته خروجی تصمیمات را حاصل برخورد تصادفی و بدون هدف موقعیت‌های مختلف تلقّی می‌کند. در این مدل تصمیم‌گیری‌های عمومی، تصادفی اقتضایی لحظه‌ای و مقطعی‌اند و صرفاً اهداف زودگذر و خواسته‌ها و مقایسه‌های آنی و فوری را دنبال می‌کنند.

مطلب مرتبط :   شهری، آهن، جاده، تهران،، ساوه، 18،