دانلود پایان نامه

_بین تحصیلات دانشگاهی و آگاهی سیاسی زنان شهر گرمی رابطه وجود دارد .
– میان استفاده از رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی و آگاهی سیاسی زنان شهر گرمی رابطه وجود دارد.
– بین اشتغال زنان در بیرون از خانه و میزان اگاهی سیاسی آنان رابطه وجود دارد.
– بین ارتباط با گروه همسالان و میزان آگاهی سیاسی زنان شهر گرمی رابطه وجود دارد.
تعاریف مفهومی و عملیاتی
آگاهی سیاسی
منظور از آگاهی سیاسی آگاهی ها، اطلاعات و دانسته های شهروندان درباره مفاهیمی مانند دولت، ملت، سیاست، حکومت، قدرت، اقتدار، مشروعیت، نفوذ سیاسی و غیره است که آنها را هرچه بیشتر برای احراز شأن شهروندی در جامعه ای مردم سالار آماده سازد(فلاح،1386).در این پژوهش میزان آگاهی سیاسی با استفاده از پرسشنامه که محقق ساخته ارزیابی خواهد شد .
عوامل اجتماعی
به مجموعه عوامل (فرهنگی،قومی، سیاسی، و منطقه ای) که باعث ایجاد تفاوت در زندگی وفعالیت روزمره شخص میشود به طوری که کاستی یا افزایش آن به نحوی باعث اختلال در زندگی فرد شود ،عوامل تاثیر گذار اجتماعی نامیده میشود(محرمی،1388).
فصل دوم
ادبیات نظری تحقیق
مقدمه
اگر دموکراسی حکومت مردم، توسط مردم و برای مردم است. پس مردم چگونه شامل پروسۀ سیاسی می شوند؟ یعنی مردم چگونه شامل فعالیت های سیاسی شده و از طریق این فعالیت ها حکومت را انتخاب کرده و فعالیت های حکومت را به نفع خود اداره نموده و بر تصامیم و امور حکومت نظارت می کنند؟
مردمی دموکراسی را خلق می کنند که اولاً از آگاهی لازم سیاسی برخوردار باشند، و ثانیاً در برابر سرنوشت سیاسی خویش احساس مسئولیت کنند؛ یعنی دیموکراسی روی آگاهی و مسوولیت پذیری سیاسی مردم استوار است. مسوولیت پذیری سیاسی مردم به نوبۀ خود و آگاهی سیاسی مردم خلق می شود. مردم وقتی بدانند که اگر بر حکومت نظارت نشود، حکومت بر ضد منافع مردم تبدیل شد، مردم حکومت را محکوم نخواهند کرد، بلکه متوجه این نکته خواهد شد که آنها خود کاری برای حقوق و آزادی شان نمی کنند. چرا حکومت های استبدادی از زبان قدرت و سلاح و زندان و اعدام با مردم سخن می گویند؟ چون هر مستبدی که در راس قدرت سیاسی می آید، می داند که مردم منبع اصلی قدرت اند و قدرت واقعی در قاعدۀ جامعه است. جنگ حکومت های استبدادی با مردم، برای خنثا کردن قدرت مردم در قاعدۀ جامعه است. حکومت زمانی از مردم بوده میتواند که حقوق و آزادی های مردم را حفاظت کند و این کار نقش و مسوولیت اساسی حکومت است؛ اما وقتی حکومت توسط مردم نظارت نشود، حکومت بر خلاف وظایف و مسوولیت خود، حقوق و آزادی ها را از مردم می گیرد.آگاهی سیاسی قدرت بالقوۀ مردم را به قدرت بالفعل تبدیل می کند. مردم نا آگاه از لحاظ سیاسی، قدرت دارند، اما این قدرت راکد است و به کار نمی افتد. آگاهی سیاسی مردم، مجرایی را برای به جریان افتیدن قدرت مردم باز می کند. سوال اساسی برای تعلیم و تربیۀ دیموکراتیک این است که چگونه برای مردم آگاهی سیاسی داده شود؟ چگونه مردم ساکت و مسوولیت گریز و غیر فعال با آگاهی سیاسی به مردم صاحب آواز، مسوولیت پذیر و فعال تبدیل خواهند شد؟نکته ای را که اکثراً مبارزین سیاسی در ایران یا درک نکردند و یا اگر درک کردند بدان توجه ننمودند، تفاوت درد های اجتماعی با آگاهی سیاسی مردم است. آیدیالوژی اندیشان فکر می کردند که باید از درد های مردم بگویند، از مظالمی که حکومت بر مردم تحمیل می کند، پرده بردارند و بدین طریق از آیدیال هایی چون عدالت و آزادی و برادری و رفاه اجتماعی و غیره برای مردم حرف بزنند؛  اما توجه نشد که مردم مثل آنها هم درد های اجتماعی شان را حس می کنند، هم مظالم حکومت را ناظر اند و هم آیدیال های مشترک با سیاستمداران دارند. مردم کتلۀ بی جان نیستند ، مردم احساس دارند و از همه با اهمیت تر که مردم قضاوت سالم دارند و با واقع نگری به قضایا می نگردند. اکنون به اثبات رسیده است که جریان های آیدیالوژیک از واقع نگری و پراگماتیسم دور بوده، اما مردم به شکل طبیعی واقع نگر و پراگماتیست اند و به همین علت قضاوت مردم نسبت به آیدیالوژی اندیشان ، قضاوتی آرام تر و واقعی تر است.
از دیدگاه اسلام، ضرورت مبارزه با استکبار امری غیرقابل انکار و تردید ناپذیر است. تاریخ گواه آن است که انبیاء الهی و ائمه معصومین (ع) با قدرتهای مستکبر زمان خویش مبارزه کرده اند و شماری از آن بزرگان در این راه سر و جان باخته و یا حبس و تبعید و محرومیت کشیده اند.آگاهی، شناخت و هوشیاری اولین گام برای تحقق مبارزه جانانه و پاکبازانه است. حضرت امام خمینی (ره) پیروزی مسلمانان بر مستکبر زمان، آمریکا را متوقف بر بیداری و آگاهی دانسته، می فرماید: «من ان شاء الله امیدوارم که همه مسلمین بیدار شوند و توجه بکنند به اینکه اگر چنانچه جلوی آمریکا و این مهره های آمریکا که برای خاطر آمریکا و منافع او به اسلام صدمه وارد می کنند، مثل اسرائیل، مثل صدام، ان شاء الله مردم بیدار شوند و بفهمند که اگر به اینها مهلت داده شود، همه مسلمین به تباهی کشیده خواهند شد».در تاریخ ملتها نیز همواره یکی از عوامل شکست، عدم شناخت کافی از دشمن بوده است که در نتیجه دشمن ناگهان با اغتنام فرصت، در لحظه مناسب ضربه را وارد کرده است. مقام معظم رهبری درباره ضرورت آگاهی سیاسی مردم می فرماید: «یکی از خطوط ظریف موضع خود را شناختن و در او قرار گرفتن و هوشیاری سیاسی و شم سیاسی و قدرت تحلیل سیاسی داشتن به دور از ورود به دسته بندی های سیاسی شدن است». همچنین ایشان می فرمایند: «تحلیل سیاسی به شکل صحیح و پروراننده ذهن یک چیز بسیار مهمی است. ذهن باید پروریده شود. دوران دشوار هر انقلاب آن دورانی است که حق و باطل در او ممزوج شود».در عصر حاضر، تحولات سیاسی نظام بین الملل بیانگر آن است که آمریکای مستکبر در روند هژمونیک گرایی نوین قرار گرفته است. این امر شاخص هایی از یکجانبه گرایی، نظامی گری و جنگ روانی را در خود دارد. از این رو شناخت سیاست های آمریکا در برخورد با نظام بین الملل و نظام جمهوری اسلامی ایران، همچنین تبیین خطرات پنهان و آشکار آمریکا امری ضروری است. امروز آمریکایی ها شمشیرها را از رو بسته اند و با دخالت آشکار در امور داخلی ایران و طراحی توطئه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی و نظامی، به دنبال فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران، اعاده نفوذ و احیای تسلط مجدد همه جانبه خود بر مقدرات ملت ایران و خاموش کردن این منبع الهام بخش و الگوی خیزش اسلامی علیه ظلم و استبداد و استکبار در جهان اسلام و بلکه در کل دنیای استضعاف است.بدون تردید، شکل گیری انقلاب اسلامی، جریان جدیدی را در عرصه سیاسی در سطح بین المللی ایجاد کرد که حوادث، برخوردها، قطب بندی های بعدی را تا حدود زیادی رقم زد و در معاملات و تعارضات بین المللی آینده نیز نقش آفرین شد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیز تمایل دیرین آمریکا را برای تبدیل شدن به یک امپراتوری جهانی، بیشتر ساخت و سودای حاکمیت بلامنازع بر جهان را در ذهن ساکنان کاخ سفید پروراند. از این رو آنان با تاکید بر دو قدرت سخت افزاری و نرم افزاری خود ساختاری جدید با عنوان نظم نوین جهانی را برای جهان ترسیم کردند. آمریکا در عرصه نرم افزاری با تکیه بر قدرت رسانه ای و تبلیغاتی خود درصدد شکل دهی افکار عمومی مردم جهان است و از این طریق تلاش روزافزونی برای جهانی سازی ارزشهای آمریکایی در عرصه فرهنگ، دموکراتیزه کردن نظامهای سیاسی و ترسیم ساختار اقتصادی کشورها بر اساس کاپیتالیسم صورت می دهد تا تنها ارزشهای جاری و معتبر در جهان ارزشهای آمریکایی باشد. آمریکا برای این منظور به شیوه های جنگ روانی علیه دشمنان خود بویژه انقلاب اسلامی که منشاء اصلی ترین جریان ضد آمریکایی در عصر حاضر است، متوسل شده است. این کشور در کنار به کارگیری قدرت نرم افزاری از قدرت سخت افزاری خود نیز استفاده می نماید و برای این منظور استراتژی نظامی خود در دوران جنگ سرد را متناسب با نبرد نامتقارن فعلی تغییر داده و به عراق و ایران حمله ور شده و آن دو را به پایگاههای بزرگ خود تبدیل نموده است. در این میان موضوع چگونگی تعامل و برخورد با ایران به عنوان مهمترین کشور خاورمیانه دغدغه اصلی دولتمردان آمریکا را تشکیل می دهد. زیرا خاورمیانه دغدغه اصلی دولتمردان آمریکا را تشکیل می دهد. زیرا خاورمیانه در حقیقت محوری ترین و حساس ترین نقطه جهان برای استقرار نظم نوین جهانی ایالات متحده محسوب می شود. با توجه به توضیحات فوق درصدد هستیم در یادداشتهایی با عنوان کلی «بصیرت سیاسی»، شناختی کلی از طرحها و توطئه های آمریکا علیه ایران ارائه دهیم تا از این طریق در ارتقا و بالابردن آگاهی سیاسی اقشار مختلف مردم خصوصاً جوانان، تاثیرگذار بوده باشیم.
یکی از حوزه های فعالیت بشری که مستلزم تصمیم گیری و انتخاب می باشد، مشارکت سیاسی است. مشارکت سیاسی فعالیت های ارادی و داوطلبانه ای است که از طریق آن اعضای یک جامعه در امور محله، شهر و روستای خود شرکت می کنند و بصورت مستقیم و غیر مستقیم در شکل دادن حیات اجتماعی و سیاسی سهیم می شوند (اطاعت، 1376 :ص 47). «مشارکت سیاسی را میتوان به مثابه مجموعه ای از فعالیتها و اعمال تعریف کرد که« شهروندان خصوصی » به وسیله آن اعمال، در جستجوی نفوذ یا حمایت از حکومت و سیاست خاصی هستند». (فیرحی، 1377 :ص 44 ) درحقیقت مشارکت سیاسی عبارت است از دخالت واقعی مردم در سرنوشت جامعه خویش به دور از هرگونه تهدیدات سیاسی و شغلی و یا انتظارات مادی و مقامی(فرصت طلبی و تطمیع) به گونه ایکه تأثیر تعیین کننده ای در سرنوشت آنها داشته باشد (تبریز نیا، 1371 :ص 14 ). در ادبیات سیاسی معاصر، آنچه حکومتهای مردمی را از دیگر انواع حکومتها متمایز میکند، مشارکت فعال مردم در سطوح گوناگون تصمیمگیری و سیاستگذاری درباره ی سرنوشت خود میباشد. دربارهی حکومت مردمسالار، گفته شده که حکومتی است از مردم، برای مردم و به وسیله ی مردم (عالم، 1368 : ص203) .
دین مقدس اسلام به دلیل ضرورت و اهمیت مشارکت و همبستگی مردم آن را مورد توجه قرار داده و در متون اسلامی می توان توصیه های فراوانی ای » : را در این باره یافت. امام علی(ع) می فرماید مردم مصر، نگویید ما سرپرستی چون مالک و امامی چون علی داریم، اگر در صحنه حاضر نباشید، شکست می خورید، ما در حال نبرد و جنگ با باطل هستیم، جامعه ای که در خواب باشد، دشمن بیدارش او را رها نمی کند».( نهج البلاغه، نامه 62 ).
مشارکت سیاسی کامل ونیل به توسعه سیاسی، بدون دخالت و شرکت نیمی از ملت(زنان) در سرنوشت خود، قابل دسترسی نیست. زنان نیمی از پیکره اجتماع انسانی را تشکیل می دهند که از دیر باز جایگاه، نقش و تأثیرگذاری آنان در خانواده و اجتماع محل بحث بوده است؛ قدر مسلم آن است که، زنان علاوه بر وظایف خانوادگی، وظایف اجتماعی نیز دارند در اسلام مسؤولیت زن مانند مرد است و به همین سبب خطابهای قرآن کریم به گونه ای است که هم زن و هم مرد را شامل می شود.(مدرسی، 1380 :ص42)
تعلیم و تعلم در پرتو حضور اجتماعی محقق می شود، در پرتو حضور اجتماعی زمینه خدمت به همنوعان که نوعی کمال است فراهم می گردد. در پرتو مشارکت اجتماعی فهم سیاسی و آگاهی از زمان که یکی از آگاهی های لازم برای هر انسان است محقق می گردد.
در سایه فعالیت اجتماعی وظیفه امر به معروف و نهی از منکر عملی می گردد و در سایه همین مشارکت ارشاد جاهل که یک وظیفه انسانی است ادا می گردد. چنان که جهاد و هجرت نیز با همین مشارکت حاصل است. از این رو یکی از انگیزه های دعوت به حیات اجتماعی زنان، بالا رفتن شخصیت علمی، معنوی و اجتماعی آنان است که بدون آن دست یافتنی نیست : و یا با دشواری همراه است (مهریزی، 1381ص 81 .). همچنین در اندیشه سیاسى امام خمینی(ره) دین و سیاست یک مجموعه به هم پیوسته و غیر قابل تفکیک است، بنابراین دخالت در امر سیاست براى مسلمانان، ضرورت دینى شمرده می شود. بر زنان نیز تکلیف است در صحنه هاى سیاسى همواره حضور فعال داشته باشند. امام خمینى از بانوان ایران مى خواهد همان گونه که در مبارزات ضد رژیم فعالانه شرکت داشته اند، در دوران تثبیت و توسعه سیاسى نظام اسلامى نیز فعالیتهاى سیاسى خود را بیشتر کنند: «امور سیاسی مخصوص یک طبقه نیست. ..، زن هاهم باید دخالت کنند و جامعه را حفظ کند. زنها هم باید در فعالیتهاى اجتماعى و سیاسى همدوش مردها باشند». (صحیفه امام، ج 18 ص 403).
تعریف و سنخ شناسی فرهنگ سیاسی
تعاریف متعددی از فرهنگ سیاسی شده است که تقریباً همگی آنها به جهت گیری نسبت به ساختار و نظام سیاسی اشاره کرده اند. ((فرهنگ سیاسی بر این فرض استوار است که نگرشها، احساسات و ادراکات حاکم بر رفتار سیاسی در هر جامعه، انبوهی از امور صرفاً تصادفی نیستند، بلکه نمایانگر الگوهای سازگاری هستند که با هم تناسب داشته و متقابلاً یکدیگر را تقویت می کنند.)) (محمدی،1379 :39) به عبارتی فرهنگ سیاسی((زمینه عمل سیاسی را در یک جامعه برای شهروندان آن جامعه برقرار می سازد)) (رضایی ،1387، 13).