دانلود پایان نامه

جمع اقلام تعهدی = ACC


سود خالص قبل از اقلام غیرمترقبه = NI
هزینههای استهلاک = DEP
جریان نقدی عملیاتی = CFO
اقلام تعهدی عملیاتی = OACC
حسابهای دریافتنی= AR
موجودیهای مواد و کالا = I
پیشپرداخت هزینهها = PE
حسابهای پرداختنی = AP
مالیاتهای پرداختنی = TP
اقلام تعهدی غیرعملیاتی = NOACC
این معیار، توسط پائیک و دیگران (2007)، گیولی و دیگران (2007) و نیز باتاچاریا و دیگران (2003) استفاده شده است.
گیولی و هاین (2000) به پیروی از بیور و رایان (2000)، از نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری خالص دارییها نیز استفاده کردند. بیور و رایان (2000) بیان میدارند که غیرممکن است نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری خالص داراییها برابر یک باشد. از نظر آنها، اختلاف ارزشهای بازار و دفتری را میتوان به دو بخش دائمی و موقت تقسیم کرد. هر دو بخش به نوعی از اعمال محافظهکاری سرچشمه میگیرند. بخش دائمی، ناشی از اعمال رویههای محافظهکارانه برای اندازهگیری و شناخت اولیهی اقلام در صورتهای مالی است. به سبب وجود این رویههای محافظهکارانه، ارزشهای دفتری همواره کمتر از ارزشهای بازار هستند. از جمله این رویهها، میتوان به شناسایی مخارج تحقیق و توسعه به عنوان هزینه و نه یک دارایی، اشاره کرد. در حالی که بازار به منافع آینده این گونه مخارج ارزشهایی را اختصاص میدهد، ترازنامهی واحد تجاری به انعکاس آنها نمیپردازد. بخش موقت نیز ناشی از برخوردهای محافظهکارانه در دورههایی پس از شناخت اولیهی اقلام دارایی و بدهی است. در دورههای مزبور، با در دسترس قرار گرفتن اطلاعات جدید زیانها و کاهش ارزشها به سرعت شناسایی میشوند، ولی افزایش ارزشها منعکس نمیشود. در واقع، شناسایی افزایش ارزش خالص داراییها به آینده موکول میشود. بدین ترتیب و تا زمانی که شواهد قابل اتکایی از افزایش ارزش خالص داراییها فراهم شود، ارزش دفتری خالص داراییها از ارزش بازار آنها کمتر خواهد بود. با در دسترس قرار گرفتن شواهد مزبور و انعکاس افزایش ارزش در مبالغ دفتری، اختلاف بین ارزشهای بازار و ارزشهای دفتری به کمترین مقدار ممکن خواهد رسید. بیور و رایان (2000) در ابتدا بخشهای موقت و دائمی را به ترتیب تأخیر و سوگیری حسابداری نامیدند و سپس در سال 2005، دو اصطلاح محافظهکاری شرطی و غیرشرطی را برای اشاره به بخشهای موقت و دائمی به کار گرفتند.
خان و واتز (2007) از دیگر پژوهشگرانی هستند که به ابداع روشی برای اندازهگیری محافظهکاری پرداختهاند. از نظر آنها، محافظهکاری تابعی است از میزان اهرم، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری خالص داراییها و اندازهی واحد تجاری. برای محاسبه میزان محافظهکاری اعمال شده در صورتهای مالی یک شرکت در یک سال خاص، آنها سه متغیر پیش گفته را در مدل باسو (1997) جایگزین کرده و مدل مزبور را برای هر سال تخمین میزنند. سپس با کمک سه متغیر مزبور و با استفاده از ضرایب حاصل از تخمین سالانه مدل، به محاسبهی شاخصی کمّی برای محافظهکاری میپردازند. مقادیر بالاتر این شاخص، نشانگر سطوح بالاتر محافظهکاری هستند. مدلهای استفاده شده توسط خان و واتز (2007)، به شرح ذیل میباشند.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد با موضوع نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری، شرکت های پذیرفته شده

سایر مفاهیم مرتبط با محافظه کاری
1-9-2 محافظه کاری و سود حسابداری