دانلود پایان نامه
تـحریکی: سهل انگارانی هستند که در انجام کـارها عجولند و یا تحت تأثیر هیجانات خـود قـرار می گیرند و با مطابق با مهلت تعیین شده و یا جدول زمانی کارها عمل نمی کنند.
اهمال کاری تحصیلی: اهمال کاری تحصیلی، نوعی از انواع اهمال کاری می باشدکه در حیطه ها و ساختارهای تحصیلی نمایان می گردد(لوی،2010). و آن عبارتست از گرایش عامدانه تأخیر انداختن و یا عدم تکمیل وظایف تحصیلی، که تجارب ناراحت کننده ای را به همراه دارد و به شکل تأخیر در فعالیت هایی همچون مطالعه و آماده شدن برای امتحانات، نوشتن مقالات پایان ترم و خواندن تکالیف هفتگی نمایان می شود.
اهمال کاری غیرتحصیلی: اهمال کاری غیرتحصیلی در رفتارهایی چون پرداخت قبوض، شستن ظروف، جواب دادن به تلفن و پست الکترونیکی و… ظاهر می شود.
اهمال کاری منفعل: سهل انگارانی هستند که تمایل ندارند سهل انگار باشند، اما در عوض تکالیف را غالبا به علت ناتوانی در تصمیم گیری به موقع، به تأخیر می اندازند(چو و چوی، 2005).
اهمال کاری فعال: در تصمیم گیری به موقع توانایی دارند و به عمد اعمالشان را به عقب می اندازند و بر تکالیف دیگری تمرکز پیدا می کنند.
واکر2004 به نقل از پور کمالی،(1392) نیز بر مبنـای مصاحبه های بالینی خـود چهار سبک اهمال کاری زیر را مشخص نموده است:
کمال گرا: این افراد نیاز به قدرت بالا و تمرکز بر انجام تکالیف دارند. برای آن ها زمان اهمیت اساسی داشته و بر انجام هرکاری برای رسیدن به موفقیت در آینده تاکید می کنند. به کارهای ایده آل بیشتر اهمیت می دهند و قادر به تشخیص مقدار زمانی که برای انجام تکالیف ضرورت دارد، نیستند و در نتیجه زمان بیشتری را برای انجام تکالیف صرف می کنند(به نقل از بوفلی، 2007).
تعویق گرا: چنیـن افـرادی در زمان حال زندگی می کنند و از نظر آنـها آیـنده ادامـه زنـدگی حال می باشد و چنان زندگی می کنند که گویا فردایی وجود ندارد، بدلیل ناتوانی در رسیدن به برنامه هایشان اغلب وقت لازم را درنظر نمی گیرند و معمولاً اینطور فکر می کنند: “این آزمون، آزمون کوچکی است و من وقت زیادی برای آماده شدن برای آن دارم، پس بعد از دیدن برنامه مورد علاقه ام درسم را شروع می کنم”. برای رسیدن به موفقیت از دشواری اجتناب می کنند. خیلی زود احساس خستگی و ناکامی می کنند، دامنه توجه آنها محدود است و به همین دلیل قادر به تمرکز در زمینه مطالعه در دوره های بلند مدت نیستند..
سیاست گرا: چنین افرادی به ارتباط بیشتر با دیگران و دستیابی به قدرت شخصی بلا تمایل دارند. آنها بیشتر دوست دارند نزد دوستان و خانواده باشند و مسائل اجتماعی را بر برنامه های شخصی مقدم می دانند. بدلیل نگرانی از ناراحت شدن دیگران، بیشترین وقت خود را برای آنها گذاشته و وقت کمتری را صرف برنامه های مربوط به خود می کنند. به دلیل مشغولیت در برنامه های متنوع اجتماعی برای جلب رضــایت دیگران بیش ازحد مشغول بوده و همواره با کمبود وقت و زمان روبرو می شوند. آنها معمولا چنین تفکری دارند: “اگر دیگران شکست بخورند، من مقصرهستم”. چنین افرادی به تأیید دیگران نیاز دارند و به همین دلیل وقتی برای آنها باقی نمی ماند.
تنبیه گرا: این افراد معتقدند که آن چه می خواهد بشود، خواهد شد. این افراد به قدرت شخصی خود اعتماد ندارند و تصور می کنند که قدرت کنترل دیگران را ندارند. اغلب بدبین، نامطمئن و انتقادگر از خودمی باشند و از شکست های قبلی خود آگاهی دارند.توجه و تمرکز بر عوامل منفی گذشته این احساس را در آنها ایجاد کرده است که هرگز قادر به تغییر نیستند. معمولاً چنین تفکری دارند که هر کس را می شناسم، بهتر از من است و موفقیت بیشتری از من داشته است، پس من بی کفایتم و هیچ وقت شانس به نفع من نمی باشد. چنین تفکری منجر به احساس شرم و عدم کفایت و در مدیریت مؤثر زمان می شود.
2-2) اهمال کاری تحصیلی:
همان طورکه ذکر شد، اهمال کاری تحصیلی یکی از انواع اهمال کاری است و به مانند تعاریف متعدد اهمال کاری، این نوع از اهمال کاری نیز، دارای تعاریف متعددی از نظر پژوهشگران در این حوزه می باشد؛از نظر بسیاری پژوهشگران در این حوزه (از جمله، لو، 2010؛ لی، 2005؛ اوزر و همکاران،2009) اهمال کاری تحصیلی نوعی از انواع اهمال کاری است که در مجموعه های تحصیلی و آموزشی نمایان می گردد و در میان دانش آموختگان رفتاری فراگیر است.
از نظر دنیز و همکاران،2009، به نقل از پورکمالی ،1392).اهمال کاری تحصیلی که می توان آن را انعکاسی از تعویق روزانه در مورد زندگی تحصیلی تعریف کرد، که بصورت تأخیر در انجام دادن تکالیف و مسئولیت های مرتبط با مدرسه و یا انجام ندادن آنها تا آخرین دقایق، تعریف می شود.نیز، اهمال کاری تحصیلی را بصورت گرایش به تأخیر انداختن فعالیت های مهم در زمانی معین، در حیطه تحصیلی، تعریف می کند.
درهمین راستا، الیس و ناس،(2002)، به نقل از آرمو و همکاران، (2011) اظهار داشتند که اهمال کاری تحصیلی تمایلی برای اجتناب از انجام یک فعالیت تحصیلی و یا دیر انجام دادن آنها و استفاده از بهانه های مختلف برای توجیه کردن رفتارشان و سرزنش نشدن توسط دیگران می باشد.
سولومون و راث بلوم،(1984) و نیز سنکال و همکاران(1995)به نقل از پورکمالی،(1392) دریافتند که اهمال کاری، به خصوص در زمینه تحصیلی شایع و حکم فرما است. تعریف آنها از اهمال کاری تحصیلی، میل شدید همیشه و یا تقریبا همیشگی برای به تعویق انداختن تکالیف تحصیلی می باشد، که همیشه و یا تقریبا همیشه این افراد اضطراب قابل توجهی را در قبال رفتار سهل انگارانه خود تجربه می کنند، که این رفتار تاخیری، به شکل تأخیر در فعالیت هایی همچون مطالعه و آماده شدن برای امتحانات، نوشتن مقالات پایان ترم و خواندن تکالیف هفتگی نمایان می شود.
در همین راستا، استراند،(2009). اهمال کاری تحصیلی را بصورت گرایش به تأخیر تعمدانه یا عدم تکمیل وظایف تحصیلی تعریف می کند که این رفتار همراه با تجربه ناراحتی می باشد و نتیجه مهم آن عملکرد نامناسب فرد با توجه به استعدادها و تواناییهایش در زمان ناکافی باقی مانده است.
دیدگاهها و نظریات عمده در مورد اهمال کاری:
دیدگاههای مرتبط با اهمال کاری در یک طیف خوشبینانه تا بدبینانه قرار دارند. از یک سو طرفداران دیدگاههای خوش بینانه، مدعی اند که ویژگی هایی مانند رفتار، شناخت و انگیزش عامل مهم بروز اهمال کاری است. و از سویی دیگر، طرفداران دیدگاه بدبینانه اهمال کاری، بر نوعی عادت یا اختلال شخصیتی تأکید دارند.فراری و همکاران، (1995).اینک به توضیح دیدگاه و نظریات عمده و مهم در مورد اهمال کاری می پردازیم:
اهمال کاری به عنوان یک مسئله رفتاری:
رفتارگرایان برای تبیین اهمال کاری تحصیلی، شرطی سازی عاملی و نظریه تقویت را پیشنهاد داده. و بر این نکته تأکید دارند که اهمال کاری حاصل ارتباط بین پیامدهای مثبت رفتار است (فراری و همکاران، 1995)؛ بنابراین، طرفداران این دیدگاه اهمال کاری را بر حسب برخورداری یا عدم برخورداری افراد از پاداش و مشوقها تبیین می کنند.آنها به سخن دیگر، در این دیدگاه اهمال کاری به دلیل تنبلی افراد نیست، بلکه، اهمال کاری از آن جهت صورت می گیردکه افراد سهل انگار علاقمند به انجام فعالیت دیگری هستند (برایودی،1980، به نقل از دیویس، 1999).درهمین راستا، مـدعی هستند که سهل انگاران به فعـالیت ها و تکالـیف دیگری مشغول می شوند؛ بنابراین، برای کاهش اهمال کاری بایستی انگیزه افراد برای انجام تکالیف را افزایش داد. در این دیدگاه هدف از درمان اهمال کاری، کاهش نسبت به درصد زمان و افزایش نسبت به درصد مطالعه یا فعالیت در افراد مبتلا به اهمال کاری می باشد و برای کاهش از روشهایی مانند الگوسازی، شرطی سازی و فنون برنامه ریزی استفاده می شود(به نقل از استیل، 2007).
اهمال کاری به عنوان یک مسئله شناختی :
روانشناسان و مشاورینی که اهمال کاری را به عنوان یک مسئله شناختی می نگرند، معتقدند که افراد به دلیل افکار و باورهای غلط در مورد چگونگی شرایط و نتایج فعالیت ها، اهمال کاری می کنند. اصطلاح “رمز اهمال کاری” را بدین صورت تعبیر کرده اند:” افرادیکه انجام کار را آسان و بدون تلاش، اما کامل و ایده آل در زمینه های مختلف، انتظارداشته و ضمنا آستانه پایین درتحمل وناکامی وانجام کارنشان می دهند”.ویژگی رایج در چنین باورهایی غیرمنطقی بودن آنهاست؛ بنابراین، هدف درمان های شناختی، تغییر “رمز اهمال کاری” است.
اهمال کاری به عنوان یک مسئله انگیزشی:
ازاین منظر، اهمال کاری به دلیل تنبلی یا بی انگیزگی صورت نمی پذیرد؛ بلکه از آن جهت صورت می گیرد که افراد سهل انگار علاقه به فعالیت های دیگری به غیر از تکلیفی که برای آنها در نظر گرفته شده، دارند. برای مثال، از این منظر، اهمال کاری دریک موقعیت تحصیلی به این معنا است که فشار انگیزشی مطالعه کمتراز فشار انگیزشی سایرافکار در آن موقعیت می باشد. نتیجه این فرایند، رفتار تأخیری در زمینه مطالعه می باشد.
به عبارت دیگر، طرفداران این نظریه از جمله دلایل عمده اهمال کاری را دشواری تکلیف و تنفر از انجام تکلیف می دانند