دانلود پایان نامه
پاسخ‏گویی
کارایی
بسیار پاسخگو
شرکت دل که کامپیوترهای شخصی متنوع را چند روزه تحویل می‏دهند.
تا حدی پاسخگو
خودروسازانی ه در عرض دو هنفته تعداد زیادی محصول مختلف تحویل می‏دهند.
تا حدودی کارا
سازندهای سنتی پوشاک که زمان تدارک تولید چند هفته‏ای دارند.
بسیار کارا
کارخانجات فولادسازی که زمانبندی تولید از ماهها قبل با انعطاف‏پذیری کمی تعیین می‏شود.
این کمترین هزینه بر پایه فن‏آوری موجود تعریف می شود. شرکتی که روی این مرز قرار دارد، می‏تواند تنها با بالا بردن هزینه خود و غیر‏کارا شدن، پاسخ‏گویی خود را افزایش دهد. چنین شرکتی باید مقایسه ای بین کارایی و پاسخ‏گویی انجام دهد. البته شرکت‏هایی که روی این سر حد مرزی هستند، به صورت پیوسته فرایندهای خویش را بهبود داده و برای حفظ موقعیت خود، تغییراتی را در فن‏آوری ایجاد می‏کنند. با فرض مقایسه بین هزینه و پاسخ‏گویی، گزینه راهبردی کلیدی برای زنجیره، سطح پاسخ‏گویی است. زنجیره‏ها، از آن‏هایی که بر پاسخ‏گو بودن تکیه دارند تا آن‏هایی که به دنبال کارایی باهدف تولید و عرضه محصولات با کمترین هزینه ممکن هستند، تغییر می‏کنند. شکل (1-2) طیف پاسخ‏گویی را نشان داده و هر زنجیره در یک نقطه از طیف قرار می‏گیرد.
شکل ‏12- طیف پاسخ‏گویی [1].
طبقه بندی هزینه‏های موجود در زنجیره تأمین
هزینه‏های موجود در زنجیره تأمین را می توان در دودسته هزینه‏های ملموس و ناملموس طبقه‏بندی کرد:
الف) هزینه‏های ملموس: هزینه مدیریت سفارش ها (هزینه خدمت‏دهی به مشتریان، هزینه‏ی انبارداری کالاهای نهایی، هزینه‏ی حمل‏و‏نقل خارجی، هزینه مدیریت برنامه‏ها و قرارداد‏ها و هزینه‏ی نصب کالا در محل مشتریان و …)
هزینه مرتبط با مواد خام (هزینه‏ی مواد خام، هزینه‏ی انبار‏داری مواد خام، هزینه کیفیت تأمین کنندگان، هزینه حمل‏ونقل داخلی و …)
هزینه برنامه‏ریزی (هزینه برنامه‏ریزی تقاضا، هزینه برنامه‏ریزی عرضه، هزینه‏ی کنترل مالی زنجیره تأمین)
هزینه‏ی موجودی (هزینه‏ی انبارداری و نگهداری موجودی)
هزینه‏ی بیمه و مالیات
هزینه تولید با پردازش مواد خام
هزینه‏ی استفاده از فناوری اطلاعات در زنجیره تأمین
هزینه‏ی حمل‏و‏نقل بین مراحل مختلف زنجیره تأمین
ب) هزینه‏های ناملموس: هزینه‏های کیفیت به عنوان هزینه‏های ناملموس زنجیره‏های تأمین شناخته می شوند. هزینه‏ی کیفیت، عبارت است از کلیه هزینه‏هایی که یک سازمان به ازای انجام اقداماتی برای پیشگیری از کیفیت پایین، بررسی الزامات کیفیتی موجود و یا درنتیجه ی کیفیت بد محصولات یا خدمات متحمل می شود. یک سؤال کاربردی که در اینجا به ذهن خطور می‏کند این است که مدیران باید به چه میزان، زمان و پول برای انجام فعالیت‏های کیفیتی در شرکت اختصاص دهند؟ مطالعات نشان می‏دهند که تخمین هزینه‏ی کیفیت راهی برای پاسخ دادن به این سؤال است. در حقیقت، هزینه‏ی کیفیت، یک سیستم اندازه‏گیری می‏باشد که قادر است زبان مدیریت را به زبان مالی که قابل فهم برای همه ی مدیران است ترجمه کند. [7،8]
مفهوم هزینه‏ی کیفیت بر روی هزینه‏های تأسیس، سودآوری و نیازهای مشتریان تأثیر می‏گذارد. از دهه‏ی 1960، ارائه‏ی محصولاتی باکیفیت بالاتر، روند معمول تولیدکنندگان کلاس جهانی شده است. مطالعات گوناگون نشان می‏دهد که هزینه‏ی کیفیت، حدود 30% از هزینه‏های کل تولید است و به عنوان یک عامل هزینه‏ای باید در نظر گرفته شود و شرکت ها باید آن را برای پایداری مزیت رقابتی به طور کامل کنترل نمایند. همان طوری که شرکت‏ها تلاش می‏کنند تا عملکرد خط تولید خود را در شرایط رقابتی شدید، ارتقا دهند، باید برنامه‏ریزی کیفیت و استراتژیکی را نیز باهم ترکیب کنند. هم تراز کردن اهداف و اولویت های فرایند کسب‏وکار و کیفیت برای بیشینه کردن سود یک شرکت ضروری است. کیفیت با توسعه تکنولوژی درزمینه‏ی اتوماسیون و رباتیک هزینه‏های کمتری را در بردارد. بعلاوه، هزینه‏های بازرسی و آزمایش به دلیل وجود اتوماسیون کاهش پیداکرده است.
به طورکلی، کیفیت بر روی رضایت مشتریان تأثیر می‏گذارد و از سوی دیگر، مشتریان ناراضی عامل کاهش فروش می شوند. بسیاری از شرکت‏ها بر این باورند که کیفیت بر روی سودآوری تأثیر می گذارد اما آن ها زمانی به این نکته توجه کافی می‏کنند که نبود کیفیت باعث بروز هزینه‏های گزاف گردد.
فرایندهای کسب‏و‏کار سیستم مدیریت کیفیت می‏توانند به لحاظ مالی اندازه‏گیری شوند و نتایج می‏توانند به مدیران و صاحبان فرایند برای انجام اقداماتی در جهت پیشگیری و بهبود مستمر گزارش داده شوند. هدف تکنیک‏های هزینه‏ی کیفیت، فراهم کردن ابزار مدیریت، جهت تسهیل کردن فعالیت‏های بهبود کیفیت می‏باشد. گزارش ها هزینه‏ی کیفیت، می‏توانند برای نشان دادن نقاط قوت و ضعف یک سیستم کیفیت به کاربرده شوند و گروه های بهبود می‏توانند برای تشریح منابع مالی مصرف شده و تغییرات اعمال شده از آن ها استفاده نمایند؛ بنابراین، هزینه‏های کیفیت در عمل، فعالیت‏های بهبود کیفیت را به گونه ای تعریف می‏کنند که برای مدیریت قابل فهم باشند و آن ها بتوانند بر اساس آن عمل کنند. [8]