دانلود پایان نامه

شکل2-1،مدل تئوری اقدام عقلائی(آجزن وفیش بین،1975)
بر اساس تئوری عمل منطقی، عامل تعیین کننده رفتار فرد، قصد او برای انجام یا عدم انجام یک رفتار خاص است. و نیت هرفرد برای دست زدن به یک رفتار معین بهترین پیش بینی کننده آن رفتار است (رضائیان،204،1385). قصد انجام رفتار به کمک دو پیش بینی کننده برآورد می شودکه عبارتند از:1)نگرش های منتهی به رفتار از عقاید فرد و ارزیابی مثبت و منفی وی شکل می گیرد.2)هنجارهای ذهنی هم به کمک عقاید هنجاری یا بایدی موجود در جامعه که میان مردم رایج است و در بروز رفتار اثر می گذارد. شکل می گیرد. به عبارت دیگر هنجارهای ذهنی به ارزیابی آنچه که به گمان مصرف کننده دیگران فکر می کنند که او باید انجام دهد، می پردازد (موون،1386، 225).به عقیده آجزن و فیش بین سایر عوامل نظیر شخصیت، تجربیات گذشته، و متغیرهای جمعیت شناختی از طریق عقاید و ارزیابی ها و در نتیجه نگرش های منتهی به رفتار و عقاید هنجاری و تمایل به پذیرش هنجارها در هنجارهای ذهنی، تجلی می یابند و برای پیش بینی رفتار کفایت می کنند (ترجمه قلی پور سلیمانی، 1386،3).
مدیران بانک ها برای افزایش و حفظ مشتریان شان نیاز دارند روابط پویای میان باورها، نگرش ها، هنجارهای ذهنی و نیات فناوری اطلاعات را بشناسند. طبق نظر آجزن و فیش بین، بهترین پیش بینی کننده رفتار، قصد فرد از انجام آن است، ولی این رابطه می تواند از طریق گذشت زمان، رویدادهای پیش بینی نشده یا اطلاعات جدید مخدوش گردد، به علاوه این مدل برای رفتارهای کم اهمیت کاربردی ندارد. با این حال، پیشنهادهای اساسی تئوری، به طور مستمر از رفتارهای ارادی مورد استفاده قرار گرفته است (Shappard & East).
این تئوری بطور خاص مربوط به پیش بینی رفتارهایی می شود که اشخاص قبل از اقدام، بایستی تصمیم بگیرند که آیا انجام دهند یا خیر(ترجمه قلی پور سلیمانی، 4،1386).
2-1-3-تئوری رفتار برنامه ریزی شده:
از زمانی که تئوری عمل منطقی در علوم اجتماعی مورد استفاده قرار گرفت، محققان دریافتند که این تئوری چندین محدودیت دارد. یکی از آن ها این است که این تئوری هنگامی که رفتار، تحت کنترل فرد و اختیاری باشد،کاملاً موفق عمل می کند. اگر یک رفتار تحت کنترل نباشد، حتی اگر چه ممکن است شخص دارای انگیزه بسیار بالایی به واسطه نگرش و هنجارهای ذهنی باشد، ولی به احتمال زیاد وی رفتار را به صورت واقعی انجام نخواهد داد. یکی از بزرگ ترین محدودیت های آن این است که افراد قدرت یا کنترل کمی روی رفتار خود دارند یا این که آن ها احساس می کنند که چنین است. برای ایجاد توازن در این محدودیت ها، آجزن در سال 1991 عنصر سومی را به نام ادراک از کنترل فناوری اطلاعات به تئوری اصلی اضافه کرد. با اضافه کردن این عنصر، نتیجه همان تئوری رفتار برنامه ریزی شده شد که در آن رفتار افراد تحت کنترل غیر ارادی پیش بینی می شد.
شکل-2:مدل تئوری رفتار برنامه ریزی شده (آجزن،2002)
ادراک از کنترل فناوری اطلاعات بر این مطلب اشاره دارد که قصد فرد تحت تأثیر درک او از چگونگی و سختی انجام رفتار است.
بر اساس تئوری رفتار برنامه ریزی شده رفتار انسان توسط سه مقوله هدایت می شود: اول باورها و اعتقادات در زمینه پیامد رفتار و ارزیابی این پیامدها (باورهای فناوری اطلاعات) دوم باورها و اعتقادات در مورد انتظارات هنجاری از دیگران و انگیزه کامل نمودن این انتظارات (باورهای هنجاری) و در نهایت باورها و اعتقادات در زمینه وجود عواملی که ممکن است عملکرد را تسهیل کرده یا آن را مختل کند و قدرت درک این عوامل(باورهای کنترلی). حال باورهای هنجاری، یک نگرش مطلوب یا نامطلوب را در مورد رفتار ایجاد می کنند، نتیجه باورهای هنجاری در هنجار ذهنی نمود پیدا می کند و باورهای کنترلی نیز ادراک از کنترل فناوری اطلاعات را افزایش می دهد. به طور کلی نگرش در مورد رفتار، هنجارهای ذهنی و ادراک از کنترل فناوری اطلاعات منجر به شکل گیری قصد انجام رفتار می شود. به عنوان یک قانون کلی نگرش و هنجار ذهنی مطلوب تر و ادراک بیشتر از کنترل فناوری اطلاعات، قصد فرد را برای انجام رفتار به صورت عملی، قوی تر خواهد کرد. بنابراین زمانی که افراد به میزان کافی روی رفتار کنترل واقعی داشته باشند، انتظار می رود زمانی که فرصت ها افزایش پیدا می کنند، آنها قصد و نیت خود را به مرحله عمل برسانند. پس چنین به نظر می رسد که قصد انجام رفتار همیشه قبل از انجام رفتار و متصل به آن است (آجزن، 2002).
2-1-4-مدل پذیرش تکنولوژی:
مدل پذیرش فناوری توسط دیویس در سال 1986 توسعه یافته است. این مدل توجیه و پیش بینی پذیرش سامانه های اطلاعاتی توسط افراد را بیان می کند.
TAM به عنوان ابزار دقیق مطالعه برای بررسی پذیرش و استفاده ازتکنولوژی و فناوری اطلاعات با توجه به عناوین مورد تقاضا از کاربرد سامانه اطلاعاتی/ فناوری اطلاعات بکار می رود.
به طور کلی در بیشتر موارد از دیدگاه برنامه ریزی، TAM هدایت، توسعه، نوآوری و اجرای فناوری بین بخش های تلفن بانک فناوری اطلاعات را به طور مفیدتری توانمند می کند (یو و همکاران، 2007).
ارزش مدل پذیرش فناوری پذیرفته شده به عنوان چارچوب مؤثر و به صرفه برای تبیین پذیرش سامانه های اطلاعاتی توسط کاربران است (داویس و همکاران، 1989). محققان سامانه های اطلاعاتی با بررسی و بررسی های مجددTAMاعتبار آن را تائید و دنبال پذیرش سامانه های اطلاعاتی متنوع توسط افراد هستند (دول و همکاران، 1998 ).
TAMبطور وسیع تری توسط محققان و دست اندرکاران برای کمک به پیش بینی و مفهوم سازی پذیرش استفاده از سامانه های اطلاعاتی توسط کاربر می باشد (وانگ و همکاران، 2003).
TAMدارای توانایی توصیف چگونگی باورهای فردی مشتری است و ارزش عمده پیشنهاد استفاده از آن تا اندازه ای درک نگرش به از سیستم فناوری اطلاعات با سایر خدمات بانکداری نوین از جمله تلفن بانک و این که آیا به استفاده از سامانه گرایش دارند یا نه را توصیف می کند (یو و همکاران، 2007).
مدل پذیرش فناوری به مدیران ارشد مسئول برای عرضه و توسعه سیستم فناوری اطلاعات در بانکداری نوین آن-این و به برنامه ریزان سامانه های اطلاعاتی، مبتنی بر ایجاد گرایش فناوری اطلاعات کاربران کمک می کند. این می تواند به تغییرات و اصلاحات واقعی در رفتار افراد، یا در نهایت، شناخت بیشتر این دانش به کارشناسان فناوری و بانکی امکان توسعه روشهای جدید برای پشتیبانی از نیازها و انتظارات مشتریان تلفن بانک فناوری اطلاعات را می دهد (یو و همکاران، 2007).
یکی از مزایای کلیدی استفاده از TAMبرای درک رفتار کاربردی سامانه است که چارچوبی را برای بررسی اثرمتغیرهای بیرونی روی کارکرد سامانه فراهم می کند (هانگ و همکاران، 2001).
طبق TAMپذیرش فناوری اطلاعات توسط تمایل به استفاده واقعی از سامانه تعیین می شود، که گرایش نیز با سهولت ادراک شده و مفید بودن ادراک شده از سامانه تعیین می شود. طبق نظر دیویس دو عامل در تعیین نگرش افراد که منجر به پذیرش فناوری می شود نقش دارد، این دو عامل ادراکات فرد در مورد سهولت استفاده و مفید بودن فناوری مورد نظر است. ادراکات فرد در مورد مفید بودن یک فناوری اطلاعاتی به معنی میزانی است که فرد تصور می کند که استفاده ازیک فناوری خاص موجب بهبود عملکرد شغلی وی در سازمان می شود ویا به انجام بهتر کار مورد نظر کمک می کند (دیویس و همکاران، 1989). که این کمک می تواند از طریق کاهش زمان انجام وظیفه یا ارایه اطلاعات به هنگام باشد. تحقیقات زیادی که در زمینه سامانه های اطلاعاتی انجام شده، نشان داده است که مفید بودن درک شده تأثیر مهمی بر قصد استفاده از فناوری مورد نظر دارد. در واقع دلیل اصلی استفاده افراد از فناوری های اطلاعاتی در بانکداری نوین از جمله تلفن بانک این است که افراد استفاده از این سامانه ها را برای انجام عملیات مورد نظر مفید می دانند. ادراکات فرد در مورد سهولت استفاده به درجه ای اطلاق می شود که شخص معتقد است که یادگیری نحوه استفاده و کار کردن با یک سامانه خاص نیازمند تلاش اندکی از لحاظ ذهنی می باشد (دیوییس و همکاران، 1989). این دو عامل بر طرز نگرش فرد نسبت به استفاده از یک سامانه خاص تأثیر می گذارند و طرز نگرش بر تمایل فناوری اطلاعات فرد به استفاده از سامانه مورد نظر تأثیر می گذارد و تمایل به استفاده واقعی از سامانه منجر خواهد شد. طرز نگرش نسبت به سامانه، ارزیابی فرد از مطلوبیت استفاده از یک سامانه اطلاعاتی است و تمایل فناوری اطلاعات یا قصد استفاده کننده میزان احتمال بکارگیری سامانه توسط فرد است (لو و همکاران، 2003).

مطلب مرتبط :   حواس، جهش‌یافته، سنتی، می‌کند.، مهاجر، سیار

شکل 2-3:مدل پذیرش فناوری دیویس،1989
این تحقیق گرایش رفتار کاربران به سامانه های اطلاعاتی را مبتنی بر سهولت بودن ادراک شده، مفید بودن ادراک شده ویک مفهوم جدید “امنیت ادراک شده” آزمون می کند.
سهولت ادراک شده از استفاده: “میزانی از باورهای فردی که استفاده از یک سامانه خاص نیازمند تلاش اندکی باشد” (دیویس و همکاران، 1989).