دانلود پایان نامه
تمامی این معیارها با تکیه بر اثر عدم تقارن محافظه کاری در شناسایی سودها و زیان ها می باشند(واتز 2003).
از جمله این محققان باسو (1997) محافظه کاری را به عنوان تمایل حسابداران جهت نیاز به درجه بالاتری از تایید پذیری برای شناسایی اخبار خوب در سود نسبت به اخبار بد تعریف کرد. باسو درواقع از دیدگاه صورت سود و زیان به تعریف محافظه کاری پرداخت و از رفتار نامتقارن سود نسبت به اخبار خوب و بد به عنوان محافظه کاری یاد نمود. او با استفاده از این تعریف به دنبال معیاری برای سنجش محافظه کاری بود و به منظور عملیاتی کردن معیار مربوطه بازده های مثبت و منفی سهام را جانشینی برای اخبار خوب و بد در نظر گرفت و در نتیجه این تعریف از محافظه کاری رابطه سود و بازده را در نظر می گیرد.
طی سالهای بعد از 1997 و به دنبال استفاده گسترده از معیار باسو در تحقیقات حسابداری برای سنجش محافظه کاری، محققان برآن شدند تا به بررسی بیشتری در مورد این معیار بپردازند. آنها طی بررسی رابطه بین این معیار و سایر معیارهای محافظه کاری بویژه نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری (MTB)، به یافته های جدیدی رسیدند و نسبت MTB را به عنوان معیاری برای سنجش محافظه کاری معرفی نمودند (کردستانی وایبربیگی، 1382).
این معیار با دیدگاه ترازنامه ای به ارزیابی محافظه کاری می پردازد. نتایج تحقیقات این محققان بیانگر رابطه وجود منفی بین این دو دسته از معیارها بود و از این رو با توجه به سابقه معیار MTB و سطح پذیرش عمومی این معیار از سوی محققان منجر به زیر سوال رفتن اعتبار معیار باسو شد (کردستانی و امیربیگی 1386).
1-7-2 معیارهای خالص دارایی ها
اگر چه ارزشهای بازار دارایی ها و بدهی ها که خالص داراییها را تشکیل می دهند در هر دوره تغییر می کنند، اما همه این تغییرات در حسابها و گزارشهای مالی منعکس نمی شود. بر اساس محافظه کاری، افزایش ارزش داراییها(سودها)یی که به اندازه کافی تایید پذیر نباشند ثبت نمی شود؛ در حالی که کاهش در ارزش داراییها(سودها) با همان درجه از تایید پذیری ثبت می شود. در نتیجه خالص داراییها کمتر از ارزش بازارشان ارائه می شوند. محققان برای برآورد این ارائه کمتر از واقع، از مدلهای ارزیابی سهام واحدهای تجاری و یا نسبت ارزش دفتری خالص داراییها به ارزش سهامشان استفاده میکنند(واتز2003 ص288).
بر اساس محافظه کاری، افزایش در ارزش دارایی هایی(سودهایی) که به اندازه کافی تا ییدپذیر نباشند، ثبت نمی شود، در حالی که کاهش در ارزش دارایی ها(سودها) با همان درجه از تاییدپذیری، ثبت می گردد. در نتیجه خالص دارایی ها کمتر از ارزش بازارشان ارائه می شوند. محققان برای برآورد این ارائه کمتر از واقع، از مدل های ارزیابی سهام واحدهای تجاری و یا نسبت ارزش دفتری خالص دارایی ها به ارزش بازار سهام استفاده می کنند. مدل های ارزیابی فلتهام و اولسون (1995) معمولاً برای برآورد ارزیابی کمتر از واقع خالص دارایی ها به کار برده می شود. این مدل ها شامل پارامترهایی است که درجه ای از ارائه کمتر از واقع دارایی های عملیاتی را بر پایه این فرض که استهلاک حسابداری بیشتر از استهلاک اقتصادی است، منعکس می کند. فلتهام و اولسون (1995) محافظه کاری را به صورت زیر تعریف می کنند :
Et : امید ریاضی یا میانگین.
Pt : ارزش بازار سهام در تاریخ t .
BVt : ارزش دفتری سهام در تاریخ t.
بر اساس این مدل، محافظه کاری بیانگر وجود تداوم در تفاوت بین ارزش بازار سهام و ارزش دفتری آن است. تفاوت بین ارزش دفتری و ارزش بازار سهام را معمولاً سرقفلی می نامند. سه منبع مهم برای سرقفلی وجود دارد که عبارتند از :
ارائه کمتر از واقع ارزش خالص دارایی های موجود.
وجود پروژه های دارای خالص ارزش فعلی مثبت.
وجود اختیارات واقعی یا فعالیت های سودآور آتی که شرکت ممکن است از آن ها برخوردار شود(پرایس، 2005).
2-7-2 معیارهای سود و اقلام تعهدی
محافظه کاری بیانگر این است که سودها پایدارتر از زیانها هستند؛ زیرا صورتهای مالی افزایش های تایید ناپذیر در ارزش داراییها(سودها) را به یکباره شناسایی نمی کنند، بلکه طی دوره های آتی و به هنگام ورود جریانهای نقدی ناشی از این افزایشها شناسایی می کنند. برای مثال اگر ارزش یک دارایی افزایش یابد از آنجا که انتظار می رود جریانهای نقدی آتی افزایش یابد، بنابراین سود را طی سالهای آتی و به ازای ورود جریانهای نقدی مربوطه شناسایی می کنند. این بدین معنی است که سودها گرایش به پایداری و تداوم بیشتری دارند. در مقابل زیانهایی که درجه تاییدپذیری آنها با سودها غیر قابل مقایسه است، درست در زمانی به وقوع می پیوندند، شناسایی شده بدون توجه به این که کاهش در جریانهای نقدی آتی آنها طی دوره های آتی تحمل شود. از آنجایی که به طور متوسط این زیانها در دوره های آتی قابل برگشت نیستند، پایداری و دوام این کاهش سودها احتمالا کمتر از افزایش سودهاست. از این رو کاهش سودها ناپایدارترند. این پایداری یا ناپایداری ها و تغییرات سود معیاری برای محافظه کاری فراهم می آورند و این رفتار نامتقارن محافظه کاری در قبال سودها و زیانها، عدم تقارنی را در اقلام تعهدی به وجود می آورند (واتز2003 ص290). گیولی و هاین (2000) چنین اظهار می کنند که محافظه کاری باعث کاهش سود گزارش شده انباشته در طول زمان می شود. آنها بیان می کنند که اندازه اقلام تعهدی انباشته شده در طول زمان یکی از معیارهای محافظه کاری است.شرکتهایی که در مرحله ثبات قرار دارند و هیچ گونه رشدی ندارند و همچنین از نظر استفاده از روشهای گوناگون حسابداری نیز بی تفاوت هستند، سودهایشان به جریانهای نقدی نزدیک می شود و اقلام تعهدی ادواری آنها نیز به سمت صفر می نماید( مثلا منظور نمودن ذخایر در شرکتها و در طول یک دوره بلندمدت نشانه ای از وجود محافظه کاری است). نرخ انباشتگی اقلام تعهدی منفی شاخصی از تغییر در میزان محافظه کاری در طول زمانی است(گیولی و هاین2000).
گیولی و هاین (2000) معتقدند که محافظه کاری باعث کاهش سود انباشته گزارش شده در طول زمان می شود. آن ها بیان می کنند که اندازه اقلام تعهدی انباشته شده در طول زمان، یکی از معیارهای محافظه کاری است. شرکت هایی که در مرحله ثبات قرار دارند و هیچ گونه رشدی ندارند و همچنین از نظر استفاده از روش های گوناگون حسابداری نیز بی تفاوت هستند، سودهایشان به جریان های نقدی نزدیک می شود و اقلام تعهدی ادواری آن ها نیز به سمت صفر میل می کند. ثبات اقلام تعهدی منفی (از قبیل منظور نمودن انواع ذخایر) در میان شرکت ها و در طول یک دوره بلند مدت، نشانه ای از وجود محافظه کاری است، نرخ انباشتگی اقلام تعهدی منفی شاخصی از تغییر در میزان محافظه کاری در طول زمان است (گیولی و هاین 2000).
3-7-2 معیارهای رابطه سود و بازده سهام
قیمت های بازار سهام تغییرات ارزش دارایی را طی دورانی که آن تغییرات رخ داده اند نشان می دهد. تغییرات فوق می تواند شامل زیان ها یا سودهایی در ارزش دارایی باشند. با توجه به مبانی محافظه کاری، شناسایی زیان های حسابداری بسیار به هنگام تر از سودها است، بدین ترتیب انتظار بر این است که زیان های حسابداری بیشتر از سودهای حسابداری با بازده های سهام تقارن زمانی داشته باشند(واتز، 2003).باسو (1997) با استفاده از این مبانی معیاری را تحت عنوان “عدم تقارن زمانی” برای محافظه کاری معرفی می کند.