دانلود پایان نامه

چندین یافته تحقیقاتی ناهمخوان با چهارچوبی که توسط مکلئود و چفی (1972، به نقل از فیتزپاتریک، 2004) بیان شده بود، را متذکر شد و دوبعد زیربنایی این الگوها را به این منظور که ویژگیهای رفتاری خود را بهتر به دست آوردند، از نو نامگذاری کرد. از آنجا که جهتگیری مفهومی بر اهمیت عقاید تأکید داشت، جهتگیری گفتوشنود نامیده شد تا توجه به بحث و تبادلنظرباز و پذیرنده عقاید بین والدین و فرزندان را منعکس کرده باشد و از آنجا که جهتگیری اجتماعی بر پیروی تأکید داشت، جهتگیری همنوایی نامیده شد.
علاوه بر نامگذاری مجدد این دو بعد زیربنایی، ریچی و فیتزپاتریک( 1990، به نقل از فیتز پاتریک، 2004)در ابزار الگوهای ارتباطات خانواده نیز با افزودن چندگویه برای افزایش، روایی و پایایی آن را تجدیدنظر کردند. این ابزار، ابزار تجدیدنظرشده الگوهای ارتباطات خانواده خوانده شد. (فیتزپاتریک و ریچی، 1994؛ ریچی و فیتزپاتریک، 1990، به نقل از فیتز پاتریک، 2004).
2-2-2-1- ابعاد الگوهای ارتباطات خانواده
خانواده یک تجربه جهانی است و در هر فرهنگی یافت میشود. با مطرح شدن واژه خانواده تلاش جهت یک تعریف جامع و کاربردی از آن آغاز شده است. با هم بودن، ازدواج، فرزندپروری، سبک زندگی، سکونت دائم مفاهیمی هستند که در تعاریف مختلف آمدهاند.
به اعتقاد نولر و فیتزپاتریک (1993،به نقل از ولتی، 2003) خانواده معمولاً با استفاده از سه مقوله تعریف میشود: ساختار ، وظیفهمداری و فرایندهای تبادلی در تعریف ساختاری به سلسله مراتب اعضای خانواده از لحاظ قانونی و زیست شناختی با توجه به جنس و سن توجه میشود. در تعریف وظیفهمداری تمرکز بر نیازهای روانی اجتماعی خانواده است. بطورمثال در این مقوله یک خانواده خوب خانوادهای است که پاسخگوی جامعهپذیری فرزندانش باشد.
فرایندهای تبادلی بر احساسات و پاسخگویی دوجانبه اعضا به یکدیگر تأکید دارد و خانواده مطلوب در این تعریف به عنوان یک گروه صمیمی و دارای حس یکی بودن و هویت گروهی معرفی میشود.
با این وجود در زمینه تعریف خانواده، در بعضی از تحقیقات علمی پیشروی تدریجی از تعاریف ساختاری به تعاریف کارکرد محور مشهور است(نولر و فیتزپاتریک، 1993، به نقل از ولتی، 2003)
تئوری سیستمهای خانوادگی، خانواده را به صورت سیستمی درنظر میگیرد. در نگاه سیستمی به خانواده، هر بخش بر بخشهای دیگر تأثیر گذاشته و ازآنها تأثیر میپذیرد. (کلین و وایت ، 1996، به نقل از سیگلمن و شیفر ، 1999).
برونفنبرنر در رویکرد بومشناختی خود (1979، 1995،به نقل از سیگلمن و شیفر، 1999) خانواده را سیستمی در نظر میگیرد که درون سیستمهای اجتماعی بزرگتر همچون محله، جامعه، خرده فرهنگ و فرهنگهای وسیعتر قرار گرفته و از آن تأثیر میپذیرد.
بسیاری از متخصصان، به جای معرفی خانواده به عنوان یک سیستم یا گروه پردازش اطلاعات یا فرصتی برای مبادله اجتماعی بین اعضای آن، خانواده را به عنوان نوعی ارتباط و گفتوشنود معرفی میکنند (فیتزپاتریک، 2004). واتزلاویک ، بیوین و جکسون (1967، به نقل از کلارک و شیلدز، 1997) خانواده را سیستمی قانونگذار تعریف میکنند که اعضای آن به طور مداوم در حال تعریف مجدد ماهیت روابط خود بر مبنای الگوی ارتباطشان هستند. اعضای خانواده الگوهای ارتباطات خود برای سازماندهی در شیوههای قابل پیشبینی رفتار به کار میبرند (گالوین و برومل ،1991، به نقل از کلارک و شیلدز، 1997) الگوهای ارتباطات خانواده متمایز از یکدیگر هستند. شناخت انواع مختلف الگوها و سبکهای ارتباطات خانواده علاوه بر توصیف، به پیشبینی عملکرد خانوادهها وتوصیهها و تجویزهای مربوط به آن هم کمک میکند (فیتزپاتریک، 2004)
در رابطه با ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده فیتزپاتریک و ریچی (1994، به نقل از فیتزپاتریک، 2004) جهتگیری گفتوشنود و جهتگیری همنوایی را به عنوان باورهایی اساسی که تعیین میکنند چقدر اعضای خانواده افکار و احساسات خود را با یکدیگر در میان میگذارند، مفهومسازی کردهاند. فیتزپاتریک (2004) این ابعاد را به صورتهای زیر شرح
میدهد.
2-2-2-1-1-جهتگیری گفتوشنود
جهتگیری گفتوشنود به این معناست که خانوادهها تا چه حد شرایطی را به وجود میآورند که در آن اعضای خانواده تشویق به شرکت آزادانه و راحت در تعامل، بحث و تبادلنظر درباره طیف وسیعی از موضوعات شوند. اعضای خانوادههایی که دارای جهتگیری گفتوشنود زیاد هستند، آزادانه، به طور مکرر و خود انگیخته با یکدیگر تعامل میکنند، بدون اینکه از نظر موضوعات مورد بحث یا زمان صرف شده در تعامل محدودیتهای زیادی داشته باشند. آنها دامنه وسیعی از موضوعات را مورد بحث و تبادلنظر قرار میدهند و فعالیتها، افکار و احساسات شخصی خود را با یکدیگر در میان میگذارند. افراد خانواده با همفکری تصمیمات مربوط به خانواده را اتخاذ میکنند. آنها لازمه زندگی خانوادگی پربار و لذتبخش را داشتن ارتباط آزاد، راحت و مکرر میدانند. خانوادههایی که چنین عقیدههایی دارند برای در میان گذاشتن عقاید خود با یکدیگر ارزش قائلند و ارتباطات خود با فرزندان را وسیلهای مهم برای تربیت کردن و اجتماعی کردن آنها میدانند.
برعکس، در خانوادههایی با جهتگیری گفتوشنود کم، اعضای خانواده، تعامل کمتری با یکدیگر دارند و تنها موضوعات محدودی در بین اعضای خانواده مورد بحث قرار میگیرد. اعضای خانواده افکار، احساسات و فعالیتهای خصوصی و محرمانه خود را کمتر با یکدیگر در میان میگذراند. وقتی موضوعی مطرح میگردد به جزئیات آن پرداخته نمیشود. در این خانوادهها، کوششی جهت شرکت همه اعضای خانواده در تصمیمگیریها نمیشود. خانوادههایی با گفتوشنود کم معتقدند تبادل مکرر، آزاد و راحت عقاید و ارزشها به طورکلی برای خانواده و به ویژه برای تربیت و اجتماعی کردن فرزندان ضرورتی ندارد (فیتزپاتریک، 2004).
2-2-2-1-2-جهتگیری همنوایی
جهتگیری همنوایی به این معناست که ارتباطات خانواده تا چه حد بر همسان بودن نگرشها، ارزشها و عقاید تأکید دارد. خانوادههایی با جهتگیری همنوایی بالا، در تعاملات خود بر همگونی عقاید و نگرشها، اجتناب از تعارض و وابستگی متقابل اعضای خانواده به یکدیگر متمرکز هستند. در این خانوادهها ارتباطات بین دو نسل نشاندهنده حرف شنوی از والدین و دیگر بزرگسالان است. برعکس، تعاملات خانوادههایی با جهتگیری همنوایی کم، بر اهمیت دادن به نگرشها و عقاید ناهمگون، فردیت و استقلال اعضای خانواده تمرکز دارد و ارتباطات بین دو نسل منعکسکننده برابری اعضای خانواده است. به این صورت که معمولاً فرزندان در
تصمیمگیریها دخالت دارند. جهتگیری همنوایی زیاد بیشتر در خانوادههای سنتی دیده
میشود. یعنی خانوادههایی که منسجم و دارای سلسله مراتب قدرت هستند. در چنین ساختاری اعضای خانواده برای روابط درون خانواده در مقایسه با روابط بیرون از خانواده، اهمیت بیشتری قائل هستند. آنها توقع دارند منابعی از قبیل فضا، مکان و پول در بین اعضای خانواده تقسیم شود. خانوادههایی با جهتگیری همنوایی زیاد معتقدند برنامههای شخصی باید طوری با برنامههای اعضای خانواده هماهنگ شود که زمان در کنار هم بودن افراد خانواده را به حداکثر برساند. اعضای خانواده از یکدیگر انتظار دارند تا نسبت به علایق خانواده، علایق خود را در درجه دوم اهمیت قرار دهند. در این خانوادهها از والدین انتظار میرود تا برای خانواده تصمیمگیری کنند و از فرزندان انتظار میرود تا مطابق با خواستههای والدین خود رفتار کنند. زمانی که پیامی ارائه میشود، فرزندان خانوادههای با جهتگیری همنوایی زیاد بیشتر تحت تأثیر وضعیت اجتماعی منبع پیام قرار میگیرند.
برعکس، خانوادههای با جهتگیری همنوایی کم به ساختار خانواده سنتی اعتقادی ندارند. آنها معتقدند روابط بیرون از خانواده به اندازه روابط درون خانواده مهم هستند و خانواده باید رشد شخصی اعضاء را تشویق کند حتی اگر این کار منجر به شکلگیری روابط قوی آنها در بیرون از خانواده و تضعیف ساختار خانواده گردد. این خانوادهها به استقلال اعضا بها میدهند. برای حریم شخصی ارزش قائل هستند و نسبت به علایق شخصی، علایق خانواده را در درجه دوم اهمیت قرار میدهند. (فیتزپاتریک، 2004).
2-2-2-3- انواع الگوهای ارتباطی خانواده
از ترکیب دو بعد اساسی جهتگیری گفتوشنود و جهتگیری همنوایی چهار نوع خانواده که هر کدام الگوی ارتباطی متفاوتی دارند حاصل میشود. در هر کدام از چهار نوع خانوادهی حاصل از ترکیب ابعاد جهتگیری گفتوشنود و جهتگیری همنوایی نوع خاصی از ارتباطات بین والدین و فرزندان به چشم میخورد. در ادامه به معرفی این الگوهای چهارگانه پرداخته میشود. این خانوادهها عبارتند از : خانوادههای توافقکننده ، خانوادههای کثرتگرا ،
خانوادههای حفظ کننده و خانوادههای به خود واگذاشته .
2-2-2-3-1-خانوادههای توافقکننده