دانلود پایان نامه
پیشگیری
پیشگیری
خارجی
خارجی
شکست
شکست
داخلی
داخلی
دالگارد و همکاران (1992) هزینه‏های کیفیت را به دو گروه هزینه‏های مشهود و نامشهود طبقه‏بندی کرده‏اند. هزینه‏های نامشهود، هزینه‏هایی هستند که در اثر از دست دادن حسن نیت تولیدکننده یا فروشنده (از دست دادن فروش آینده‏ی آن ها) و یا هزینه‏هایی که ناشی از بی‏کفایتی‏های داخلی است، به وجود می‏آیند و هزینه‏هایی هستند که نه تنها به آسانی قابل مشاهده نیستند بلکه محاسبه و تخمین آن ها بسیار دشوار است. این محققان توصیه می‏کنند که باید تلاش‏هایی در جهت درک این مفاهیم برای ارزیابی هزینه کیفیت و بررسی وقوع فعالیت‏های مرتبط به آن برای کمینه کردن هزینه صورت گیرد. [12]
هوانگ و آسپینوال (1996) مدل‏های گوناگونی از هزینه کیفیت را در عمل مرور کرده‏اند و نقاط ضعف و قوت هر یک را با یکدیگر مقایسه کرده‏اند و کاربردهای آنان را در حوزه‏های مختلف نشان داده‏اند. [16]
اگر به ابزارها و تکنیک‏ها توجه شود، چرخه‏ی برنامه‏ریزی_اجرا_بررسی_اقدام دمینگ که برای صنایع خدماتی و تولیدی به کار می‏رود و می‏تواند برای بهبود فرایندهایی به کار رود که دارای هزینه‏ی بالای عدم تطابق هستند و این کار را با افزایش هزینه‏ی پیشگیری یا هزینه‏های ایجاد انطباق انجام می‏دهد. تکنیک‏های کنترل فرایند آماری و شش سیگما نیز به طور گسترده‏ای در ادبیات کیفیت به کاررفته است. شبیه‏سازی سیستم‏های کیفیتی در محیط‏های خاص توسط برخی از محققان مانند گاردنر و همکاران (1995)، فریمن (1995)، دیرویتر و همکاران (2002) انجام گرفته است. درحالی که برخی از این مدل‏های دیگر هستند، اصول شبیه‏سازی شامل تکرار محیط تولید و تخصیص هزینه به عناصر هزینه‏های PAF هستند.
در مطالعات تجربی، اینتر (1996) فرضیه‏هایی را بررسی کرده است که بیان کننده ی این مطلب بوده‏اند که هزینه‏های انطباق باید در طول زمان افزایش یابند تا هزینه‏های شکست به صورت مستمر با بررسی رفتار سری‏های زمانی هزینه‏های کیفیت کاهش یابند. او بدین نتیجه رسید که کاهش مستمر در هزینه‏های عدم انطباق (هزینه‏های شکست داخلی و خارجی) با نگه داشتن هزینه‏های پیشگیری و ارزیابی در سطح اولیه و پایین‏تر حاصل می‏گردد. به طور مشابه، گوپتا و کمپبل (1995) نیز بدین نتیجه رسیدند که شرکت‏ها با پیاده‏سازی مؤثر برنامه‏های هزینه کیفیت می‏توانند کیفیت محصولات خود را افزایش دهند درحالی که هزینه‏های کیفیت را کاهش می‏دهند. در مقاله‏ی آن ها روش‏هایی بیان می‏گردد که این امر را محقق می‏سازد. [27، 28]
واپلی و همکاران (1999) به طرح سؤالاتی در مورد ویژگی‏های از شرکت‏ها پرداخته‏اند که بر روی استفاده از هزینه کیفیت در شمال شرقی انگلستان اثر می‏گذارد. آن ها به نتایج جالبی در مورد چگونگی ارتباط هزینه کیفیت با پیچیدگی و میزان مدیریت کیفیت در شرکت‏ها دست یافتند. هزینه کیفیت 7% گردش مالی و 1.6% فروش خالص می‏باشد.
هوانگ و آسپینوال (1999) هزینه‏های کیفیت را در شرکتی بررسی می‏کردند که تسهیلات ارتباطات از راه دور را تولید می‏کند. در مطالعات آن ها هر دو مدل‏های PAF و هزینه فرایند برای بررسی هزینه‏های کیفیت به کار گرفته شده اند. باربر و همکاران (2000) هزینه‏های شکست را در دو پروژه‏ی راه‏سازی محاسبه کرده‏اند. آن ها در مقاله‏ی خود روش جمع‏آوری داده و طبقه بندی آن ها به گروه‏های قابل تعریف و همچنین چگونگی محاسبه‏ی هزینه‏ی هر یک از این گروه‏ها را توضیح داده‏اند و بیان کرده‏اند که هزینه‏ها را نمی‏توان بدون تغییرات اساسی در نگرش‏ها و هنجارهای رفتاری در صنایع و بهبود هماهنگ بودن مدیریت در فعالیت‏های زنجیره‏ی تأمین ریشه‏کن کرد.
جوران و گراینا (1998) مدلی را برای هزینه کیفیت در نظر گرفتند که در شکل (2-2) نمایش داده شده است که با استفاده از این مدل می‏توان پس از بررسی کلیه فرایندها بدین نتیجه رسید که کدام فرایندها باید بهبود و کدام یک باید ارزیابی گردند تا هزینه‏ی کل کیفیت حداقل شود. [8]
شکل ‏22-مدل جوران برای دسته‏بندی هزینه‏ها (جوران و گراینا، 1998) [8]
منحنی هزینه کیفیت، به سه منطقه بهبود، بی تفاوتی و ارزیابی تقسیم شده است. از متمایزترین ویژگی‏های ناحیه بهبود که در سمت چپ تصویر نشان داده شده است هزینه‏های شکست می‏باشد که بیش از 70% هزینه‏ی کل است درحالی که هزینه‏های پیشگیری کمتر از 10% هزینه‏ی کل می‏باشد. در چنین حالتی فرصت‏هایی برای کاهش هزینه‏ی کیفیت کل با بهبود کیفیت انطباق وجود دارد که این امر نیازمند رویکردی برای شناسایی پروژه‏های خاص بهبود و پیگیری آن ها جهت بهبود کیفیت انطباق است؛ بنابراین هزینه‏هایی که به علت کیفیت پایین حاصل می‏گردند، به ویژه هزینه‏های شکست، کاهش می‏یابند. منطقه‏ی بی‏تفاوتی در مرکز این شکل قرار دارد. در این ناحیه هزینه‏های شکست، نصف هزینه‏های کیفیت است درحالی که هزینه‏های پیشگیری 10% هزینه‏های کیفیت می‏باشند. در منطقه‏ی بی‏تفاوتی، هزینه‏های بهینه به دست می‏آیند. منطقه‏ی هزینه‏های ارزیابی در سمت راست شکل قرار دارد و دارای این ویژگی است که در آن هزینه‏های ارزیابی از هزینه‏های شکست تجاوز می‏کنند.
ناوه و هالوی (1999) مدل هزینه‏ی کیفیت را در سطح ملی توضیح می‏دهند که از 4 بعد تشکیل شده است:
هزینه‏ی عدم کیفیت ایجادشده در فرایندهای داخل سازمان‏های صنایع تولیدی و خدماتی بعلاوه هزینه‏ی پیشگیری و حفظ کیفیت.
هزینه‏ی عدم کیفیت ایجادشده در ارتباطات میان سازمان‏ها (به عنوان مثال شرکت A به علت بی‏کفایتی شرکت B دچار ضرر و زیان می‏گردد).
هزینه‏ی عدم کیفیت ایجادشده در فرایندهای موجود در بخش دولتی.
هزینه‏ی عدم کیفیت ایجادشده توسط خدمات و محصولات نامناسب که به شهروندان متحمل می‏گردد. [15]
مرور بر ادبیات هزینه‏ی کیفیت در زنجیره ی تأمین
رامودهین و همکاران در سال 2008 برای اولین بار از هزینه‏ی کیفیت در طراحی زنجیره ی تأمین استفاده کردند. آن ها مدلی برای زنجیره ی تأمین توسعه دادند که از سه بخش تأمین‏کنندگان، کارخانه ها و مشتریان تشکیل شده است و هدفش کمینه کردن هزینه‏ی عملیات و کیفیت است. تأمین‏کنندگان نیز به عنوان قسمت اصلی زنجیره‏ در نظر گرفته شده اند و هزینه‏ی تولید و سایر هزینه‏های عملیاتی تأمین‏کنندگان نیز در زنجیره حساب شده است. در این زنجیره یک کالا تولید می شود که این کالا از مواد اولیه‏ی مختلفی تشکیل شده است. درنتیجه، کلیه هزینه‏هایی که در این مدل موردنظر هستند عبارت اند از: هزینه تولید که تأمین کنندگان باید بپردازد، هزینه‏های حمل ونقل از تأمین‏کنندگان به کارخانه، هزینه‏ی کیفیت تأمین کنندگان، هزینه‏ی تولید کارخانه و هزینه‏ی حمل ونقل از کارخانه ها به مشتریان. هزینه‏ی کیفیت که آن ها در مدل خود بدان اشاره کردند، مربوط به هزینه‏ی پیشگیری و ارزیابی موادی است توسط تأمین‏کنندگان تأمین می‏گردد و آن ها هزینه‏های شکست را در نظر نگرفتند. هزینه‏ی کیفیت موجود در مدل آن ها، با توجه به درصد خرابی‏های موادی که توسط تأمین‏کنندگان تأمین می‏گردد، تعیین می شود. درنهایت درصد بهینه‏ی خرابی‏هایی که از هر تأمین‏کننده برای موادی که عرضه می‏کند، تعیین می شود. درنهایت درصد بهینه‏ی خرابی‏هایی که از هر تأمین‏کننده برای موادی که عرضه می‏کند، تعیین می شود. مدل برنامه‏ریزی عدد صحیح مختلط غیرخطی تک هدفه‏ی آن ها توسط نرم افزار لینگو حل شده است. [19، 20]
این نویسندگان در مقاله‏ی بعد خود صنعت هوافضا را به عنوان مطالعه‏ی موردی خود برگزیدند و به طراحی زنجیره ی تأمینی پرداختند و دوباره بحث هزینه کیفیت را وارد زنجیره‏ی‏ تأمین کمک می‏کنند که با توجه به هزینه‏های عملیاتی و هزینه‏های عدم انطباق کیفیت، تصمیم‏گیری نمایند. آن ها مدل خود را در صنعت هوافضا پیاده‏سازی کرده‏اند، زیرا در این صنعت، کیفیت، نقش کلیدی را بر عهده دارد. مدل غیرخطی آن ها به وسیله ی روش ابتکاری حل شده است (آلزامن و همکاران، 2010)[68]
یولگاگ و همکاران (2008)، دو مدل متفاوتی از زنجیره ی تأمین را ارائه دادند که هر دو هزینه کیفیت را لحاظ کرده‏اند. مدل اول پیوسته و مدل دوم گسسته می‏باشد. مدل اول پیوسته و مدل دوم گسسته می‏باشد. مدل اول آن ها که یک مدل غیرخطی است که سطح کیفیت بهینه را برای هرکدام از تأمین‏کنندگان و تولیدکنندگان ارائه می‏دهد. مدل دوم محدودیت‏های مدل اول را با معرفی پارامترهای گسسته ای برطرف می‏‏کند که دارای سطوح کیفیتی مجزا در زنجیره ی تأمین هستند. این دو مدل حل شده اند و نتایج هر مدل ارائه و با یکدیگر مقایسه شده‏اند.