مصاحبه، کدگذاری، مقولات، محوری، گفتگو، بسط

ه اندیشه اش را با آزادی و علاقه بیشتری بیان کند” ( حافظ نیا، 1380 ، 190) و اگر مصاحبه گر در زمینه مصاحبه مهارت کافی داشته باشد ، به سادگی می تواند “با فراهم آوردن شرایط مطمئن و آرام اطلاعاتی را که از هیچ روش دیگری قادر به جمع آوری نیست به دست آورد” ( طاهری، 1380 ، 162).
1-5-3- مصاحبه نیمه استاندارد
با توجه به نمونه نظری این تحقیق که متشکل از متخصصان تجربی ونظری در مورد موضوع تحقیق است ، از میان روشهای جمع آوری داده ها ، روش مصاحبه نیمه استاندارد که از یکسو نسبت به مصاحبه های عمیق از هدفمندی بالاتر و نسبت به مصاحبه استاندارد از انعطاف بیشتری برخوردار است انتخاب می گردد.
شیله و گروین برای بازسازی نظریه های شخصی شکل بسط یافته ای از مصاحبه نیمه ساخت یافته پیشنهاد می کنند این دو رویکردی برای مطالعه نظریه های شخصی به مثابه الگویی ویژه برای مطالعه روزمره به وجود آوردند. و روش خود را در دهه 1980 و 1990 برای مطالعه نظریه های شخصی بسط دادند. (1988 ,Scheele,Groeben).
اصطلاح «نظریه شخصی» به این واقعیت اشاره دارد که مصاحبه شوندگان مخزن پیچیده ای از دانش درباره موضوع مورد مطالعه دارند.این دانش مفروضاتی صریح و بی واسطه دارد و مصاحبه شونده می تواند به طور خود انگیخته ای در پاسخ به یک سوال باز واکنش نشان دهد. مفروضاتی ضمنی این مجموعه را تکمیل می کنند. برای اتصال مطالب مصاحبه شوندگان باید از راهنمایی های روش شناسانه برخوردار باشد.
2-5-3- مصاحبه با متخصصان
موزر و ناگل مصاحبه با متخصصان را نوعی مصاحبه نیمه استاندارد می دانند، که برخلاف مصاحبه های زندگی نامه نگاران، به مصاحبه شونده” نه به عنوان یک (کل یا ) شخص، بلکه به قابلیتش به عنوان متخصص در یک حوزه خاص توجه می شود. متخصصان نه به عنوان یک مورد منفرد، بلکه به منزله نمایندگان یک گروه در نمونه گنجانده می شوند. دامنه اطلاعاتی که از طریق این نوع مصاحبه ها به دست می آید به مراتب محدودتر از سایر انواع مصاحبه ها است. در نتیجه، راهنمای مصاحبه در اینجا کارکرد رهنمودی بیشتری در خصوص حذف موضوعات بی حاصل دارد.”
( Meuser and Nagel,2002:90).
وینر و دومینیک نیز این نوع مصاحبه را “برای گردآوردی اطلاعات بسیار جزئی و مفصل از یک نمونه کوچک پاسخ گویان مناسب دانسته اند” ( وینر و دومینیک، 1384 ، 21)
مارشال و راسمن نیز این گونه مصاحبه را در صورت احترام مصاحبه گر به عقاید مصاحبه شونده و تلاش در جهت کشف موضوعات اصلی و ارتباط آنها که پیکره اصلی روش تحقیق کیفی را تشکیل می دهد کارآمد ارزیابی کرده و “القای مفاهیم و دیدگاه ها از سوی پژوهشگر به مصاحبه شوندگان را موجب نادیده گرفتن ماهیت اصلی تحقیق می دانند.” ( مارشال و راسمن، 1381 ، 112).
6-3- اشباع نظری
چه هنگامی از انتخاب موارد بیش تر دست برداریم؟ گلیرز و اشتراوس معیار اشباع نظری (یک مقوله یا جز آن) را پیشنهاد می کنند: «اشباع نظری» مقوله مبنای داوری درباره زمان توقف و نمونه گیری از گروه های مختلف مربوط به آن مقوله است» (1967:61). نمونه گیری و افزودن بر اطلاعات هنگامی پایان می یابد که «اشباع نظری» یک مقوله یا گروهی از موردها حاصل شود، یعنی دیگر چیز جدیدی به دست نیاید.
اشتراس و کوربین نیز “تحقق سه شرط را مقدمه اشباع نظری دانسته اند:
• به نظر نرسد داده های جدیدی در ارتباط با مقولات تحقیق به دست آید.
• گسترش مقولات تا آنجا که به عناصر اصلی نظریه مربوط است، همراه تنوع لازم انجام شده و به غلظت کافی رسیده باشد.
• روابط بین مقولات برقرار و تایید شده باشد” ( اشتراس و کوربین، 1385 ، 187).

3-7 – شیوه تحلیل مصاحبه
برای تحلیل مصاحبه ها در روش داده بنیاد ، از شیوه کد گذاری نظری استفاده می شود.
1-7-3- کدگذاری نظری
کدگذاری نظری روشی است برای تحلیل داده هایی که به منظور تدوین یک نظریه به روش نظریه پردازی داده محور گردآوری شده اند. این روش را گلیرز و اشتراوس (1967) مطرح کرده و بعدها توسط گلیرز (1978) و اشتراوس و کوربین (1998/1990) بسط پیدا کرد.
در این رویکرد تفسیر داده ها نمی تواند مستقل از گردآوری یا نمونه گیری از آن ها انجام شود. تفسیر همان مرجعی است که بر اساس آن تصمیم می گیریم که کدام داده یا مورد را در مرحله بعد در نمونه بگنجانیم و این داده ها چگونه یا با چه روش هایی باید گردآوری شوند.
مراحل کد گذاری عبارت است از «کدگذاری باز»، «کدگذاری محوری» و «کدگذاری گزینشی». نباید این روش ها را به کلی متمایز با یکدیگر یا مراحلی به لحاظ زمانی مجزا در فرآیند تفسیر به شمار آورد. بلکه اینها روش هایی مختلف برای کار با داده های متنی هستند که محقق در صورت نیاز آنها را جا به جا یا با یکدیگر تلفیق می کند. با این حال، “فرآیند تفسیر با کدگذاری باز آغاز و با نزدیک شدن به مراحل پایانی فرآیند تحلیل کدگذاری گزینشی بیشتر مطرح می شود. در اینجا منظور از کدگذاری عبارت است از عملیاتی که طی آن داده ها تجزیه، مفهوم سازی، و به شکل تازه ای در کنار یکدیگر قرار داده می شوند. این همان فرآیند اصلی ای است که طی آن نظریه بر اساس داده ها تدوین می شود” ( 1990:3 strauss and Corbin).
2-4-3- کدگذاری باز
به طبقه بندی کردن پدیده ها از یادداشتهای کوتاه یا پاراگراف های مصاحبه که نتیجه نهایی آن نام نهادن و طبقه بندی کردن مفاهیم است، کدگذاری باز گویند.
مقوله بندی در این فرآیند به خلاصه کردن این مفاهیم در قالب مفاهیم عام و آشکار کردن روابط میان مفاهیم و مفاهیم عمومی یا مقولات و مفاهیم مافوق اطلاق می شود. تدوین نظری فرمول بندی یا صورت بندی شبکه ای از مقولات با مفاهیم و روابط میان آنها است.
“گاهی در اثر کدگذاری باز، ده ها کد به دست می آید. قدم بعدی آن است که این کدها را بر اساس پدیده های کشف شده در داده ها که مستقیما به پرش تحقیق مربوط می شوند، دسته بندی کنیم. مقوله های به دست آمده مجددا به کدهایی مرتبط می شوند که اکنون انتزاعی تر از کدهای مرحله ی اول اند. اکنون کدها باید به شکل بارزی نمایانگر محتوای مقوله بوده و بالاتر از همه باید به یادآوری مرجع مقوله کمک کنند. برای تهیه عنوان و نام برای کدها می توان از آثار و ادبیات علوم اجتماعی (کدهای برساخته) یا از اصطلاحات مصاحبه شوندگان ( کدهای درونی) استفاده کرد. از این دو نوع کد، کدهای درونی ترجیح دارند، چون به داده های مورد مطالعه نزدیک ترند. در این مرحله مقوله هایی که به این ترتیب به دست آمده اند بسط داده می شوند” (113، همان).
می توان کدگذاری باز را با درجات مختلفی از دقت و توجه به جزئیات انجام داد. می توان یک متن را جمله به جمله، خط به خط، پاراگراف به پاراگراف کدگذاری کرد یا آن که یک کد را برای تمامی متن (پروتکل، مورد، …) در نظر گرفت. این که باید از کدام یک از این گزینه ها استفاده کنید، به پرسش تحقیق، داده ها، سبک شخصی تحلیل گر، و سایر مراحلی که تحقیق پیش از آن طی کرده ، بستگی دارد. نکته مهم این که اهداف کدگذاری فراموش نشود، مهمترین هدف عبارت است از خرد کردن و فهم متن و پیوند اجزاء بدست آمده با یکدیگر و تدوین ومنظم کردن مقوله ها.
3-4-3- کدگذاری محوری
مرحله دیگر تحلیل ، کدگذاری محوری است که طی آن مفاهیم به هم ربط داده می شوند. پس از اینکه در کدگذاری باز مفاهیم طبقه بندی می شوند، در کدگذاری محوری آنها به هم نزدیک شده تا ارتباط جدیدی را شکل دهد.
پالایش و تفکیک مقوله های به دست آمده از کدگذاری باز:
از میان انبوه مقوله های به وجود آمده در مرحله کدگذاری باز آنهایی که به نظر می آید بیش از سایر مقولات در مراحل بعدی به کار می آیند، انتخاب می شوند. هرچه این مقولات محوری با عبارت های بیشتری انطباق و تناسب داشته باشند، بر غنایشان افزوده می شود. برای پالایش بیشتر، از پرسش ها و مقایسه هایی که پیشتر به آن ها اشاره شد، استفاده می شود. از همه مهمتر این است که روابطی میان مقولات و مقولات فرعی شان برقرار و تشریح شود.
“کدگذاری محوری فرآیند مرتبط کردن مقوله های فرعی به مقوله های اصلی تر را شامل می شود. این عمل شامل فرآیند پیچیده ی تفکر استقرایی و مقایسه ای است که طی چند مرحله انجام می گیرد. این فرآیند نیز مانند کدگذاری باز از طریق انجام مقایسه و طرح پرسش انجام می شود. البته در کدگذاری محوری استفاده از این روش ها متمرکز تر است و تلاش می شود تا مقولات بر اساس الگوی پارادایمی ایجاد و کشف شوند” (همان، 114).
در کدگذاری محوری آن دسته از مقولات را که با پرسش تحقیق بیشترین ارتباط را دارند، از میان کدهای به وجود آمده و یادداشت های مربوط به کدها انتخاب می کنند. پس از انتخاب این مقولات و کدها بر اساس سوال هایی که پیش تر به آنها اشاره شد، از میان متن و عبارت ها به جست و جو می گردند. به منظور ساختار بخشیدن به نتایج به دست آمده، روابط (علت-معلول، وسیله-هدف، موقتی یا محلی) میان مقوله های محوری با استفاده از کدگذاری، برقرار می شود.
4-4-3- کد گذاری انتخابی
فرآیند ادغام و تسهیم نظریه است. کدگذاری گزینشی که سومین مرحله کدگذاری است، کدگذاری محوری را در سطحی انتزاعی تر ادامه می دهد. در این مرحله شکل گیری و پیوند هر دسته بندی با سایر گروه ها تشریح می شود.
نتیجه کار باید یک مقوله و یک پدیده محوری باشد.
“تحلیل گر باید میان دو پدیده اصلی دست به انتخاب زده و به آن ها وزن بدهد، در نتیجه آن مقوله محوری به همراه مقولات فرعی اش که به آن مرتبط می شوند، شکل می گیرد. مجددا ویژگی ها و ابعاد مقوله مرکزی بسط داده می شوند و با استفاده از اجزاء و روابط پارادایم کدگذاری به سایر مقولات مرتبط می شوند. تحلیل و تدوین نظریه به کشف الگوها در داده ها می پردازد و این الگوها تحت آن پدیدار می شوند. تقسیم بندی داده ها بر اساس پارادایم به نظریه صراحت و وضوح می بخشد”(فلیک،1388، 123).
و بالاخره، نظریه به شکل مبسوط تری فرمول بندی و توسط داده ها کنترل می شود. مرحله تفسیر داده ها، همانند افزودن داده های اضافی، در نقطه اشباع نظری پایان می یابد. یعنی کدگذاری بیشتر، افزودن به غنای مقولات، هیچ دانش جدیدی فراهم نمی کند.
5-3- تحلیل گفتمان
با توجه به آنکه تحلیل محتوا در تحقیقات کیفی عمدتا با استفاده از سه روش تحلیل مبتنی بر تلخیص، تحلیل تفسیرگرا و تحلیل ساختار بخش استفاده می گردد( Mairing ، 1983) ، در این بخش تحلیل محتوای تحقیق از رویکرد ساختاری استفاده شده و از میان روشهای تحلیل گفتگو رویکرد تحلیل گفتمان برگزیده شده است.
تحلیل گفتگو به شیوه کلاسیک عمدتا بر ساختار زبانی گفتگو تمرکز دارد و بر شیوه های مبتنی بر ریاضیات ، تسلسل تکرار واژه ها و سازماندهی صوری تعاملات اتکا دارد. براین اساس از شیوه کلاسیک تحلیل گفتگو بعنوان “کشف چگونگی کارکرد ماشین گفتگو ” یاد می شود که مورد انتقاد بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است ، بطور نمونه به Harre (1988) و Coulter (1983) اشاره می شود، انتقاد دیگری که به تحلیل گفتگو وارد می شود ، محوریت جزئیات صوری در مقایسه با معانی است، بدین معنا که اجزا و توالی های کوچکتر را، از بستر یک معنای کل مجزا می کند.( Heritage،1985، 8)
در مقابل شیوه تحلیل گفتمان تمرکز خود را به محتویات گفتگو وموضوع وسازمان اجتماعی آن گذارده است تا سازمان زبانی ، تاکید عمده تحلیل گفتمان بر برساخت روایت ها است و ذخیره های تفسیری که در این برساخت بکار گرفته شده، تحلیل می شود( فلیک، 1388، 361)
6-3- مدل پارادایمی
با تبیین مقولات اصلی برآمده از کدگذاری انتخابی، وتبین ارتباط میان آنها، نتایج حاصل از گراندد تئوری در قالب مدل پارادایمی نیز قابل ارائه است.
“در تبیین مقولات از سه روش تفسیرگرا، تکنیک الاکلنگی و تکنیک بسترهای نقیض استفاده می شود” (همان،334)
در روش تفسیرگرا برای تبیین ابعاد مقوله های منتج از طرح بر توسعه مفاهیم تاکید می شود، اما در روش الاکلنگی با مقایسه دو قطب مخالف یک مقوله ابعاد آن روشن می شود، روش بسترهای نقیض نیز مقوله را در بستر وزمینه ای کاملا متفاوت طرح کرده وبداهت آن را زیر سئوال می برد.
در مجموع برای استنتاج پارادیم از تحقیق، بخشهای ذیل باید تفکیک شود که در نمودار مشخص گردیده است.
نگاره 7مدل پارادایمی

منبع: فلیک 1388: 334
5-3- فرایند این تحقیق
در تحقیق حاضر که در رابطه با ارائه مدل ارائه نظام رسانه ای رادیو تلویزیونی مطلوب در ایران انجام گردیده ، طبیعتا به دلیل فقدان مدل تایید شده در مطالعات پیشین، فرضیه ای وجود نداشته و امکان استفاده از روش کمی ممکن نبود. بنابراین هدف پژوهش تدوین مدل براساس تحقیقات کتابخانه ای وسپس مصاحبه های انجام شده با صاحب نظران گزینش شده در نمونه نظری تعیین گردید.
1-5-3- انتخاب نمونه نظری
“در حوزه مطالعات علوم انسانی اعضای هیات علمی دانشگاه ها به عنوان یکی از گروه های مناسب برای مصاحبه محسوب می شود” (طاهری، 1380،47). بنابر این در انتخاب افراد نمونه نظریه تحقیق، اعضای هیات علمی دانشگاه ها و مدیران سابق و فعلی مرتبط با این حوزه در اولویت قرار گرفته اند.
2-5-3- چگونگی انتخاب نمونه نظری تحقیق و ویژگیهای مصاحبه شوندگان
با توجه به اهمیت تجربه، دانش، تخصص وخبرگی مصاحبه شوندگان در روش تحقیق کیفی که مجموعا اعتبار نظریه شخصی

]]>