دانلود پایان نامه
شرکتکننده 4: “م ن” “د ر س” “خ و ن د ن” (تمام شدن).
“آره خواندهام، تمام شد”.
در مثال (10) نمونهای از مکالمه دو ناشنوا آورده شده است. بر اساس مطالب فوق میتوان به صراحت وقوع عمل را نسبت به لحظه سخنگفتن تشخیص داد. عمل درس خواندن قبل از زمان مکالمه انجام شده و به اتمام رسیده است اما آثار آن باقیست.
با توجه به کلیه موارد فوق میتوان گفت وجود این نشانگر بعد از فعل اصلی از لحاظ معنیشناسی دارای معنی “کامل شدن” است؛ یعنی نقطه آغاز و پایان عمل مشخص است. علاوه برآن، نشانگر تقدم عمل است؛ به این معنا که بیان میکند عملی که در گزاره رخ داده قبل از زمان اصلی (یا لحظه سخن گفتن) صورت گرفته است.
4) تفاوت دیگری را که میتوان علاوه بر کلیه دلایل ذکر شده میان دو مقوله نمود کامل و زمان گذشته بیان کرد، مربوط به جایگاه قرار گرفتن آنها در جمله میباشد. برخلاف نشانگر “تمام شدن” که در پایان عبارت ظاهر میشود، قیدهای زمانی یا نشانگرهای مربوط به زمان گذشته عموما در آغاز عبارت قرار میگیرند. چنین موردی را میتوان در کار زشان (2000، ص64) بر روی زبان اشاره هند و پاکستانی مشاهده کرد؛ وی اینگونه بیان کرده است که برخلاف اشاره نمود کامل که در پایان جملات قرار میگیرد، اشاره “قبلا ” که جهت نشان دادن زمان گذشته استفاده میشود درآغاز جمله بروز پیدا میکند.
4-4 یافتههای پژوهش بر اساس جنسیت
با توجه به آنکه جنسیت به عنوان یکی از متغیرهای اصلی در بخش جامعهشناسی زبان مطرح میشود در این پژوهش مطالعاتی بر روی ناشنوایان مختلف زن و مرد صورت گرفته است تا مشخص شود که در زبان اشاره ایرانی به عنوان زبانی کامل، چه تفاوتهایی مابین زبان این دو گروه وجود دارد. شایان ذکر است که تمامی موارد ذکر شده در دو بخش زمان و نمود بهطور یکسان در هر دو گروه مورد استفاده قرار میگیرند و تنها تفاوتهای جزئی قابل مشاهده میباشد که به قرار ذیل میباشند:
مردان در اشارات خود از فضای گستردهتری نسبت به زنان استفاده میکنند؛ برای مثال بخش دستی مورد استفاده در زبان اشاره مردان ناشنوا به خصوص در فاصله نسبی مورد نظر در بخش زمان، بازتر است و دستان خود را بیشتر به سمت عقب یا جلو حرکت میدهند.
زنان در اشارات خود دقت بیشتری دارند؛ به این صورت که اشاره را دقیقا در جای اصلی خود به کار میبرند، اما مردان آزادتر اشاره میکنند (ممکن است کمی از جای اصلی خارج شود اما به این معنی نیست که اشتباه اشاره میکنند).
در موقعیتهای غیر رسمی ممکن است برخی از اشارات دو دستی مانند “خوشحال بودن” تنها با یک دست انجام شوند که این مورد در مردان ناشنوا بیشتر قابل مشاهده است.
مورد استفاده اشارات غیردستی در مردان بیشتر میباشد؛ به عنوان مثال در بخش زمان، حالات سر و صورت در مردان بیشتر قابل مشاهده میباشد.
شمایلگونگی بسیاری از اشارات در زبان اشاره مردان بیشتر قابل مشاهده میباشد.
4-5 جمعبندی فصل
همانطورکه ملاحظه میشود، یافتههای موجود در این پژوهش حاکی از آن هستند که مانند زبانهای اشاره مختلف در دنیا، در زبان اشاره ایرانی نیز از روشهای مختلفی برای بیان دو مقوله زمان و نمود در هر دو گروه زنان و مردان بهطور مساوی با تفاوتهای جزئی استفاده میشود. در بخش زمان میتوان به مواردی مانند قیدهای زمانی، نشانگرهای واژگانی زمان، عبارات زمانی، مشخصههای غیردستی و گروه دستوری اعداد اشاره کرد و در بخش نمود نیز میتوان مواردی مانند نشانگر واژگانی مجزا در نمود کامل و تکرار در حرکات اشاره فعل در نمودهای مکرر، استمراری و عادتی را نام برد. علاوه بر این موارد، میتوان بهخوبی مشاهده کرد که در این زبان، این دو مقوله دارای تصریف (استفاده از مشخصههای غیردستی مانند حرکات بدن و صورت و عبارات زمانی در مقوله زمان و تکرار و تغییر در حرکات افعال در مقوله نمود) نیز هستند. در ادامه و در فصل پنجم به نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها پرداخته میشود.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد درمورد کودکان و نوجوانان، نظام حقوقی اسلام

فصل پنجم
بحث و نتیجهگیری
پژوهش حاضر با قبول اینکه زبان اشاره ناشنوایان زبانی طبیعی و حقیقی با کلیه ویژگیهای زبانی است به بررسی و توصیف دو مفهوم زمانی پرداخته و تلاش داشته است تا چگونگی بیان این مقولات را مورد بررسی قرار دهد. پس از اجرای مشاهدات و مصاحبهها، کلیه موارد زمانی بر طبق متغیرهای مشخصی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و در تمام مراحل با مشورت و نظارت اساتید اصلاح شدهاند که در فصول گذشته به بحث در رابطه با آنها پرداخته شد. در این فصل نتایج حاصل از مشاهدات شخصی و بررسیهای انجام شده توسط محقق- که در تکمیل مباحث نظری و بر اساس سوالات مد نظر بدست آمدهاند- همراه با ذکر نمونهای از مطالعات موردی و جمعبندی مطالب یاد شده، ارائه خواهد شد. با توجه به اینکه توضیحات و نمونههای مربوط به تکتک موارد به تفصیل در فصل گذشته ارائه شده است، در این بخش تنها نتایج کلی ارائه میشود؛ در نهایت نیز پیشنهاداتی برای پژوهشهای آتی و چند نمونه از مکالمات ناشنوایان در بخش پیوست مطرح میگردد.
5-1 بررسی توصیفی دادهها
بهطور کلی زبانها از دو بخش دستوری اصلی از جمله زمان و نمود، برای بیان مفاهیم زمانی استفاده میکنند. مفاهیم مربوط به زمان نقش مهمی در بیان افکار بشر، شناخت و فرهنگ آنها ایفا میکنند که متناسب با این موارد، کلیه زبانها جهت نشان دادن مفهوم زمان از استعاره مشخصی استفاده میکنند. زبان اشاره ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نیست، به این معنی که ما به گونهای در رابطه با زمان صحبت میکنیم که گویی یک چیز حقیقی فضا را اشغال کرده است که برای ما قابل لمس و مشاهده است، گرچه تنها مفهومی انتزاعی است. به عبارت دیگر میتوان گفت در زبان رابطه تنگاتنگی میان فضا و زمان وجود دارد که بر این اساس در زبان فارسی و همچنین زبان اشاره ایرانی، زمان به صورت یک خط مستقیم در محور افقی (از عقب به جلو) در نظر گرفته میشود. بنابراین میتوان گفت که اغلب زبانها (گفتاری و اشاره) برای اشاره به زمان از حالات فضایی مشخصی استفاده میکنند. منظور از این بحث آن است که میگوییم آینده پیش روی ماست و گذشته در پشت سر ما قرار دارد. برای روشنتر شدن مطلب میتوان گفت که این مقوله از لحاظ استعاری به یک جاده شباهت دارد؛ به این صورت که اگر مسیر حرکت در یک جاده را در نظر بگیریم، مسیری را که پشت سر گذاشتهایم زمان گذشته، مسیری که پیش روی ما قرار دارد زمان آینده و مسیر در حال حرکت زمان حال را تشکیل میدهد، که با توجه به مشخصه دیداری/فضایی بودن زبان اشاره، این فضا و این استعاره که همان خط زمان فرضی است با وضوح بیشتری قابل مشاهده میباشد. در حقیقت با توجه به آنچه که در فصول گذشته ذکر شد و قابل مشاهده میباشد، میتوان گفت که این ساختار زمان (محور افقی عقب به جلو) بر چگونگی نشان دادن زمان توسط اشارات موثر میباشد.
آنچه در رابطه با زبان اشاره از اهمیت برخوردار است وجود عناصر تشکیل دهنده آن میباشد. بر این اساس برای تشخیص معانی و دستور در این زبان، شناخت و تشخیص این عناصر امری ضروری میباشد. همانطور که در فصول پیش مطرح شد، کلیه عناصر در تشکیل یک اشاره نقش دارند، به بیان دیگر اگر در اشارهای حتی یکی از دو مورد دستی یا غیردستی مورد استفاده قرار نگیرد مفهوم مورد نظر نمیتواند انتقال پیدا کند. بخش مربوط به مفاهیم زمانی نیز از این قاعده مستثنی نیست، اما طبق تفاسیر ارائه شده میتوان گفت علاوه بر همزمانی عناصر اصلی زبان اشاره با یکدیگر، دو مورد مکان و حرکت مهمترین نقش را در بحث مقولات زمان و نمود ایفا میکنند.

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع معماری اسلامی، خانه‌ی تقدیری

5-1-1 زمان در زبان اشاره ایرانی
اولین سوالی که در این پژوهش مورد بحث قرار گرفته آن است که مقوله زمان (گذشته، حال و آینده) در زبان اشاره ایرانی چگونه نشان داده میشود؟ بر اساس کلیه مطالب مطرح شده در فصلهای پیشین، مکانها یکی از عناصر اصلی در زبان اشاره میباشند که برای تشخیص برخی از مشخصهها و یا اصول معنایی مختلف استفاده میشوند. در یکی از مواردی که آنها از اهمیت بالایی برخوردار هستند و به وفور مورد استفاده قرار میگیرند، توصیف زمان میباشد. میتوان گفت همانطورکه در زبان گفتاری زمان حال یا لحظه سخن گفتن به عنوان نقطه ارجاع در نظر گرفته میشود، در زبان اشاره نقطه ارجاع خود بدن فرد میباشد. با مطالعهای که در این پژوهش بر روی زبان اشاره ایرانی انجام شده است دو مشخصه اصلی جهت نشان دادن زمان استفاده میشود؛ یکی از آنها مانند تمامی زبانهای اشارهای که مورد بررسی قرار گرفتهاند، خط زمان فرضی میباشدکه این خط زمانی نسبت به فضای اشاره یا بدن فرد اشاره کننده تنظیم شده است؛ فضای جلوی فرد نشان دهنده زمان آینده، فضای پشت وی در برگیرنده زمان گذشته و فضایی که اشارهگر در آن قرار دارد، زمان حال را نشان میدهد. مورد دیگر فاصله نسبی است که با توجه به بدن فرد اشارهگر تنظیم میشود؛ به این صورت که فاصله نسبی حرکت دست در جلوی بدن فرد یا پشت وی، نزدیکی یا دوری زمان گذشته و زمان آینده را با توجه به زمان حال بیان میکند. هرچه حرکت دست یا فاصله آن بیشتر باشد، زمان مورد نظر نیز دورتر است (فاصله دست و زمان نسبت مستقیم دارند). جدا از دو مشخصه مشترک اصلی، مقوله زمان در زبان اشاره ایرانی بر اساس پنج روش مختلف دستوری – قیدهای زمانی، نشانگرهای واژگانی، مشخصههای غیردستی، عبارات زمانی و گروه دستوری اعداد- مشخص میگردد که هر کدام از آنها در دو بخش متفاوت واژگانی و ساختواژی قرار میگیرند.