دانلود پایان نامه
5-2-4-پیشبینی انگیزش پیشرفت تحصیلی توسط ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده با واسطهگری باورهای شناختشناسی
به منظور بررسی این سؤال تحقیقی که انگیزش پیشرفت تحصیلی توسط ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده با واسطهگری باورهای شناختشناسی پیشبینی میگردد، از روش آماری رگرسیون چندگانه و با استفاده از روش مراحل بارون وکنی در مرحله اول به بررسی رگرسیون انواع باورهای شناختشناسی روی الگوهای ارتباطی خانواده پرداخته، در مرحلهی دوم رگرسیون انگیزش پیشرفت روی الگوهای ارتباطی خانواده و در مرحله سوم رگرسیون انگیزش پیشرفت روی باورهای شناختشناسی با کنترل الگوهای ارتباطی خانواده مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاکی از آن است که با استفاده از رگرسیون چندگانه، قدرت پیشبینی انگیزش پیشرفت بر اساس هر یک از ابعاد الگوهای ارتباطی مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که الگوی گفت و شنود با واسطهگری یادگیری سریع دانش قطعی پیشبینی کنندهی مثبت و معناداری برای انگیزش پیشرفت میباشد و الگوی همنوایی پیشبینیکننده معناداری برای انگیزش پیشرفت نمیباشد.
در تفسیر این مسئله توجه به این نکته لازم است که در خانوادههایی که تمام اعضای آن خانواده به شرکت آزادانه و راحت در تعامل، بحث و تبادلنظر درباره موضوعات تشویق شوند، بدون این که از نظر موضوعات مورد بحث یا زمان مصرف شده در تعامل محدودیت زیادی داشته باشند دارای جهتگیری گفت و شنود زیادی میباشند. میتوان گفت که لازمه داشتن یک زندگی خوب و پربار و لذتبخش داشتن ارتباطات راحت، آزاد و مکررّ است. والدین در چنین خانوادههایی ارتباطات مکررّ خود با فرزندان را وسیلهای مهم برای تربیت کردن و اجتماعی کردن آنها میدانند.
ارتباطات خانواده شیوهای است که از طریق آن اطلاعات کلامی و غیرکلامی بین اعضای خانواده رد و بدل میشود. (اپستین و همکاران، 1993، به نقل از پیترسون و گرین ، 1999) و فرزندان بوسیله آنها نحوه ارتباط برقرار کردن با دیگران، تعبیر و تفسیرکردن رفتارهای آنها به شیوه خاصی در روابط خود با آنها عمل کردن و تجربه عواطف را یاد میگیرند. انگیزهها و شیوههای ارتباطاتی والد- فرزندی مدلی از رفتار را فراهم میآورد که به مهارتها و رفتارهای ارتباطی فرزندان شکل میدهد.
در خانوادههایی که از جهتگیری گفتوشنود بالایی برخوردار هستند همانطور که در بالا به آن اشاره گردید به دلیل ارتباطات باز و بالایی که دارند و همچنین مشارکت فرزندان در جلسات خانوادگی و تصمیمات مربوط به خانواده موجب میگردد تا فرزندان در این خانوادهها به دنبال مطالعه و تفکر بیشتر پیرامون مسائل باشد، در نتیجه در این گونه خانوادهها در فرزندان انگیزش پیشرفت بالا شکل خواهد گرفت.
نتایج تحقیقات نشان دادهاند، ویژگیهای خانوادگی با انگیزش پیشرفت تحصیلی مرتبط هستند. یافتههای تحقیقی همچنین نشان میدهند که شیوههای فرزندپروری مقتدرانه و انتظار والدین از موفقیت فرزندان رابطه معناداری با انگیزش پیشرفت دارد. بنابراین در توضیح و تبیین نتایج این پژوهش میتوان گفت که خانواده نقش تعیینکننده در رفتار آینده افراد را دارد. ساخت خانواده و روشهای تربیتی اتخاذ شده توسط والدین در دوران کودکی نقش
تعیینکننده در شخصیت و انگیزههای افراد در آینده دارد؛ لذا باید در برخورد با کودکان علاوه بر جنبههای هوشی و شناختی به انگیزههای آنان به ویژه انگیزه پیشرفت تحصیلی توجه نمود.
در این راستا توجه والدین به باورهای شناختشناسی فرزندان بسیار حائز اهمیت
میباشد چرا که نتایج تحقیق حاضر نشان داد که باورهای شناختشناسی در دو بعد سریع و دانش قطعی نقش واسطهای را در انگیزش پیشرفت و الگوی گفتوشنود در دانشجویان داشت.
بنابراین تعاملات گفت و شنودی در خانواده میتواند باعث شکلگیری باورهای
شناختشناسی در فرزندان بگردد. لذا آگاهی خانوادهها از رسالت خطیری که دارند بسیار مهم میباشد، چرا که شکلگیری این باورها در موفقیت فرزندان نقش بسیار مهمی را دارا میباشد لذا خانواده با کمک به شکلگیری صحیح این باورها میتواند نقش مهمی را در انگیزش پیشرفت تحصیلی و موفقیت انان داشته باشد. نوع نگاه فرد نسبت به یادگیری در انگیزش پیشرفت آنها تأثیر میگذارد،برخی از فراگیران برآنند که یادگیری به سرعت و در همان مرحله اول رویارویی با دانش اتفاق میافتد و تمامی اطلاعاتی را که میتوان از یک مطلب بدست آورد، سریعاً قابل حصول است در مقابل این دسته گروهی قرار دارند که معتقدند یادگیری فرآیندی تدریجی است.
یافتههای پژوهشی نشان میدهد که نگرش و باورهای فراگیران درباره دانش در
حوزههای متفاوت، به شدت تحت تأثیر عوامل فرهنگی و بافت تربیتی جوامع قرار دارد. بر اساس یافتههای پژوهش حاضر میتوان پذیرفت که شکلگیری رفتارهای یادگیری فراگیران با گفتوشنود و میزان تعاملات آنها در ارتباط میباشد. با توجه به تفاوتهای فرهنگی و نظام آموزشی حاکم بر کشور ما به نظر میرسد که باور یادگیری سریع منجر به انگیزش پیشرفت در دانشجویان میگردد. با نگاهی عمیقتر پیرامون این مسئله میتوان گفت که احتمالا این باور که یادگیری سریعاً قابل حصول است، سبب کاهش نگرانی و استرس در فراگیران میگردد، در نتیجه فرد به دنبال یادگیری بیشتر و بیشتر مطالب میرود و در فرد انگیزه بیشتری برای یادگیری بوجود میآید که احتمالا این انگیزه سبب پیشرفت تحصیلی در آنان میگردد. همچنین این باور که دانش قطعی و مطلق است منجر به انگیزش پیشرفت بیشتر گردید. بر اساس مدل باورهای معرفتشناختی شومر دو گروه فراگیر وجود دارد از یک سو فراگیرانی بر این باور قرار دارند که دانش قطعی و مطلق است و از سوی دیگر ، دانش را آزمایش، موقتی، قابل ارزشیابی و تغییرپذیر میپندارند.
در اینجا نیز در توضیح و تبیین آن میتوان گفت که تعاملات خانواده و بالا بودن میزان گفتوشنود در جامعه آماری ما که دانشجویان سال سوم دانشگاه بودند سبب شکلگیری این باور که دانش قطعی است گردید، که آن به نوبه خود انگیزش پیشرفت را پیشبینی میکرد. به نظر می رسد که بافت نمونه پوهش حاضر به گونه ای است که با نتایج جهانی همسویی ندانی ندارد.و همانگونه که قبلا آمد شاید این نتایج به دلیل نوع و ارتباط خانواده ها با فرزندان و نیز نوع نظام آموزشی ایران باشد.
با توجه به نتایج فوق میتوان گفت با توجه به رسالت خطیری که خانواده در شکلگیری باورهای معرفتشناختی فرزندان دارد، بهتر است که دورههای آموزشی برای خانوادهها از سالهای اول تحصیل تشکیل شود و به خانوادهها آموزش لازم را در مورد ماهیت دانش و یادگیری در سنین مختلف بدهند تا فرزندان این مرز و بوم روز به روز دارای انگیزش پیشرفت بیشتر شوند. چرا که میتوان گفت یکی از دغدغههای نظام آموزشی حاضر در ایران ایجاد انگیزش پیشرفت در یادگیرندگان میباشد.
به این ترتیب از نتایج پژوهش چنین استنباط میشود که خانواده و روشهای تربیتی آن نقش مؤثری را در انگیزش پیشرفت فرزندان دارد؛ لذا باید علاوه بر جنبههای هوشی و شناختی و انگیزشی به باورهای شناختشناسی آنان نیز توجه نمود. در جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دارای انگیزش پیشرفت بالا دارای باورهای ساده و خام در مورد دانش و یادگیری بودند. بهتر است که مسئولین امر با گذاشتن دورههایی آموزشی برای دانشجویان و خانوادهها به شکلگیری باورهای پیچیده و عمیقتر در دانشجویان کمک کنند تا از میزان انگیزش در سنین بالاتر کاسته نگردد. چرا که با افزایش سن باورهای آنها از سطح ثابت بودن توانایی یادگیری، ساده بودن دانش، یادگیری سریع و قطعی بودن دانش و به طورکلی، نسبت به ماهیت دانش دستخوش تحول میگردد.
5-3- کاربردهای نظری و عملی پژوهش
یافتههای این پژوهش را میتوان از دو جنبه کاربردهای نظری و عملی مورد توجه قرار داد. از جنبهی نظری با توجه به این که پژوهش در حوزهی باورهای شناختشناسی در دنیا در آغاز راه خود میباشد، انجام این پژوهش میتواند به بدنهی علمی مربوطه یاری نماید چرا که در کشور ما نیز تحقیقات در رابطه با بررسی نقش باورهای شناختشناسی بر الگوهای ارتباطی خانواده و انگیزش پیشرفت صورت نگرفته است.
در قلمروی عمل یافتههای این پژوهش میتواند دستاندرکاران تعلیم و تربیت را در راستای بهبود و غنیسازی فرایند آموزش در مدارس و دانشگاهها یاری نماید. همانطور که مشاهده شد در بررسی نقش واسطهای باورهای شناختشناسی در رابطهی الگوهای ارتباطی خانواده و انگیزش پیشرفت، نقش واسطهای باورهای شناختشناسی در رابطهی الگوهای ارتباطی خانواده از طریق الگوی گفتوشنود مورد تأیید قرار گرفت. بنابراین تربیت دانشجویانی با باورهای عمیق شناختشناسی میتواند سهم عظیمی در رشد علمی جامعه داشته باشند.
اما این باورها تحت تأثیر عوامل گوناگونی چون تعامل کودک با والدین در سالهای اولیه زندگی رفته تا جوّ علمی موجود در دانشگاهها در بزرگسالی و … شکل میگیرد. با توجه به نتایج بدست آمده به نظر میرسد کارهای عملی زیر مؤثر باشند:
1- باور به یادگیری تدریجی در دانشجویان تقویت شود؛ زیرا این باور به میزان زیادی تحت تأثیر خانواده،معلمین و اساتید شکل میگیرد. در واقع نوع نگرش آنان و بیان این مطلب که یادگیری حتی در متخصصان هم بتدریج رخ میدهد، بسیار مفید خواهد بود. درضمن آموزش دادن نحوه صحیح درس خواندن و مطالعه کردن به دانشجویان نیز موجب میشود، آنها بیاموزند که یادگیری چیزی نیست که فوراً رخ دهد، بنابراین وقتی دانشجویان مطلبی را نمیفهمند، ناامید نشده به تلاش خود ادامه میدهند که منجر به یادگیری عمیق و درونی در آنان میشود.
2- این که توانایی امری ثابت نیست و با تلاش و کوشش در ارتباط است در دانشجویان توسط خانواده، معلمین و اساتید دانشگاه تقویت شود. وقتی افراد معتقد باشند تواناییشان ثابت است، هنگامی که با مسئلهای مواجه میشوند که قادر به حل آن نیستند، زود ناامید شده به این نتیجه میرسند که مطلب را نمیفهمند. متأسفانه تفکر غالب در فرهنگ ما این است که توانایی، قابلیت تغییر ندارد. بنابراین دانشجویان کمکم به این باور میرسند که توانایی امری ثابت است که ربطی به تلاش و کوشش فرد ندارد. بنابراین پیشنهاد میشود که با ایجاد کارگاههای آموزشی در سنین مدرسه برای خانوادهها و در بزرگسالی در دانشگاه، برای دانشجویان فرصتی فراهم گردد تا با تغییر نگرش آنان، دانشجویان تواناییهای خود را باور کنند.
3- باور به این که دانش قطعی و غیرقابل تغییر نیست در دانشجویان تقویت گردد. با ایجاد فرصتهایی چون شرکت در جلسات و کارگاههای آموزشی خانواده و ارائه کتابهای مفید جهت اطلاعرسانی به خانوادهها و ایجاد سایتهای آموزش مخصوص در زمینه تغییرات جدید در حوزه دانش به والدین راهگشا خواهد بود.
4- تلویح فوق برای دستاندرکاران تعلیم و تربیت آن است که اگر چه پیشرفت تحصیلی به طور عمده به وسیله ظرفیتهای شناختی اولیه دانشآموزان تبیین گردیده است، لیکن از نقش باورهای شناختشناسی و الگوی ارتباطی خانواده نباید غافل بود. در نتیجه نظام تربیتی جامعه نیز باید در راستای رشد و تحول باورهای معرفتشناختی و اصلاح کردن الگوهای ارتباطی غلط در خانوادهها نقش مؤثرتری را ایفا نماید. نظام آموزشی ما میتواند با استفاده از وسایل و ابزار کمک آموزشی به پیریزی شالودهای عینی برای تفکر و درک مفاهیم انتزاعی کمک کند. بکارگیری این وسایل معلم را یاری مینماید تا مفاهیم و روشها را سریعتر و صریحتر به