دانلود پایان نامه

5-1-1-1 نمونه واژگانی زمان
از میان پنج روش مختلف که برای نشان دادن مفهوم زمان در زبان اشاره ایرانی مورد استفاده قرار میگیرند و در فصل پیش همراه با تصاویر مربوطه به توضیح آنها پرداخته شد، قیدهای زمانی، نشانگرهای واژگانی و گروه دستوری اعداد مواردی هستند که جزء نمونه واژگانی در نظر گرفته میشوند. علاوه بر این موارد، واژههای دیگر مانند “تاریخ” و “امید” در زبان اشاره ایرانی یافت میشوند که مفهوم زمان در معنای آنها نهفته است. به عبارت دیگر، در اشاره واژه “تاریخ” مفهوم گذشته و در اشاره “امید” مفهوم آینده قابل مشاهده است؛ به این صورت که در اشاره “تاریخ”، دو دست اشارهگر با جهتی رو به عقب، به صورت چرخشی حرکت داده میشوند و در اشاره “امید”، دست دارای حرکتی رو به جلو میباشد که این نوع حرکات نمونهای از موارد تفسیر زمان طبق خط زمان فرضی میباشند. بر این اساس میتوان این اشاره را به عنوان یکی از نمونههای واژگانی زمان در نظر گرفت که به صورت واژگانی نمود پیدا میکند. در شکل زیر نمونهای از اشاره این واژه که برگرفته از کتاب اشارات زبان فارسی (بهادری و همکاران، 1384) میباشد، ارائه شده است:

شکل 5-1: اشاره “تاریخ”
5-1-1-2 نمونه ساختواژی زمان (تکواژ تصریفی)
تصریفهای زمانی متغیرهایی برای افعال هستند که زمانی که فعل رخ میدهد را توصیف میکنند. سوال سوم و بالاخص مهمترین بخش مطرح شده در این پژوهش، ویژگیهای وندهای تصریفی در زبان اشاره ایرانی بوده است. زبانهای مختلف در بیان آنچه که باید به صورت تصریف یا به صورت واژهای جداگانه بیان کنند، متفاوت عمل میکنند. به عبارت دیگر انتخابی که بین استفاده از تکواژهای تصریفی متفاوت رخ میدهد توسط دستور زبان تصمیمگیری میشود.
در زبان اشاره استفاده از مشخصههای غیردستی (حالات صورت و حرکات بدن) و همچنین عبارات زمانی، جزء نمونه ساختواژی (تکواژ تصریفی) مقوله زمان در نظر گرفته میشوند. همانگونه که در زبان گفتاری تصریف زبانی یا فعلی از طریق تغییر در شکل فعل بیان میشود، در زبان اشاره نیز تصریف زمان از طریق مکان و نوع حرکت اشاره مورد استفاده و حتی حالات صورت آنها مشخص میشود. به عبارتی آنگونه که فرامکین و همکاران (2007، ص92) بیان کردهاند، تصریف اشارات که در کلیه زبانهای اشاره رخ میدهد از طریق تغییر در حرکات دستها و یا فضای نزدیک به بدن که اشاره در آنجا تولید میشود، صورت میگیرد.
همانطورکه زوچی (2006) با بررسیهای خود بر روی زبان اشاره ایتالیایی نشان داد، حالات و موقعیت شانهها یا دستها همراه با اشاره فعل، جزء تصریف زمان محسوب میشوند و همان نقشی را ایفا میکنند که وندهای تصریفی زمان در زبانهای گفتاری بر عهده دارند. در زبان اشاره آمریکایی نیز آنگونه که یاکوبویتز و استوکو (1988) اظهار داشتهاند، یکسری از حرکات مشخص استفاده میشوند که بیانگر تکواژ تصریفی زمان در افعال هستند؛ برای مثال زمان آینده از طریق باز شدن مچ، آرنج یا شانه و زمان گذشته از طریق خمیدگی این مکانها نشان داده میشوند. در زبان اشاره ایرانی نیز تکواژ تصریفی زمان به وضوح قابل مشاهده میباشد. از میان روشهای ارائه شده جهت بیان زمان، دو مورد مشخصههای غیردستی و عبارات زمانی جزء نمونه تصریفی زمان در نظر گرفته میشوند که با اضافه کردن یک حرکت در فضای اشاره و همچنین حالات و موقعیت سر، صورت یا دستها زمان را نشان میدهند؛ در بخش مربوط به سر، حالت و موقعیت آن به عنوان مرکز اصلی قرار میگیرد و زمان جمله مورد نظر را نشان میدهد (اگر سر مستقیم باشد زمان حال، اگر به سمت عقب برود زمان گذشته و اگر به سمت جلو حرکت کند، زمان آینده را نشان میدهد) و در بخش مربوط به حالات صورت (مانند بالا کشیده شدن ابروها و باز شدن چشمها در زمان گذشته و جمعشدگی صورت، نیمهبسته شدن چشمها و در هم کشیده شدن ابروها در اشاره به زمان آینده) که با اشاره فعل همراه هستند زمان مربوطه بیان میشود که نمونههایی از تکواژ تصریفی در زبان اشاره در نظر گرفته میشوند و قابل مقایسه با تکواژ تصریفی زمان در زبان فارسی گفتاری هستند.
با بررسیهای انجام شده میتوان ابراز داشت که در اشارات مربوط به زمان در زبان اشاره ایرانی، قیدهای زمانی بیشتر از بقیه موارد مورد استفاده قرار میگیرند. دومین موردی که در این زبان کاربرد بیشتری دارد استفاده از گروه دستوری اعداد است. کاربرد عبارات زمانی یا مشخصههای زبرزنجیری که قابل مقایسه با تکواژ تصریفی است در درجه سوم قرار میگیرد. نشانگرهای واژگانی نسبت به سه مورد مطرح شده، در اشارات زمانی کمتر یافت میشوند و میزان استفاده از آنها تقریبا به اندازه عبارات زمانی است. کاربرد مشخصههای غیردستی نسبت به بقیه موارد کمتر میباشند و در گروه حداقل قرار میگیرند؛ به خصوص در بخش سر و صورت (بالا رفتن و درهم کشیده شدن ابروها، جمع شدن صورت یا باز شدن چشمها) که بیشتر در رابطه با زمانهای دور مطرح میشوند.
5-1-2 نمود در زبان اشاره ایرانی
در بخش دوم این پژوهش به بررسی انواع مختلف نمودها در زبان اشاره ایرانی و مقایسه آن با زبانهای اشاره دیگر پرداخته شده است. این بخش در پی پاسخ دادن به دومین سوال مطرح شده در این پژوهش بوده که مقوله نمود (کامل، مکرر، عادتی و استمراری) در زبان اشاره ایرانی به چه صورت نشان داده میشود؟ در پاسخ به آن میتوان ابراز داشت که در زبانهای اشاره، استفاده از الگوهای حرکتی برای نشان دادن نمود، امری مشخص است. نمود به اشارهگر اجازه میدهد که نحوه تحقق رخداد فعل را در درون هر یک از زمانهای گذشته، حال و آینده بازتاب دهد. با توجه به آنکه نمود اطلاعاتی را در رابطه با مدت زمان یا بسامد انجام فعل نشان میدهد، نه زمان حقیقی وقوع فعل، حرکات دست و تکرار اشارات مبین اصلی این مقوله در زبان اشاره میباشند تا بتوانند این روابط را بهتر منتقل کنند. مانند مقوله زمان، اطلاعات مربوط به نمود نیز از طریق روشهای مختلفی بیان میشود که از آن جمله میتوان به تکرار در حرکات افعال و استفاده از نشانگرهای واژگانی اشاره کرد که بالطبع هر کدام از آنها نیز در دو گروه مختلف واژگانی و تصریفی قرار میگیرند.
5-1-2-1 نمونه واژگانی نمود
بر اساس مطالب بررسی شده در بخش نمودها، در زبان اشاره ایرانی تنها در بیان نمود کامل از نشانگر واژگانی مجزا استفاده میشود. با توجه به آنکه نمود کامل دارای معنی کامل شدن است و در محدوده بسته و مشخصی صورت میگیرد در بیان آن از نشانگری مجزا با معنی تمام شدن و یا کامل بودن استفاده میشود. مانند FATTO در زبان اشاره ایتالیایی؛ FINISH در زبان اشاره آمریکایی، استرالیایی و هنگکنگی؛ FINISH و BEEN در زبان اشاره بریتانیایی؛ ALREADY در زبان اشاره اسرائیلی؛ TAMAM و BITTI در زبان اشاره ترکی و XATAM و HO_GAYA در زبان اشاره هند و پاکستانی که همگی دارای معنی “تمام شدن” میباشند، در زبان اشاره ایرانی نیز از نشانگر “تمام شدن” با معنی کامل بودن جهت نشان دادن نمود کامل استفاده میشود که جزء نمونه واژگانی نمود در نظر گرفته میشود. با توجه به آنکه برای توصیف این نمود از نشانگری مجزا استفاده میشود، میتوان این نشانگر را به عنوان تکواژ آزاد در نظر گرفت.
5-1-2-2 نمونه ساختواژی نمود (تکواژ تصریفی)
در پژوهش حاضر تکواژ تصریفی در رابطه با هر دو مقوله بررسی شده است و در پاسخ به سومین سوال (تکواژ تصریفی) در زمینه نمود، باید گفت که زبان اشاره ایرانی نیز مانند بسیاری از زبانهای اشاره دیگر از تصریفی غنی در بحث نمود برخوردار میباشد. همانطورکه در دیگر زبانهای اشاره نشان داده شد، تکرار در حرکات، زایاترین امر و بهترین مفسر در مقوله نمود میباشند. در زبان اشاره ایرانی، حرکات تکرار میشوند و همچنین اشاره فعل عینا تکرار میشود (سرعت کم و زیاد میشود، طول آن کوتاه میشود، بلند میشود و غیره) تا نمودهای استمراری، مکرر و عادتی را توصیف کنند. تکرار حرکات و اشارات فعل همگی به عنوان تکواژ تصریفی محسوب میشوند و با توجه به آنکه با خود فعل همراه هستند، میتوان آنها را به عنوان تکواژ مقید در نظر گرفت. به عبارت دیگر، همانگونه که پیشوند “می” در زبان فارسی به عنوان تکواژ مقید تصریفی در بیان نمودهای استمراری، عادتی و مکرر میباشد، در زبان اشاره ایرانی نیز تکرار در حرکات به عنوان تکواژ تصریفی فعل در نظر گرفته میشوند.
در کل همانطورکه در زبان گفتاری میتوان از طریق شکل تغییر یافته فعل (پیشوندها یا پسوندها) زمان وقوع آن را تشخیص داد، در زبان اشاره نیز تکرار در حرکات، تغییر در حالات سر و صورت و یا شکل و جهت دستها به تشخیص زمان و نمود کمک میکنند. با توجه به بررسیهای انجام شده در هشت زبان اشاره مختلف که در فصل دوم به آنها پرداخته شد، میتوان گفت که کلیه آنها تنها در بخش نمود دارای سیستم تصریفی میباشند و در بخش مربوط به زمان همه آنها جز زبان اشاره ایتالیایی، فاقد سیستم تصریفی هستند. آنگونه که یافتههای موجود در این پژوهش در رابطه با زبان اشاره ایرانی نشان میدهند، میتوان گفت که این زبان نیز مانند زبان اشاره ایتالیایی هم در مقوله زمان و هم در مقوله نمود دارای تصریف است.
5-2 جمعبندی فصل
همیشه در زبانها مواردی فراتر از آنچه که به گوش میرسند یا با چشم دیده میشوند وجود دارد که در این پژوهش با شناخت بخشی از اصول زبانی (مفاهیم زمانی) در زبان اشاره ایرانی، دریچه جدیدی برای درک و شناخت بیشتر این زبان به روی ما باز شده است.
در یک نتیجهگیری کلی میتوان گفت هر زبانی دارای مشخصه بالقوهای جهت بیان مفاهیم مختلف میباشد که برای افراد آن جامعه مفید است، مانند مفاهیم و روابط زمانی که در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفته است. مقایسه ارزشی زبانها با یکدیگر ایدهای اشتباه است زیرا هر زبانی روشهای مختلفی را جهت نشان دادن اصول دستوری خود انتخاب میکند، بنابراین نمیتوان گفت که یک زبان ضعیفتر یا قویتر از زبانی دیگر است. زبانها تنها متفاوت از یکدیگر میباشند. با توجه به یافتههای این پژوهش میتوان گفت که زبان اشاره ایرانی زبانی کامل است و برای بیان مفاهیم زبانی از روشهای مختلفی استفاده میکند که بهخوبی بیانگر قابلیتهای فراوان آن برای برقراری ارتباط در میان ناشنوایان است.
5-3 پیشنهاداتی برای پژوهشهای آتی
با توجه به معدود بودن پژوهشهای انجام شده در رابطه با زبان اشاره ایرانی، چند زمینه مختلف پژوهشی در این بخش معرفی میگردند که با کار بر روی آنها میتوان به شناخت هرچه بیشتر این زبان کمک کرد.
بررسی مطابقه فاعل در افعال زبان اشاره ایرانی
بررسی تفاوت و چگونگی اشارات افعال لازم و متعدی در زبان اشاره ایرانی
بررسی ترتیب اشارات در زبان اشاره ایرانی