دانلود پایان نامه
2-2-2- استراتژی حل مسأله
جان و باری معتقد هستند که حل مسأله یک مهارت است و هم چون مهارت های دیگر یاد گرفته می شود، حل مسأله یک مهارت است بسیاری از اشخاص آن را یاد نمیگیرند؛ زیرا این مهارت بخشی از اکثر برنامههای آموزشی رسمی نیست. شیوهی هر شخص برای حل مسأله میتواند توسط فرضیاتی که در مورد آن وجود دارد. محدود شود و یا به بیراهه رود، فرضیاتی که ممکن است غیر ضروری و یا غلط باشند در این جا برخی از استراتژیهای سودمند برای بیان فرضیات صریح ارائه شده است، که مشکل را به خوبی حل میکند (ساتی ، 2013؛ ترجمه عزیزی و نقدی، 1392: 98).
1 – جستجوی تناقض
پس از طرح یک نظریه، به دنبال راههایی باشید که منطقیاند اما با هم تناقض دارند. برای مثال وقتی اتومبیل شما روشن نمیشود ممکن است، با خود فکر کنید که باطری آن خالی شده است. شاید این باطری قبل از این خالی شده و به یک باطری نو نیاز باشد. اما اگر چراغهای جلو روشن شود و رادیو کار کند، در این جا تناقض پدید آمده و نظریه قبلی شما رد میشود.
2 – بررسی بدترین وضعیت
در حالی که به یک راه حل بالقوه میاندیشید تصور کنید در هر مرحله بدترین وضعیت پدید آید، سپس تصور کنید که این وضعیت به چه صورت خواهد بود، اگر با فرضیاتی منطقی، چنین وضعیتی امکانپذیر باشد در این صورت راهی را که انتخاب کردهاید رد میشود. فرض کنید به دنبال کار جدید میگردید و کالیفرنیای جنوبی را بهترین مکان برای انتخاب شغل میدانید. بدترین وضعیت ممکن چه خواهد بود؟ خوب ممکن است زلزلهای رخ دهد اگر فکر میکنید این حادثه بر اثر فرضیات منطقی رخ خواهد داد در این صورت باید شما جای دیگری را برای کار انتخاب کنید.
3 – پیشبینی کردن
درستی فرضیات اساسی را میتوان با پیشبینیهایی که بر اساس آن فرضیات است، ثابت کرد دانشمندان اغلب فرضیات نظری خود را از راه تجارب فکری آزمایش میکنند، که شامل پیشبینی میشود، آلبرت انشتین سعی کرد پیشبینی کند که اگر اتومبیل با سرعت نور حرکت کند ساعت از نظر شخص به چه صورت خواهد بود. وی تصویر را برای ساعت خواهد دید و همواره فکر میکند که ساعت یک زمان را نشان می دهد. این پیش بینیهای غیرمنطقی به انشتین کمک کرد که نادرستی این فرضیه صریح را که زمان مطلق است، تشخیص دهد و در نتیجه بر اساس درک نسبی زمان به فرمول دیگر بیندیشد.
4 – انتقاد کردن
استراتژی نهایی برای آزمایش فرضیات این است که از دیگران بخواهیم انتقاد کنند. بسیاری از اشخاص که در صدد حل مسألهای هستند، از این مرحله اجتناب میکنند، زیرا برای آنان خاطره تلخی به جای می گذارد و حتی سبب شرمساری آنان میشود. اما شخص نباید نسبت به انتقاد حساسیت نشان دهد و باید آن را بپذیرد، تا حقیقت معلوم شود. استفاده از گروهی از همکاران مورد اعتماد و دلسوز که برخوردی موثر و مفید دارند، بسیار سودمند است. برخورد مناسب همکار هنگامی که از او خواسته میشود انتقاد کند بسیار مهم است (همان: 38).
2-2-3- فنون مسأله پژوهی
وقتی یادگیرنده با مسأله روبرو میشود ممکن است راه حل آمادهای از قبل برای آن یاد گرفته باشد که در آن صورت بلافاصله آنرا بکار میگیرد و مسأله را حل میکند. در چنین حالتی نباید گفت که یادگیرنده با مسأله روبرو شده چون طبق تعریف، مسأله به موقعیتی گفته میشود که یادگیرنده برای آن جواب از قبل آمادهای در اختیار ندارد، چنان چه راه حل آماده از پیش موجود نباشد در آن صورت باید به جستجوی یک راه حل مناسب بپردازد ( سیف، 1389: 52).
برای تدوین راه حل مسأله پژوهش گران دو راه حل ارائه دادهاند:
الف-روش تصادفی: در کاوش تصادفی فقط بخت و احتمال است که در دست یابی به هدف نقش تعیین کننده دارد، مانند گربه ثرندایک . روش کاوش تصادفی سادهترین، ولی ناکارآمدترین روش حل مسأله است. کاوش تصادفی بدون اطلاع از این که کدام راه برای رسیدن به هدف مطلوبتر است انجام میگیرد. کاوش برای یافتن هواپیمای ساقط شده در یکی از 144 شهرک، بدون هر گونه برنامه ریزی و یا راهبردی، پژوهش تصادفی است. پژوهشهای تصادفی به جز زمانی که فضای مسأله خیلی کوچک است تقریباً در هیچ مسألهای کارایی ندارد. با وجود این بسیار از دانشآموزان و آموزگاران این روش را به کار میگیرند ( گلاور و برونینک، 2009؛ ترجمه خرازی، 1388: 342).
ب-روش اکتشافی: پژوهش اکتشافی را روشی میداند که حلال مسأله در آن از اطلاعات موجود خود برای یافتن مسیرهایی که احتمال بیشتری برای رسیدن به هدف دارد استفاده میکند. اطلاعات موجود از مسیر احتمالی هواپیما، آخرین مکالمات رادیویی و گزارش شهروندان ممکن است در تبدیل پژوهش تصادفی به پژوهش اکتشافی به ما کمک کند. سه نوع رهیافت اکتشافی وجود دارد (سیف،1389: 387).
1-رهیافت تقریبی: پژوهشهای تقریبی شامل اقداماتی است که به حلال مسأله این امکان را میدهد که با استفاده از تقریب به حل مسأله نزدیک و نزدیکتر شود. نوعی از پژوهش تقریبی «گرم و سرد» نام دارد. گرم و سرد نام یک بازی است که در آن شئ مخفی شده پژوهش کنندهی شیء و ناظری وجود دارد که از محل شیء با اطلاع است. وقتی جستجو کنندهی شیء نزدیکتر میشود ناظر فریاد میزند گرمتر و وقتی دور میشود می گوید سردتر.
2-رهیافت تقریبی تحلیل وسیله – هدف: هدف که شبیه روش سرد و گرم است ولی یک تفاوت مهم دارد. در روش گرم و سرد، فقط از یک راه برای رسیدن به هدف استفاده میشود مثل تغییر روشهای تدریس. در روش تحلیل وسیله – هدف باید بین روشهای مختلف و یا وسایل رسیدن به هدف انتخاب کرد. در روش تحلیل وسیله – هدف، مسأله به اجزای تشکیل دهنده و یا خرده مسألهها تقسیم و آن گاه هر نوع وسیلهای که برای حل خرده مسأله یا هدفهای ریز شده در اختیار باشد به کار گرفته میشود. هر یک از خرده مسألهها که حل شود.
حلال مسأله با پایان کار یا هدفهای کاربردی مورد نظر خود نزدیکتر میشود. مثلاً یک دانشجو شیمی که میخواهد یک مادهی نامعلوم را شناسایی کند از روش تحلیل وسیله – هدف استفاده میکند. دانشجو مزبور میتواند از معرفها و تحلیل طیف نگار، آزمایش جذب نور و آزمایش اشتغال پذیری ماده استفاده کند معمولاً این روش ها در ادامه آزمایشهایی به کار میرود که خود بر اساس نتایج آزمایشهای قبلی استوار است ( گلاور و برونینک، 2009؛ ترجمه خرازی، 1388: 321).
3-تطبیق الگو: تطبیق الگو عبارت از بررسی یک مسأله، تشخیص آن و جای دادن آن در جایی از حافظه است که هم سنخ آن الگو باشد به بیان دیگر حلال مسأله از خود میپرسد که «آیا من قبلاً در وضعیت مشابهی قرار داشتهام آیا من میتوانستم راه حلی را که قبلاً یاد گرفتهام در این موقعیت نیز به کار گیرم؟» مثال روش رهیافت های تطبیق الگو را میتوان در بازی شطرنج ملاحظه کرد ( گلاور و برونینک، 2009؛ ترجمه خرازی، 1388: 406).
. سایمون و همکاران او توانایی تطبیق الگو را در افراد نوآموز و بازیکنان ماهر شطرنج مقایسه کردند.
آن ها به این نتیجه رسیدند که یک تفاوت مهم بین ایشان وجود دارد و آن این که افراد ماهر هزاران طرح از صفحه شطرنج را در حافظه خود ذخیره دارند. در حالی که افراد نوآموز تعداد کمتری طرح در ذهن خود دارند. معلمان نیز میتوانند شیوهی تطبیق الگوها برای حل مسأله را در کلاس درس به کار گیرند. تجارب معلمان در تدریس و نیز مطالعه و کار فوقالعاده در کلاس درس به ایشان کمک میکند تا مسائل مختلف آموزش و پرورش و راه حل آن ها را تشخیص دهند وقتی مسأله جدیدی پدید میآید مثلاً دانشآموزی یاد نمیگیرد و یا درس را رها میکند تطبیق الگو ممکن است روش مناسبی برای یافتن راه حل احتمالی باشد (همان: 325).
2-2-4- دیدگاه های مطرح شده در زمینه حل مسأله
سه دیدگاه تاریخی برای بررسی مبحث حل مسأله شامل دیدگاه ثورندایک، دیویی و کهلر ( پایه گذار مکتب گشتالت) وجود دارد که در ادامه به معرفی این سه دیدگاه پرداخته می شود.
رهیافت کوشش و خطای ثورندایک برای حل مسأله