دانلود پایان نامه
مولفه تنظیم هیجان
چنانچه ازجدول ضرایب(Coefficients) ملاحظه می شود فقط آزمون ضریب بهره برداری از هیجان با سطح معنی داری کمتراز 001/0 sig = وآزمون ضریب تنظیم هوش با سطح معناداری 013/0 sig = فرضیه H0 رد می شود و H1 پذیرفته می شود. بنابراین ضرایب متغیر های مستقل مؤلفه انگیزشی و بهره برداری از هیجان و تنظیم هیجان در مدل مورد نظر مخالف صفر است و میزان اهمال کاری دانش آموزان فقط به سه متغیر مستقل مؤلفه انگیزشی و بهره برداری از هیجان و تنظیم هیجان بستگی دارد.لذا مدل را برای برقراری ارتباط بین این سه متغیر تکرارمی کنیم.
برازش مدل رگرسیون خطی میزان اهمال کاری تحصیلی روی متغیرهای مستقل مؤلفه انگیزشی و بهره برداری از هیجان و تنظیم هیجان:
باتوجه به جدول ضرایب ) (Coefficients مدل نهایی بصورت زیر است:
تنظیم هیجان246/0+بهره بردازی ازهیجان456/0-انگیزشی314/0 + 914/62 =میزان اهمالکاری
جهت بررسی تصادفی و نرمال بودن مانده ها یا همان خطا های مدل با کمک نمودار P-P که نرمال بودن را بررسی می کند چنانچه ملاحظه می شود مانده روی نیمساز قرار گرفته اند لذا نرمال هستند بنابراین مدل برازش شده مدل مناسبی می باشد.
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
همانطور که از نظر گذشت،اهمال کاری تحصیلی رفتاری تاخیر، عامدانه و مکرر است که در قلمرو تحصیلی نمایان گشته و در میان دانش آموختگان به امری شایع و رایج بدل شده است. صاحب نظران معتقدند که ابتلا به هر نوع اهمال کاری، بد، منفور و ناپسند است.از طرفی، بسیاری از آنان معتقدند که اهمال کاری دارای پیامدهایی است. بطور کلی بین صاحبنظران در مورد اینکه نتایج نامطلوبی بر رفتار سهل انگارانه مترتب است، اتفاق نظر وجود دارد؛ تا جایی که آنان برای رفتار سهل انگارانه دو نتیجه منفی درونی و بیرونی قائل هستند. نتیجه درونی رفتار سهل انگارانه شامل عصبانیت، افسوس خوردن، یاس و خود سرزنشی است. پیامد بیرونی رفتار سهل انگارانه نیز شامل صدمه زدن به کار و پیشرفت تحصیلی، برهم خوردن ارتباطات و از دست دادن فرصتـها می باشد.(کار، 2001).اهمال کاری با الگوی زندگی نابهنجار در ارتباط است که این امر به مشکلات جدی فردی و تاثیرات اجتماعی منجر می شود. لذا با توجه به اهمیت این موضوع پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه هوش هیجانی و خودتنظیمی بااهمال کاری تحصیلی دانش آموزان دختر انجام گرفت. به منظور بررسی این موضوع از بین جامعه مورد نظر 185 نفر به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند وسه پرسشنامه ی ارزیابی اهمال کاری نسخه دانش آموز(PASS)، یادگیری خودتنظیمی(SRLS)و هوش هیجانی(شات) دراختیارآنان قرار گرفت. پس از اینکه داده ها جمع آوری شد بااستفاده از آمار توصیفی (فراوانی، شاخصهای مرکزی، شاخصهای پراکندگی) و آمار استنباطی (محاسبه ضریب همبستگی، محاسبه رگرسیون چند متغیره به شیوه گام به گام)داده ها تجزیه و تحلیل شدند.
بحث و نتیجه گیری:
فرضیه فرعی 1: بین مولفه های هوش هیجانی(تنظیم هیجان، بهره برداری، ارزیابی و بیان هیجان) با اهمال کاری تحصیلی رابطه وجود دارد.
یافته های پژوهش حاضر نشان داد که از بین مولفه های هوش هیجانی, مولفه بهره برداری از هیجان با اهمال کاری تحصیلی رابطه معنا دار وجود دارد و نتیجه اینکه فرضیه پژوهشی مورد تأیید قرارگرفته است. که البته رابطه بصورت منفی است.
در تبیین این یافته می توان بیان کرد دانش آموزانی که به یادگیری اشتیاق داشته، علاقمند، کنجکاو، سخت کوش، جدی و پیگیر هستند.این دانش آموزان به راحتی موانع و مشکلات رااز پیش پای خود برمی دارند. زمان بیشتری برای مطالعه و انجام تکالیف مدرسه صرف می کنند و در تکمیل و ارائه تکالیف بصورت موفقیت آمیز،کوشا هستند(اسکینر، 1993. ترجمه کدیور، 1386).
در همین راستا یافته های پژوهش حاضر با مطالعه، تن و همکاران، به نقل از لـو، 2010)نیز همسو است, آنهااز مطالعه بر روی دانش آموزان سنگاپوری دریافتند که دانش آموزانی که خودشان را در تنظیم و سازماندهی یادگیریشان توانا ادراک می کنند، از سایر دانش آموزان کمتر دچار اهمال کاری می شوند.
فرضیه فرعی 2: بین مولفه های یادگیری خودتنظیمی(شناختی, انگیزشی و رفتاری)و اهمال کاری تحصیلی رابطه وجود دارد.
یافته های پژوهش حاضر نشان داد که بین مولفه های یادگیری خود تنظیمی فقط مولفه انگیزشی تنها عاملی است که با اهمال کاری تحصیلی رابطه معنی دار وجود دارد, و این فرضیه تأیید شد. بایستی اذعان داشت که اولین خرده مقیاس مولفه انگیزشی خودتنظیمی, بعلت باورهای خودکارآمدی است به نظر می رسد هر چقدر هم تکلیف ارزشمند یا فرد معطوف به جهت گیری هدف مورد نظر باشد در صورتی که فرد باور داشته باشد که در انجام آن فعالیت توانمند است, تعلل ورزی می نماید و در قشر(دخترها) با این مسئله مواجهه هستیم شاید در( پسرها)این مسئله نباشد.
هئو, (2000)، به نقل از پینتریچ، 2004) بیان می کند که انگیزش می تواند یادگیرنده را به انتخاب اهداف و راهبردهای یادگیری، نظارت و ارزیابی پیشرفت خود و اجرای خود تقویتی تشویق نماید. در حقیقت، انگیزش نیروی محرکه ای است که برای اجرای موفقیت آمیز، سه راهبرد دیگر, یادگیری خودتنظیمی وجود دارد. عوامل انگیزشی مؤثر بر یادگیری خودتنظیمی عبارتنداز: باورهای خودکارآمدی، باورهای مربوط به ارزش تکلیف و جهت گیری هدف.
– باورهای خودکارآمدی: شامل قضاوت یادگیرنده درمورد تواناییهای خود در به انجام رساندن اهداف و تکالیف معین می باشد.
– باورهای مربوط به ارزش تکلیف: به انگیزش مشغول شدن یادگیرنده براساس باورهای آنها از ارزش شخصی تکلیف اشاره دارد.بوکائرتز،(1996). گزارش نمود، یادگیرندگانی که علاقمند به محتوای دوره های آموزشی بودند، بطور قابل ملاحظه ای انگیزه و آمادگی بیشتری برای صرف تلاشها، بروز شناختها و هیجانات مثبت، به کارگیری مهارتهای شناختی و فراشناختی در رابطه با تکالیف در موقعیت واقعی یادگیری داشتند.
– جهت گیری هدف: یادگیرندگانی که جهت گیری مبتنی بر هدف دارند بیشتر برای تلاش اضافی در رسیدن به اهداف خود برانگیخته می شوند.
این تحقیق با پژوهش پینتریچ و دی گروت(1990) در بررسی خود بر روی دانش آموزان و دانشجویان نشان دادند بین استفاده از راهبردهای خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی همبستگی معناداری وجود دارد.
از نظر محققانی چون باغانی،دهقانی نیشابوری، 1390) بین خود کارآمدی و انگیزش تحصیلی ارتباط مستقیم معناداری وجود دارد.در حوزه آموزشی انگیزه یک پدیده ی سه بعدی است که در برگیرنده ی باورهای شخصی در باره ی توانایی انجام فعالیت مورد نظر، دلایل یا اهداف فرد برای انجام آن فعالیت و واکنش عاطفی مرتبط با انجام آن فعالیت می باشد و با این انگیزه دانش آموزان محرک لازم را برای به پایان رساندن موفقیت آمیز یک تکلیف، رسیدن به یک هدف آموزشی یا دستیابی به درجه ی معینی از شایستگی در کار خود پیدا می کنند تا بالاخره بتوانند موفقیت لازم را در امر یادگیری و پیشرفت تحصیلی کسب نمایند, که با نتایج تحقیق حاضر همسو است.
این مسئله با نتایج فراری، (2001) که در یک مطالعه به این نتیجه رسید که افرادی که غالبا مشغول اهمال کاری می شوند در یادگیری خودتنظیمی مهارتهای عملکرد در زمان محدود، ضعف دارند, همخوانی دارد.
همچنین به اعتقاد پینتریچ و دی گروت(1990) افراد خودتنظیم دارای مشارکت فعال و سازنده هستند و به طور بالقوه از توانایی بازبینی و کنترل و تنظیم جنبه هایی از شناخت، انگیزش، رفتار و محیط یادگیری خود برخوردار هستند, نیز همسو است.
فرضیه فرعی3: رابطه بین زندگی در دو منطقه اقتصادی –اجتماعی متفاوت با اهمال کاری تحصیلی رابطه معنی داری وجود دارد.