دانلود پایان نامه
زمان: زمان در حقیقت، یکی از نشانههای مربوط به وقایع انجام شده است. به عبارت دیگر مکان موقت وقوع فعل را نشان میدهد که به سه بخش گذشته، حال و آینده تقسیم میشود. این بخشها جزء ارزشهای صرفی زمان در نظر گرفته میشوند و بخشی از تکواژ تصریفی را تشکیل میدهند (هسپلمث و سیمز ،2010، ص83).
نمود: نمود، به زمان درونی وقوع فعل اشاره میکند. به عبارت دیگر نمود، نحوه انجام پذیرفتن فعل را از نظر شروع یا پایان، استمرار یا در جریان بودن، میرساند. برای ساختن نمود مستمر، صیغههای ساخته شده از فعل داشتن به صورت فعل معین، بیفاصله یا بافاصله پیش از صورتهای صرف شده فعل مورد نظر میآید (انوری و عالی عباسآباد، 1389، ص51).

فصل دوم
چارچوب نظری و پیشینه پژوهش
فصل حاضر در برگیرنده دو بخش است؛ در ابتدای آن تعریفی از ناشنوایی و علل آن و همچنین تعریفی از زبان اشاره و تاریخچه مربوط به این زبان ارائه میشود. در بخش بعد با توجه به بررسی این پژوهش در زمینه تکواژ تصریفی (بررسی مقولات زمان و نمود) در ابتدا تعریفی از آنها (در زبان گفتاری و زبان اشاره) مطرح میشود و سپس با مرور کارهای پژوهشگران در کشورهای مختلف به مسائلی که در رابطه با ویژگیهای این دو مقوله در زبان اشاره ناشنوایان مورد مطالعه قرار گرفته است پرداخته میشود.
2-1 ناشنوایی
ناشنوایی عارضهای است که در اثر وجود ضایعه به دستگاه شنوایی انسان به وجود میآید و در نتیجه قدرت ارتباطی انسان از طریق شنیدن دچار مشکل میگردد (پال و وایتلا 2011، ص2).
بهطور کلی ناشنوایان را از لحاظ میزان شنوایی به چند گروه ناشنوا، سختشنوا، نیمهشنوا و کمشنوا تقسیم میکنند که هر یک از این گروهها از نظر کمبود شنوایی تقسیمات ریزتری دارند؛ ناشنوا به کسی گفته میشود که نقص شنوایی او به حدی باشد که حتی به وسیله کمک شنوایی نیز قادر به شنیدن نباشد، این افراد در برقراری ارتباط به جای گوش از حواس دیگر خود استفاده میکنند و کانال ارتباطی آنها با دنیا از طریق حواس دیگر میباشد (کوییگلی و پال،1984، ص1). نیمهشنوا به کسی گفته میشود که میزان نشنیدن او به حدی است که استفاده از سمعک مانع از درک صحبت دیگران از راه گوش نمیگردد، اما در شنیدن دارای مشکل است (فریمن راجر و همکاران،1981، ص1). کمشنوا به کسی اطلاق میشود که بهطور کلی با بهرهگیری از وسایل کمکشنوایی بتواند از باقیمانده شنواییاش در پردازش و فرایندسازی اطلاعاتی که از طریق شنیدن به دست میآورد استفاده کند (گلدین- میدو، 2005، ص56).
پال و وایتلا (2011، ص5) و کاکاوند و همکاران (1390) انواع نقص شنوایی را به شرح زیر ارائه کردهاند:
سطح نقص شنوایی (در مقیاس دسیبل) توصیف علل احتمالی صداهایی که شنیده میشود.
dB 40-27 نقص ناچیز شنوایی ورم گوش، یا تجمع مایع در گوش میانی به علت عفونت؛ آسیب گوش از طریق جراحت، بیماری یا صدای شدید حروف صدادار راحت شنیده میشود.
بعضی حروف بیصدا احتمالا شنیده نمیشود. (sh, s, f)
dB 54-41 نقص شنوایی خفیف ورم گوش، عفونتهای جنینی(سرخچه، ویروس تبخال، سیتومگالوویروس)، آسیب گوش از طریق بیماری، جراحت یا صدای شدید فقط حروف صدادار در گفتار با صدای بلندتر از حد عادی را میشنود.
dB 69-55 نقص شنوایی متوسط ورم مزمن گوش، ناهنجاری گوش میانی، آسیب حسی-عصبی، عفونتهای جنینی، عوامل ژنتیک و آسیب به گوش از طریق بیماری، جراحت یا صدای شدید بیشتر صداهای گفتاری را در سطح طبیعی نمیشنود.
dB 89-70 نقص شنوایی شدید ناهنجاریهای گوش میانی، آسیب حسی-عصبی، عفونتهای جنینی یا عوامل ژنتیک و آسیب گوش در اثر بیماری، جراحت یا صدای شدید هیچ گفتاری را در سطح گفتگوی عادی نمیشنود.
بیش از 90 دسیبل نقص شنوایی عمیق مشابه نقص شنوایی شدید هیچ نوع گفتار یا صدایی را نمیشنود.
جدول 2-1: سطوح نقص شنوایی
از نگاهی دیگر ناشنوایان را بر طبق سن شروع ناشنوایی تقسیم میکنند. با توجه به آنکه سن شروع ناشنوایی تاثیر بسزایی در رشد کودک و همچنین رشد زبانی آنها دارد، متغیر سن یکی از متغیرهای مهم در کودکان ناشنوا در نظر گرفته میشود که بر این اساس دو نوع ناشنوایی تعریف شده است. اگر کودک بعد از تولد (در اثر عوامل مختلفی مانند تصادف، بیماری و غیره) ناشنوا شود، با توجه به فاکتور فراگیری زبان، آن ناشنوایی را به دو نوع ناشنوایی پیش از زبانآموزی و ناشنوایی پس از زبانآموزی تقسیم میکنند: چنانچه ناشنوایی پیش از فراگیری زبان رخ دهد به آن ناشنوایی پیش از زبانآموزی میگویند و چنانچه ناشنوایی پس از فراگیری زبان رخ دهد به آن ناشنوایی پس از زبانآموزی میگویند. این تفاوت بین سنین 3 تا 5 سالگی یعنی سنی که بیشترین جنبههای زبانشناختی از قبیل واجشناسی، ساختواژه و نحو فرا گرفته میشوند در نظر گرفته میشود (بیکر و وول ، 2008، ص5).

مطلب مرتبط :  

مارشارک و اسپنسر (2003) معتقدند تفاوت میان ناشنوایی پیش از زبانآموزی و ناشنوایی پس از زبانآموزی مربوط به فراگیری زبان گفتاری میشود. کودکان ناشنوای پس از زبانآموزی، زبان گفتاری را به صورت متفاوتی از کودکان ناشنوای پیش از زبانآموزی به دست آوردهاند، زیرا این افراد یک تجربه شنیداری از زبان دارند که آنها را قادر میسازد تا جنبههای مختلف زبان گفتاری را به شیوه طبیعی یاد بگیرند. زبان اول این افراد نسبت به ناشنوایان پس از زبانآموزی طبیعیتر میباشد. محققان معتقدند که این کودکان موقعیت بهتری در یادگیری خواندن دارند، چراکه آنها بهتر قادر هستند تا اطلاعات دیداری را به زبان ارتباط دهند و حتی اغلب آنها در یادگیری نوشتن نیز موفقتر از کودکان ناشنوای پیش از زبانآموزی میباشند.
2-2 علل ناشنوایی
پاکزاد (1374، ص54) چندین علت ناشنوایی از جمله علل ارثی، علل مادرزادی و علل عارضی را ذکر کرده است و برای هر کدام تعریفی ارائه کرده است. علل ارثی؛ تنها مشخصات و صفات خوب بشری نیست که از نسلی به نسل دیگر منتقل میگردد. گاهی نقایص جسمی و روانی نیز میراثی است که از فرد به فرزندش منتقل میشود. کندذهنی، نارسایی قلبی و بالاخره نقص شنوایی نیز از جمله نقایصی هستند که در اثر توارث از نسلی به نسل دیگر منتقل میگردند. از آنجا که نقایص معلول وراثت کمتر به صورت تنها ظهور میکند معمولا در بین اجداد شخص نیز باید نظیر داشته باشد. لذا در صورتیکه ناشنوایی معلول وراثت باشد باید در بین اطرافیان و اجداد فرد، ناشنوای دیگری نیز وجود داشته باشد در غیر این صورت، نقص، معلول وراثت نبوده بلکه مربوط به محیط قبل از تولد یعنی دوران بارداری و رحم است.
ناشنوایی مادرزادی (که مربوط به دوران قبل از تولد میشود) میتواند ارثی (یا ژنتیکی) باشد و نیز میتواند آسیبهایی باشد که در دوران بارداری یا در هنگام تولد به قسمتهای مختلف گوش کودک، مخصوصا به گوش درونی او، وارد شده است. مثلا بعضی از عفونتهای ویروسی، داروها، سموم یا بیماریهایی که مادر به آنها دچار میشود میتوانند گوش درونی جنین را برای همیشه ناقص کنند. به عنوان مثال، سرخچه (که نباید آن را با سرخک اشتباه گرفت) از جمله بیماریهایست که ممکن است مادر در مراحل اولیه بارداری به آن دچار شود. ویروسی که در این بیماری از مادر به جنین منتقل میشود در بیش از 40 درصد موارد میتواند ناهنجاریهای جبرانناپذیری در رشد قلب، چشم، مغز و نیز گوش جنین به وجود آورد و به ناشنوایی مادرزادی منجر گردد. اما امروزه تشخیص این نوع ناشنوایی تا حدودی امکانپذیر است که این امر نیز بستگی به خدمات بهداشتی و پزشکی آن کشور دارد (بیکر و وول، 2008، ص5).