قدرت‌طلبی رهبران مذهبی»‌ را نزد مخاطب می‌سازد و در سطحی بالاتر گفتمان «خیانت رهبران مذهبی به منافع ملی» را مد نظر دارد. در مورد آیت‌الله کاشانی نیز انگاره‌های خیانت‌کار، قدرت‌طلب ساخته می‌شود. <br/” title=”br”>br />در گزارش هفتم با بررسی دلایل و روند شکل‌گیری کودتای 28 مرداد، به توجیه دخالت آمریکا در ایران ذیل گفتمان «لیبرالیسم» می‌پردازد. این گزارش در راستای هدف خود با ساخت انگارهی «آمریکای بی‌طرف و نگران گسترش کمونیسم»، گفتمان «ابرقدرتی آمریکا» را برای مقابله و مبارزه با بسط ایدئولوژی و گفتمان «کمونیسم» شکل می‌دهد. در واقع آمریکا به‌عنوان قیم دنیا این حق را برای خود قائل می‌شود که در دفاع از جهان آزاد، به ایران تجاوز کرده و در امور داخلی او دخالت کند. همچنین در این دخالت نیز انگارهی دوقطبی «ترومن خوب، آیزن‌هاور بد» (یا به شکلی کلی‌تر «دموکرات خوب، جمهوری‌خواه بد‌») را تشکیل می‌دهد (کاری که پیش‌ازاین کینزر در کتاب «همهی مردان شاه» انجام داده بود)، تا از این رهگذر تمام گناهان و تقصیرات را متوجه حزب جمهوری‌خواه نشان دهد نه کلیت هیئت حاکم آمریکا. بدین ترتیب با استفاده از تکنیک تخریب خود، ضمن تخریب بخشی از حکومت آمریکا، حداقل بخش قابل دفاعی که ارزش‌های آمریکایی را به وی نسبت دهد، باقی می‌ماند.

2-4- تحلیل و بررسی متن مستند «مصدق، نفت و کودتا»
مستند «مصدق، نفت و کودتا» ساختهی مازیار بهاری که در سال 90 تهیه و در تاریخ‌ 27 مرداد 1390 در برنامهی آپارات از تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی پخش شده بود، در 27 مرداد 1392 نیز دوباره در بین ویژهبرنامه‌های شصتمین سالگرد کودتا از این شبکه پخش شد. این مستند با بررسی دوران نخست‌وزیری مصدق تا روز 28 مرداد، به بررسی و شکل‌گیری کودتای 28 مرداد می‌پردازد. در این مستند با افرادی همچون محمود مصدق، عزت‌الله سحابی، موسی مهران، نصرت‌الله خازنی، محمود کاشانی، مارک گازیورفسکی و سام فال، دیپلمات بریتانیا و مالکوم برن از آرشیو ملی آمریکا مصاحبه شده است و داستان اتفاقات سال‌های 30 تا 32 را از زبان آنها برای مخاطب تعریف می‌کند و مستند را با اشاره به کودتای 28 مرداد و قرارداد کنسرسیوم به پایان می‌برد. این مستند از این حیث دارای اهمیت است که هرچند به سفارش بی‌بی‌سی ساخته‌شده، اما در بعضی موارد، موضع‌گیری‎‌هایی به‌مراتب تندتر از بی‌بی‌سی اتخاذ کرده و گفتمان‌های مد نظرش عیان‌تر است.
1-1-2-4- مضمون اول: جنبش ملی نفت؛ بهم ‌خوردن خواب آرام استعمار
زمان: 2:10- 11:10
محمد مصدق در اردیبهشت 1330 نخست‌وزیر شد و تنها چند روز بعد صنعت نفت ایران را که تا آن زمان در انحصار شرکت نفت انگلیس و ایران بود ملی اعلام کرد. شرکتی که امروزه بی‌پی‌64 یا بریتیش پترولیم65 شناخته می‌شود. دولت بریتانیا صاحب 51 درصد از سهام آن شرکت بود و سود سالانه آن برای بریتانیا بیش از دو برابر سودی بود که به دولت ایران تعلق می‌گرفت. شرکت نفت انگلیس و ایران با دولت ایران موافقت‌نامه‌ای انحصاری داشت که تا سال 1993 یا 1372 شمسی به آن‌ها اجازه بهره‌برداری و فروش نفت ایران را می‌داد. اما قدرت و نفوذ این شرکت به استخراج و صدور نفت منحصر نمی‌شد.
عزت‌الله سحابی، سیاستمدار ملیگرا: وضع این‌جوری بود که اگر کسی می‌خواست یک مغازه آهنگری تأسیس کند مقامات دولتی ایران کاره‌ای نبودند. شرکت نفت باید موافقت می‌کرد و شرکت نفت خیلی بالا پایین می‌کرد. به‌اصطلاح گزینش می‌کرد. درست سرزمین خوزستان مستعمره انگلستان بود.
ملی کردن نفت
فرستادگان دولت مصدق در خرداد 1330 اداره پالایشگاه آبادان را به عهده گرفتند. اکثر کارگران ایرانی از آن‌ها مانند قهرمان ملی استقبال کردند. پس از سال‌ها دخالت دولت بریتانیا در امور داخلی ایران، ایرانیان می‌خواستند که مستقل باشند. بسیاری از ایرانیان ملی شدن نفت را پایانی برای مشکلات و مصیبت‌هایشان فرض می‌کردند و این تصور موجب شد تا به مصدق به‌عنوان رهبری ملی اعتماد کنند.
هدف: سرنگونی مصدق
پس از ملی کردن نفت ایران مصدق در بریتانیا به چهره‌ای منفور تبدیل شد. بعد از جنگ جهانی دوم بریتانیا قدرت خود را تا میزان زیادی ازدست‌داده بود. مقامات بریتانیایی نمی‌خواستند یکی از مهم‌ترین سرمایه‌هایشان را از دست بدهند. بریتانیا به‌سرعت نسبت به تصمیم مجلس و دولت ایران واکنش نشان داد و در دادگاه بین‌المللی لاهه علیه دولت مصدق اقامه‌ی دعوی کرد. دادگاه لاهه از ایران خواست که تا هنگام صدور رأی از ملی کردن صنعت نفت خودداری کند. اما مصدق این پیشنهاد را نادیده گرفت. به نظر مصدق طرف قرارداد ایران یک شرکت بریتانیایی بود و نه دولت بریتانیا. از همین رو لزومی به دخالت دادگاهی که برای حل دعاوی دولت‌ها تشکیل‌شده بود نمی‌دید. در همین زمان دولت بریتانیا به ناوگان دریایی‌اش در خلیج‌فارس دستور داد کشتی‌هایی را که نفت ایران را حمل می‌کردند متوقف کنند.
گزارش به زبان انگلیسی: سربازان تحت فرمان این فرمانده خود را برای مقابله با تندروهای ایرانی آماده می‌کنند. اگر چتربازان ما به آنجا می‌روند به‌قصد محافظت از خود ماست و نه ترساندن ایرانی‌ها.
شرکت‌های مهم نفتی جهان از تحریم ایران توسط دولت بریتانیا حمایت کردند. آن‌ها نمی‌خواستند ملی شدن نفت در ایران الگویی برای ملت‌های دیگر شود. با تصمیم دولت بریتانیا و حمایت دولت‌های دیگر ایران از زمانی که نفت خود را ملی کرد دیگر قادر به فروش آن نبود و این باعث نابسامان‌تر شدن اقتصاد در ایران و فقیرتر شدن ایرانیان شد.
همزمان با تلاش‌های سیاسی دیپلمات‌های بریتانیا در تهران عملیاتی مخفیانه را به‌قصد سرنگونی مصدق آغاز کردند. سام فال دیپلمات فارسی‌زبان ارشد بریتانیایی در تهران بود. در 1330 دو سال از اقامت سم فال خانواده‌اش در ایران می‌گذشت. و آن‌ها از زندگی دیپلماتیکشان در ایران لذت می‌بردند. آقای فال معاشرت با ایرانیان را دوست داشت. اما باوجود گذشت دو سال هنوز به ایرانی‌ها خو نگرفته بود.
سام فال، دیپلمات بریتانیایی: به‌طورکلی ایرانی‌ها آدم‌های خیلی جذابی هستند. اما به مفهوم غربی قابل‌اعتماد نیستند.
منظورتان چیه قابل‌اعتماد نیستند؟
فال: منظورم این است که نمی‌شود روی اون‌ها حساب کرد. ولی ما موفق شدیم یعنی شانس آوردیم و آدم‌های قابل‌اعتمادی در میان ایرانی‌ها پیدا کردیم.
ایرانیانی که آقای فال می‌توانست به آن‌ها اعتماد کند اعضای شبکه مخفی و کوچکی از مأموران و متحدان بریتانیا در ایران بودند که حفظ منافع بریتانیا را بر عهده داشتند. دولت بریتانیا برای پیشبرد تبلیغات خود علیه مصدق از رادیوی فارسی بی‌بی‌سی استفاده می‌کرد و بارها مطالب ضد مصدق از این رادیو پخش شد. به‌طوری‌که کارمندان ایرانی این رادیو در اعتراض دست به اعتصاب زدند. این سند نشان می‌دهد که در 21 ژوئیه 1951 میلادی یکی از مقام‌های وزارت خارجه دولت بریتانیا از سفیر کشورش در تهران برای پیشنهادات او در جهت بهتر شدن تبلیغات رادیوی بی‌بی‌سی علیه مصدق تشکر کرد. بی‌بی‌سی تا اینجا اغلب نکاتی را که شما فهرست کرده‌اید انجام داده است؛ ولی لطفاً اطلاعات بیش‌تری بدهید که چگونه می‌توان برنامه‌ها را مؤثرتر کرد تا به همان ترتیب انجام شود. ضمناً باید از حمله به طبقات حاکم اجتناب کنیم. چراکه احتمال دارد با حکومتی که از همان طبقات بعد از سقوط مصدق تشکیل می‌شود کارکنیم.
یک سیاستمدار سالم ایرانی
مصدق دولت بریتانیا را مبهوت کرده بود. آن‌ها بعد از انقلاب مشروطه ایران با دولت‌ها و پادشاهان ایرانی رابطه خوبی داشتند و هیچ سیاستمدار ایرانی به‌اندازه مصدق منافعشان در ایران را تا این حد به خطر نیانداخته بود.
مصدق در سال 1261 در خانواده‌ای مرفه و بانفوذ به دنیا آمد و مادرش از شاهزادگان قاجار بود. او دکتری حقوق خود را از دانشگاه نوشاتل در سویس گرفت. تحصیلات در غرب به مصدق درک هوشمندانه‌ای از جنگ روانی دولت بریتانیا علیه او داده بود. او از ابتدای بحران از هر ترفندی بهره می‌گرفت تا ایران را به‌عنوان کشوری کوچک که زیر ستم ابرقدرتی بزرگ قرارگرفته ترسیم کند. دولت بریتانیا و مخالفان مصدق او را متهم می‌کردند که پوپولیست و عوام‌فریب است. علی‌رغم محبوبیت مصدق رفتار او گاهی باعث تعجب ایرانیان می‌شد و بعضی از سیاست‌مداران خارجی او را مورد تحقیر و تمسخر قرار می‌دادند. به‌طور مثال یک سؤال همواره مطرح بود. اینکه چرا مصدق حتی برای بسیاری از دیدارهای رسمی از تخت خود بیرون نمی‌آید؟
محمود مصدق، نوه مصدق: چون در جوانی که در خارج بود در فرانسه بود خیلی به او بد گذشته بود و خیلی ناراحتی کشیده بود همیشه مواظب سلامتی‌اش بود. خیلی خیلی روی این موضوع وسواس داشت. راحت‌تر بود که در تخت خواب پذیرایی کند از سایرین ولی بیماری‌ای نداشت.
مخالفان داخلی و خارجی مصدق او را پیرمردی غیرعادی تصویر می‌کردند که در مواقعی خود را به بیماری می‌زند و با حساب‌وکتاب غش می‌کند.
فال: مصدق نقش بازی می‌کرد. او می‌خواست بگوید که من پیر و مریض هستم. اما هنوز این قدرت را دارم که برای احقاق حقوق ایرانیان مبارزه کنم. البته فقط ادا درمی‌آورد.
استخراج اطلاعات مضمون اول:
واژگان:

مطلب مرتبط :