دانلود پایان نامه
سود حسابداری به دلیل این که اطلاعاتی درباره جریانهای نقدی جاری و آتی مورد انتظار شرکت ارائه می کند، با قیمت سهام در ارتباط است و از این رو بر ارزش بازار شرکت تاثیرگذار می باشد (واتز و زیمرمن، 1986). از لحاظ واکنش بازار اوراق بهادار نسبت به سودهای گزارش شده، نظریه های بازار کارا نشان می دهند که به طور سیستماتیک روش های مختلف GAAP (اصول عمومی پذیرفته شده حسابداری) موجب گمراهی سرمایه گذاران در محاسبه سودهای عملیاتی گزارش شده نمی شود. از این رو براساس مبانی نظری (هندرسیکون و رون بردا، 1992 و بیانیه مفاهیم حسابداری شماره 2) سرمایه گذاران باید درجه ای از محافظه کاری را در قالب انتظارات خود از کاربرد سود حسابداری برای برآورد جریانهای نقدی آتی بکارگیرند (اسکات، 2000). از دیدگاه تهیه کنندگان صورتهای مالی محافظه کاری به عنوان کوششی برای انتخاب یک روش از میان روش های پذیرفته شده حسابداری که به یکی از موارد زیر منتج می شود تعریف شده است:
1- شناخت دیرتر درآمد
2- شناخت سریع تر هزینه
3- ارزشیابی کمتر دارائیها
4- ارزشیابی بیشتر بدهی ها (شباهنگ، 1381، ص2)
محافظه کاری و قراردادهای بدهی
واحدهای تجاری با بدهی های بالاتر دارای تضاد منافع بیشتری بین وام دهندگان و سهامدارانشان هستند. مسئله نمایندگی بین این دو گروه شامل توزیع بیش از حد سود بین سهامداران، تعویض دارائیها و سرمایه گذاری های نا کارآمد می شود. محافظه کاری بوجود آورنده محدودیتهای جدی یا قابل تأیید برای اطلاعات حسابداری مورد استفاده در قرارداهای بدهی می باشد، لذا باعث جلوگیری از انحراف انگیزه های منفعت طلبی در تخصیص منابع کاهش تخلفات در باز پرداخت بدهی ها می شود (واتز و زیمر من، 1986 ص 213 تا ص 215 همچنین واتز، 2003ص 2). این امر نشان می دهد که تقاضای قراردادی بالاتری برای محافظه کاری در واحدهای تجاری دارای اهرم مالی بیشتر وجود دارد. واحدهای تجاری درگیر با بحران های مالی به احتمال بیشتری دچار دعاوی حقوقی می شوند، و احتمال درماندگی مالی نیز با رشد بدهی ها افزایش می یابد، که خود نشان دهنده تقاضای دعاوی حقوقی بالاتری برای محافظه کاری در واحدهای تجاری با بدهی بیشتر است. به علاوه، واحدهای تجاری با بدهی بیشتر، به احتمال بیشتری واحدهای تجاری بالغی هستند که از معافیت مالیاتی بیشتر برخوردارند که خود دلیلی بر تقاضای مالیاتی بیشتر برای محافظه کاری در این واحدها می شود.
3-9-2 محافظه کاری و سودآوری شرکت
در تحقیقی از احمد و دوئلمن (2009) ارتباط بین محافظه کاری و سودآوری شرکت از لحاظ کنترل تصمیمات مدیریت مطرح شده است. طبق مبانی نظری این تحقیق، متون قبلی بیان داشتند که محافظه کاری بطوری بالقوه باعث کاهش هزینه های نمایندگی در ارتباط با تصمیمات سرمایه گذاری مدیران می شود. بویژه بال و شیواکومار (2005) نشان داده اند که اگر مدیریت بداند که زیانهای آتی از حیث زمانی زودتر مورد شناسایی قرار می گیرند، اولاً، با احتمال کمتری در پروژه های با خالص ارزش فعلی منفی سرمایه گذاری می نمایند و ثانیا، واکنش مناسبتری برای محدود نمودن زیان اقتصادی ناشی از سرمایه گذاری های با خالص ارزش فعلی منفی از خود نشان می دهند. در همین راستا، واتز (2003) نشان داد که محافظه کاری برای مدیریت و سهامداران در خصوص سرمایه گذاری های با خالص ارزش فعلی منفی، سیگنال به هنگام تری ارسال می نماید تا آنها واکنش مناسبی در این خصوص اعمال نمایند. تحقیقات قبلی نشان دهنده ارتباط مثبت میان محافظه کاری و قدرت نظارتی هیئت مدیره بوده است(بیکز و همکاران، 2004)، احمد و دوئلمن (2007)، گارسیا و همکاران (2009). لذا واحدهای تجاری با محافظه کاری بالاتر بایستی سودآوری بالاتر و جریان وجه نقد بیشتری داشته باشند. همچنین این واحد ها بهتر می توانند از عهده رویه های محافظه کارانه برآیند. بررسی موضوع از این دیدگاه (مفید بودن محافظه کاری در هدایت تصمیمات سرمایه گذاری مدیران) می تواند بینشی مناسب در خصوص خالص اثر محافظه کاری به همراه داشته باشد، چیزی که توسط نهادهای استاندارد گذار نیز مورد پیگیری است.
نقش اطلاعاتی محافظه کاری
بطور کلی در مورد محافظه کاری حسابداری، دو دیدگاه کاملا متفاوت وجود دارد.برخی از محققان، محافظه کاری را برای استفاده کنندگان و تحلیل گران صورت های مالی مفید و برای آن نقش اطلاعاتی قائلند. برخی دیگر از محققان نه تنها این نقش را قائل نمی شوند، بلکه آن را به ضرر تهیه کنندگان صورتهای مالی قلمداد می کنند. در این بخش دو دیدگاه متفاوت از سوی محققان حسابداری در باب محافظه کاری مطرح و تحقیقات تجربی موجود که از این دیدگاه ها پشتیبانی می کند نیز ارائه می شود.
دیدگاه اول: محافظه کاری نقش اطلاعاتی دارد.
طرفداران این دیدگاه برای محافظه کاری نقش اطلاعاتی قائلند. به اعتقاد آنها، محافظه کاری باعث افزایش مقدار اطلاعات گزارش شده در بازار های اوراق بهادار می گردد. این افزایش مقداری اطلاعات می تواند به سرمایه گذاران و سایر استفاده کنندگان صورتهای مالی برای تصمیم گیری های مناسب کمک کند. در واقع، این تئوری چندین مزیت اطلاعاتی برای محافظه کاری قائل است که به شرح زیر می باشند:
بهبود کیفیت اطلاعات: محافظه کاری می تواند در بهبود کیفیت اطلاعات ارائه شده از سوی مدیریت موثر واقع شود. در واقع تئوری نمایندگی اثبات می کند که مدیران برای افزایش منافع می کوشد تا اخبار بد مربوط به شرکت را پنهان و اخبار خوب را به سرعت گزارش کنند. این امر می تواند در کیفیت گزارشهای ارائه شده تاثیر منفی داشته باشد؛ اما محافظه کاری ممکن است با تعدیل اثرهای منفی این تلاشها، کیفیت گزارش های ارائه شده از سوی مدیریت را افزایش دهد وباعث شفافیت صورتهای مالی گردد (فرانسیس و دیگران، 2008).
کاهش منافع مدیریت سود برای مدیران: چن اثبات می کنند که محافظه کاری می تواند نقش موثری در کاهش منافع حاصل از مدیریت سود که توسط مدیران ارشد سازمان انجام می شود، بازی کند. محافظه کاری می تواند نوعی علامت دهی مدیران برای ارائه اطلاعات خصوصی باشد؛ مدیران به عنوان مسئولان تهیه اطلاعات مالی با وقوف کامل بر وضعیت شرکت و با برخورداری از سطح آگاهی بیشتری نسبت به استفاده کنندگان صورت های مالی، به طور بالقوه می کوشند که تصویرواحد تجاری را مطلوب نشان دهند. برای مثال ممکن است از طریق منظور نمودن هزینه های یک دوره به عنوان دارایی، باعث کاهش هزینه ها و گزارش سود بیشتر در صورتهای مالی شوند. بنابراین هدف چنین عملیاتی ارائه تصویر بهتری از تصویر واقعی شرکت در بین استفاده کنندگان صورتهای مالی است. انگیزه کسب سود و پاداش بیشتر مدیران و کسب منابع مالی از طریق افراد برون سازمانی برای شرکت، میتواند دلیل اصلی چنین رفتاری باشد (کردستانی و امیربیگی لنگرودی، 1387).
در واقع محافظه کاری میتواند باعث بهبود کیفیت اطلاعات و کاهش اثر نبود تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران مطلع و بی اطلاع گردد. محافظه کاری میتواند بر کیفیت سودهای گزارش شده تاثیر بگذارد. استفاده از رویه های محافظه کارانه در حسابداری باعث کاهش سود گزارش شده و افزایش کیفیت سود حسابداری می شود. و از آنجا که بسیاری از سرمایه گذاران بر مبنای سودهای گزارش شده تصمیم می گیرند، این امر میتواند برای سرمایه گذاران مفید باشد (پنمن و ژانگ، 2002). تحقیقات تجربی نیز نقش اطلاعاتی محافظه کاری را اثبات میکند؛ لافاند و واتز (2008) پی بردند که سرمایه گذاران خواستار اعمال محافظه کاری در هنگام ارزیابیها و و ارائه گزارشها هستند. آنها دلیل اصلی این تقاضا از طرف سرمایه گذاران را کاهش عدم تقارن اطلاعاتی میداند، که اعمال صحیح محافظه کاری به همراه دارد. محافظه کاری همچنین سازو کاری موثر برای کاهش هزینه های نمایندگی است و روشی برای معامله در شرایط نبود اطمینان است که باعث افزایش ارزش شرکت خواهد شد.
یکی دیگر از مسائلی که گویای نقش اطلاعاتی محافظه کاری و مفید بودن آن برای استفاده کنندگان اطلاعات مالی است، تاثیر آن بر کاهش تعارض در سیاستهای تقسیم سود بین سهامداران و دارندگان اوراق قرضه و کاهش هزینه تامین مالی است. پایبندی به رویه های محافظه کارانه و افزایش محافظه کاری، باعث کاهش تمایل مدیران به استقراض و در نتیجه کاهش هزینه های تامین مالی می شود. در فرایند عقد یک قرارداد بدهی، وام دهنده باریسک از دست دادن اصل سرمایه روبروست، از این رو از تمامی سازوکارهایی که بتواند این ر یسک را کاهش دهد استقبال می نماید که در واقع محافظه کاری همین سازوکار است (ژانگ 2008).
محافظه کاری با انتشار سریعتر اخبار بد میتواند به وام دهنده جهت کاهش میزان اعتبار شخص وام گیرنده کمک کند. و باعث کاهش ریسک از دست دادن اصل سرمایه شود. بنابر این، میتوان نتیجه گرفت که محافظه کاری برای وام دهندگان محتوای اطلاعاتی دارد و بسیار مفید است. ولی شاید این استنباط نادرست باشد که چون محافظه کاری برای وام دهندگان مفید است، برای وام گیرندگان زیان آفرین خواهد بود. در حقیقت اینگونه نیست و محافظه کاری برای هردوگروه دارای محتوای اطلاعاتی است. لذا می بایست وام گیرندگان را در منافع وام دهندگان شریک دانست. تحقیقات تجربی نیز این کارایی را تایید میکند. از جمله تحقیقاتی که موضوع آنها نقش اطلاعاتی محافظه کاری در قرادادهای بدهی است عبارتند از: (احمد و همکاران، 2002)، (واتز و زیمرمن، 1986)، (دوک هانت، 1990)، (بتی و وبر، 2003). تازه ترین نتایج تحقیقات ژانگ (2008) نشان میدهد که محافظه کاری نقش موثری در قراردادهای بدهی دارد و دارای منافع مشترک هم برای وام دهنده و هم برای وام گیرنده می باشد. بطور کلی میتوان چنین نتیجه گرفت که انتخاب رویه های حسابداری محافظه کارانه می تواند اعتبار نتایج گزارش شده حسابداری را افزایش دهد.این امر باعث میشود که سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان به شرکتهایی که حسابداری محافظه کارانه تری دارند، ضریب بیشتری نسبت به شرکتهایی که محافظه کاری کمتری دارند بدهند، و اعتماد بیشتری به این شرکتها داشته باشند (استوبر، 1996). از طرف دیگر، می توان محافظه کاری را به عنوان یک علامت اطلاعاتی از جانب مدیران تلقی کرد.مدیران هنگامی که با احتمال بروز مشکلات نقدینگی و مالی در آینده روبرو هستند، میتوانند با اعمال محافظه کاری بالاتر به نوعی به سرمایه گذاران و سایر استفاده کنندگان از صورتهای مالی، پیام بفرستند و مانع خوشبینی بیجای آنها در مورد وضعیت شرکت شوند.
لافوند و واتز (2007) نشان داده اند که هزینه های نمایندگی بوجود آمده به سبب اطلاعات شخصی مدیران محدود به قراردادهای پاداش و بدهی نیست. صورتهای مالی به جهت رفاه بیشتر مدیر تمایل دارند و حتی این محرکها به شیوه های دیگری نیز وجود دارند. قیمت سهام واحد تجاری، احتمال دارا بودن حق اختیار خرید توسط مدیر، پاداش غیررسمی تقریبا قطعی، ارزش حق تقدم سهام و منابعی که تحت کنترل هستند، همگی در صورتهای مالی منعکس می شوند. تابع نامتقارن زیان مدیر به او محرکهایی را برای بکارگیری اطلاعات خصوصی می دهد تا کوشش نماید که باعث انتقال ثروت سهامداران به خودش بشود و این امر توسط ارائه بیش از واقع عملکرد مالی و بالطبع قیمت سهام در طول تصدی گری وی در شرکت انجام می شود.