دانلود پایان نامه
2-10 زمان و نمود در زبان اشاره
در زبانهای اشاره مختلف، بر روی مقولات زمان و نمود مطالعاتی انجام شده است که در این بخش نمونههایی از آنها ارائه میشود. یکی از مفاهیم اصلی مطرح در رابطه با زمان آن است که موقعیتها درون زمان قرار دارند، که در این زمینه هر زبانی از شیوه خاصی استفاده میکند (کمری، 1985، ص7). در زبان اشاره، مکانها برای تشخیص مشخصههای مختلف نحوی و یا اصول معنایی مختلف استفاده میشوند. در یک نمونه که از کاربرد زیادی برخوردار میباشند هنگام توصیف زمان میباشد، به این صورت که روابط زمانی از طریق تقسیم کردن فضای اشاره به موقعیت خنثی (حال)، به سمت جلو (آینده) و به سمت عقب (گذشته) توصیف میشوند (ساتن- اسپنس و وول، 2007). زبانهای اشاره همچنین از سیستم تصریفی غنی و پیچیدهای جهت نشان دادن نمود برخوردار میباشند که مربوط به نقطه آغاز، بسامد یا پایان عمل، صرفنظر از زمان میشود (فیشر و هالست ، 2003، ص320). در این زبانها تصریف نمود، از طریق تغییر در حرکات و در بعضی موارد از طریق تکرار حرکات مطرح میشود.
در زبان اشاره آمریکایی بدن و فضای اشاره با یکدیگر ترکیب میشوند تا زمان را نشان دهند. خود بدن زمان حال را نشان میدهد و به ترتیب حرکات رو به جلو و رو به عقب توصیف کننده زمان آینده و گذشته میباشند (استوارت ،1998، ص131). آلکوبی (2003) به عنوان یک ناشنوای بومی آمریکایی، زمان را در این زبان بررسی کرده است و اظهار داشته که در زبان اشاره آمریکایی، زمان به چند طریق از جمله شاخصهای زمانی، قید زمانی ، نشانههای واژگانی زمان و عبارات زمانی (عدم وجود هیچ یک از سه نشانه دیگر) مطرح میشود.
آنگونه که آلکوبی (2003) بیان کرده است برخلاف زبان انگلیسی، افعال در زبان اشاره آمریکایی از نشانه زمان مقید استفاده نمیکنند (به این معنی که برای اشاره به زمان تکواژ مقیدی ندارند) اما یاکوبویتز و استوکو (1988) اظهار داشتهاند که یکسری از حرکات مشخص در زبان اشاره آمریکایی استفاده میشوند که در برگیرنده تکواژ تصریفی زمان در افعال هستند. برای مثال زمان آینده از طریق باز شدن مچ، آرنج یا شانه و زمان گذشته از طریق خمیدگی این مکانها نشان داده میشوند.
طبق نظر آلکوبی نشانههای زمان در زبان اشاره آمریکایی اغلب به صورت شاخصهای زمانی (نشانههای واژگانی زمان) مطرح میشوند. اشارههای “تمام شدن” و “خواستن” دو نمونه از شاخص زمانی در زبان اشاره آمریکایی میباشند. هنگامیکه اشاره “تمام شدن” استفاده میشود نشان دهنده عملی است که در گذشته انجام شده است و هنگامیکه از “خواستن” استفاده میشود نشاندهنده عملی است که در آینده انجام خواهد شد. همچنین از اشارههای “هماکنون” و “امروز” نیز برای اشاره به زمان حال استفاده میشوند.
قیدهای زمانی مانند “دیروز یا فردا” از دیگر نشانههای زمانی هستند که برای نشان دادن زمان در زبان اشاره آمریکایی به کار میروند، اما نشانههای واژگانی زمان یکسری اشارات زمانی هستند که به صورت واژگانی عمل میکنند، مانند “تمام شدن” یا “هماکنون” و مثالهای دیگر که در بخش قبل به آنها اشاره شد. در بررسیای که آلکوبی انجام داده است مشخصههای نشانههای واژگانی زمان را اینگونه بیان کرده است که برای اشاره به آینده، دستها از خط مشخص شده برای زمان حال در قسمت شانه تا به سمت خط مشخص شده برای زمان آینده حرکت میکنند. یا برای اشاره به زمان گذشته شکل دست خم شده به سمت شانه حرکت میکند. آلکوبی گفته است که در زبان اشاره آمریکایی اطلاعات مربوط به زمان با یکسری اشارات خاصی نشان داده میشوند که در یک محدوده خاص تحت عنوان خط زمان مطرح میشوند. بر اساس گفته کگن (1977) این خط زمانی نسبت به فضای اشاره یا بدن فرد اشاره کننده تنظیم شده است که خط مستقیم در امتداد با شانه نشان دهنده زمان حال، فضای جلوی فرد نشان دهنده زمان آینده و فضای پشت وی نشان دهنده زمان گذشته میباشد.

شکل 2-7: خط زمان فرضی در زبان اشاره
بر طبق گفته آلکوبی (2003) و استوارت (1998، ص264) علاوه بر نشانههای زمانی دستی، نشانههای غیردستی نیز نقش مهمی در نشان دادن زمان در زبان اشاره آمریکایی ایفا میکنند. اشارات غیردستی در این زبان شامل حالات صورت و حالات بدن میشوند که بدون آنها صورت نحوی اشاره بیمعنا میشود. برای مثال نمونههایی از حالات صورت یا بدن که در رابطه با زمان مطرح میشوند بدینگونه است که برای اشاره به زمان حال، شانهها به بالا و جلو حرکت میکنند تا به چانه میرسند و گوشههای دهان به سمت شانه حرکت میکنند (کاربرد این نشانهها بیشتر برای اشاره “اخیرا” مناسب است تا نشان دهد که فعل در چند لحظه پیش رخ داده است). در زمان گذشته گوشه دهان چرخشی به سمت بالا دارد و علاوه بر آن، سر یک حرکت ملایم به عقب یا کنار دارد. در زمان آینده نیز سر به سمت جلو حرکت میکند و دهان یک موقعیت متفاوت دارد. مورد دیگری که از اشارات غیردستی در زبان اشاره امریکایی استفاده میشود هنگام اشاره به زمانهای گذشته وآینده دور میباشد که شامل گونههای پفکرده همراه با ابروهای رو به بالا و درهم کشیده میشود.
فیشر و هالست (2003) در بحث مربوط به نمود در زبان اشاره آمریکایی اظهار داشتهاند که اگر تکرار فعل بهطور سریع انجام شود مبین نمود عادتی است و اگر تکرار به صورت آهسته، یا در حرکتی دایرهوار انجام شود مبین نمود استمراری میباشد. نمود کامل در این زبان از طریق نشانگر مجزای “تمام شدن ” نشان داده میشود. در بسیاری از موارد یک روش غیرمستقیم جهت بیان زمان گذشته، استفاده از نشانگر نمود کامل “تمام شدن” میباشد.
ساتن- اسپنس و وول (2007، ص181) مطالبی را در رابطه با زبان اشاره بریتانیایی ارائه دادهاند. در زبان انگلیسی تنها دو زمان اصلی حال وگذشته دارای تصریف میباشند. در زمان حال برای اول شخص و دوم شخص مشخصهای وجود ندارد و فقط برای سوم شخص از تکواژ S استفاده میشود و در زمان گذشته هم برای تمامی شخصها از تکواژ ed- استفاده میشود. در این زبان برای ارجاع دادن به زمان آینده از اصطلاحات قصد و نیت یا نشانههای واژگانی زمان مانند “خواستن ” و یا قید زمانی مانند “فردا” استفاده میشود که با زمان حال ترکیب میشوند.
مانند زبان انگلیسی، در زبان اشاره بریتانیایی نیز برای نشان دادن زمان آینده یک نشانه واژگانی جدا (به صورت دستی یا غیردستی) به همراه فعل اصلی میآید. ساتن- اسپنس و وول معتقدند که بحث زمان در زبانها به صورت شاخصی مطرح میشود، یعنی نیازمند یک نقطه ارجاع است. اغلب نقطه ارجاع زمان حال است. هنگامیکه بحث در رابطه با زمان گذشته یا آینده باشد نسبت به زمان حال سنجیده میشوند. آنان معتقدند که هر زبان برای بیان زمان از شیوهای مشخص استفاده میکند که با دیگری متفاوت است. بعضی از زبانها، چه در اشاره و چه در گفتار، از واژهها استفاده میکنند، بعضی از تکواژ تصریفی زمان و بعضی از هر دو مورد استفاده میکنند.
طبق تحقیقات انجام شده توسط ساتن- اسپنس و وول، جهت مقایسه زمان در زبان اشاره بریتانیایی با زبان گفتاری، میتوان گفت که در زبان اشاره بریتانیایی با اضافه کردن یک حرکت در فضای اشاره (ناحیه پشت شانه فرد برای اشاره به زمان گذشته و ناحیه جلوی وی برای اشاره به زمان آینده)، میتوان زمان را نشان داد. زمان در این زبان به شکل متفاوتی از زبان گفتاری بیان میشود؛ به این صورت که از اشارات مجزایی برای نشان دادن زمان استفاده میشود. بهطور مشابه حرکات دست به سمت جلو نشان دهنده زمان آینده و حرکات دست به سمت عقب نشان دهنده زمان گذشته است. از نشانههای واژگانی نیز در زبان اشاره بریتانیایی برای بیان زمان استفاده میشود.
بر اساس گفته ساتن- اسپنس و وول (2007، ص182) در این زبان از مشخصههای غیردستی نیز برای نشان دادن زمان استفاده میشود. در این زبان ارجاع به زمان در حرکات سر و بدن ( از گونه به طرف شانه) مشخص میشود، به گونهای که برای مثال با حرکات سر به عقب اطلاعاتی درباره گذشته مطرح میشود. جهت یا مسیر نگاه (نگاه خیره ) نیز در زبان اشاره بریتانیایی جزء یکی از نشانههای زمان محسوب میشود. برای مثال اگر فرد در یک اشاره به اطراف و کمی به سمت پایین نگاه کند عملش نشاندهنده زمان گذشته است و هنگامیکه به زمان آینده اشاره میکند چشمانش را به سمت بالا میآورد.
برخلاف افعال در زبان انگلیسی، افعال در زبان اشاره بریتانیایی جهت نشان دادن نمود دارای تصریف هستند (عکس قضیه زمان). نمود از طریق شیوههای مختلفی بیان میشود از جمله: تصریف فعل، نشانگرهای واژگانی مجزا و ترتیب واژگانی یا ترتیب اشارات. اغلب نمود در زبان اشاره بریتانیایی در درون فعل نشان داده میشود. برای مثال هنگام اشاره به عبارت “نگاه کردن برای مدت زمان طولانی”، اشاره نگاه کردن در یک حرکت دایرهوار کوتاه تکرار میشود و یا اشاره آن در مدت زمانی کمی بیشتر از حد معمولی نگه داشته میشود (ساتن- اسپنس و وول، 2007، ص118). برای نشان دادن نمود در این زبان، علاوه بر استفاده از تغییر در حرکات اشارات، از اشارات مجزا نیز استفاده میشود. برای مثال نمود کامل در این زبان توسط دو نشانگر واژگانی “تمام شدن ” و “بودن ” نشان داده میشود. نشانگر “بودن”، هم در پایان عبارت و هم در آغاز عبارت استفاده میشود، اما نشانگر “تمام شدن” فقط در پایان عبارت استفاده میشود تا کامل شدن عمل را بیان کنند. در زبان اشاره بریتانیایی علاوه بر تصریف در افعال، از قیدهایی مانند اغلب، همیشه، عموما و مکررا نیز جهت نشان دادن نمود استفاده میشود. در این مورد ساتن- اسپنس و وول ( 2007، ص121) معتقدند که زبان انگلیسی بر روی زبان اشاره بریتانیایی تاثیر گذاشته است. در بعضی از موارد، برای اشاره به مقوله نمود در این زبان همزمان دو مورد تصریف و قید جداگانه مورد استفاده قرار میگیرند.
برنان (1992) از چندین روش دیگر تغییر در افعال زبان اشاره بریتانیایی یاد کرده است که میتوانند شیوههای متفاوت بیان نمود را در این زبان نشان دهند، از جمله؛ تکرار (سریع یا آهسته)، تغییر از حرکت راست به حالت خمیده، مکث ناگهانی در پایان اشاره، مکث برای مدت زمان طولانی، حرکت دادن اشاره به صورت تدریجی و حرکت دادن بهطور آهسته. تکرار در بعضی از افعال مانند “صبر کردن یا راه رفتن” نشان دهنده آن است که فعل برای مدت طولانی انجام شده است. تکرار کوتاه و سریع اشاره “صبر کردن” به معنی “صبر کردن برای مدت طولانی” است. اما تکرار سریع وکوتاه افعالی مانند “در زدن یا رفتن” میتواند نشان دهنده سریع رخ دادن عمل یا همیشه رخ دادن آن باشد که تفسیر هر کدام از این موارد توسط متن مربوطه مشخص میشود.
سیکدر (2013) در بحث نمود در زبان اشاره بریتانیایی اظهار داشته است که در افعال تداومی مانند منتظر ماندن، خواندن و تماشا کردن که برای انجام شدن نیازمند زمان هستند، تکرار طولانی و آهسته به معنی “برای مدت زمان خیلی طولانی” است که نشان دهنده نمود مستمر میباشد و تکرار کوتاه و سریع به معنی “برای مدتی” است که نشان دهنده نمود استمراری میباشد. در افعال لحظهای مانند در زدن، افتادن یا رسیدن که در یک لحظه صورت میگیرند، تکرار طولانی و آهسته به معنی “دوباره و دوباره رخ دادن” است که نشان دهنده نمود مکرر میباشد و تکرار کوتاه و سریع به معنی “بهطور معمول رخ دادن” است که نشان دهنده نمود عادتی میباشد.
آغاز کردن یک اشاره و سپس نگه داشتن شکل دست، جهت یا مکان آن بدون هیچ حرکت بیشتری در زبان اشاره بریتانیایی نشاندهنده آن است که قرار بوده عملی آغاز شود اما نشده است، که نمونهای از نمود آغازی در این زبان میباشد (برنان، 1992).
در بررسیای که زوچی (2006) بر روی زبان اشاره ایتالیایی انجام داده نشان داده است که افعال در این زبان دارای تکواژ تصریفی هستند. زوچی در تحقیق خود بیان کرده که اطلاعات زمانی در این زبان از طریق چهار روش نشان داده میشوند:
الف) از طریق قیدهای زمان، مانند فردا، امروز یا چند وقت قبل.
ب) از طریق مشخصههای زبرزنجیری همراه با فعل،که در این موارد حالت شانه زمان جمله مورد نظر را نشان میدهد، به این صورت که اگر شانه مستقیم باشد زمان حال، اگر شانه به سمت عقب برود زمان گذشته و اگر به سمت جلو حرکت کند، زمان آینده را نشان میدهد.
ج) از طریق نشانههای واژگانی زمان، مانند “انجام شدن ” و “باید ” که اگر”انجام شدن” استفاده شود یعنی عمل در گذشته صورت گرفته و اگر”باید” استفاده شود نشان میدهد که عمل در آینده انجام میگیرد.
د) از طریق متن ، که در آن مسائل مربوط به زمان با حرکات مشخص نشان داده میشوند.
زوچی در مقاله خود به نکته دیگری درباره زبان اشاره ایتالیایی اشاره کرده است. وی معتقد است با وجودیکه تکواژ تصریفی زمان در افعال نشان داده میشود، باید توجه داشت که هنگامیکه در جملهای قید زمان موجود میباشد در آن جمله زمان توسط قید نشان داده میشود نه تصریف؛ که این امر جزء یکی از قواعد زبانی (یعنی پیروی از قاعده حشو) محسوب میشود. در کل بنا به گفته وی در این زبان قیدهای زمانی عملکرد زمان را تکمیل میکنند و بهخوبی زمان را نشان میدهند.