دانلود پایان نامه
و شوروی می‌جنگند. <br />- حزب توده ایران، حزب کمونیست اتحاد شوروی را حزب برادر و حزب بزرگ برادر تلقی می‌کرد.
– حزب توده مصدق را نوکر آمریکایی‌ها می‌خواند که نفع امپریالیست‌های نو خواسته‌ی آمریکا علیه بریتانیا و شوروی می‌جنگند.
– حزب توده موفق شده بود با شعارهای آرمان‌گرایانه بسیاری از روشنفکران و هنرمندان آن زمان را به خود جذب کند.
– آن‌ها حتی در ارتش ایران نفوذ کرده و سازمانی نظامی و مخفی را ایجاد کرده بودند.
استناد:
تصاویر استالین در رژه ارتش شوروی، صحبت‌های سام فال، دیپلمات بریتانیایی، محمدعلی عمویی- عضو حزب توده ایران، تصویر عمویی در ارتش؛
پیش‌فرض:
– دولت‌های مختلف در روسیه و شوروی در طول تاریخ همیشه به ایران چشم طمع داشتند.
– مصدق به شکل فردی و شخصی انسان خوبی بود اما توانایی اداره کشور را نداشت.
– خطر و تهدید حزب توده و کمونیست در ایران جدی و قابل‌اعتنا بود.
– حزب توده وابسته به شوروی بود.
– حزب توده در ایران نفوذ زیادی داشت و افراد زیادی را از طبقات مختلفی را جذب کرده بود.
– نفوذ حزب توده در ارتش جدی و خطرناک بود.
دلالت‌های ضمنی متن:
تداعی:
– حضور روشنفکران چپ و توده‌ای در آستانه و اوایل انقلاب در فضای سیاسی کشور و تلاش آنها برای قبضهی انقلاب تداعی میشود.
تلقین:
– جدی نشان دادن خطر حزب توده و حضور آنها در تمام اقشار و گروه‌ها حتی بین افراد ارتش و اینکه احتمال سقوط ایران و افتادن کشور به دست کمونیستها خیلی واقعی نشان داده میشود.
اجماع:
– نویسندهی متن تلاش دارد خطر حزب توده کمونیسم را خیلی جدی نشان داده و به مخاطب اثبات کند که این گروه در بین افراد و گروه‌های مختلف نفوذ کرده بود و این امر در واقعیت هم اتفاق افتاده و مطلبی نبود که فقط ناشی از تبلیغات و بزرگنمایی انگلیسی‌ها هم نبوده. همچنین برای اثبات ادعای خود بدون ارائهی دلیل یا استناد به مدرک قابل قبولی، به نفوذ گستردهی آن بین روشنفکران اشاره می‌کند.
گزاره‌های اساسی:
– دولت مصدق با تساهل در مقابل حزب توده و کمونیست فضا را برای کارها و فعالیت‌هایشان باز کرد.
– دولت مصدق توان کنترل فعالیت‌های حزب توده را نداشت.
– حزب توده با شعارهای پررنگ و لعاب توانسته بود بین بسیاری از مردم حتی روشنفکران طرفدارانی پیدا کند.
– تشکیلات حزب توانسته بود بانفوذ در ارتش و ایجاد سازمان‌های نظامی و مخوف برای خود سپری حفاظتی ایجاد کند.
– خطر حزب توده خطر خیلی بزرگ و جدی بود.
3-1-2-4- مضمون سوم: ایالات‌متحده؛ متحدی فرضی علیه بریتانیا
زمان: از دقیقه 15:05 – 19:45
مصدق جز نسلی از سیاست‌مداران جهان سوم بود که فکر می‌کردند در مبارزاتشان علیه بریتانیا می‌شود به آمریکا تکیه کرد. باوجودآنکه دولت آمریکا متحد بریتانیا بود رئیسجمهور آمریکا هری اس ترومن از سیاست‌های استعماری بریتانیا به‌شدت انتقاد می‌کرد.
مالکوم برن، آرشیو ملی آمریکا: ایالات‌متحده پس از جنگ جهانی دوم خود را حامی کشورهای استقلال‌یافته جهان سوم می‌دانست. تا حدی دلایل اخلاقی ایدئولوژیک داشت اما بیشتر به خاطر این بود که ایالات‌متحده می‌دانست امتناع بریتانیا از به رسمیت شناختن استقلال جهان سوم دست‌آویزی می‌شد برای دخالت شوروی در آن کشورها.
در تیرماه 1330 است ترومن نماینده‌اش را به ایران فرستاد.
گزارش به زبان انگلیسی: هریمن به تهران آمده تا در بحران ملی شدن نفت ایران میانجیگری کند. هدف هریمن پیدا کردن راه‌حلی برای حفظ منافع بریتانیا و در ضمن راضی کردن ملی‌گرایان ایرانی است.
مارک گازیورفسکی، دانشگاه ایالتی لوئیزیانا: دولت بریتانیا غرامت زیادی را برای سرمایه‌های ملی شده‌اش در ایران می‌خواست. دولت آمریکا اصرار داشت که آن‌ها توقعشان را پایین بیاورند. می‌شه گفت دولت آمریکا رویه‌ای بی‌طرفانه اتخاذ کرده بود اما بریتانیا از خودش سرسختی نشان می‌داد.
مصدق یقین داشت که آمریکایی‌ها به او کمک خواهند کرد و از اینکه دیدار هریمن از ایران به هیچ نتیجه‌ای نرسید تعجب کرد. به نظر می‌رسید که مصدق از دغدغه اصلی نماینده آمریکا که نفوذ شوروی و به خطر افتادن منافع کشورش در منطقه بود اطلاعی نداشت.
گزارش به زبان انگلیسی: برخلاف استقبال گرمی که دولت مصدق از هریمن کرد ورود او به ایران باعث جنجال کمونیست‌ها شد. اعضای حزب کمونیست توده در میدان بهارستان با طرفداران مصدق درگیر شدند. پلیس سعی کرد آشوب را بخواباند. گزارش‌ها مبنی بر این است که آشوب‌ها تا ساعت‌ها ادامه داشت و حداقل 10 نفر ازجمله دو مأمور پلیس کشته و 60 نفر زخمی شدند.
هریمن در بازگشت به واشنگتن مهم‌ترین نگرانی خود را قدرت کمونیست‌ها در ایران توصیف کرد. در آبان ماه 1330 مصدق در سازمان ملل متحد در نیویورک از منافع ایران دفاع کرد. او خطاب به مردم جهان گفت که بررسی مسئله ملی شدن نفت ایران در حوزه اختیارات شورای امنیت سازمان ملل نیست. بنا بر تمام شواهد ترومن شیفته جسارت مصدق بود. او از مصدق به گرمی استقبال کرد و او را سیاستمداری وطن‌پرست خواند. رئیس‌جمهوری آمریکا و نخست‌وزیر ایران برای یکدیگر احترام متقابل قائل بودند.
محمود مصدق، نوه مصدق: می‌گفتند که آمریکایی‌ها خیلی ساده هستند و هیچ شیله‌پیله‌ای در کارشان نیست و بیشتر تحت نفوذ انگلیسی‌ها هستند. که اگر کاری هم که بعداً کردند بیشتر تحت نفوذ انگلیسی‌ها بودند که این کار را کردند. خوشان آدم‌های باانصافی بودند روی‌هم‌رفته. ایشان یک همچین برداشتی داشت.
اما مصدق ظاهراً از جریانات داخلی آمریکا نفوذ شرکت‌های نفتی و روابطشان با بریتانیا بی‌خبر بود. همزمان با حمایت لفظی از مصدق، ترومن از محاصره اقتصادی ایران حمایت می‌کرد و دولت آمریکا هرگز درخواست‌های مصدق برای کمک مالی به ایران را نپذیرفت. همانند تمامی سیاستمداران اولویت اصلی ترومن مسائل داخلی و پیروزی حزبش بود. ترومن دموکرات در آن زمان زیر فشار شدید جمهوری‌خواهان بود. سردسته جمهوری‌خواهان در این حملات سناتور جوزف مکارتی بود. مهم‌ترین محور حمله ترومن به جمهوری‌خواهان این بود که او از خطر کمونیست‌ها در آمریکا و دیگر نقاط جهان آگاه نیست.

مطلب مرتبط :   فناوری‌های، جسم، بودریار، سایبرنتیک، 1388:، (شایگان

استخراج اطلاعات مضمون سوم:
واژگان:
مثبت: میانجیگری، حفظ منافع، راضی کردن، ملی‌گرایان ایرانی، رویه‌ای بی‌طرفانه، قدرت، حوزه اختیارات، شیفته جسارت، احترام متقابل، بدون شیله‌پیله، باانصاف، حمایت لفظی؛
منفی: سیاست‌های استعماری، اخلاقی ایدئولوژیک، دست‌آویز، غرامت؛
افراد و نهادها:
مصدق: سیاست‌مداران جهان سوم، میدان بهارستان؛
آمریکا: هری اس ترومن، هریمن، سازمان ملل متحد، سناتور جوزف مکارتی، شورای امنیت سازمان ملل؛
قطب‌بندی:
ارزش‌های منتسب به دکتر مصدق و جبهه ملی:
– مصدق فکر می‌کرد می‌شود به آمریکایی‌ها اعتماد کرد.
– مصدق یقین داشت که آمریکایی‌ها به او کمک خواهند کرد.
– در آبان ماه 1330 مصدق در سازمان ملل متحد در نیویورک از منافع ایران دفاع کرد.
– بنا بر تمام شواهد ترومن شیفته جسارت مصدق بود.
– او از مصدق به گرمی استقبال کرد و او را سیاستمداری وطن‌پرست خواند.
– مصدق ظاهراً از جریانات داخلی آمریکا نفوذ شرکت‌های نفتی و روابطشان با بریتانیا بی‌خبر بود.
ارزش‌های منتسب به امریکا:
– دولت آمریکا متحد بریتانیا بود.
– رئیس‌جمهور آمریکا ترومن از سیاست‌های استعماری بریتانیا به‌شدت انتقاد می‌کرد.
– ایالات‌متحده پس از جنگ جهانی دوم خود را حامی کشورهای استقلال‌یافته جهان سوم می‌دانست.
– دولت آمریکا اصرار داشت که آن‌ها توقعشان را پایین بیاورند.
– دولت آمریکا رویه‌ای بی‌طرفانه اتخاذ کرده بود.
– دغدغه اصلی نماینده آمریکا که نفوذ شوروی و به خطر افتادن منافع کشورش در منطقه بود.
– هریمن در بازگشت به واشنگتن مهم‌ترین نگرانی خود را قدرت کمونیست‌ها در ایران توصیف کرد.
– بنا بر تمام شواهد ترومن شیفته جسارت مصدق بود.
– او از مصدق به گرمی استقبال کرد و او را سیاستمداری وطن‌پرست خواند.
– رئیس‌جمهوری آمریکا و نخست‌وزیر ایران برای یکدیگر احترام متقابل قائل بودند.
– (دکتر مصدق) می‌گفتند که آمریکایی‌ها خیلی ساده هستند و هیچ شیله‌پیله‌ای در کارشان نیست و بیشتر تحت نفوذ انگلیسی‌ها هستند. خودشان آدم‌های باانصافی بودند.
– ترومن از محاصره اقتصادی ایران حمایت می‌کرد و دولت آمریکا هرگز درخواست‌های مصدق برای کمک مالی به ایران را نپذیرفت.
– ترومن دموکرات در آن زمان زیر فشار شدید جمهوری‌خواهان بود.
– مهم‌ترین محور حمله ترومن به جمهوری‌خواهان این بود که او از خطر کمونیست‌ها در آمریکا و دیگر نقاط جهان آگاه نیست.
ارزش‌های منتسب به انگلیس:
– دولت بریتانیا غرامت زیادی را برای سرمایه‌های ملی شده‌اش در ایران می‌خواست.
– بریتانیا از خودش سرسختی نشان می‌داد.
– آمریکایی‌ها بیشتر تحت نفوذ انگلیسی‌ها بودند.
ارزش‌های منتسب به حزب توده و کمونیست‌ها:
– ورود هریمن به ایران باعث جنجال کمونیست‌ها شد.
استناد:
صحبت‌های مالکوم برن- آرشیو ملی آمریکا، مارک گازیورفسکی- دانشگاه ایالتی لوئیزیانا، محمود مصدق- نوه مصدق، گزارش خبرنگار انگلیسی‌زبان، تصاویر دیدار ترومن و دکتر مصدق
پیش‌فرض:
– آمریکا در بسیاری از مسائل متحد انگلیس به‌حساب می‌آمد.
– باوجود مشترکات فراوان دولت آمریکا با دولت انگلیس؛ شخص ترومن به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا در تلاش بود تا بین ایران و انگلیس نقش میانجی را بازی کند.
– آمریکا از میانجی‌گری بین ایران و انگلیس نفع شخصی نمی‌برد.
– تنها دلیل آمریکا برای کمک به کشورهای جهان سوم این بود که جلوی نفوذ کمونیسم به این کشورها را می‌گرفت.
– هریمن در نقش واسطه میانجی آمریکایی‌ها و برای کمک به حل بحران نفت به ایران آمد و سپس به انگلیس رفت.
– مصدق خیلی روی کمک آمریکایی‌ها حساب می‌کرد و نظر مثبتی نسبت به آن‌ها داشت.
– مصدق در مورد روابط قدرت در غرب اطلاعات سطحی و ناپخته‌ای داشت.
– ترومن به دلیل دموکرات بودن طرفدار تعامل دوستانه با ایران و مصدق بوده است.
– مصدق بیش‌ازحد لازم به آمریکایی‌ها اعتماد داشت.

مطلب مرتبط :  

دلالت‌های ضمنی:
تداعی:
– فکر میانجی بودن و بی‌طرفی آمریکا، از نقش فرامنطقه‌ای و بین‌المللیای که آمریکایی‌ها برای خود قائل هستند، نشئت می‌گیرد و تداعی‌کنندهی موضع‌گیریهای قیم‌مآبانهی امریکا در موضوعات مختلف است تا از این طریق، نقش ابرقدرتی خود را اثبات کند.
– تأکید بر دموکرات بودن ترومن، تداعی‌کنندهی تلاشی است که برخی افراد با تفاوت گذاشتن بین سیاست‌های دوره‌های ریاست جمهوری افراد مختلف در برخورد با جمهوری اسلامی، داشتند.
تلقین:
– آمریکا از مداخله در بحران نفتی ایران نفعی نداشت؛ تنها تلاش داشت که با میانجی‌گری بین دو طرف، مشکل را حل کند.
– علیرغم تعاریف و تعابیری که در مضمون قبلی از مصدق داد، اما در این میان وی را ناآگاه از مناسبات بین‌الملل تصویر می‌کند که بدون در نظر گرفتن روابط قدرت در آمریکا و جهان، خام‌دستانه و بدون تحلیل روی کمک آمریکا حساب کرده بود.
اجماع:
– متن در تلاش است تا با ارائهی تصویری مثبت و فراجناحی از زحمات آمریکا برای کمک به رسیدن به توافق تجلیل کند و این کمک‌ها را بدون داشتن چشم‌داشت و نفع شخصی آمریکایی‌ها نشان دهد. در عین ‌حال با تأکید بر نگرانی‌های آنها در مورد نفوذ کمونیست‌ها، خطر قدرتگیری حزب توده را متذکر شوند. همچنین متن در اشارهی کوتاهی در انتها، با تفکیک ترومن دموکرات و جمهوری‌خواهانی که نگرانی خود را از جهان و سلطهی کمونیست‌ها داشتند، تمامی نکاتی مثبتی را که در مورد آمریکایی‌ها بیان کرده بودند، به دموکرات‌ها برگرداند؛ اعم از نوع‌دوستی آنها و احترام متقابل بین ترومن و مصدق.
– مستند در این مضمون از مصدق، تصویر سیاستمداری متعلق به نسل گذشته و فردی ساده‌لوح و زودباور ارائه می‌کند که هیچ شناختی از روابط قدرت در جهان پس از جنگ جهانی دوم ندارد.
گزاره‌های اساسی:
– دولت آمریکا رویه‌ای بی‌طرفانه اتخاذ کرده بود اما بریتانیا از خودش سرسختی نشان می‌داد.
– دکتر مصدق انتظار زیادی از آمریکایی‌ها برای رسیدن به توافق داشت و بر روی کمک آن‌ها حساب ویژه‌ای کرده بود.
– ترومن در شرایط جنگ سرد زیر فشار شدید جمهوری‌خواهان بود.

4-1-2-4- مضمون چهارم: بحران ملی
زمان: 19:50 – 22:25
مصدق از همان آغاز نخست‌وزیری‌اش با محمدرضا شاه پهلوی درگیری داشت. هر چه از نخست‌وزیری مصدق گذشت روابط او با شاه تیره‌تر شد. مصدق اعتقاد داشت که شاه فقط باید نماد وحدت ملی ایرانیان باشد و نه حاکم آن. این درواقع به معنی محدود کردن قدرت شاه و دربار بود. با تشدید اختلاف میان شاه و مصدق هواداران سلطنت هم به جمع کسانی پیوستند که برای سقوط مصدق برنامه می‌ریختند. اسدالله رشیدیان یکی از مهم‌ترین حامیان شاه بود که به هواداری از بریتانیا شهرت داشت. رشیدیان و برادرانش فعالیت‌های محفلی خود را برای حفظ منافع دولت بریتانیا در زمان جنگ جهانی دوم علیه آلمان نازی آغاز کرده بودند. بخشی از نفوذ و قدرت رشیدیان ناشی از ارتباطات او با جاهل‌های تهران بود. عباس رمضانی نوچه طیب یکی از سردسته‌های جاهل‌ها بود که به دستور طیب یا افرادی که به طیب دستور می‌دادند در تظاهرات شرکت می‌کرد.
عباس رمضانی، نوچ